یک نویسنده : درباره حیوانات ایرانی کوتاهی کرده ایم

۱۴۰۰/۰۹/۰۳ ۰۰:۴۲:۰۳

زمانی ببر مازندران را داشتیم که بین ورزشکاران شهرت زیادی دارد تا قصه نویسان . گونه ای نابودشده است . به یوزپلنگ ایرانی که می‌تواند نماد باشد باید بپردازیم اما واقعا نداریم .



جمال الدین اکرمی با تاکید بر این که درباره پرداختن به حیوانات ایرانی کوتاهی کرده‌ایم می‌گوید : ببر مازندران در میان ورزشکاران شهرت بیشتری دارد تا در میان قصه نویسان , این نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان در گفت وگو با ایسنا درباره شخصیت‌های حیوانی و جایگاه ان‌ها در ادبیات داستانی کودک و نوجوان اظهار کرد : اگر بخواهیم نگاه ریشه ای‌تری به ماجرا داشته باشیم ، می‌توانیم این طور تقسیم بندی کنیم که پنج تیپ شخصیتی در داستان‌ها و رمان‌های مان داریم ؛ شخصیت‌های جانوری ، شخصیت‌های انسانی ، شخصیت‌های گیاهی ، شخصیت‌های شییی و شخصیت‌های انتزاعی مانند دیو و پری , این شخصیت‌های پنج گانه در داستان‌ها و قصه‌های مان امده است .

اگر بخواهیم به تاریخچه‌اش اشاره کنیم شاید کهن‌ترین نمونه ای که داشته باشیم « درخت خرما و بز » یا افسانه « درخت اسوریک » باشد که به زبان پهلوی است و جزو قدیمی‌ترین افسانه هایی است که به یک شخصیت جانوری اشاره می‌کند , جالب این جاست که شخصیت بز در خیلی از الگوهای هنری مانند دیوارنگاره‌ها و جام‌های سفالی و فلزی وجود دارد و بعدها به المانی برای تمدن عیلام تبدیل می‌شود , یا « کلیله و دمنه » یا « پنجه تنتره » که در قرن چهارم ترجمه می‌شود ، شخصیت‌ها جانوری دارد یا در اثار جامی و نظامی و سعدی و مولانا نمونه‌های شخصیت جانوری را داریم .

محور داستان « منطق الطیر » عطار پرنده‌ها هستند و معروف‌ترین اثری که قرن چهام و پنجم داریم « موش و گربه » عبید زاکانی است که از حالت افسانه خارج شده و برای سرگرمی نیست و الگوهای استعاری است که وضعیت اجتماعی را با نگاه طنزالود تحلیل می‌کند ، کاری که از ویژگی‌های عبید است ؛ او ادبیات را از حالت سرگرم کننده درمی اورد و کودک را به کشف عناصر پنهان در افسانه‌ها وادار می‌کند , او سپس گفت : داستان « خاله سوسکه » غیر از این که سرگرم کننده است و شاید با پند و اندرز همراه باشد یک ویژگی بومی و رفتارشناسی را مطرح می‌کند , داستان‌های امروزی‌تری هم داریم ؛ « بز زنگوله پا » و « روباه دم بریده » که بخشی به افسانه‌های کهن برمی‌گردد .

برجسته‌ترین کسی که به این موضوع پرداخته مهدی اذریزدی است که با بازنویسی « کلیله و دمنه » در « قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب » فعال رفتار کرد , چرا شخصیت‌های جانوری اهمیت دارند ؟ زمانی که الگوی جانوری را به جای انسان‌ها قرار می‌دهیم طبیعتا توجه بچه‌ها بیشتر جلب می‌شود ، به ان علاقه نشان می‌دهند و همذات پنداری بیشتری با ان دارند , عمدتا شخصیت‌های جانوری در قصه‌ها ارتباط انسان و طبیعت هستند ، یعنی شخصیت جانوری باعث می‌شود که انسان به طبیعت نزدیک تر شود و به ان فکر کند و الگوهایی را از طبیعت پیدا کند .

اکرمی با بیان این که نه تنها در افسانه‌ها ، قصه‌های عامیانه و ادبیات امروز کودک به شخصیت‌های جانوری توجه کرده‌ایم بلکه در ادبیات بزرگسال هم این شخصیت‌ها مورد توجه بوده‌اند ، توضیح داد : به طور مثال « سگ ولگرد » صادق هدایت را داریم ، « عزاداران بیل » غلامحسین ساعدی را داریم که فیلم « گاو » یکی از قصه‌های این کتاب است و بهترین داستان درباره ارتباط انسان با جانوران است ، یکی از شخصیت‌های داستان گاو خود را از دست می‌دهد و این موضوع ان قدر برایش تلخ است که با ان ترکیب می‌شود ، یعنی شخصیت جانوری این قدر می‌تواند با انسان همخوان باشد و شکل استعاری پیدا کند , یا داستان « انتری که لوطی‌اش مرده بود » را از صادق چوبک داریم که خب نشان دهنده این است که این موضوع در رمان بازگسال ما نمود پیدا کرده است , اما این نمود در رمان نوجوان ما منتقل شده یا نه ؟ شاید شاخص‌ترین استفاده از استعاره جانوری « قلعه حیوانات » جورج اورول باشد ؛ انتخاب جانوران یک تیپ‌سازی است و هر شخصیتی قرار است به رفتارشناسی اجتماعی بپردازد و اسیب شناسی نوع تقسیم قدرت را در این رمان می‌بینیم و مثال خوبی است که بگویم رمان و قصه برای سرگرمی نیست .

سیمرغ ، شخصیت جانوری انتزاعی با ساختاری حماسی در ادبیات است و شاید الگوی مناسبی برای شخصیت اسطوره ای باشد یا رخش در « شاهنامه » و در جایی که رستم را از خطر اگاه می‌کند و زبانش را می‌فهمد ، شخصیت تخیلی پیدا می‌کند , یا نیما در « توکایی در قفس »، نادر ابراهیمی و ال احمد در « سرنوشت کندوها » و شاملو و دیگران به شخصیت‌های جانوری اهمیت داده‌اند , او در ادامه با تاکید بر اهمیت شخصیت‌های جانوری در ادبیات کودک و اوردن نمونه‌های قرانی برای ان‌ها افزود : ما از شخصیت‌های جانوری در ادبیات عامیانه ، دیدگاه دینی و ادبیات روستایی بهره گرفته‌ایم اما این سوال پیش می‌اید که چطور حالا از اوردن شخصیت‌های جانوری در رمان نوجوان روی گردان هستیم ؟ در ادبیات کودک به اندازه کافی پرداخته می‌شود مثلا این همه بازنویسی از « شنگول و منگول » و « خاله سوسکه » و « روباه و کلاغ » حبیب یغمایی .

در ادبیات کودک کم نداریم و زیاد پرداخته می‌شود و روی اثار هر ناشری دست بگذارید ، می‌بینید به این موضوع پرداخته است , من در مجموعه ده جلدی « قصه‌های جنگل » که در نشر پیدایش منتشر شده ، شخصیت‌های حیوانی را الگوی انسان‌های امروزی قرار داده و سعی کرده‌ام استعاری برخورد کنم و کنش‌های رفتاری جامعه خودم را به حیوانات نسبت دهم ؛ برای این که راحت تر می‌توانم حرف هایم را بزنم و بچه‌ها هم بیشتر می‌پسندند , این که ما حتی در ادبیات بزگسال از شخصیت‌ها بهره گرفته‌ایم اما چرا در رمان نوجوان این اتفاق نیفتاده باید بررسی شود .

شاید نمونه هایش را داشته باشیم که فرم‌های استعاری پیدا کرده ، اسب بالدار و اسب شاخدار که فانتزی تر می‌شوند و غول و هیولا و نمونه هایی از این دست را می‌توانیم نام ببریم اما تعداد خیلی کم است ، ان قدر کم که به سختی می‌شود از ان یاد کرد ، در جاهایی فراموش شده و پرداخته نشده است , شاید دلیل این اتفاق این باشد که ناشری سفارش نداده و نویسنده به ان فکر نکرده است , چند روز پیش داشتم رمانی از یک نویسنده می‌خواندم که تازه برای چاپ به ناشر سپرده ، نویسنده « ببری خان » گربه ناصرالدین شاه را شخصیت رمان خود قرار داده و از نگاه او به تاریخ دوره ناصرالدین شاه پرداخته بود .

برایم جالب بود و نگاه تازه ای بود ، از دید یک گربه می‌توانید شخصیت‌های زمان ناصرالدین شاه را بشناسید ، درباریان و روش‌های اردونشینی ان‌ها را ببینید , برایم جالب بود از این جهت که چرا در تاریخ زمان قاجار به شخصیت‌های تاریخی بپردازیم ؟ خب از زبان گربه بیان کنیم ، چرا نه ؟ این نگاه جالب بود اما تعمیم داده نیست و به ان پرداخته نشده است , او درباره این که پرداختن به شخصیت‌های حیوانی منجر به توجه و حفظ گونه‌های جانوری می‌شود همان اتفاقی که برای « پاندا » در چین افتاده است ، اظهار کرد : زمانی که شما در هند به کتاب فروشی‌های کودکان می‌روید ، نیمی از کتاب‌ها فیل یا طوطی هستند که به ان فکر شده و خارج از ارزش نیست ، یا در چین کتاب‌های خرس پاندا است که به المان تبدیل شده اما این اتفاق در سرزمین ما رخ نداده است ؛ اقای جهانگیریان « سایه هیولا » را می‌نویسد که درباره حیوانات و شخصیت‌های جانوری در رمان است و رمان برجسته ای است ، یا افسانه « مینا و پلنگ » را می‌خوانید که ماجرایی در روستای کندلوس است و در ادبیات ما « ماهی سیاه کوچولو » صمد بهرنگی به شخصیت نمادین تبدیل می‌شود که کارکرد اجتماعی دارد .

اما این اتفاق در رمان ما نیفتاده که شخصیت‌های جانوری قصه‌های کودکان الگوی ایرانی باشد , زمانی ببر مازندران را داشتیم که بین ورزشکاران شهرت زیادی دارد تا قصه نویسان , گونه ای نابودشده است .

به یوزپلنگ ایرانی که می‌تواند نماد باشد باید بپردازیم اما واقعا نداریم , چه چیزی می‌تواند ان را ماندگار کند ؟ شاخص‌ترین ان ادبیات است , ادبیات فقط قصه نیست ، کتاب‌های علمی هم می‌تواند جزو ادبیات باشد و ما می‌توانیم به صورت علمی به ان بپردازیم ، هرچند اگر در قصه و رمان جا دهیم کارکردش متفاوت خواهد بود ، در « مینا و پلنگ »، پلنگ خوب شناسانده شده اما اتفاق امروزی نیست ، شاید بازنویسی نشده و شکل نمادین را از دست داده است .

شاید اقای جهانگیریان در رمانش استفاده کرده باشد اما چرا بارها و بارها استفاده نشده است ؟ اکرمی با اشاره به نمونه‌های خارجی پرداختن به حیوانات ، تاکید کرد : راجع به جانوران ایرانی کوتاهی کرده‌ایم , بخش زیادی از ادبیات کودک را سفارش تشکیل می‌دهد و سفارش است که هیجان ایجاد می‌کند اما واقعا سفارش وجود ندارد , اگر « سایه هیولا » را اقای جهانگیریان نوشته به این دلیل است که سفارش گرفته ، با معرفی نامه ای که دارد به جنگل می‌رود ، محیط را می‌بیند ، تحقیق می‌کند و می‌نویسد ، اما این سفارش را نداریم .

اگر تنهایی بروم فلان جنگل ، معلوم نیست چه بلایی سر من می‌اید ، یا بگویند برای چه امدی و بگویم نویسنده‌ام می‌گویند خب باش , بخش دولتی در این زمینه بسیار کوتاهی کرده است و حتی ان جی اوها نیز نگاه شان رفتار مدنی بوده تا نگاه ادبیاتی در حالی که این موضوع اهمیت بسیار دارد , این مترجم و نویسنده ادبیات کودک همچنین بیان کرد : اگر در قصه‌های امروزی نویسنده‌ها کمتر به سمت شخصیت‌های جانوری می‌روند برای این است که نویسنده‌های امروزی به جامعه و رفتارشناسی کودکان و اموزش مهارت‌ها و امادگی برای اینده و مسئله مادر و کودک توجه دارند و در واقع موضوع اجتماعی بر ادبیات اضافه شده است .

من این نکته را مثبت می‌گیرم اما نباید موجب کاستی در گنجایش شخصیت جانوری در ادبیات شود , من بخش زیادی از ان را در پیوند با سفارش قرار می‌دهم و سازمان هایی که مسئول حفظ محیط زیست ایران هستند ، باید شاخ و برگ دهند و حمایت کنند , بخش زیادی از کم کاری به ان‌ها برمی‌گردد .

او در پایان با اشاره به توجه و حمایت کشورهای دیگر نسبت به حیوانات خیابانی گفت : در ترکیه و در محله‌های استانبول ، خانم‌های سالخورده و بازنشسته را مسئول نگهداری از الونک گربه‌ها و سگ‌ها کرده‌اند که همگی شناسنامه دارند ، یا در کانادا ارتباط انسان‌ها با سنجاب‌ها خیلی خوب است و از دست انسان غذا می‌خورند , انسان‌ها با محبت با حیوانات برخورد می‌کنند ، مهرورزی انسان و حیوانات باعث مهروزی بین انسان‌ها می‌شود ,.