دلواپسان ، منتظران و حق توسعه

۱۴۰۰/۰۹/۰۹ ۰۱:۳۱:۰۴


احسان نجابت می گویند اگر هدف مقصدی است که تاکنون به ان دست نیافته‌ایم باید از راهی رفت که تاکنون نرفته‌ایم , خاطره ملت‌های دیگر از مفهوم « توسعه » ارزویی است برای ما ، نه صرفا از انجهت که تعداد کارخانجاتمان کمتر است ، حجم تولیداتمان اندک است یا حتی تقاضا برای مصنوعاتمان در بازارهای بین‌المللی محدود است ، شاید بدان سبب که سوادمان کمتر است , سوادمان برای اداره مدرسه ، مزرعه ، کارخانه ، شرکت ، دولت و شهر انقدر که رضایتمان از زندگی را تضمین کند کافی نیست .

تصور می‌کنم که مدرک دوستی ما نیز از ثمرات همین بیسوادی است , انقدر از بیسوادی خودمان مطمئنیم که سوالات کنکور را می‌خریم ، مدرک جعل می‌کنیم ، دانشگاه تقلبی تاسیس می‌کنیم ، پایان نامه می‌خریم ، مقاله کلاژ می‌کنیم ، بورسیه جعلی می‌شویم , حتی نمی‌دانیم مدرک سواد نمی‌اورد ، جعل ، تمدن نمی‌سازد ، امار کذب رفاه نمی‌اورد ، درصد پیشرفت ساختگی کارخانه را به تولید نمی‌رساند ، دروغ هرچه بزرگ تر باشد پذیرفتنی تر نمی‌شود ، هرکس زباله‌ها را خوب جمع کرد لزوما رییس جمهور خوبی نمی‌شود ، شایسته سالاری اسم و فامیل یکی از دوستان یا اقواممان نیست ، بهترین کارمندمان چاپلوس ترینشان نیست ، بهترین پروژه بزرگ ترینشان نیست ، توانمندترین مدیر پروژه لزوما چشمانش ابی نیست ، قدمت لزوما توانمندی نمی‌اورد ، منتقدمان دشمنمان نیست ، میرزامحمدتقی خان فراهانی را مصاحبه و رسانه امیرکبیر نکرد ، مدیریت نام یکی از حساب‌های بانکیمان نیست ، ما مرکز دنیا نیستیم ، پتروشیمی تنها راه توسعه نیست ، کاهش قیمت نفت نام دیگر کسری بودجه نیست ، استراتژی لفافه فاضله ای برای خودنمایی نیست ، مشاور فاصله بین دو پست مدیریتی نیست ، پیشنیاز توسعه ابرمدیر نیست ، توسعه وارداتی نیست ، نخبه یک کالای صادراتی نیست .

کم سوادیم ، متوسط طول عمرمان کم است ، بهره وریمان پایین است ، رشد اقتصادمان اندک است ، سرانه تولید ناخالص داخلیمان دلچسب نیست ، اما انسان که هستیم و صرفا با همین صفت مشمول حقوقی هستیم سلب نشدنی , حق حیات ، حق تحصیل ، حق ازادی و یکی از مهمترین انها یعنی حق توسعه , حق توسعه یکی از حقوق بشری است که اعلامیه حق توسعه مجمع عمومی سازمان ملل متحد (1986) ان را اینچنین تعریف کرده است : « حق توسعه یکی از حقوق جدایی‌ناپذیر بشری است که از رهگذار ان هر باشنده انسانی و تمامی مردمان استحقاق ان را دارند که در توسعه ای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی که در ان تمامی حقوق بشر و ازادی‌های بنیادین تحقق می‌یابد ، مشارکت جسته ، سهیم گشته و بهره مند گردند .

»[1] حق توسعه در این معنا در اعلامیه حقوق بشر و دو میثاق بین‌المللی حقوق بشر ریشه دارد , این اعلامیه به صراحت بیان می‌کند که توسعه هدیه دولت‌ها به ملت‌ها نیست ، بلکه حقی است ذاتی بر گردن دولتها , هیچ دولت خارجی اجازه ندارد که به بهانه دشمنی سیاسی با یک دولت این حق را از ملت ان دولت سلب کند و هیچ بهانه ای همچون تحریم و تنش‌های خارجی از هیچ دولتی برای فراهم نکردن زمینه توسعه یک ملت پذیرفته نخواهد بود .

پس از گذشت یکسال و نیم از استقرار دولت تدبیر و امید زمان ان رسیده که مدیران این دولت این اعلامیه را بارها مرور کنند و بررسی کنند که در ادای این حق تا چه میزان موفق عمل کرده‌اند , مشخصا علاقه مندم به مدیران صنعت نفت و بالاخص مدیران پتروشیمی که از مدیران کارامد و خوشنام صنعت هستند این حق را گوشزد کنم , امروز خواسته یا ناخواسته ، صحیح یا نادرست بخش جدی از بار روانی توسعه اقتصادی کشور بر دوش صنعت نفت ، گاز و پتروشیمی است .

نه صرفا به دلیل مزیت‌های نسبی این صنعت یا حتی رویکردهای استراتژیک حاکمیت بلکه شاید صرفا به دلیل تصویر ذهنی جامعه از این صنعت , به نظرم زنگنه و مدیرانش نیز نتوانستند این فرضیه را که عامل اصلی ضعف عملکرد صنعت نفت « مدیریت ناکارامد » است نه تحریم‌ها اثبات کنند , اصولا انتقال قدرت از « دلواپسان » کم تجربه به « منتظران » بی انگیزه ، نتیجه ملموسی در بهبود عملکرد صنعت نفت نداشته است .

از دولت خرد گریز احمدی‌نژاد انتظاری بیش از ان نبود ، اما به دولت تدبیر امید بسیاری بود , ظاهرا باید منتظر ماند تا رابطه میزان کارامدی مدیریت با عملکرد صنعتی را در دوران پساتحریم تحلیل کرد , تحریم یا توافق فی حد نفسه نه تهدید است و نه فرصت .

واقعیت انست که نحوه برخورد و استفاده ما از ان نشان دهنده فرصت یا تهدید بودن ان است , جدی‌ترین فرصت تحریم تغییر رویکرد از توسعه وارداتی به توسعه درونزا است که متاسفانه در بی کفایتی مدیران دولت دهم و چشم انتطاری مدیران دولت یازدهم در صنعت نفت به هیچ عنوان بهره برداری نشد , اما مهمترین فرصت رفع تحریم‌ها امکان تنفس اقتصاد در فضای بین‌المللی است .

حضور در بازارهای بین‌المللی امکان تولید در مقیاس اقتصادی تر را فراهم کرده و می‌تواند توسعه واقعی یعنی توسعه دانش محور را به شدت تسریع کند , انچه در دوران تحریم‌ها مورد توجه قرار گرفت صرفا وجه تهدیدی انها بود و همواره هر اقدامی با فرض موقتی بودن تحریم‌ها و انتظار برای رفع انها انجام شد , در لفظ گفته شد که عامل ضعف عملکرد تحریم نیست و مدیریت است ، اما در عمل هیچ دستاوردی که اثبات کننده این فرضیه - که به نظرم درست هم هست - باشد به دست نیامد .

تجربه نشان داده که در زمان تنش‌زدایی نیز باز تمرکز بر وجه تهدید ان یعنی نابودی تولید داخل و ازبین بردن قدرت رقابتی ان خواهیم پرداخت و به جای انکه از فرصت به دست اوردن بازار جدید برای مصنوعات داخلی بهره بگیریم ، به گرداب بازارسازی برای محصولات خارجی از محل درامدهای نفتی روی خواهیم اورد , به هر صورت نکته کلیدی که باید درنظر داشت لزوم کنار گذاشتن رویه دو سر باخت « انتظار برای رفع تحریم‌ها » ست , بعید است که اولا تحریم‌ها به صورت موثر در کمتر از یکسال دیگر برداشته شود و ثانیا اصولا امریکا به این زودیها اجازه سرمایه‌گذاری مستقیم ، یا حتی حضور مستقیم بنگاه‌های اقتصادی خود را در ایران بدهد .

بنابراین باید از این فرصت استفاده کرد و اقدامات زیربنایی برای بازتعریف سازمان توسعه صنعت نفت و بالاخص پتروشیمی را که دراثر خصوصی‌سازی بیشترین تاثیر را پذیرفته اجرایی کرد , پرداختن به این اقدامات که در چندساله گذشته بارها تکرار شده اما هرگز محلی از توجه قرار نگرفته یک اقدام دوسر برد است چراکه چه در فضای تحریم و چه در فضای تعامل برای توسعه درونزا باید این گام‌ها را برداشت , پیش نیاز این اقدامات به هیچ وجه برداشتن تحریم‌ها نیست ، بلکه پیش نیاز توسعه در هر فضایی تحقق این اقدامات است .

به واقع باید با صدای بلند از « دلواپسان » و « منتظران » سوال کرد که چرا در این چند سال این اقدامات حیاتی انجام نشده است ؟ قیمت‌گذاری خوراک پتروشیمی ، تجاری‌سازی دانش فنی تولید داخل ، سرمایه‌گذاری در مهمترین فاکتور توسعه یعنی نیروی انسانی ، جانشین پروری ، تامین زیرساخت‌های فیزیکی ، اتصال صنعت بالادست پتروشیمی به پیش و پس ، ایجاد مکانیزم اطلاع‌رسانی شفاف و به هنگام امار و اطلاعات صنعت ، بازارایی جایگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی ، سازماندهی ساختار نوین توسعه در پارادایم توسعه غیردولتی و بسیاری موارد مشابه که همگی عاملی کلیدی در فرایند توسعه است نیازمند رفع تحریم‌ها است ؟ ایا در دوران پسا تحریم نیز عدم تحقق این موارد توسعه ای غیرمتوازن ، وارداتی و روبنایی را به همراه نخواهد اورد ؟ در ادامه هریک از موارد فوق را کمی بیشتر بررسی می‌کنیم , - قیمت‌گذاری خوراک : به نظرم موضوعی واضح تر ، مهمتر و دارای اتفاق نظر بیشتری نسبت به قیمت‌گذاری خوراک در صنعت پتروشیمی وجود ندارد , بهتر نیست در اقتصادی که راه خود را بازار ازاد انتخاب کرده دست از نظریه‌های التقاطی به نام مردم و به کام همسایگان برداریم و بالاخره یاد بگیریم قیمت دستوری تعیین نمی‌¬ شود ؟ واقعا عجز دولت در تعیین تکلیف یک موضوع بدین مهمی جای تاسف ندارد ؟ - توسعه و تجاری‌سازی تکنولوژی : ایا گام جدی برای اثبات باورمان به این جمله که توسعه بدون تسلط تکنولوژیک بی ریشه و عقیم است برداشته‌ایم ؟ چرا در طول این دوره نسبتا طولانی تحریم و حتی پیش از ان نیز حتی یک واحد تولیدی در بالادست پتروشیمی با تکنولوژی داخلی ساخته نشده است ؟ ایا زمان کافی برای تغییر رویکرد از تحقیقات پژوهشگاه محور به پژوهش شرکت دانش بنیان محور وجود نداشته است ؟ این موضوع نیاز به توضیح دارد که رسالت پژوهشگاه تولید علم است نه تجاری‌سازی تکنولوژی ؟ کدام قانون حمایتی ، بودجه ، پشتیبانی عملی از تجاری‌سازی تکنولوژی در صنعت پتروشیمی و نفت به صورت عملی و جدی اجرا شده است ؟ بهتر نبود که ظرفیت زیرساختهای غنی شرکت پژوهش و فناوری در خدمت شرکت‌های دانش بنیان قرار گیرد و صرفا پژوهش‌های بنیادین در ساختار دولتی پیگیری شود ؟ پژوهش صرفا در هفته پژوهش و در سخنرانی‌های کلیشه ای یادمان می‌اید .

- توسعه سرمایه انسانی : ریشه اصلی تمام شکست‌ها و موفقیت‌ها در نیروی انسانی است , امروز شرکت ملی صنایع پتروشیمی در نحیف‌ترین وضعیت خود از لحاظ ظرفیت نیروی انسانی به سر می‌برد , بحران جانشینی در تمامی پست‌های کلیدی صنعت محرز است .

نعمت زاده‌ها ، نجابت‌ها ، رهبری‌ها ، شعری مقدم‌ها ، پیوندی‌ها ، احتیاطی‌ها ، افشین‌ها چرا تکرار نشدند ؟ خصوصی‌سازی ، سبک رهبری دستوری افراطی در زمان نعمت زاده ، تغییرات مکرر مدیران در زمان احمدی‌نژاد ، رکود جدی صنعت که موجب عدم تربیت نیروهای جدید شد ، کاهش جدی حضور بین‌المللی صنعت که باعث عدم معرفی نیروهای فراملی شد ، عدم توجه به جانشین پروری علمی و ساختاریافته ، مدرک گرایی به جای شایستگی محوری ، تغییر کارکردهای npc در فرایند خصوصی‌سازی شاید مهمترین علل تحقق این واقعیت باشند , ایا برای طرح ریزی و ساماندهی یک فرایند ساختاریافته جانشین پروری تحریم‌ها مانع اصلی بود یا عدم ایمان قلبی به ضرورت ان ؟ - ایجاد زیرساخت‌های فیزیکی توسعه : حتی زیرساخت‌های توسعه فیزیکی را هم فراهم نکرده‌ایم , تامین خوراک ، زمین ، یوتیلیتی ، اسکله برای توسعه‌های جدید صنعتی نیز همه صرفا پروژه هایی روی کاغذ ، دیوار اتاقهای پروژه ای کاغذی و ورودی نمایشگاه‌های ارزوهایمان است .

- اتصال به صنعت ( قبل و بعد ) : برای توسعه صنایع پشتیبان صنعت پتروشیمی نه اقدام عملی ، حتی کدام برنامه ریزی را انجام داده‌ایم ؟ برای احیا ، رشد و رقابت پذیری سازندگان تجهیزات ، شرکت‌های مهندسی و پیمانکاری ، توسعه دهندگان تکنولوژی به ویژه در مواد و تجهیزات خاص چه کرده‌ایم ؟ برای رشد صنایع پایین دست چه اقدام عملی انجام گرفته است ؟ صنایع پایین دست یعنی صرفا ساخت مصنوعات پلاستیکی با واردات چند ماشین تزریق ؟ ارائه کمکهای فنی ، مدیرتی ، مالی ، بازاریابی ، قانونی و حقوقی برای فعالان صنعت پتروشیمی در حوزه صنایع تکمیلی ، مواد خاص حرکت جدی انجام شد ؟ تنها منتظریم تحریم‌ها لغو شود تا مواد اولیه صادر کنیم و کمپرسور ، توربواکسپندر ، لوله ، ورق ، شیر کنترلی ، کاتالیست ، افزودنی ، مواد شیمیایی ، دانش فنی ، انواع پلیمرهای مهندسی ، فیلم‌های پیشرفته را وارد کنیم و نهایتا یک خط تولید بخریم و ادعای تولید کننده بودن کنیم , - ارائه شفاف امار و اطلاعات : طبق قانون انتشار و دسترسی ازاد به اطلاعات موسسات عمومی مکلفند اطلاعات موضوع این قانون را در حداقل زمان ممکن و بدون تبعیض در دسترس مردم قرار دهند , تولید کننده ، منتقد ، پژوهشگر ، مدیر ، فعال اقتصادی ، روزنامه نگار ، سرمایه گذار و بسیاری افراد دیگر برای کمک به صنعت پتروشیمی و اقتصاد کشور نیازمند اطلاعات و امار واقعی ، شفاف و به روز هستند .

ارائه امار تولید ، واردات ، صادرات ، پیشرفت پروژه‌ها ، موافقت‌های اصولی ، خوراک موجود ، نیازمندیهای صنعت نه تنها یک رویکرد سازنده بلکه یک الزام قانونی است , به دست اوردن اطلاعات معمولی نیز از صنعت نفت به دشواری دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده است , متاسفانه دشمنانی که نگران دستیابیشان به اطلاعات هستیم به روش‌های مختلف به روزترین اطلاعات را از صنعت ما دارند و کارافرینان ، روزنامه نگاران ، فعالان اقتصادی و مردم ایران از این مهم محرومند .

بدون امار و اطلاعات صحیح و قابل اتکا توسعه ادعایی بیش نیست , - بازارایی ارکان توسعه : در پارادایم توسعه دولت محور گذشته ، شرکت ملی صنایع پتروشیمی به عنوان سیاست گذار ، توسعه دهنده ، تولید کننده ، فروشنده در حوزه بالادست صنعت پتروشیمی مطرح بود , با تحقق عزم کشور برای پی‌گیری مدل توسعه غیردولتی ، هم اکنون عمده کارویژه‌های این شرکت کاملا عوض شده است .

در این تغییر رژیم توسعه ، برخی از کارویژه‌های این شرکت مغفول مانده است , بازافرینی سازمان توسعه براساس واقعیات جدید و متناسب با بازیگران کنونی این صنعت وظیفه شرکت ملی صنایع پتروشیمی است که در راس ان بازتعریف جایگاه ، مسئولیت‌ها و اختیارات خود این شرکت است , متاسفانه عدم درک تغییرات محیطی موجب شده است یا به دنبال بازگشت به مدل توسعه دولت محور باشیم یا منفعلانه نقش دولت را در فرایند توسعه « انتظار » بدانیم .

موارد فوق صرفا بخشی از اقدامات کلیدی انجام نگرفته است که بارها در یاداشت‌های متعدد گوشزد شده و هرگز توجهی به ان نشده است , بعید میدانم خبری مسرت بخش تر از لغو تحریم‌ها باشد اما به هر صورت باید دولت در نظر داشته باشد که توسعه حق ملت است که هیچ بهانه ای چون « تحریم »، « خصوصی‌سازی » یا « دیگران نمی‌گذارند » توجیه کننده عدم تحقق ان نیست , بسیاری از اقدامات حاکمیتی که زیربنای توسعه محسوب می‌شوند را رها کرده‌ایم و با شعبده پول خلق می‌کنیم و سخاوتمندانه میان خلق خدا تقسیم می‌کنیم .

اگر تعامل با دنیا و منابع مالی برای توسعه کافی بود همینک عربستان و قطر پیشرفته‌ترین کشور دنیا بودند , بارها نوشته‌ام که ظریف وزیر نفت ما نیست , ای کاش حال که همه نگاه‌ها به سوی اوست حداقل از او یاد می‌گرفتیم و همانطور که یکبار نوشت ان مرد رفت و با این جمله از گذشته رها شد و به اینده پرداخت ، زنگنه هم یکبار می‌گفت ان مرد که دنبال مافیای نفتی بود و می‌خواست نفت را سرسفره‌ها بیاورد رفته است و خلاص .

خلاصه کلام اینکه تعامل سازنده با دنیا شرط لازم برای توسعه ریشه ای است اما کافی نیست , تصورم اینست که همانطور که در دوران تحریم با رویکرد منفعلانه ترکتازی دیگران را در بازارهای بین‌المللی به نظاره نشستیم و صرفا انتظار امروز را کشیدیم ، در دوران پساتحریم نیز منفعلانه استیلای تکنولوژیک دیگران را در بازارهای داخلی به نظاره خواهیم نشست , 1.

declaration on the right to development office of the united nations high commissioner for human rights.