« دیپلماسی حداکثری » به اخر خط رسیده است

۱۴۰۰/۰۹/۰۳ ۰۲:۲۵:۱۲


مهرداد هرسینی تازه‌ترین مواضع سخنگوی کاخ سفید مبنی بر اینکه « رییس جمهور بایدن واقعا به این باور دارد که ما به دیپلماسی ( با رژیم ایران ) متعهد هستیم اما برای دیگر گزینه‌ها در صورت شکست دیپلماسی هم اماده هستیم »، نشان از واقعیتی بنام « وجود بن بست » برای استراتژی « دیپلماسی حداکثری » را دارد , در این رابطه و از فردای راه افتادن استراتژی « دیپلماسی حداکثری » از سوی ایالات متحده علیه سیاست‌ها و مطامع مخرب رژیم اخوندی شاهد هستیم که چگونه خامنه‌ای ضمن بازی دادن طرف‌های مذاکره کننده ، بر مجموعه فعالیت‌های خود درزمینه تولید سلاح اتمی ، پروژه‌های موشکی و پهپادی شتاب دوچندان داده است , به یقین گسترش این فعالیت‌های مخرب از سوی دیکتاتوری ولی فقیه به هیچ وجه پیش از تغییر استراتژی در کاخ سفید امکان‌پذیر نمی‌بود ، زیرا اساس و پایه سیاست راهبردی در ان دوران بر « فشار حداکثری » با اهرم تحریم‌های خردکننده علیه بنیان‌های مالی ، اقتصادی ، بانکی ، دیپلماتیک و تمامی منافذی که خامنه‌ای از طریق ان‌ها می‌توانست به دلارهای باداورده دست یابد ، استوار گردیده بود .

اگر بخواهیم یک ارزیابی اجمالی از وضعیت کنونی و به ویژه شکست شش دور مذاکره با رژیم اخوندی در وین ارائه دهیم ، به یقین معدلی به جز « صفر » برای ان متصور نیست , سخن از واقعیتی است که در سایه ان ولی فقیه زهر خورده ضمن بازی دادن طرف‌های مذاکره کننده با راه اندازی سیاست « مذاکره برای مذاکره »، نه تنها بر زیاده خواهی‌های خود افزوده ، بلکه ان را عامدانه و از فردای اردیبهشت سال جاری و بروی کار اوردن اخوند جلاد ابراهیم رییسی ، قدم به قدم به پیش برده است , خاطرمان هست که شیخ حسن روحانی پیش از « خانه‌نشین » شدن به کرات بر چند نکته کلیدی تاکید کرده بود .

نخست « پبشرفت مذاکرات » و رسیدن به حصول « توافق » و به تبع ان برداشته شدن تمامی « تحریم‌ها » و دیگری اینکه « می‌دانیم ، چرا نمی‌گذارند به توافق برسیم » وی به صراحت در این رابطه گفته بود : « ما گام اصلی و بزرگ را برداشتیم توافق اصلی انجام شده است ,», ( خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ، تسنیم 30 اردیبهشت 1400) دلیلی اصلی برای عدم ورود خامنه‌ای به میدان مملو از مین « مذاکرات » را باید در واقعیت‌های ملموس در کف خیابان‌های کشور و به ویژه وجود مجموعه بحران‌های داخلی و به ویژه وجود نارضایتی و عمق تنفر اجتماعی و حقیقتی بنام « سرنگونی » توسط مردم و مقاومت ایران که خود را در مجموعه قیام‌ها و اعتراضات به نمایش می‌گذارند ، جستجو نمود .

همچنین در این راستا ولی فقیه به خوبی می‌داند که باز شدن سرکلافی بنام « برجام 2021» به معنای رفتن به سوی جام‌های زهر بعدی مانند موشکی و منطقه ای , جمع کردن بساط کشورگشایی می‌باشد , سایه سنگین این واقعیات به حدی است که « مقام معظم » ناچار به زدن « دنده عقب » گردیده ، بطوریکه برای مثال سخنگوی کمیسیون امنیت ملی در مجلس در فردای برگزاری انتخابات در امریکا ، اینگونه پرده از سیاست نوین رژیم برداشته بود : « عمده هدف ما این است که مسیر فشار و تحریم علیه ایران را برعکس کرده و طرف غربی را وادار کنیم مسیری که شکل داده‌اند را تغییر دهند ازاین رو قصد داریم بخش‌های مختلفی از صنعت هسته ای را فعال کنیم ».

( خبرگزاری اسپوتنیک 2 نوامبر 2020) بدین سان دیکتاتوری ولی فقیه راهکار را بر نقض اشکار تعهدات اتمی و به ویژه نقض برجام با برداشتن حداقل 8 قدم مخرب جستجو می‌کند , برای نمونه انباشت اورانیم غنی شده 3 و نیم درصدی تا سقف 6 هزار کیلو و استفاده از سانتریفیوژ‌های مدل ای ار 6 و 8 و همچنین غنی‌سازی بالای 20 و 60 درصدی و ذخیره نمودن ان‌ها ، تولید صفحه اورانیوم ، عدم همکاری با اژانس بین‌المللی انرژی اتمی ، مسدود نمودن دوربین‌ها و عدم ارائه اطلاعات از سه مکانی که در ان‌ها « چاشنی‌های انفجاری » صورت گرفته است ، تماما در راستای اهدافی به غیراز « صلح امیز » می‌باشند که در روح توافق اتمی 2015 نهفته‌اند ,.

همچنین به موازات فرار از ادامه مذاکرات باید به تشدید گروگان‌گیری ، ربودن کشتی‌های نفتی و تجاری ، حمله به تاسیسات نفتی در کشورهای همسایه ، شلیک پهپاد‌های انفجاری و موشک به ویژه به عراق و عربستان و یمن و نیز تشدید تسلیح نیروهای دست نشانده مانند « حزب الله ، حشد الشعبی ، جهاد اسلامی و حوثی‌ها » اشاره نمود که تماما در سایه ضعف و بی عملی طرف‌های مقابل صورت گرفته است , این واقعیت‌ها مبین ان می‌باشند که خیال حکومت اخوندی از بی تاثیر بودن سیاست دیپلماسی حداکثری « جمع ، جمع » می‌باشد ، زیرا ترجمان این سیاست برای دیکتاتوری ولی فقیه به معنای دادن « چک سفید » برای ادامه سیاست‌های مخرب‌اش بوده است , در این راستا خامنه‌ای برای دوقبضه کردن خیال طرف‌های مقابل نیز تاکید کرده است که « نه جنگ » می‌شود و « نه مذاکره » می‌کنیم .

این سخنان ترجمان همان سیاست « خرید وقت » با هدف رسیدن به سلاح اتمی و ضریب زدن به برنامه‌های موشکی می‌باشد که رژیم اخوندی با ان تلاش دارد تا دستان خود را برای هر مذاکره احتمالی « پر » نماید ، امری که اکنون در محافل دیپلماتیک به معنای شکست استراتژی « دیپلماسی حداکثری » تلقی می‌گردد , همبستگی ملی.