ما زیادیم اما زیادی نیستیم

۱۴۰۰/۰۹/۰۳ ۰۰:۰۸:۰۷

« معلمی یکی از بهترین شغل هاست . معلم‌ها با الودگی و گرد و غبار هوا یا بارش برف تعطیل می‌شوند . سه ماه تابستان کاری ندارند و می‌توانند زمانشان را صرف کارهایی که دوست دارند ، کنند . در سفر هم خیالشان راحت است که می‌توانند از امکانات مدارس یا خانه‌های معلم استفاده کنند . دیگر چه می‌خواهند ؟» این دیدگاه افراد بسیاری است که معلم نیستند و معتقدند معلم بودن شغل خوبی است .



اما بسیاری از معلم‌ها از شرایط کاری شان راضی نیستند و معتقدند بیرون این شغل ، دیگران را می‌سوزاند و درونش ، خودشان را و با حقوق هایی که می‌گیرند مجبورند برای امرار معاش به شغل‌های درجه دو یا سه روی بیاورند و نتوانند زمان کافی برای به روز کردن دانش خود یا تربیت نسل اینده یک کشور بگذارند , بسیاری از انها ماه هاست که حقوق دریافت نکرده‌اند ، بعد از سال‌ها کار هنوز منتظر هستند تا استخدام اموزش و پرورش شوند و حتی برخی معتقدند بخشنامه‌های دانش اموزمحور ، شرایط کاری را برایشان دشوار کرده است , سمانه پیری سه سالی می‌شود که در مقطع ابتدایی در یکی از مدارس استان قم تدریس می‌کند .

حقوق ماهانه او با 39 سال سن و مدرک تحصیلی کارشناسی 720 هزار تومان است که پنج ماهی می‌شود ان را هم دریافت نکرده است , این معلم که مسئولیت تربیت 30 دانش‌اموز را دارد ، درباره وضعیت شغلی‌اش به ایسنا می‌گوید : من جزء نیروهای قراردادی محسوب می‌شوم اما دقیقا مثل یک نیروی رسمی کار می‌کنم , در تمام کلاس‌ها ملزم به شرکت هستم و با امید استخدام ، کارم را به نحو احسن ارائه می‌دهم اما همین حقوق ناچیز ماهانه را هم پرداخت نمی‌کنند .

حتی بیمه‌ام هم 20 روزه است و امسال هم گفته‌اند حقوق خردادماه را کامل پرداخت نمی‌کنند , به نیروهایی مثل من وقتی کوچک‌ترین اعتراضی هم می‌کنیم ، می‌گویند می‌توانی سر کار نیایی , قراردادمان را هم طوری تنظیم کرده‌اند که اگر به علت مشکلی مجبور به ترک کار شویم باید جریمه پرداخت کنیم .

او معتقد است : حدود 60 درصد بخشنامه‌ها ، دانش اموزمحور هستند و این امر موجب می‌شود معلم نتواند به موقع ایده‌ها و نظرات خود را درباره دانش اموزی که واقعا نیاز به تغییر دارد ، اجرا کند , از طرفی حذف نمره مشکل بزرگی به وجود اورده ؛ هم سطح توقع دانش‌اموز را بالا برده و هم اینکه معلم نمی‌تواند نمره حقیقی را به دانش‌اموز بدهد , مثلا دانش اموزی که نمره 20 و دانش اموزی که نمره 17 دارند ، در این سیستم هم سطح محسوب می‌شوند در حالی که واقعا برابر نیستند .

شاکر شمسی زاده یکی از معلم‌های استان بوشهر هم که مجبور است برای امرار معاش شغل دوم داشته باشد ، درباره وضعیت معلم‌ها می‌گوید : در حال حاضر بخشنامه‌ها دانش اموزمحور هستند که موجب شده معلم نتواند به دانش‌اموز کوچک‌ترین حرفی بزند اما این امکان را به او داده که خودمختار و هر طور که دوست دارد ، عمل کند , این امر باعث شده حتی برخی از دانش اموزان که هم اندازه معلم هستند ، به راحتی روی معلمشان دست بلند کنند , یادم می‌اید خبری خواندم که دانش اموزی در یکی از استان‌های غرب کشور یک معلم فیزیک را سر کلاس کشت .

در گروه‌های مربوط به معلم‌ها هم خبرهایی از درگیری دانش اموزان با همکارانمان در برخی از استان‌ها و سر کلاس می‌شنویم که هیچکدام از انها به صورت رسمی خبرساز نمی‌شوند اما کافی است معلمی به دانش اموزی بگوید بالای چشمت ابرو است تا رسانه ای شود , او با بیان اینکه در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد ، طرح بازنشستگی زودتر از موعد یعنی زیر 25 سال اجرایی شد ، اضافه می‌کند : در ان مقطع زمانی بسیاری از دبیران با سابقه تصمیم گرفتند خودشان را بازنشسته کنند , به همین دلیل اموزش و پرورش یکباره دچار کمبود نیرو به ویژه در مقطع ابتدایی شد .

از طرفی برای جبران کمبود نیرو ، سرایداران و خدمتکاران دیپلمه با گذراندن یک دوره‌ی ضمن خدمت کوتاه مدت به عنوان دبیر ، مامور و مشغول به کار شدند , کسی چه می‌داند ؟ شاید فیلم هایی که از تنبیه دانش اموزان توسط برخی معلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود مربوط به همین نیروها باشند که بیشتر برای مدرسه‌های غیر انتفاعی کار می‌کنند , شمسی زاده می‌گوید : معلمی که 20 سال سابقه کار و مدرک فوق لیسانس دارد و حدود سه میلیون تومان حقوق می‌گیرد ، می‌خواهد با چه انگیزه ای سر کلاس برود ؟ معلمان دلسرد هستند .

یک معلم ان طور که باید ، کار انجام نمی‌دهد ، مگر انکه در یک مدرسه خاص یا استثنایی کار کند , مدارس عادی وضعیت بدی دارند , وضعیت در مدارس غیرانتفاعی به مراتب بدتر است زیرا معلم و مدیر نمره دانش اموزان را دو دستی تقدیم می‌کنند .

دانش‌اموز برای این مدارس درامدزایی بالایی دارند به همین دلیل سعی می‌کنند انها را در مدرسه خود نگه دارند , از طرفی وقتی دانش اموزان به امتحانات نهایی یا کنکور می‌رسند دچار مشکل و در نهایت به جمعیت بیکاران جامعه اضافه می‌شوند , در مدارس غیرانتفاعی از سوی اموزش و پرورش نظارت صورت می‌گیرد اما همه مدیران این مدارس تلاش می‌کنند راندمان کاری شان را بالا ببرند ، به همین دلیل در پی سنجش معلومات دانش‌اموز نیستند .

او با بیان اینکه باید به وضعیت معیشتی و رفاهی معلمان توجه بیشتری شود تا انها با شوق و علاقه بیشتری در کلاس تدریس کنند ، ادامه می‌دهد : معلمی که برای سیر کردن شکم فرزندانش مسافرکشی می‌کند چگونه می‌تواند اطلاعاتش را به روز کند و با یک برنامه مشخص سر کلاس برود ؟ باید نگاه به سیستم اموزشی تغییر کند و به وضعیت معلمان رسیدگی شود , درست است که معلم‌ها زیاد هستند اما زیادی نیستند , بر عکس کشورهای دیگر دنیا ، ان طور که باید به قشر معلم‌ها در ایران بها داده نمی‌شود .

قطعا توجه به معلم‌ها در پیشرفت دانش اموزان هم تاثیر بسیاری دارد , همکاری دارم که سر کلاس چرت می‌زند چون برای معیشت مجبور است تا دیروقت در اژانس کار کند , این معلم اظهار می‌کند : بسیاری از مردم فکر می‌کنند شغل ما خیلی خوب است در حالی که ما از اول مهر تا خردادماه بیشتر از هشت ساعت کار می‌کنیم و حتی مجبوریم ساعاتی که باید برای خانواده بگذاریم هم برای دانش اموزان سوال طرح کنیم در حالی که جزء ساعت کاری محسوب نمی‌شود و بابت ان پولی دریافت نمی‌کنیم .

کدام کارمند دولت دقیقا هشت ساعت کار می‌کند ؟ در واقع ما دو شیفت کار می‌کنیم و فقط کار اداری انجام نمی‌دهیم و دانش اموزانی داریم که پدر و مادرشان انها را می‌فرستند مدرسه که برای ساعاتی راحت باشند , شمسی زاده که یک سالی هم در مدرسه روستا تدریس کرده است ، می‌گوید : دانش اموزان روستا صادق تر ، مطیع تر و حرمت نگه دارتر هستند در حالی که دانش اموزان شهری خودشان را دست بالا می‌گیرند , ما حتی دانش اموزی داشتیم که با ماشین شاسی بلند به مدرسه می‌امد در حالی که معلم او با موتور به مدرسه می‌امد .

او معتقد است : در زمان مدیریت مرتضی حاجی وزیراموزش و پرورش دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ، وضعیت معلم‌ها عالی بود و حقوق‌ها را پنج برابر کرد , وضعیت رفاهی معلم‌ها در ان دوره خیلی بالا و خوب بود , مهلا ارفعی هم یکی دیگر از معلم هایی است که با مدرک کارشناسی ارشد و سابقه 10 ساله تدریس در دانشگاه ، حالا در مدرسه تدریس می‌کند .

او جزء نیروهای طرح خرید خدماتی است و از مهرماه مشغول به کار شده است و با پیگیری‌های مختلف تنها توانسته دو ماه از حقوقش را دریافت کند , این معلم 32 ساله می‌گوید : وقتی هم اعتراض می‌کنیم که چرا حقوقمان را پرداخت نمی‌کنید ، از طرف اداره تهدید می‌شویم که سال دیگر از شما دعوت به همکاری نمی‌شود , حقوق ما از نصف حقوق معلم‌های رسمی هم کمتر است .

در واقع حقوق نیروهایی مثل ما را افرادی که موسسه‌های غیر انتفاعی دارند ، پرداخت می‌کنند , انها موظف هستند حقوق معلم‌ها را بپردازند تا از وزارتخانه بودجه برسد , با اینکه وزارتخانه بودجه داده است اما ما هنوز حقوقی دریافت نکرده‌ایم .

اما ابوالفضل بجانی دیدگاه متفاوتی نسبت به معلم‌های دیگر دارد و معتقد است : تا زمانی که فکر می‌کنیم بخشنامه‌ها دانش اموزمحور ، معلم محور یا بیشتر به نفع یک اداره هستند تا کارهای اموزشی ، این موضوع نگران کننده است , چون نظام اموزش و پرورش یکپارچگی و انسجام اموزشی خود را نتوانسته به دست بیاورد یا اگر هم داشته به مرور زمان تضعیف شده است , او با مدرک تحصیلی دکتری مدیریت ورزشی در یکی از هنرستان‌های اذربایجان شرقی تدریس می‌کند و با 37 سال سن استخدام پیمانی است و بیمه دارد .

حقوق اصلی‌اش را هر ماه دریافت می‌کند اما هفت ماهی می‌شود که حقوق مربوط به اضافه تدریسش را دریافت نکرده است , این معلم بیان می‌کند : در سیستم اموزش و پرورش به شکافی رسیده‌ایم که معلم و دانش‌اموز خودشان را جزء یک نظام و با هم نمی‌بینند و این اتفاق یکی از نکات کور اموزش و پرورش است , این پژوهشگر معتقد است : جامعه‌ی ما زمانی پدرسالار بود و کسی که قدرت دستش بود همه‌ی مسائل را تعیین می‌کرد اما با تغییر شرایط و ظهور شبکه‌های اجتماعی ، قدرت همه جا به یک شکل توزیع شده است .

یک معلم ، همه کاره کلاس نیست و دانش‌اموز نیز صاحب قدرتی است که ان را از طریق مختلف ، شبکه‌های اطلاع‌رسانی ، اگاهی و ارتباط با دانش اموزان مدارس دیگر بدست می‌اورد و اعمال می‌کند , اینجا چه اتفاقی می‌افتد که یک معلم فکر می‌کند جایگاهش بی اثر شده است ؟ او اضافه می‌کند : به عقیده من ، سیستم اموزش و پرورش به دلیل مشکلات عمدتا اقتصادی نمی‌تواند اهداف جدی و بلندی را که به دنبال ان هست پیگیری کند , همان طور که شاهد رشد در مسائل حقوقی و جایگاه دانش اموزان شده‌ایم ، باید جایگاه معلمان هم در حوزه منزلت اجتماعی و اقتصادی پیگیری شود .

به عقیده من معلم‌ها ضعیف‌ترین حلقه اموزش و پرورش هستند که نه در تصمیم‌گیری های کلان تاثیر دارند و نه می‌توانند اعتراضاتشان را به ثمر برسانند و از ان محصولی که به صورت عملی در نظام اموزش و پروش بازده داشته باشد به دست بیاورند به همین دلیل احساس می‌کنند قدر و منزلت خود را در مقابل دانش اموزان از دست داده‌اند , بجانی می‌گوید : من احساس نمی‌کنم که اموزش و پرورش چیزی بیش از حق دانش اموزان به انها می‌دهد , حتی دانش اموزان حقوق بیشتری نسبت به محتوایی که به انها تدریس می‌شود یا روش‌های تدریس و فضاهای کلاس دارند .

ان چیزی که معلم‌ها احساس می‌کنند از دست داده‌اند ، دانش اموزان از بین نبرده‌اند بلکه عدم تحقق حقوق خودشان در نظام تعلیم و تربیت است که باید به ان به صورت جدی توجه شود , مسئولان مربوطه باید جایگاه اجتماعی و اقتصادی یک معلم را به شکلی تقویت کنند که معلم احتیاجی به شغل‌های درجه دوم و سوم نداشته باشد تا بتواند بخشی از معیشت خودش را تعیین کند , این حس است که معلم را دچار از خودبیگانگی کاری می‌کند و احساس نداشتن رضایت و مفید نبودن را در این قشر به وجود می‌اورد .

* در این گزارش به جز اسم اقای بجانی ، اسامی دیگر معلم‌ها بنا به میل خودشان غیر حقیقی است , انتهای پیام.