از بنی صدر ، انحلال حزب جمهوری و فتنه 88 تا ماجرای احمدی‌نژاد در گفت وگو با مرحوم مجتهد شبستری

۱۴۰۰/۰۹/۰۹ ۰۱:۲۴:۰۷

حوزه / حضرت اقا مطلب را فرمودند که بعضی‌ها ده سال مدیریت می‌کنند بعد می‌ایند برای نظام اپوزسیون می‌شوند . واقعا جای تاسف است . در جریان اتفاقات 88 جریان فتنه پیش امد و معروف شدند به فتنه گر . اینجا هم جریان انحرافی بود . دوستان اقای احمدی‌نژاد مانند مشایی و امثال اینها احمدی‌نژاد را دائم تحریک می‌کردند .



به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه ، مرحوم ایت الله محسن مجتهد شبستری از مبارزان و فعالان نهضت امام خمینی (ره) بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، همواره در سنگرهای مختلف سیاسی ، اجتماعی ، تبلیغی و علمی در نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله امامت جمعه ، مجلس خبرگان رهبری ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ، شورای مرکزی مرکز جامعه روحانیت مبارز و ,,.

ایفای نقش موثر داشت و در همه برهه‌ها یار و یاور رهبر معظم انقلاب بود و تا اخرین روزهای عمر پر خیر و با برکتش بر این مسیر استوار ماند , ببینید : فیلم کامل مصاحبه انچه که می‌خوانید گفت و گوی مفصل با این یار فرهیخته انقلاب است که به طور کامل برای اولین بار منتشر می‌شود , حوزه : رسالت روحانیت چیست و تبلیغ امروز با گذشته چه تفاوت هایی دارد ؟ در گذشته تبلیغ تنها در منبرها منحصر بود ، ولی شرایط فعلی این گونه نیست و علاوه بر تبلیغ گفتاری ، تبلیغ نوشتاری و تبلیغ در فضای مجازی نیز مهم است .

الان سروکار مردم بیشتر با فضای مجازی است تا روزنامه و کتاب ، البته باید فرهنگ کتاب خوانی و روزنامه خوانی را ترویج کرد تا مردم از این سنت حسنه دست بر ندارند ، ولی شرایط طوری شده است که بیشتر به سراغ فضای مجازی رفته‌اند , وظیفه روحانیت است که از هر راه ممکن - علاوه بر منبر که سنت همیشگی روحانیت است - مانند نوشتار ، تالیف ، ابزارهایی مانند سی دی ، فیلم ، نمایش و تئاتر ، بچه هایی که علاقه مند به این روش‌ها هستند را جذب کنند تا انان حقایق و معارف اسلام را از این راه بشنوند , در مقدمه عرض کردم که نیاز است جمعی از روحانیون فضای مجازی را رصد کنند .

دشمن از طریق فضای مجازی القای شبهات می‌کند و از این راه وارد شده است , باید در زمان مقتضی جواب این شبهات اماده شده و از طریق فضای مجازی پاسخ داده شود تا شبهات در ذهن جوانان نفوذ نکند و موثر نباشد , کنش روحانیت بایستی متناسب با شرایط زمان و مکان باشد .

دشمنان از ابتدا مخالف اسلام بودند ، مخصوصا بعد از تشکیل حکومت شیعی در ایران خصومتش بیشتر شده است , یک حکومت شیعی بعد از قرن‌ها تشکیل و انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده است و 40 سال از عمرش می‌گذرد و الحمدلله روز به روز ثباتش بیشتر و پیشرفت نظام اسلامی از هر زمانی بیشتر می‌شود , دشمن نمی‌تواند این را تحمل کند و به دنبال دشمنی با این نظام است و از هر ابزاری استفاده می‌کند .

دشمن به ابزار جدیدی دست یافته که قبلا نداشته است و ان ماهواره و فضای مجازی است , وقتی دشمن می‌بیند که تهاجم نظامی و تحریم اقتصادی و ترفندهای دیگر نتیجه ای ندارد به تهاجم فرهنگی امید بسته است و وظیفه روحانیت این است که این حقایق را درک کند و در مقابل تهاجم فرهنگی غرب بایستد , حوزه : ایا رسالت روحانیت قبل از پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب تغییر کرده است ؟ نگاهی در بخشی از جامعه است که تمام فسادهای موجود را متوجه روحانیت می‌داند و می‌گوید که روحانیت جلوی این فسادها را نگرفته است ؛ اساسا روحانیت مسئولیتی در قبال اتفاقات ناگواری که در نظام جمهوری اسلامی افتد دارد یا خیر ؟ وظیفه اصلی روحانیت ارشاد و انذار و تبلیغ است ولی حضور روحانیت در برخی ارگان هایی که متولیان فرهنگی کشور هستند مانند صدا و سیما ، وزارت ارشاد و اموزش و پرورش باعث می‌شود که وظیفه انها سنگین تر شود .

اگر روحانیت بتواند با این ارگان‌ها ارتباط بگیرد و یا در صدا و سیما و دانشگاه‌ها حضور داشته باشد می‌تواند تاثیرگذار باشد , شهید بهشتی ، شهید مفتح ، شهید مطهری و شهید باهنر در اوج خفقان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به تهران امدند با اینکه در قم انها را می‌شناختند و جزو اساتید برجسته بودند و درس داشتند , انها دیدند که نسل جوان در خطر است و در دانشگاه‌ها زمینه تبلیغ بیشتر و جذب جوانان فراهم تر است و از حوزه به تهران امدند .

اگر شهید مطهری در قم می‌ماند مسلما یکی از مراجع تقلید بود ، ولی با هدف تبلیغ اسلام و احیای دین و ارشاد مردم وارد دانشگاه شد و توانست در ان زمان که مارکسیسم غوغا می‌کرد و تبلیغات کمونیسم خیلی شدید بود در مقابل انها بایستد , شهید مطهری به تناسب هر قشری کتاب هایی متناسب با زمان و تقاضا نوشت مخصوصا برای نسل جوان که شبهاتی بین انها مطرح بود و برای پاسخ دادن به این شبهات اقدام کرد و اثاری منتشر کرد که امام (ره) فرمودند اثار شهید مطهری بدون استثنا مورد تایید است , الان برخی از اقایان در عقیدتی سیاسی‌ها ، دانشگاه‌ها ، قوه قضاییه و نیروهای مسلح حضور دارند .

در این ارگان‌ها زمینه هایی است که می‌توانند فعالیت کنند و مخصوصا نسل جوان را با نشر معارف اسلام و پاسخگویی به شبهات جذب کنند , برخی از روحانیون هم می‌توانند با حضور در مساجد و مخصوصا پایگاه هایی که در این مساجد درست شده است برای جذب جوانان تلاش کنند , جنبه اجرایی در کشور دست غیر روحانیت است و کم اتفاق می‌افتد مثل وزیر اطلاعات که روحانی باشد .

البته حضور روحانیت در صدا و سیما و دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی بیشتر جنبه ارشاد و انذار دارد , مثلا می‌توانند در دانشگاه‌ها و عقیدتی سیاسی‌ها اردوهایی را تشکیل دهند و مسابقات قرانی برگزار کنند و به رسالت خود عمل کنند , حوزه : مقداری از خاطراتتان با شهید مطهری و شهید مفتح بفرمایید و اینکه چه شد جامعه روحانیت مبارز تشکیل شد ؟ من تا سال 53 در شهر مقدس قم مشغول درس و بحث بودم و از محضر بزرگانی مانند ایت الله محقق داماد ، ایت الله گلپایگانی و ایت الله میرزا هاشم املی تلمذ می‌کردم .

تدریس‌ها و مباحثاتی برای طلبه هایی که در سطوح پایین تر بودند داشتم , با دعوت جمعی از دوستان به تهران امدم , شهید مطهری و شهید بهشتی از نظر سنی و علمی از من مقدم بودند ولی من هم در حد خودم با طلاب و دانشجویان سر و کار داشتم .

در مدرسه شیخ عبدالحسین تهران چند سالی دروس رسائل ، مکاسب ، کفایه و سطوح عالی را تدریس می‌کردم , در مسجد طلاچیان جلساتی را با دانشجویان داشتم و کلاس‌های عقاید و نهج البلاغه برگزار می‌کردم و بحث هایی داشتیم که مفید بودند و در عین حال بحث‌ها و فعالیت‌های سیاسی هم تا حدی زمینه‌سازی می‌شد و ارتباطاتی با بزرگانی مثل شهید مطهری و شهید بهشتی و شهید مفتح داشتم , سه سال هم در دانشگاه الهیات تهران تدریس داشتم تا اینکه در سال 56 جامعه روحانیت مبارز پایه‌گذاری شد .

در بعضی از جلسات که با اقایان همدیگر را می‌دیدیم و یا تلفنی صحبت می‌کردیم , به نظرمان رسید که انفرادی کار کردن و اینکه هر کسی در مسجد و محیط و دانشگاه خودش مشغول باشد کافی نیست و تشکلی احتیاج است , در سال 56 خدمت بزرگانی همچون ایت الله مهدوی کنی ، انواری ، عمید زنجانی ، موسوی اردبیلی و بسیاری از بزرگان دیگر عرض شد و بنای پایه گذار جامعه روحانیت مبارز گذاشته شد .

در ابتدا در منزل اقایان این جلسات تشکیل می‌شد و هفته ای یک بار یا حداقل 15 روز یک بار جلساتی را برگزار می‌کردیم و در ان بحران انقلاب بیانیه هایی نیز نوشته می‌شد , اغلب بیانیه‌ها را یا به بنده موکول می‌کردند یا اقای عمید زنجانی و بعضی وقت‌ها به طور مشترک با ایت الله امامی کاشانی یا اقایانی دیگر می‌نوشتیم , اعضای شورای مرکزی با 15 یا 16 نفر تشکیل می‌شد و اعضایی هم در سطح تهران بود که در اوایل سال 57 به حدود 70 نفر می‌رسید .

برای امضا گرفتن از این افراد ، شهید محلاتی سوار ماشین می‌شد و از تک تک اعضای جامعه روحانیت امضا می‌گرفت , این کار واقعا سخت بود و زحمت ایشان را باید تقدیر کرد , ما در یک جا بیانیه را می‌نوشتیم ولی امضا گرفتن حدود دو یا سه روز طول می‌کشید .

جامعه روحانیت مبارز الحمدلله تشکل مفیدی بود و با امام (ره) که در نجف اشرف بودند ارتباط داشتیم , رابط ما بیشتر شهید مطهری بود و اگر ایشان نبود شهید بهشتی تلفنی صحبت می‌کرد و از امام کسب اجازه می‌کرد , ایشان می‌فرمودند بیانیه بدهید و گاهی هم خود امام بیانیه می‌دادند و گاهی هم بیانیه امام خلاصه بود و احتیاج به تبیین داشت و وظیفه روحانیت بود که توضیح بدهد و تحلیل بنویسد .

بیانیه‌های جامعه روحانیت با الهام گرفتن از امام (ره) نوشته می‌شد و بسیار سرنوشت ساز بود , بیانیه‌های امام (ره) و جامعه روحانیت مبارز به دست افراد انقلابی و حزب اللهی پخش می‌شد و برای افرادی که این وظیفه را داشتند خیلی سخت بود که به دست دیگران برسانند , حوزه : ایا جامعه روحانیت مبارز مکان مشخصی در تهران داشت ؟ اوایل مکان مشخصی نداشتیم ولی بعد همین محلی که در ولی اباد هست مشخص شد .

در ابتدا در منازل اقایان جلسات تشکیل می‌شد ولی بعد جایی را گرفتیم که همین الان هم موجود است و دفتر مرکزی جامعه روحانیت مبارز است , وقتی این تشکل به وجود امد برای دعوت مردم به راهپیمایی بیانیه داده می‌شد , در جامعه روحانیت مبارز مناطق تقسیم شده بود و هر کدام از اقایان در یک منطقه ای که اشراف داشتند فعالیت می‌کردند .

بنده هم در منطقه 6 تهران حدود سهروردی و شهید مطهری در منطقه ای که مسجد داشتم مسئولیت پذیرفتم , در راهپیمایی‌ها مساجد دیگر هم می‌امدند مسجد ما و با هم حرکت می‌کردیم , حوزه : بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جامعه روحانیت مبارز چه وضعیتی پیدا کرد ؟ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بلافاصله کمیته‌های انقلاب تشکیل شد و اغلب این اقایان که اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز بودند مسئولیت یک کمیته ای را داشتند .

ایت الله مهدوی کنی مسئولیت کمیته مرکزی را عهده دار بود و بنده هم در کمیته 6 مسئولیت داشتم , مدتی همین کمیته‌های انقلاب امنیت تهران را تامین می‌کرد و برنامه هایی که از طرف امام (ره) و مسئولان رده‌های بالای کشور ارائه می‌شد توسط همین کمیته‌ها انجام می‌شد , اگر مردم اسلحه ای گرفته بودند و مجاز نبودند ان را به کمیته‌ها تحویل می‌دادند .

اعضای کمیته‌ها شب‌ها کشیک می‌کشیدند و وظایف تقسیم بندی شده بود , مدتی هم که نفت و ارزاق کوپنی شده بود به وسیله همین کمیته‌ها اداره می‌شد , بیشتر مسائل کمیته منطقه شش با من بود ولی با کمیته مرکزی هم ارتباط داشتیم و شاید روزی یک بار و یا دو روز یک بار خدمت امام (ره) می‌رسیدیم .

حوزه : اگر درباره مراودات ان زمان با امام (ره) خاطره ای دارید بفرمایید ؟ یکی از بهترین خاطرات من در تاریخ 19 بهمن ، دو روز مانده به پیروزی انقلاب بود که نیروی هوایی خدمت امام امدند و من در اتاقی که امام تشریف داشتند خدمت ایشان بودم , امام جلوی پنجره امدند و پاسخگوی احساسات جمع بودند , صبح روز 22 بهمن بین اذان و طلوع افتاب بود که به سمت محل اسکان امام می‌رفتم .

در چهار راه ، خونی ریخته شده بود و یکی خون را به من نشان داد و می‌گفت که این خون‌ها را می‌بینی ؟ جوابگوی اینها در روز قیامت چه کسی خواهد بود ؟ چند دقیقه با او بحث کردم و می‌گفتم که اگر خونی ریخته شده است مقدمه ای است برای نجات کشور , حالا درگیری پیش امده و ماموران یک انقلابی را زده‌اند ، خب انقلاب این چیزها را دارد و باید باشد تا به مطلوب نهایی برسیم , حوزه : امام (ره) در جلسات خصوصی چه نکاتی را بیان می‌کردند ؟ در جلسات خصوصی امام (ره) روحانیت را بیشتر به استقامت دعوت می‌فرمودند که خدا تفضل کرده است که به اینجا رسیده‌ایم و اگر در این راه صدمه ای دیدیم و عزیزی را از دست دادیم باید تحمل کنیم .

بیشتر سخن امام به صبر و استقامت بود و دعوت می‌کردند که به دانشگاه‌ها و جوانان برسید , حضرت امام (ره) به من فرمودند که به یکی از دانشگاه‌ها برو و نماز بخوان و برای دانشجویان صحبت کن , ایشان از همان ابتدای پیروزی انقلاب به فکر جوانان بودند .

به ان دانشگاه رفتیم و قصدمان را گفتیم و به ما گفتند که نمازخانه نداریم , وقتی دیدند از طرف امام امده‌ایم صندلی‌های یک اتاق بزرگ را جمع کردند و نمازخانه درست کردند و بالاخره نمازی خواندیم و صحبتی کردیم , وضعیت دانشگاه‌ها این چنین بود که نمازخانه نداشتند که دانشجویان نماز بخوانند .

حوزه : تشکل‌سازی روحانیت که بیشتر شد امام (ره) چه نظری نسبت به ان داشتند ؟ امام به جامعه روحانیت مبارز خیلی علاقه داشت و گاهی دسته جمعی خدمت ایشان می‌رسیدیم و گاهی هم ایت الله مهدوی کنی یا یکی از بزرگان خدمت ایشان می‌رسیدند و رهنمود می‌گرفتند , مسئله بعد این است که یک اختلاف نظر‌ی بین اعضای جامعه روحانیت پیدا شد و تلاش هم شد که این انشعاب ادامه پیدا نکند و یادم می‌اید ان زمانی که حضرت اقا رییس جمهور بودند ، جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در بیت ایشان جلسه ای داشتند , اقا خیلی صحبت کردند راجع به اینکه این انشعاب درست نیست و باید وحدت باشد ولی یکی از اقایان سران مجمع روحانیون می‌گفت که بالاخره اختلاف نظری هست و اشکالی ندارد که دو تشکل وجود داشته باشد و وقتی دیدیم دعوت به یگانگی تاثیری ندارد همینطوری ادامه یافت .

در اصل انقلاب که وحدت نظر است ولی در بعضی مسائل مانند انتخابات و امثال ان اختلاف نظرهایی است , حوزه : روحانیت را چه مقدار در کار تشکیلاتی بعد از پیروزی انقلاب موفق می‌دانید و چه ضعف‌های داریم ؟ در دنیای امروز حزب‌ها مسئولان را انتخاب می‌کنند , در اروپا و امریکا احزابی وجود دارند و ان احزاب هستند که کاندیدای ریاست جمهوری و مجلس را معرفی می‌کنند و پیروان احزاب رای می‌دهند .

نظر برخی از بزرگان ما مخصوصا ایت الله مهدوی کنی این بود که روحانیت حزب نیست و یک حالت پدری دارد و جنبه معنوی جامعه روحانیت قوی تر است , الان باز همان وضع هست و دو نظر وجود دارد , یک عده ای می‌گویند که جامعه روحانیت را ثبت کنیم و یک حزب رسمی تشکیل دهیم و برخی می‌گویند که به همان حالت قبلی بماند که همان حالت پدری و به اصطلاح فراجناحی است و مردم را دعوت کند ، منتها شرط اصلی در خط ولایت بودن است .

شرط اصلی جامعه روحانیت این است که در خط ولایت فقیه باشد , اینکه در انتخابات لیستی بدهد یا ندهد بستگی دارد به شرایط زمان و مکان و برخی وقت‌ها می‌گویند لزومی ندارد و نباید دخالت کنیم , اصل حضور در انتخابات را بگوییم و لیست دادن لازم نیست و الان برخی وقت‌ها لیست می‌دهند و بعضی وقت‌ها لیست نمی‌دهند .

حزب جمهوری که پیشنهاد شد ، شهید بهشتی ، مقام معظم رهبری و ایت الله رفسنجانی در تشکیل ان پیشتاز بودند و اعضای دیگر مانند شهید باهنر و برخی بزرگان دیگر نیز حضور داشتند , من از ابتدا عضو حزب نبودم و البته اسم بنده را در انتخابات مجلس در لیست نوشته بودند , حتی در ان جلسه یکشنبه شب‌ها که انفجار پیش امد من هم می‌رفتم .

من خیلی به شهید بهشتی علاقه مند بودم و ایشان هم به من لطف داشت , در جلسه ای صحبت این بود که اقایان به نماز نروند و حتی شهید بهشتی از من اسم برد که اگر نماز جماعت باشد و اقایان برای نماز به مسجد بروند ممکن است مامومینی بیایند و سوال کنند و نتوانند بروند و عده ای گفتند که برخی امام جماعت هستند و این جلسه بعد از نماز تشکیل شود و اقایان سعی کنند که بعد از نماز بلافاصله به جلسه بیایند , ما هم طبق معمول یکشنبه‌ها به جلسه می‌رفتیم .

البته من عضو حزب نبودم و سمپاد بودم یعنی علاقه مند بودم و بنا هم نبود که فقط اعضا در جلسه یکشنبه شب‌ها حضور داشته باشند , ان شب امدم مسجد و تصادفا بعد از اقامه نماز مغرب و عشا یک نفر که از شهرستان امده بود با من کار داشت و هرچه خواستم بگویم جلسه دارم و باید بروم نمی‌شد , از راه دوری امده بود و باید کارش انجام می‌شد .

تقریبا حدود 45 دقیقه بعد از نماز کارمان طول کشید و دیدم نیم ساعت طول می‌کشد که به جلسه برسم و در کل یک ساعت نیم بعد از جلسه می‌رسم و مناسب نیست به همین دلیل منصرف شدم و به منزل رفتم , همان شب یک نفر زنگ زد و گفت که انفجاری در حزب جمهوری رخ داده است و در نتیجه شهادت نصیب ما نشد , حزب جمهوری اسلامی ابتدا واقعا خیلی فعال بود و مورد علاقه امام بود ولی عده ای می‌رفتند نزد امام و حرف هایی می‌زدند .

یادم می‌اید در همان محل اقامت امام (ره) یکی از اقایان رفت روی چهارپایه صحبت کرد که چرا این چند نفر طلایه دار حزب شده‌اند و چرا اسمی از ما نیاوردند و مگر ما در انقلاب نبودیم , این مسائل و اختلاف‌ها سبب شد که امام دستور دهد حزب جمهوری اسلامی بعد از مدتی منحل شود , حوزه : شما در تمام حادثه‌های پس از پیروزی انقلاب شما حضور داشتید ؛ به نظرتان چه هدف و منظوری داشتند ؟ یکی از مسائل مهمی که در اواخر دوره اول مجلس پیش امد مسئله بنی صدر بود .

بنی صدر مدتی در خارج عضو انجمن اسلامی بود , انجمن اسلامی معمولا برای اسلام تبلیغاتی دارند و سلیقه‌های خاصی هم دارند , بنی صدر از فعالان انجمن‌های اسلامی در خارج بود مثل اقای قطب زاده و اقای حبیبی .

امام (ره) که در پاریس بودند رفت جزو ملازمین رکاب امام شد و با چرب زبانی ای که داشت خیلی صحبت می‌کرد و خیلی اظهار علاقه می‌کرد , نسبت به دیگر افراد جاذبه بیشتری داشت و همراه امام به ایران امد , از همان روز اول اقدام به سخنرانی کرد سخنرانی هایش پرجمعیت بود و به همین دلیل زمینه را برای ریاست جمهوری در خود احساس کرد و کاندیدا شد .

امام (ره) هم شخصی مقرراتی بودند و اگر می‌دیدند یک نفر در چارچوب مقررات حرکت می‌کند به انقلاب و نظام علاقه مند است به او میدان می‌داد و بنی صدر هم رای اورد , رای بنی صدر خیلی هم بالا بود و همیشه تکرار می‌کرد که من 11 میلیون رای اورده‌ام , نمی دانم همین رای بالا باعث شد که مغرور شود و یا اینکه ذاتا ادم مغروری بود .

در اظهاراتش نشان می‌داد که ادم خودبرتر بینی است , در برخی از اظهاراتش می‌گفت که برای مجتهد 15 علم لازم است ولی من 25 علم دارم از علوم مختلف اطلاعات دارم و برخوردار هستم , پدرش از علمای همدان بود .

ایت الله بنی صدر سید بزرگواری ساکن همدان بود در همان زمانی که مرحوم اخوند ملاعلی همدانی مرجعیت داشت در این شهر در طراز دوم بود من خدمتشان در همدان رسیده بودم , بنی صدر روحانی زاده بود ولی افکار خاصی داشت و یک مقداری حالت غرور و خودبرتربینی در او زیاد بود , بعد از پیروزی انتخابات کمی دیده می‌شد که از امام فاصله می‌گیرد .

البته با دولت موقت هم خیلی هماهنگ نبود و اختلاف نظرهایی با مهندس بازرگان و برخی اقایان داشت و تمایل به افکار غربی و ارتباط با غرب و امریکا در ایشان تا حدی وجود داشت , همان طور که در نهضت ملی مذهبی بود در او هم وجود داشت ولی به شکل خاصی , روز به روز فاصله بنی صدر با امام بیشتر می‌شد و امام مطلبی می‌گفت و او مطلب دیگری را .

ان موقع شهید بهشتی و ایت الله خامنه‌ای و ایت الله رفسنجانی در یک جناح بودند و بنی صدر هم در جناح دیگری قرار داشت , مخصوصا اینکه شروع به مخالفت با حزب جمهوری کرد و با شهید بهشتی حساسیت هایی داشت , مطالبی را که شهید بهشتی راجع به لیبرال‌ها می‌زد را در نقطه مقابلش حرفی‌های دیگری می‌زد .

با اقایانی هم که با امام خیلی نزدیک بودند فاصله پیدا کرد , وقتی به جبهه‌ها می‌رفتیم فرماندهان سپاه عنوان می‌کردند که بنی صدر مهمات را تنها به ارتش می‌دهد و ما هم گاهی به امام و مسئولان شورای عالی دفاع منتقل می‌کردیم , در دوران نمایندگی بیشتر به جبهه‌ها می‌رفتیم و با رزمنده‌ها ملاقات داشتیم .

حتی یک شب یادم می‌اید به اهواز رفتیم و با مهندس غرضی استاندار خوزستان به یکی از جبهه‌ها رفتیم , سردار یحیی صفوی که ان موقع فرمانده ان جبهه بود تا ساعت دو نصف شب با ما صحبت کرد و از مخالفت‌های بنی صدر می‌گفت که به سپاه چه ظلم هایی کرده است , یادم می‌اید از ان چادر که بیرون امدیم خمپاره ای نزدیک ما امد و گفتند که همه روی زمین دراز بکشید و شاید حدود 200 متری ما روی زمین افتاد .

حوزه : ایا شما خودتان با بنی صدر جلسه ای داشتید ؟ یک بار که اختلافی بین بنی صدر و شهید رجایی نخست وزیر پیش امد ، جامعه روحانیت درصدد رفع این مشکل برامد و جلسه برای اشتی بین انها در ساختمان حزب در ولی اباد برگزار شد و از انها دعوت کردیم , بنی صدر بالا نشست و وقتی شهید رجایی امد کنار او جا بود وقتی رفت بنشیند هیچ تکانی خورد و به نوعی هیچ احترامی نکرد , بالاخره صحبت شد که انقلاب نوپا است و ایجاب می‌کند همه وحدت داشته باشیم و صلاح نیست بین رییس جمهور و نخست وزیر اختلافی باشد و هر کدام ادله ای گفتند .

بعد از جلسه به اقای بنی صدر اعتراض شد که اقای رجایی تشریف اوردند شما اعتنایی نکردید و گفت در دنیا مرسوم نیست رییس جمهور برای نخست وزیر این کارها را انجام دهد , حوزه : جامعه روحانیت هیچ وقت از بنی صدر دعوت نکرد که جلسه ای داشته باشند ؟ جامعه روحانیت از بنی صدر در انتخابات حمایت کرده بود و برخی از اقایان جامعه روحانیت با او بیشتر مراوده داشتند البته ماهیتش ان موقع روشن نشده بود , در همان جلسه ای که رای‌گیری شد که بنی صدر کاندیدا شود یا شخص دیگری ، یادم می‌اید که من رای ممتنع دادم و شهید بهشتی رای ممتنع داد .

شخص دیگری معین نشده بود و جلال الدین فارسی هم می‌گفتند در ایرانی بودنش شبهه است و اقای حبیبی هم هنوز به میدان نیامده بود , ممتنع دادیم علتش این بود که بنی صدر مشخص بود و کس دیگری مشخص نبود , بعد مشخص شد که اقای حبیبی امد هم جامعه مدرسین اقای حبیبی را رای داد و من هم رای دادم به اقای حبیبی و به بنی صدر رای ندادم .

حوزه : شما در مجلسی عضو بودید که بنی صدر را عزل کرد ، لطفا در این مورد بفرمایید ؟ فاصله بنی صدر با امام و انقلابیون و حزب الله خیلی زیاد شد و مخالفت هایش قابل تحمل نبود , امام هم فرموده بود انچه را که به بعضی‌ها دادیم پس می‌گیریم , امام نیابت فرماندهی کل قوا را به بنی صدر داده بودند که ریاست جمهوری تقویت شود تا بتواند مملکت را خوب اداره کند .

امام تهدید کرده بودند اگر این وضع ادامه پیدا کند و بعضی‌ها حرف هایی را بر خلاف مصالح کشور بزنند چیزی را که داده‌ایم پس می‌گیریم و شنیدیم که امام فرماندهی کل قوا را پس گرفته‌اند , همان روز در مجلس با یکی دو نفر از انقلابی‌ها مخصوصا اقای کیاوش نماینده خوزستان ، بحث کردیم که امام او را از فرماندهی کل قوا عزل کرده‌اند و الان موقعش است که به عدم کفایت سیاسی او رای دهیم , البته اطمینان نداشتیم که اکثریت مجلس رای خواهد داد یا نه و به این نتیجه رسیدیم که استمزاجی کنیم از نمایندگان مجلس و نامه ای بنویسیم و بررسی کنیم چند نفر موافق عزل بنی صدر هستند و وقتی دیدیم به حد نصاب رسید اقدام رسمی انجام دادیم .

یادم نمی‌اید که اولین یا دومین امضا من بودم , نامه ای نوشتیم و شرایطی که پیش امده بود و مقداری از افکار او را نقل کردیم و گفتیم که شرایط ایجاب می‌کند به عدم کفایت بنی صدر رای بدهیم , دیدیم که امضاها از 100 نفر گذشت و وقتی مطمئن شدیم نامه رسمی نوشتیم و به هیئت رییسه داده شد .

در نظرسنجی رسمی که به عمل امد یک نفر مخالف عزل بود و دو سه نفر هم ممتنع بودند و بقیه با اکثریت قاطع رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رای دادند , حوزه : اقای میرحسین موسوی برای منطقه شما بود ولی در سال 88 همان منطقه راجع به اتفاقاتی که در عاشورا افتاد پیشگام بودند , ممکن است راجع به این اتفاقات بفرمایید ؟ وقتی انتخابات 88 برگزار و نتیجه هم اعلام شد از طرف دو کاندیدای شکست خورده ادعای تقلب شد و ان دو از راه قانونی وارد نشدند که به شورای نگهبان و وزارت کشور شکایت کنند و مردم را به تظاهرات و اردوکشی دعوت کردند و تقریبا هفت هشت ماهی در تهران التهاب وجود داشت و سر و صدای زیادی بود و طرفداران ان دو کاندیدای شکست خورده در خیابان شعارهای نامناسبی می‌دادند .

در 13 ابان شعار نه غزه نه لبنان را سر دادند و روز قدس شعارهایی دادند با اینکه امام فرمودند مسئله فلسطین مسئله اول ما است و رهبری این مسئله را تاکید فرمودند , تا اینکه روز عاشورا وقاحت از حد گذشت و عده ای ماجراجو امدند موکب‌های امام حسین (ع) را اتش زدند و به امام و رهبری هم توهین می‌کردند و نقل می‌شد که در بعضی جاها قران را اتش زده‌اند , ممکن است همه انها در این امر دخالت نداشتند و عده خاصی از ضد انقلاب ، سلطنت طلب‌ها و منافقین و بهایی‌ها مرتکب این قبیل کارها شدند و دیگر وقتی این گونه شد کاسه صبر مردم لبریز شد و بنا شد یک راهپیمایی مردمی علیه این حرکت‌ها انجام شود .

ان موقع در تبریز بودم , روز 11 محرم جمعی از افراد موثر و ذی نفوذ از علما و مسئولان و سران دسته‌ها و هیئت‌های مذهبی نزد من امدند , گفتم که اوضاع را دیدید و شنیدید که چه پیش امده است و بنا است پاسخی مردمی داده شود که اکثریت با این وضع مخالف هستند .

اقا با درایت و شرح صدر رفتار کردند و در اوایل کار کاندیداها را موعظه کردند و مسئولان ستادهای انها را دعوت کردند و توصیه کردند و مدتی هم شرح صدر نشان دادند و الان وظیفه مردمی است که اقدام کنند و پاسخی بدهند , از نظر شورای هماهنگی اعلام شده که راهپیمایی 8 یا 9 دی انجام شود , ولی نظر به اینکه تبریز همیشه در انقلاب پیشتاز بوده صلاح می‌دانید در هشتم دی راهپیمایی انجام شود .

گفتند که خیل خوب است و اعلام امادگی کردند , هیئت‌ها و دسته‌ها مردم را برای راهپیمایی دعوت کردند , پیشنهاد کردند که سخنران من باشم .

من هم قبول کردم , روز هشتم دی جمعیت عظیمی امد که معمولا در 22 بهمن یا روز قدس مشاهده می‌شد , شعارهایی داده شد و من هم سخنرانی کردم .

در این سخنرانی حالت حماسی به من دست داد و انقلابی صحبت کردم و از رسانه‌ها پخش شد , همان طور که مردم نقل می‌کنند این حرکت مردم تبریز در راهپیمایی روز 9 دی تاثیر داشت , نهم دی با ان عظمت در سراسر کشور برگزار شد و می‌شود گفت مردم بر تابوت راهپیمایی‌ها و تظاهرات و حرف‌های ضدانقلاب میخ زدند .

9 دی یک روز ماندگار در تاریخ شد که مردم در مقابل فتنه گران هرگز ساکت نمی‌مانند , حوزه : دو کاندیدای سال 88 در سطوح عالی نظام مسئولیت داشتند و حتی می‌بینیم افرادی که در سطوح عالی نظام مسئولیت داشته‌اند به اقا نامه می‌نویسند , چه اتفاقی می‌افتد افرادی که در مقطعی در سطوح عالی نظام مسئولیت داشته‌اند این گونه تغییر می‌کنند ؟ حب جاه یکی از غرایز قوی بشر است .

غرور و خود برتر بینی هم دلیلی بر این رفتارها است همان طور که عرض کردم بنی صدر شخص مغروری بود , بعضی‌ها می‌گویند که از ابتدا وابستگی داشت به خارج و اگر هم این را قبول نکنیم غرور او باعث شد به دشمن متصل شود و اب به اسیاب دشمن بریزد , اینجا هم نظیر همان حرف را باید بزنیم .

عده ای به انها گفته بودند که شما رایتان زیاد است و فکر می‌کردند انتخابات را برده‌اند , مستندات نشان می‌داد که این مسائل از خارج برنامه ریزی شده بود که چنین روزی پیش خواهد امد و ممکن است عده ای که در انتخابات رای نیاورده‌اند ادعای تقلب کنند , افرادی را که بازداشت کرده و در صداوسیما هم اقرار کرده بود معلوم کرد که دست بیگانه در کار بوده است .

اگر نگوییم که مسبب اصلی و 100 درصد انها بودند ، می‌توانیم بگوییم که فریب خارجی‌ها را خوردند , خارجی‌ها مدتی روی این مسئله کار می‌کردند و در ان مدت هم رادیوهای بیگانه مردم را به راهپیمایی و تظاهرات گسترده تشویق می‌کردند , در هرحال توطئه ای بود که بیگانگان دیده بودند و یک عده ضدانقلاب مغرض که در هر جامعه ای دیده می‌شود دنبال انها بودند و یک عده هم نااگاه بودند .

انچه مسلم است در راهپیمایی 8 و 9 دی عده زیادی از انهایی که به ان دو نفر رای داده بودند برگشتند و به صف مردم امدند , حوزه : ایا فقط غرور باعث می‌شود عده ای از مسئولان سابق دست به این اقدامات بزنند ؟ حضرت اقا مطلب را فرمودند که بعضی‌ها ده سال مدیریت می‌کنند بعد می‌ایند برای نظام اپوزسیون می‌شوند , واقعا جای تاسف است .

در جریان اتفاقات 88 جریان فتنه پیش امد و معروف شدند به فتنه گر , اینجا هم جریان انحرافی بود , دوستان اقای احمدی‌نژاد مانند مشایی و امثال اینها احمدی‌نژاد را دائم تحریک می‌کردند .

در نظر او مثل اینکه حرف مشایی از حرف رهبری نافذتر و عمیق تر و موثرتر است , گول ایشان را می‌خورد و یک عده ای هم اتش بیار معرکه هستند , این گونه افراد در طول تاریخ بوده‌اند .

ممکن است این سوال پیش بیاید که ایا در سال 88 که ان دو نفر رای نیاوردند نتیجه تبدیل به احسنت شد , جوابش این است که ان موقع چیزی معلوم نبود , رهبری و نظام تابع قانون هستند و قانون نشان می‌داد رای احمدی‌نژاد بالاتر از میرحسین موسوی است و دیگر ما علم غیب نداشتیم که احمدی‌نژاد هم بعد منحرف خواهد شد و اسباب دردسر می‌شود .

طبق مر قانون عمل شد و ان که رای ش بالاتر بود رییس جمهور شد , حالا بعضی‌ها می‌گویند حالا که این اقا امد وضع که بهتر نشد و او از رهبری فاصله گرفت و یازده روز قهر کرد , ان قهر کار درستی نبود .

وقتی در این کشور اکثر مردم رهبری را قبول دارند و قانون اساسی هم گفته است رهبری فصل الخطاب هستند و شرع ما هم می‌گویند تابع ولی فقیه باشید لزومی ندارد برخی از افراد ولو اینکه چند سال مسئولیت داشته‌اند حرف هایی برخلاف رهبری بزنند و معلوم است که با شکست مواجه خواهند شد و هم اسباب دردسر برای مردم و هم سوژه ای برای خارجی‌ها خواهد شد , همین اغتشاشات اخیر هم که به وجود امد یک مقداری زمینه همین حرف‌ها است و گاهی می‌بینید اختلافی هست و می‌شود از اب گل الود ماهی گرفت , گرچه این اغتشاشات اخیر قابل مقایسه با سال 88 نبود ، ولی بی شباهت هم نبود و عده ای هم برای گرانی‌ها جمع شدند و عده ای اشوبگر هم اضافه شدند و چند روزی کشور را ملتهب کردند و الحمدالله با حضور مردم و بیانات رهبری این مسئله خاتمه یافت .

حوزه : چه اتفاقی افتاد که شما از تهران به تبریز رفتید ؟ حقیقت این است که رفتن من به تبریز موقتی بود , به مکه مشرف شده بودم و بعد از اعمال حج دو سه روزی را در مدینه بودم که گفتند از دفتر اقا تماس گرفته‌اند و شما را می‌خواهند , دیدم اقای حجازی هستند و فرمودند که اقا می‌فرمایند سریعتر برگردید به تهران با شما کار داریم .

ما هم برگشتیم و مستقیم رفتیم محضر اقا و فرمودند که این هفته اقای ملکوتی از تبریز خداحافظی کردند و شما بروید انجا نماز جمعه بخوانید , عرض کردم که در تهران درس و بحث دارم و شرایط خانواده هم اجازه نمی‌دهد به تبریز بروم , فرمودند که سه ماه تابستان را بروید .

حتی به اقا گفتم که در حکم عنوان امام جمعه موقت را بنویسند و در حکم هم نوشتند و تا مدتی روزنامه جمهور اسلامی می‌نوشت امام جمعه موقت تبریز , بعد از 3 ماه که ماموریت تمام شد فرمودند که خانواده شهدا امده‌اند و گریه می‌کنند که چرا نوشته‌اید موقت و ایشان باید همیشه بمانند و بعد فرمودند که یک سال در تبریز بمانید , اقا که دستور دادند یک سال ماندیم و بعد از یک سال فرمودند که در انجا بمانید .

تا یک سال درس را در تبریز شروع نکردیم و بعد از یک سال که ماندنی شدیم درس را شروع کردیم , در این اواخر دیگر یک مقداری گرفتاری‌های ما بیشتر شد و خانواده مریض بودند و مراجعات به تهران بیشتر شد و رفت و امد به تبریز مشکل و خودم هم از لحاظ جسمانی مشکل داشتم و حضرت اقا احساس کردند که برای ما سخت است و بعد از 22 سال اجازه دادند که به تهران مراجعت کنیم , حوزه : وضعیت حوزه‌های علمیه امروز را چطور می‌بینید ؟ خواسته هایی را برای کل روحانیت و حوزه‌های علمیه داریم و وقتی خدمت شورای عالی حوزه‌های علمیه در قم که می‌رویم عرض می‌کنیم .

در سخنرانی ای در جمع علما و فضلا هم این را عرض کرد , خدمت حضرت اقا و مراجع نیز عرض کرده‌ام , بالاخره حوزه‌های علمیه باید نظمی داشته باشد .

اینکه طلاب چگونه وارد حوزه شوند و گزینش‌ها روی حساب باشد و طلاب با استعداد را گزینش کنند نه افرادی را که استعداد ضعیفی دارند , از نظر اصالت خانوادگی و تربیت خانوادگی در گزینش‌ها دقت شود روی حساب و کتاب باشد , مشخص شود چند سال می‌خواهد سطوح را بگذراند و چند سال می‌خواهد درس خارج را بخواند .

گرچه تا حدی در حوزه‌های علمیه شروع شده است ولی ایده ال نیست , هنوز افراد واجد شرایطی هستند که در ایام تبلیغی محروم می‌مانند و افرادی که کمتر واجد شرایط هستند گاهی شهرهای بزرگ‌تری برای تبلیغ دارند , باید برنامه‌های حوزه روی حساب و معلومات و مراتب تحصیلی و علمی و مراتب تخصصی باشد .

عده ای هم برای نویسندگی و عده ای برای یادگیری زبان اقدام کنند , عده ای که سنشان مقتضی نمی‌کند که درس بخوانند در قم مانده‌اند , عده ای نه اهل مطالعه هستند و نه اهل درس و بحث و فقط می‌روند یک درس خارج شرکت می‌کنند .

افرادی که موقع تبلیغشان رسید باید اعزام شوند و هجرت کنند و راه علاج ان را هم برای مراجع و بزرگان و مسئولان حوزه‌های علمیه گفته‌ام , ان هم عبارت است از اینکه کسانی که از قم هجرت می‌کنند شهریه انها نباید قطع شود بلکه باید دو برابر هم شود , مراجع هم نظرشان همین است ولی اجرا نمی‌شود .

الان شاید بعضی مناطق با 40 ابادی حتی روحانی نداشته باشیم , در برخی از شهرهای کوچک واقعا یک روحانی فاضل نداریم , باید برای ورود و خروج به حوزه ، اعزام مبلغ ، تامین معاش و .

,, برنامه‌های مدونی ایجاد شود بلکه همین مقداری که هست قابل تقدیر است .

انصافا در حوزه علمیه قم مخصوصا بعد از امدن اقای اعرافی امیدها زنده شده است و امیدواریم , ایشان را ادم خیلی خوش فکر و از هر جهت شایسته ای می‌دانم و فکر می‌کنم که ایشان کسی است که دلش می‌خواهد تحولی در حوزه‌ها ایجاد شود ولی ان طور که ایده ال است به مرحله اجرا نرسیده است و امیدواریم حوزه‌های علمیه فعال تر و ایده ال تر شود , حوزه : فضای نظام اسلامی که اشاره کردید چه محیط حوزه و غیر حوزه چه اتفاقی باید بیفتد که کادر‌سازی و تربیت مدیر انقلابی داشته باشیم ؟ الان نویسنده خوب خیلی نیاز داریم .

افرادی نیاز داریم که اشنا به فضای مجازی باشند و بتوانند این فضا را رصد کنند , وقتی این افراد را برسی کردیم و به دست اوردیم چه امتیازاتی دارند یک ارجحیتی برای انان قائل شویم و دوره هایی را برای مدیریت ببینند و از وجود این افراد بایسته و شایسته حداکثر استفاده را بشود , همچنین به تناسب محیط‌ها باید مبلغان اعزام شوند .

افرادی لازم است در تهران باشند و افرادی نیز لازم است برای تبلیغ و ارشاد مردم به روستاهای کوچک بروند , مخصوصا مدیران حوزه‌ها باید انسان هایی مخلص و دلسوز باشند و درد دین داشته باشند و دنبال شهرت و مسائل مادی نباشند , پیدا کردن افراد مخلص کار اسانی نیست .

این افراد را باید پیدا کنیم و تشویق و تربیت شوند ,.
ایران تهران قم شهر مقدس قم مدرسه شیخ عبدالحسین تهران مسجد طلاچیان نجف اشرف اباد منطقه 6 تهران سهروردی اروپا امریکا پاریس همدان اهواز غزه لبنان تبریز مکه مدینه حزب جمهوری نظام جمهوری اسلامی ایران مجلس خبرگان رهبری مجمع تشخیص مصلحت نظام شورای مرکزی نظام اسلامی نظام جمهوری اسلامی صدا و سیما وزارت ارشاد و اموزش و پرورش قوه قضاییه دانشگاه الهیات تهران شورای مرکزی جامعه روحانیت کمیته مرکزی مجلس حزب جمهوری اسلامی انجمن اسلامی انجمن های اسلامی امریکا سپاه شورای عالی دفاع ایرانی انقلابیون حزب الله شورای نگهبان وزارت کشور فلسطین صداوسیما شورای عالی حوزه های علمیه حوزه علمیه قم بنی صدر احمدی نژاد اقای احمدی نژاد مشایی ایت الله محسن مجتهد شبستری امام خمینی ره رهبر معظم انقلاب شهید بهشتی شهید مفتح شهید مطهری شهید باهنر امام ره روحانی ایت الله محقق داماد ایت الله گلپایگانی ایت الله میرزا هاشم املی ایت الله مهدوی کنی انواری عمید زنجانی موسوی اردبیلی اقای عمید زنجانی ایت الله امامی کاشانی ایت الله مهدوی امام ره روحانیت حضرت امام ره حضرت اقا مقام معظم رهبری ایت الله رفسنجانی اقای قطب زاده ایت الله بنی صدر سید ملاعلی همدانی بنی صدر روحانی زاده مهندس بازرگان ایت الله خامنه ای مهندس غرضی سردار یحیی صفوی شهید رجایی اقای بنی صدر اقای رجایی معین جلال الدین فارسی اقای حبیبی اقای کیاوش اقای میرحسین موسوی رهبری امام حسین ع صدر مسلم میرحسین موسوی اقای حجازی اقای ملکوتی روحانی فاضل اقای اعرافی خبرنگار خبرگزاری حوزه وزیر اطلاعات رییس جمهور ریاست جمهوری استاندار خوزستان نخست وزیر فرماندهی کل قوا امام فرماندهی کل قوا نماینده خوزستان انقلاب اسلامی انقلاب عاشورا انتخابات 88 روز قدس روز عاشورا روز 11 محرم روز هشتم دی جمعیت عظیمی