گفت و گو با علی مطهری چهره سال مجلس

۱۴۰۰/۰۴/۲۸ ۱۴:۵۲:۵۲


سالنامه اعتماد - احسان بداغی : علی مطهری خیلی پیش از اینها ستاره شده بود , سال 93 برای او مثل موعد یک تورنمنت بزرگ برای یک ورزشکار بود , مثل جام جهانی برای یک فوتبالیست ؛ زمینی مهیا برای نشان دادن همه انچه در چنته دارد .

مطهری سال 93 هرگاه زبان به سخن گشود ، خبرساز شد , او در میان سیاسیون فقط شبیه خودش است ؛ بازیگری که هم می‌تواند رد بال رسات جلو برود و هم از سمت چپ نفوذ کند , یک بار می‌تواند بر سر موضوعاتی چون حجاب شبیه جبهه پایداری شود و هم توانش را دارد که بر سر مسائل سیاسی منتهاالیه اصلاح‌طلبی را هم جا بگذارد .

خودش اما می‌گوید راه واقعی‌اش در میانه زمین است , نماینده ای که زمانی در فهرست سرخست‌ترین هواداران محمود احمدی‌نژاد پا به بهارستان گذاشت حالا دلی خیلی از اصلاح‌طلبان را برده است , خیلی‌ها هم هنوز او را قدری متناقض می‌دانند .

مطهری خیلی روایت واقعی خودش را اشکار نکرده است ، روایتی که شاید اگر کامل گفته شود دیگر اینقدرها هم متناقض به نظر نرسد ؛ روایتی از اینکه چطور برچسب اصولگرایی به او چسبید ، روایتی از مواضع فرهنگی‌اش و از اعتراضات سیاسی کم نظیرش , گفت و گوی پیش رو هرچند نهایتا کوتاه و مختصر شد اما قدری از این روایت را روشن می‌کند , اینکه مطهری حتی در دوران اصلاحات هم در ان مواضع فرهنگی که رسانه‌های اصولگرا هرازچندگاهی از او منتشر می‌کردند ، خلاصه نشده بود .

زمانی که خودش می‌گوید مجال گفتن مواضع سیاسی‌اش در ستایش از فضای باز سیاسی و ازادی بیان برایش مهیا نشد , چنین فضایی بود که نهایتا باعث شد تا تصویری اصولگرا از او در ذهن جامعه نقش ببندد ؛ تصویری که حالا می‌گوید دیگران برای او ساخته‌اند , به نظر خودتان علی مطهری از کی علی مطهری شد و در منظر افکار عمومی صرفا فرزند شهید مطهری نبود ؟ فکر نمی‌کنم علی مطهری چیزی شده باشد که شما این سوال را مطرح می‌کنید .

در عین حال پاسخ این گونه سوال‌ها یک مقدار مستلزم تعریف از خود است , می خواهم ببینم ذهنیت خودتان در این باره چیست ؟ شاید بهتر باشد دیگران این سوال را پاسخ بدهند , اما من خودم فکر می‌کنم همیشه مردم وقتی احساس کنند فردی به اصطلاح عرف از خودش وجود دارد و می‌تواند گاهی برخلاف فضای غالب براجتماع حرکت کند ، او را فرد مستقلی می‌دانند .

هرچند فرزند شخصیت بزرگی باشد اما برای خود او هم در ذات خودش یک شخصیت قایل می‌شوند , به جای اینکه بگویند فرزند فلان کس است ، روی خود او حساب باز می‌کنند , یکی از دوستان به شوخی می‌گفت کم کم دارد طوری می‌شود که به جای اینکه بگویند علی مطهری فرزند شهید مطهری ، خواهند گفت شهید مطهری پدر علی مطهری .

از این وضعیت راضی هستید ؟ چقدر برای تان اهمیت دارد در جامعه محبوب باشید ؟ هرکسی به سابقه فطرت الهی خودش دوست دارد در بین مردم محبوب باشد و این چیز بدی نیست , محبوبیت را همه دوست دارند ، یک خلق مذموم نیست ولی اگر این موضوع بخواهد هدف باشد و محبوبیت بخواهد ارمان بشود ، امر مذمومی خواهدبود , اگر روش انسان این باشد که به وظیفه‌اش عمل کند و در این بین محبوب هم بشود ، چه اشکالی دارد ؟ چقدر این محبوبیت برای تان اهمیت دارد ؟ زیاد اهمیت ندارد .

زمانی که به من حملاتی می‌شود ، خصوصا در برخی رسانه‌ها و سایت‌ها یا مثل ان حمله ای که در مجلس به من شد ، خیلی اینها را جدی نمی‌گیرم , یک جمله ای از شهید مطهری هست که می‌گویند مصلح واقعی کسی است که در مقابل توهین هایی که به شخص او می‌شود ، کرخ و بی حس است ولی در مقابل پایمال شدن حقوق مردم حساس است یعنی اگر کسی ادعای مصلح بودن و اصلاح‌گری داشته باشد باید این روحیه هم در او باشد که نسبت به توهین هایی که به او می‌شود بی حس باشد , برخی سیاسیون این نقطه ضعف را دارند که در مقابل حملات و توهین‌ها تحت تاثیر واقع می‌شوند .

در استانه انتخابات مجلس نهم به یکی از شخصیت‌های سیاسی پیشنهاد کردم که کاندیدا شوید چون جای افرادی مانند شما در مجلس خالی است , او گفت که اگر من مثل شما این مقدار خونسرد و نسبت به توهین‌ها بی تفاوت بودم می‌امدم ولی من به هم می‌ریزم , این یک نقطه ضعف است .

حمله به شما بیشتر در قالب گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی بوده اما حمایت از شما بیشتر جنبه عمومی و اجتماعی دارد , شما به این حمایت و محبوبیت عمومی چگونه نگاه می‌کنید ؟ به مثابه یک امر کاربردی ایا جایی به کار شما خواهدامد و فکر می‌کنید اصلا کاربردی داشته باشد یا خیر ؟ خب یک فرد وقتی احساس می‌کند در تغییر و تحولات اجتماعی تاثیرگذار است ، باید از موقعیت خودش بهترین استفاده را در راه ارمان هایش بکند , اگر محبوبیتی برای من وجود داشته باشد باید از این موضوع در راه هدف‌های درست مانند ارمان‌های انقلاب اسلامی ، اجرای کامل قانون اساسی ، احقاق حقوق شهروندی و دفاع از حقوق مردم استفاده شود .

نباید از ان استفاده شخصی کنم ، یعنی نباید ان را در راه منافع خودم به کار بگیرم , برای استفاده از این محبوبیت ، برنامه ای دارید یا اینکه کاری هم کرده‌اید ؟ منظورم یک برنامه سیاسی است , به هرحال محور و اساس همان انجام وظیفه است .

یعنی شما تاکتیک مکلف بودن به انجام وظیفه نه منتظر نتیجه بودن را برگزیده‌اید ؟ ببینید ، ما در امور تعبدی مثل نماز و روزه مامور به نتیجه نیستیم ولی در اموری مانند امر به معروف و نهی از منکر یا هدایت مردم مامور به نتیجه هستیم و باید ببینیم بهترین راه کدام است , به طور کلی در امور اجتماعی ، مامور به نتیجه هستیم یعنی باید از موثرترین راه‌ها و بهترین ابزارها استفاده کنیم , انسان در راه انجام وظیفه از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کند ، از جمله اینها محبوبیت اجتماعی است یعنی باید از این محبوبیت در جای خودش استفاده کرد .

اگر ترکیب مجلس هشتم و نهم که شما در ان حضور داشتید ، به لحاظ گرایش سیاسی متفاوت بود و مثال وزن اصلاح‌طلبی داشت ، فکر می‌کنید باز هم موقعیت اجتماعی تان همینی بود که الان هست ؟ اصلا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید ؟ خب بله , انسان در هر شرایطی یک موقعیت پیدا می‌کند , شاید اگر مجلس ترکیب دیگری داشت من الان موقعیت متفاوتی داشتم .

حتی برای شخصیتی مانند امام خمینی (ره) هم همینطور است , نمی‌توان گفت امام خمینی (ره) در هر شرایطی امام خمینی (ره) بود , اگر رژیمی مانند رژیم شاه نبود ، اگر فرد مستبدی به نام محمدرضا پهلوی نبود و اگر اشتباهات مکرری نمی‌کرد شاید امام خمینی به عنوان یک قهرمان نمی‌توانست ظاهر شود .

قهرمان همیشه مولود شرایط جامعه است , من البته خودم را قهرمان نمی‌دانم , بحث این است که کسی که نمود پیدا می‌کند در دنیای سیاست ، هنر ، فرهنگ ، اقتصاد ، ورزش یا هرچیزی ، این به جز استعدادها و توانایی‌های ان فرد و نبوغ شخصی او ، حاصل شرایط موجود است .

یعنی او از فرصت‌ها بهترین استفاده را می‌کند , مثلا در رهبری امام خمینی (ره) تا پیروزی انقلاب ، می‌بینید که ایشان بهترین استفاده‌ها را از فرصت‌ها و از اشتباهات رژیم شاه کردند و به همین ترتیب انقلاب را پیش بردند , درباره دیگران هم همین موضوع صادق است .

من وقتی وارد مجلس هشتم شدم ، با اینکه به عنوان اصولگرا شناخته می‌شدم ، وقتی می‌دیدم دارد تخلف می‌شود و رییس جمهور می‌گوید من فلان قانون را اجرا نمی‌کنم و تقریبا همه اصولگرایان به این بهانه که رهبری از این دولت حمایت کرده ، سکوت می‌کردند ، تشخیص دادم که اینجا وظیفه ما است که به عنوان نماینده و وکیل مردم مخالفت کنیم و جلوی بی قانونی بایستیم , خب این طبیعتا نمود پیدا می‌کند , چون وقتی تعداد کمی از افراد برخلاف جریان اب شنا کنند و جو غالب را بشکنند بیشتر به چشم می‌ایند و برجسته می‌شوند .

یعنی خودتان فکر می‌کنید موضع‌گیری خود اصولگرایان هم در برجسته شدن شما نقش داشته است ؟ بله , خب خیلی مواقع انها منفعل عمل می‌کردند و وقتی کسی طور دیگر رفتار می‌کرد ، دیده می‌شد , شاید اگر ان انفعال نبود من هم الان موقعیت دیگری داشتم و خیلی‌های دیگر .

اما من با این هدف وارد نشده بودم که دیده شوم بلکه احساس می‌کردم روش اقای احمدی‌نژاد به ضرر کشور است , هیچ منافاتی هم بین حمایت رهبری از او و انتقاد از دولت نهم و دهم نمی‌دیدم , استدلال اصولگرایان این بود که چون رهبری حمایت کرده‌اند پس باید همه ساکت باشیم .

این اشتباه بود و دیدیم وقتی اقای احمدی‌نژاد خانه‌نشین شد تازه اینها ورود کردند , می‌گفتند چون در مقابل ولایت ایستاد باید در مقابل او بایستیم ، گویی همه کارهای قبلی او و قانون شکنی هایش درست بوده است , یعنی فکر می‌کنید برداشت صفر و صدی دارند ؟ بله .

می‌توان این طور تعبیر کرد , من بارها گفته‌ام که برداشت اکثر اصولگرایان از اصل ولایت فقیه اشتباه است , شما قبل از مجلس هشتم در فضای سیاسی نبودید و بیشتر کار پژوهشی می‌کردید .

بله , البته از طریق مقاله‌نویسی یا مصاحبه در فضای سیاسی بودم اما حضورم کمرنگ بود , به هر حال حاشیه‌نشین سیاست بودید .

چه شد سال 86 وارد متن فعالیت سیاسی شدید ؟ من احساس کردم ایده هایی دارم و خیلی از افکار و اندیشه‌های شهید مطهری را می‌خواستم مطرح کنم و یک تریبون موثری نداشتم , احساس کردم اگر جایگاه قانونی داشته باشم بهتر می‌توانم حرف هایم را به جامعه بزنم , ان ایده‌ها را توانسته‌اید جلو ببرید ؟ بی تاثیر نبوده است .

تقریبا یک جریان فکری ایجاد شده و از نظر خودم جلوی برخی اسیب‌ها توانسته‌ام بایستم و درباره برخی موارد روشنگری کرده‌ایم و فکر می‌کنم موثر بوده است , چقدر موثر بوده‌اند ؟ فکر می‌کنم روشنگری هایی که در ان دوره هشت ساله قبل از دولت یازدهم خصوصا بعد از سال 88 توسط امثال بنده صورت گرفت ، در تغییر فضای جامعه و خنثی کردن برنامه حذف برخی شخصیت‌ها از انقلاب و در دستاورد انتخابات سال 92 موثر بود , شما می‌گویید که جریان‌سازی اتفاق افتاده است .

اما خیلی‌ها فکر می‌کنند که مثلا خود شما تنها هستید , با وجود اینکه در سال 90 توانستید لیستی به نام صدای ملت تشکیل دهید که هم موفقیت داشت و هم شکست ,.

, به هر حال به نسبت امکانات خودش موفق بود , بله خب خیلی امکانات نداشتید .

ما فقط 20 روز قبل از انتخابات این کار را شروع کردیم , چون زمانی بود که اسم ما را از فهرست اصولگرایان حذف کرده بودند و هیات اجرایی هم صلاحیت ما را تایید نکرده بود و فرصت کمی داشتیم , با ان امکانات کم نتیجه خوبی گرفتیم که ناشی از رشد اجتماعی مردم بود .

حالا سوال من این است که ایا به لحاظ سیاسی واقعا جریان‌سازی کرده‌اید ؟ منظورم در سطح گروه‌های سیاسی است یعنی به فرض توانسته‌اید جمعی را حول ان سیاست تشکیل دهید ؟ جریان فکری تقریبا شکل گرفته است , اما نتوانستیم جریان سیاسی که یک پشتوانه حزبی دشته باشد ، ایجاد کنیم , ما ابتدا تصمیم داشتیم در مجلس فراکسیونی به نام « صدای ملت » ایجاد کنیم ولی ملاحظه رهروان ولایت را کردیم .

تعدادتان اینقدرها بود که بتوانید این کار را بکنید ؟ یک موقعی بله , امادگی هایم هم در مجلس در ان زمان وجود داشت , چقدر بودید ؟ اگر اقدام می‌کردیم شاید تا 70 نفر بودند که با ما همراه می‌شدند .

ولی یک مقدار ملاحظه رهوران ولایت را کردیم و احساس کردیم که اقای لاریجانی ناراضی است , بعد هم احتمال دادیم به نفع تیپ تندروی مجلس شود و احیانا در انتخابات ریس مجلس تاثیرگذار شود ، لذا منصرف شدیم , الان از ان انصراف پشیمان نیستید ؟ به هر حال مجلس جای کار گروهی است نه کار فردی .

البته جاهایی چاره ای جز کار فردی نیست و کسی حاضر نیست وارد شود مثل مسائلی که من بارها مطرح کرده‌ام , این مسائل را کسی �� اضر نیست وارد شود و طبعا کار فردی می‌شود , اما در مجموعه مجلس جای کار گروهی است .

چون اگر بخواهیم روی رای نمایندگان تاثیر بگذاریم باید هم اندیشی وجود داشته باشد و بتوانیم اراده و تصمیم واحد ایجاد کنیم , لذا اگر کسی بخواهد در مجلس موفق باشد باید کار فراکسیونی بکند , ولی تجربه رهروان ولایت تجربه موفقی نبود .

بله , خیلی جاها منفعل بود , این تجربه تقریبا ناموفق ایا شما را به ان سمت نمی‌برد که به سمت کادرسازی سیاسی بروید ؟ حالا در قالب حزب یا فراکسیون یا هر چیز دیگر .

این را شما احساس نمی‌کنید ؟ اگر این کار انجام نشده دلیلش این بوده که نخواستید یا نتوانستید ؟ من اساسا برخلاف انچه جلوه می‌کند ، تمایل قلبی‌ام کارهای فکری و علمی است یعنی تمایل کارهای اجتماعی و سیاسی‌ام کمتر است , به هر حال الان در گورد هستید و از خیلی‌ها هم جلوتر رفته‌اید , بله ، وقتی وارد شدم معلوم شد استعداد خوبی در این زمینه دارم .

من برای این وارد عالم سیاست شدم که افکار شهید مطهری بیشتر پا بگیرد , چون احساس می‌کردم توجه کافی به ان وجود ندارد , انگیزه واقعی من همین بود .

لذا الان هم خیلی بی میل نیستم که اگر احساس ضرورت نکنم ، برای دوره بعد نامزد نشوم و در همان کارهای علمی و فکری بمانم ولی اگر احساس نیاز بکنم که وجودم می‌تواند موثر باشد ، این جور کارها یعنی ایجاد تشکل و پشتوانه‌های اجتماعی را از لوازم کار سیاسی می‌دانم , بالاخره به قول معروف « شترسواری دولا دولا نمی‌شود » یا ادم باید با تمام قوا وارد شود یا اساسا وارد نشود , باید منتظر اینده بود .

اگر تصمیم بر این شد که به طور جدی در عالم سیاست باقی بمانم قطعا به دنبال کار تشکیلاتی خواهم رفت , در عالم سیاست باقی ماندن شما به چه معنا است ؟ یعنی وارد انتخابات مجلس دهم شوید با فراتر از ان است ؟ انچه نقد است همین جریان مجلس است ، اینکه به این نتیجه برسم که وجودم برای مجلس اینده ضروری است , تا اینجا فکر می‌کنید چقدر ضروری باشد ؟ فعلا فکر می‌کنم ضروری است .

به خاطر اینکه هنوز مسائلی مانده که نیاز به افرادی مثل من است تا ان مسائل دنبال شوند , فرض کنیم که کشور به حالت عادی برگردد و تندروی‌ها تمام شود و حالتی که بعد از سال 88 ایجاد شده پایان بپذیرد و قانون اساسی و حقوق شهروندی مردم درست رعایت شود , اگر احساس کنم مسائلی که امثال بنده مطرح می‌کنیم ، وجود ندارد حضورم در مجلس شاید خیلی ضروری نیست .

همه چیز بستگی به اینده دارد , این اینده حداقل تا یک سال پیش رو چطور است ؟ امیدوارم این مسائل حل شود , فعلا که ضرورت‌ها وجود دارند ، برنامه تان برای انتخابات مجلس دهم چیست ؟ اینکه مثلا لیست تهیه کنید و انسجامی به نیروهای همفکر خودتان بدهید یا حتی به ائتلاف هایی نظیر ائتلاف با دولت فکر کنید .

به این فرضیه‌ها فکر می‌کنید ؟ بله ، فکر می‌کنم ولی به این نتیجه نرسیده‌ام که به طور جدی وارد این فضا شوم , معتقدم هر فعالیت سیاسی باید براساس اصول و مبانی معین باشد والا حمایت از دو لت یا مخالفت با ان نمی‌تواند معیار باشد , چوند ولت یک امر سیال است و ما نمی‌توانیم کاملا موافق یا مخالف و منتقد ان باشیم .

هر دولتی برخی کارهایش خوب است و برخی جای انتقاد دارد , الزاما منظورم ائتلاف با دولت نیست , منظورم برنامه ریزی انتخاباتی است و مشخصات تهیه لیست .

اگر مصمم به ورود به انتخابات شوم به طور قطع وارد این فضا می‌شوم و برنامه جدی خواهم داشت , شما گفتید اگر کشور به حالت عادی برگردد لزومی برای وارد شدن به انتخابات نمی‌بینید , این حالت عادی چیست ؟ مثلا انچه از این مفهوم مدنظر شماست در دو دهه اخیر تجربه کرده‌ایم یا فکر می‌کنید تجربه جدید خواهدبود ؟ بالاخره ما بعد از جنگ تا قبل از سال 88 در شرایط عادی بودیم .

البته تنش‌های سیاسی وجود داشت که تاحدی از ان طبیعی است , نمی‌توانیم بگوییم که کشور ارامش گورستانی داشته باشد , خیلی از این تنش‌ها نشانه ازادی و دموکراسی و مردمی بودن و استحکام حکومت است .

اما شرایطی مثل چند سال اخیر بی سابقه بوده است , وجود افرادی مثل ما برای این شرایط لازم است , فکر می‌کنید مجلس بعدی چقدر اصلاح‌طلب خواهدبود ؟ تا حد زیادی بسته یه شرایط برررسی صلاحیت‌ها و نیز عملکرد دولت در یک سال اینده دارد .

اگر رد صلاحیت‌ها گسترده باشد روی مشارکت عمومی هم تاثیر می‌گذارد و بعدی است مجلس اصلاح‌طلب داشته باشیم , اگر سختگیری نشود و طبعا مردم هم مشارکت بالا داشته باشند احتمال شکل‌گیری مجلسی اصلاح‌طلب یا حداقل متوازن بین اصولگرا و اصلاح‌طلب زیاد است , خصوصا اگر دولت با اقبال بیشتر مردم مواجه شود .

فرض کنیم مجلس دهم با رویکرد اصلاح‌طلبی تشکیل شده و شما هم در ان هستید , علی مطهری اصولگرا با شاخصه‌های خودش چه جاییی در این مجلس دارد ؟ به این موقعیت فکر کرده‌اید ؟ ایا مناسبات چنین مجلسی می‌تواند در نظر مردم نسبت به شما تاثیر بگذارد ؟ مردم همیشه افرادی را که ثابت قدم و دارای اصول و مبانی ثابتی هستند ، دوست دارند , اگر احساس کنند فردی از روی عقیده حرف می‌زند و به خاطر منافع فردی نیست ، مردم همیشه ان را می‌پسندند .

به هر حال هر مجلسی باشد من به وظیفه خودم عمل می‌کنم , ممکن است در یک مجلس اصلاح‌طلب من همان مواضع فرهنگی خودم را مطرح کنم و باعث دلگیری برخی مجلسی‌ها شود , فکر می‌کنید نظر عمومی جامعه راجع به مواضع فرهنگی شما چطور باشد ؟ هیچ وقت ان را رصد کرده‌اید ؟ فکر می‌کنم در مجموع مثبت باشد .

چون من قایل به سختگیری نیستم , طبعا تیپ‌های متدین بیشتر قبول دارند و ستایش می‌کنند , یعنی فکر می‌کنید همانقدر که درباره مواضع سیاسی شما در جامعه حس هواداری وجود دارد ، درباره مواضع فرهنگی تان هم همین طور باشد ؟ می دانم گروه‌های اصلاح‌طلب یا تیپ به اصطلاح متجدد و امروزی مواضع فرهنگی من را چندان قبول ندارند .

اما همان‌ها هم می‌گویند چون این حرف‌ها از روی صداقت است ، می‌پذیریم , حتی من در یک کامنتی دیدم که خانمی گفته بود که من اگرچه برخی نظرات فرهنگی اقای مطهری را قبول ندارم اما به خاطر مواضع سیاسی و حریت و شجاعتش ، اگر به من بگوید چادر سرکنم ، این کار را می‌کنم , یک چنین نظراتی هست .

اما مردم هم می‌دانند که نظرات فرهنگی من تند و افراطی نیست , مثلا درباره فیلم‌های سینمایی یا حجاب ، معتقد به سختگیری نیستم , یا درباره مساله کنسرت‌ها در مصاحبه ای که با مجله مثلث داشتم نظر اقای علم الهدی را رد کردم .

به طور کلی معتقدم معیار و ملاک ما باید احکام اسلام باشد و انجا که اسلام مردم را ازاد گذاشته نباید دخالت کنیم , در مساله حجاب مقصود ما این نیست که لزوما باید برسیم به جایی که پوشش همه خانم‌ها و اقایان نسبت به الگوی اسلامی ایده ال باشد چون نشدنی است و شاید در دوره حکومت امام زمان ( عج ) هم چنین اتفاقی نیفتد , بلکه می‌گوییم ان موارد ناهنجار که اثار مخرب دارد و بنیان خانواده‌ها را ویران می‌کند ، دولت در قبال ان ، وظیفه نظارت دارد و نمی‌تواند ان را رها کند .

شیوه ان هم مهم است , مثلا نظرتان راجع به گشت ارشاد چیست ؟ بستگی به مواردش دارد , مصادیق ان مهم است .

مثلا من راجع به ساپورت صحبت کردم و گفتم این نوع پوشش از طریق شبکه‌های ماهواره ای در حال رایج شدن است ، اجازه ندهیم رسمیت پیدا کند , اما ایرادات جزیی برعهده مردم است و ایمان خودشان , شما در سال 86 با یک تصوری از سیاست‌وار گود می‌شوید .

تصور امروز شما با ان تصور قبلی چه تفاوتی می‌کند و امروز درباره بازی سیاست در ایران چه دارید که بگویید ؟ من تقریبا به این نتیجه رسیده‌ام که در عالم سیاست ما ، سیاست به معنای اسلامی کمتر وجود دارد و بیشتر سیاست به همان معنای عرفی و انچه در اکثر کشورهای دنیا وجود دارد ، اینجا هم هست , سال 86 هم همین نظر را داشتید ؟ نه بعد از ورود به این نتیجه رسیدم و تصور و انتظارم بهتر از این بود , همینطور به این نتیجه رسیدم که اصولگرای واقعی و اصلاح‌طلب واقعی خیلی کم است ، یعنی صرفا اینها نوعی نامگذاری است و ریشه و مبنای فکری ندارد .

دعوا پس سر چیست ؟ دعوا تا حدودی سر لحاف ملاست , مثلا کسی که اصولگرا شده به خاطر این است که نزدیک به برخی شخصیت‌ها یا گروه‌های اصولگرا بوده است , یا دوستانش اصولگرا بوده‌اند و او هم اینطور شده .

همین طور در بخش اصلاح‌طلبان , خود شما چرا اصولگرا شدید ؟ خود من شخصا خیلی ادعای اصولگرایی نکرده‌ام , اصلا من این دسته بندی را خیلی قبول ندارم .

شاید چون من در دوران اصلاحات انتقاداتی داشتم ، به عنوان اصولگرا مشهور شدم , بیشتر لقبی بوده که برای من برگزیدند تااینکه خودم ان را انتخاب کرده باشم , یعنی خودتان را اصولگرا می‌دانید ؟ من خودم را هم اصولگرا می‌دانم و هم اصلاح‌طلب تعصبی به این تعبیرها ندارم .

به لحاظ دسته بندی سیاسی منظورم است , ما در دسته بندی سوم هستیم که هیچ کدام از این دو نیست , تعدادتان چقدر است و ایا می‌توانید این راه سوم را باز کنید ؟ قطعا می‌توانیم و استعداد و زمینه ان در جامعه وجود دارد .

در بین نیروهای سیاسی هم این استعداد وجود دارد ؟ در بین شخصیت‌های سیاسی شاید زیاد نباشند اما در جامعه اقشار زیادی هستند که این راه را می‌پسندند , مثلا اقای روحانی را در این طیف می‌بینید ؟ ایشان هم نزدیک هستند به این راه سوم , چرا فکر می‌کنید در فضای سیاسی ، به زعم شما این جریان کسی را ندارد و می‌خواهید برای ان چه کار کنید ؟ شما به هر حال احساس نیاز می‌کنید و چطور می‌خواهید به ان پاسخ دهید ؟ اصل قضیه ، ان زمینه اجتماعی است که اگر باشد این جریان و هر جریان دیگری رشد می‌کند .

بدون سازماندهی ؟ به سازماندهی نیاز دارد , منتها شخصیت هایی که این اصول و مبانی را عملا داشته باشند زیاد نیستند ، اگرچه افراد قدرتمندی در میان انها داریم , نام می‌برید ؟ ممکن است افرادی باشند که اختلاف جزیی بین انها باشد ، اما در یک طیف قرار می‌گیرند .

مثلا اقای ناطق نوری , شما در دوره اصلاحات در روزنامه هایی مثل کیهان و رسالت مطلب می‌نوشتید و موضع‌گیری می‌کردید , امروز چقدر ان ارا را منصفانه می‌بینید ؟ کاری به ظرف زمانی خودش ندارم .

چون ان موضع‌گیری ها بیشتر متکی به مبانی فکری بود تا سیاسی ، امروز هم انها را قبول دارم , منتها خیلی از مقالات ما که در تایید گفتمان اصلاحات بود ، در ان رسانه‌ها منشتر نمی‌شد ، مخالف می‌شد و چاپ نمی‌کردند , شما در تایید اصلاح‌طلبان مطلب می‌نوشتید ؟ من بارها این موضوع را که فضای ازادی بیان باز شده است ، تمجید کردم .

چه بر سر این نوشته‌ها می‌امد ؟ یعنی اصلا منتشر نمی‌کردید ؟ خیلی جاها می‌خواستند ان را تغییر دهند که من قبول نمی‌کردم و در نتیجه چاپ نمی‌شد یا مثلا افشای قتل‌های زنجیره ای را تمجید می‌کردم و می‌گفتم این دفاع از حقوق ملت است , این جور چیزها را انها قبول نمی‌کردند و فقط نوشته هایی را که مطابق میل خودشان بود منتشر می‌کردند , این طور نبود که هرچه من بنویسم منتشر کنند .

به دنبال تریبون دیگری نبودید ؟ یا برای تان سوال برانگیز نبود که چرا حتی شما را یک سویه در جامعه بازتاب می‌دهند ؟ فکر می‌کردم که روزنامه‌های اصلاح‌طلب چاپ نمی‌کنند و کیهان هم مخاطبان ثابتی داشت , البته همان زمان برخی مقالات من را روزنامه شرق چاپ می‌کرد , شما می‌گویید موافق ازادی بیان دوره اصلاحات بودید و تمجید می‌کردید .

اگر ان موقع در مجلس ششم بودید و لایحه مطبوعات می‌امد چه موضعی می‌گرفتید ؟ یا مثلا درباره تحصن مجلس ششم نظرتان چه بود ؟ اگر ان زمان در مجلس بودید چه می‌کردید ؟ این ، سوال سختی است , من کلا درباره احکام حکومتی معتقدم باید به گونه ای باشد که به وسیله شخص رهبر اعلام شود , یعنی یا باید صدای ایشان را بشنویم یا دستخط ایشان را ببینیم .

اینکه گفته شود پیغام داده شده است ، نمی‌پسندم , چرا ؟ چون باید مسولیت هر کاری پذیرفته شود , اینطور نمی‌شود که با علامت و اشاره کار کرد .

همچنین باید در این مسائل اطمینان حاصل شود , جدای از ان حکم حکومتی نظر خودتان درباره لایحه مطبوعات چه بود ؟ به طور کلی مثبت بود , الان متن لایحه یادم نیست اما نیاز به اصلاح قانون مطبوعات وجود داشت و الان هم هست .

از باب ازادی بیان خیلی‌ها به موضوع تحصن مجلس ششم هم می‌پردازند , درباره ان چه نظری دارید ؟ ان موقع شاید خیلی درک نمی‌کردم که حرف متحصنین چیست چون در متن فضای سیاسی نبودم , بعدها که برخی مسائل را دیدم احساس کردم باید اعتراض وجود داشته باشد ، البته اگر شکل ان درست باشد .

مثلا در حد نامه ای به مقام رهبری برای تظلم و دادخواهی یا تحصنی که به کار مجلس و کشور اسیب نزند , اگر چنین باشد نباید خیلی سخت گرفته شود , اما اگر بخواهد کشور را مختل کند من این روش را قبول ندارم .

به این فکر کرده‌اید که در انتخابات سال اینده رد صلاحیت شوید ؟ نه ، فکر نکرده‌ام , من هیچ دلیلی نمی‌بینم که رد صلاحیت شوم هرچه کرده و گفته‌ام طبق قانون اساسی بوده است , اگر شدید چه ؟ ان موقع واکنش شما چه خواهدبود ؟ اول باید فرض کنیم که می‌ایم .

بعد باید فرض کنیم که رد صلاحیت می‌شوم , فرضا رد صلاحیت شوم طبیعتا اعتراض می‌کنم , اگر قبول نکردند ؟ بالاخره باید نظر داور قانونی را پذیرفت .

هرچند قانع نشده باشیم , در این صورت در مقابل مردم و تاریخ اتمام حجت خواهدشد , البته بعد می‌توان درصدد اصلاح ترکیب داوران برامد .

به عنوان کسی که می‌گویید هم موافق ازادی بیان هستید و هم از طرفی فرزند و حتی شاگرد مکتب شهید مطهری هستید ، چقدر نقد ارای ایشان را لازم می‌دانید ؟ من که موافق این قضیه هستم , مخالفتی با نقد شهید مطهری ندارم , به شرط انکه نقد واقعی و علمی باشد .

این جور نقدها باعث زنده ماندن تفکر شهید مطهری هم می‌شود , اصلا من سخت بر این باورم که هر اندیشه ای بدون نقد خواهدمرد , خودتان در ذهن تان شهید مطهری را نقد کرده‌اید ؟ به عبارتی به این مطلب که بخواهید خودتان ایشان را نقد کنید اندیشیده‌اید ؟ ضرورتی احساس نکردم .

چرا ؟ رابطه پدر و فرزندی اجازه نداد ؟ نه , به موردی برنخورده‌ام , در مجموعه ایشان خیلی دقیق اظهارنظر کردهاند .

ایشان ادمی بوده‌اند که اول عالم شده و تسلط پیدا کرده‌اند و بعد به گفتن و نوشتن روی اورده‌اند , لذا نقد ایشان راحت نیست , ضمن اینکه اثار بشری قابل نقد است .

البته یک وقت کسی می‌گوید نظر ایشان اشتباه است و یک وقت می‌گوید ناقص است , دو نقد است , گاهی هم کسانی می‌خواهند با نقد چهره ای چون شهید مطهری خودشان را اثبات و خودنمایی کنند و بگویند من کسی هستم که شهید مطهری را نقد کردم .

یعنی شخص بدون انکه تسلط کافی به اثار ایشان داشته باشد و بداند ایشان چه گفته‌اند شروع می‌کند به نقد کردن , این خوب نیست , خب این شرط و شروط گذاشتن برای نقد چقدر با ازادی بیان همخوانی دارد ؟ ما جلوی کسی را نمی‌گیرم .

فقط می‌گویم که نقد شرایطی دارد , برای همین نقدی که می‌پسندید ، خودتان کاری کرده‌اید ؟ بله ، مثلا گاهی در ایام سالگرد شهادت ایشان ما فراخوان هایی می‌دهیم و موضوعاتی داده‌ایم که جنبه نقد داشته تا اینها بررسی و نقد شوند و حتی به نقدها امتیاز هم داده‌ایم , اما اینکه بگویید جریان نقد ایجاد کرده‌ایم ، چنین نبوده است .

اقای دکتر لاریجانی با شما نسبت خانوادگی نزدیکی دارند , تاحالا از این نسبت خانوادگی توسط خود شما یا ایشان در راستای توصیه‌های سیاسی استفاده شده است ؟ اینکه توصیه به هم کرده باشیم ، خیلی کم اتفاق افتاده است , هم من موقعیت ایشان را درک می‌کنم و هم ایشان متقابلا موقعیت من را می‌شناسد .

گاهی در جمع‌های خانوادگی به مزاح و شوخی حرف هایی به هم می‌زنیم و در این قالب نقدهایی مطرح می‌کنیم , ایشان می‌داند که من به راحتی از حرف هایم بر نمی‌گردم و من هم متوجه هستم که اقای لاریجانی نمی‌تواند همه افکار و نظرات خود را بروز بدهد و بر زبان بیاورد , به هر حال ایشان سیاسی تر از من هستند .

در مجلس مواردی بوده که من مخالف بودم و ایشان موافق یا بالعکس مثل مخالفت من با وزارت نفت اقای رستم قاسمی که من به دلیل نظامی بودن ایشان مخالفت کردم و ایشان موافقت کرد , ما از دوران دانشجویی و از زمانی که ایشان داماد ما شد با هم دوست هستیم , الان هم همینطور است ؟ کاملا .

ما هیچ وقت از همدیگر دلگیر نمی‌شویم ، با حفظ مواضع ,.