پرسش زنده پس از 52 سال : پا گذاشتن نخستین انسان به کره ماه ، واقعیت یا افسانه ؟

۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۰۲:۴۸:۰۳

برای ایرانیان باید بسیار جالب باشد که بدانند هر سه فضانورد ، دوم ابان همان سال (1348)- به ایران سفر کردند و 24 ساعت هم در تهران اقامت داشتند .



عصر ایران ؛ مهرداد خدیر - هر چند مناسبت تقویمی و تاریخی 30 تیر برای ایرانیان سالگرد قیام ملی برای بازگشت دکتر محمد مصدق به نخست وزیری در سال 1331 خورشیدی است و یاد جان شیرین جوانانی که برای ازادی قربانی شدند ، اما در عرصه جهانی و در تاریخ علوم نوین بشری ، 30 تیر ، سال روز پاگذاشتن نخستین انسان به کره ماه در سال 1348 خورشیدی است , ماجرایی که البته عده ای باور نکردند و پس از 52 سال هنوز هم کم نیستند کسانی که ان را داستانی ساختگی می‌دانند و می‌پرسند اگر اتتفاق افتاد پس چرا دیگر تکرار نشد ؟ روایت رسمی و رسانه ای این است : « ساعت 3:56 روز 21 ژوییه 1969 یا 30 تیر 1348 خورشیدی و در جریان ماموریت فضایی « اپولو - 11» برای اولین بار در تاریخ بشر دو انسان پا به کره ماه گذاشتند و انچه قرن‌ها و هزاره‌ها افسانه پنداشته می‌شد و دور از دست رس ، جامه واقعیت پوشید و به امری ملموس بدل شد و ماه را از افسانه به واقعیت بدل ساخت ,» نام سه فضانورد « نیل ارمسترانگ ، باز الدرین و مایکل کالینز » بود .

یک نفر در مدار بود و منتظر و پا نگذاشت , از این رو نام « نیل ارمسترانگ » به عنوان نخستین انسان ثبت شده و معیار ، گزارش سازمان هوانوردی و فضانوردی ملی ایالات متحده ( ناسا ) ست , چنان که گفته شد در تمام این سال‌ها کسانی هم بوده‌اند که داستان پاگذاشتن انسان به کره ماه را غیر واقعی و ساختگی دانسته‌اند .

نخستین فرد کسی بود به نام « ب یل کیسنگ » که کتابی نوشت با عنوان « ما هرگز به ماه نرفته‌ایم ؛ کلاه برداری 30 میلیارد دلاری امریکا », جدی گرفتن کناب او به خاطر سابقه فعالیت در بخش مستند‌سازی ناسا بود اما کسانی دیگر نیز چنین مدعایی داشته‌اند , انکار کنندگان این دلایل را می‌اوردند و هنوز هم می‌اورند : اول : توان فناوری‌های دهه 1960 چنین اجازه ای نمی‌داد و چرا با پیشرفت‌های حیرت اور اواخر قرن بیستم و اغاز هزاره سوم این سفر و فرود تکرار نشد ؟ دوم : این یک صحنه‌سازی در مقابل اتحاد شوروی بود و به خاطر همین بعد از فروپاشی ابرقدرت شرق دیگر ادامه ندادند .

سوم : ماموریت اپولو - 1 تنها دو سال قبل از ان ، به شکست فاجعه باری انجامیده بود , چندان که در جریان ان ، سه فضا نورد به نام‌های « گریسوم ، وایت و چافی » زنده زنده سوختند , حتی برخی حدس زدند چون حاضر به همکاری با پروژه مشابهی نشدندبه قتل رسیدند .

این مدعیان از 7 نفر دیگر هم سخن می‌گویند که به همین دلیل کشته شدند , انکار کنندگان می‌گویند اپولو - 11 را طراحی کردند تا ان خاطره را محو کنند , چهارم : از ان سه فضا نورد تنها نیل ارمسترانگ بود که در برنامه‌های عمومی شرکت می‌کرد و تازه او هم چندان شاد و فاتح به نظر نمی‌رسید و رفتار و گفتار او به انسانی نمی‌مانست که چنین تجربه محیر العقول و شگرفی را از سر گذرانده است .

انگار او و دوستانش شک کرده بودند یا از همکاری در پروژه پشیمان شده بودند منتها راهی نداشتند یا از سازمان سیا می‌ترسیدند , پنجم : در همان کتاب ، ادعا شده تصاویر مربوط به کره ماه نیست بلکه در یک پایگاه نظامی و یک استودیو فیلم‌سازی ساخته شده و کل پروژه « هالیودی » است , اگر این استدلالات را قبول ندارید و گمان می‌کنید مثل اقای احمدی‌نژاد که در هولوکاست یا اصالت 11 سپتامبر شک کرد ، ما هم مشکوک‌ایم باید گفت شتاب کرده‌اید چون دلایل تایید کنندگان و قایلان به سفر انسان به کره ماه هم قابل توجه است : اول : این انکار منحصر به ماجرای سفر به کره ماه نیست چون تمام پیشرفت‌های بشر و مصنوعات ان ، در اغاز غیر قابل باور بوده است .

« ارنست اشتولینگر » دانشمند المانی – امریکایی می‌گوید : « راه رسیدن به عقیده ، کوتاه و راحت و راه رسیدن به علم ، طولانی و سنگلاخ است ,» دوم : همان گونه که در اغاز اشاره شد اگر امریکایی‌ها چنین دروغ بزرگی را در رقابت با اتحاد شوروی ساخته و پرداخته بودند در وهله اول خود روس‌ها باید ان را افشا می‌کردند , با این وصف چرا در اوج جنگ سرد هیچ گاه چنین ادعایی مطرح نکردند و مهم تر این که چرا این راز پس از فروپاشی اتحاد شوروی برملا نشده است ؟ سوم : اگر این سه فضا نورد در یک پروژه دروغین مشارکت کرده بودند چرا اجازه می‌یافتند به کشورهای دیگر سفر کنند در حالی که ممکن بود بازنگردند و دست به افشاگری بزنند .

برای ایرانیان به قاعده باید بسیار جالب باشد که بدانند هر سه فضانورد سه ماه بعد - دوم ابان همان سال (1348)- به ایران سفر کردند و 24 ساعت هم در تهران اقامت داشتند , البته کنفرانس خبری به مفهوم مصطلح رسانه ای برپا نکردند و به جای پاسخ به پرسش‌ها و ابهامات ، همان اطلاعاتی را که قبلا نیز ارایه داده بودند تکرار کردند و از جمله گفتند : - « نیروی جاذبه در ماه یک ششم زمین است و اگر شییی از دست انسان بیفتد ارام ارام فرود می‌اید », - « نور زمین که شب‌ها بر سطح ماه می‌تابد به رنگ ابی توام با خاکستری است .

14 روز تماما شب است و 14 روز تماما روز », چهارم : ارمسترانگ در تهران از تلگراف فضانوردان روس نیز سخن گفت که موفقیت انها را تبریک گفته بودند و نکات جالبی که توجه خیلی‌ها را به خود جلب کرده بود , تایید کنندگان و معتقدان به قطعی بودن این سفر همچنین به این شبهه که « چرا دیگر تکرار نشده » این گونه پاسخ می‌دهند که مگر خودتان نمی‌گویید قبلا هم انجام شده ولی شکست خورده است ؟ پس سابقه داشته و این نوبت به موفقیت رسیده و پس از موفقیت ، تکرار نکرده‌اند چون به هدف رسیده‌اند و تکرار ، توجیه اقتصادی نداشته است .

پنجم : اگر پروژه هالیودی بود ، سینماگران مطرح خارج از ساز و کار هالیود هم باید چنین ادعایی را مطرح می‌کردند ولی به جز یکی دو فیلم ، دیگر سینماگران چنین داعیه ای را به میان نیاورده‌اند , کوتاه این که باورناداران می‌گویند اگر « فتح ماه » به دست انسان ، راست است چرا در این 52 سال دیگر تکرار نشده در حالی که به هر دستاورد بشری دیگر در این نیم قرن توجه کنید پیشرفت‌های فراوان و محیر العقول را مشاهده می‌کنید , به گونه ای که گفته می‌شود کل پیشرفت علمی انسان تا سال 1900 را می‌توان یک طرف قرار داد و از 1900 به این سو هم طرف دیگر گذاشت و تازه در قرن بیست و یکم شتاب ، صعودی شده است .

اگر هم دروغ بوده چرا روس‌ها سکوت کردند و این رقابت را به تماشا نشستند و دم برنیاوردند ؟ نکته دیگر این که موضوع یکی از گزارش‌های انتخابی « جان کری » در کتاب بسیار خواندنی « تجربه‌های ماندگار در گزارش‌نویسی » که اقای اکبر قاضی زاده به پارسی برگردانده درباره پاگذاشتن نخستین انسان روی خاک ماه است و اگر این ماجرا ساختگی بود در این کتاب کنار گزارش‌های معیار دیگر قرار نمی‌گرفت , ( نویسنده کتاب ، با جان کری وزیر خارجه سابق امریکا و طرف مذاکرات جواد ظریف اشتباه گرفته نشود ), در همان گزارش ، نیل ارمسترانگ می‌گوید : « اسمان ماه ، سیاه سیاه بود .

سطح ماه هم گرم و دل‌پذیر بود , وضعیتی که ادم حس می‌کرد چه خوب است با لباسی سبک ، قدم بزند تا در افتاب گرم شود در یک بعد از ظهر پاییزی », او اما در تهران و در دوم ابان 1348 گفته بود : « در مورد گرما و سرمای ماه باید بگویم ما از حرارت ماه چیزی نفهمیدیم .

زیرا لباس‌های فضایی ما و دست کش عایق ما دارای حرارت یک میزان و به طور کلی مطبوع بوده است و هیچ وقت از 17 درجه بالای صفر تجاوز نمی‌کرد و به همین خاطر ما کوچک‌ترین احساسی از گرمای ماه نداشتیم و چون در روز وارد ماه شدیم و شب ماه را ندیدم نمی‌توانم مشاهدات خود را از شب‌ها و سردی ماه شرح دهم ,» -[ بیست و ششمین سالنامه دنیا ، سال 1349، صفحات 19 و 20] راستی ، شما چطور ؟ داستان پا گذاشتن انسان به کره ماه را راست می‌دانید یا در زمره گروه نخست ، هستید ؟ نویسنده حدس می‌زند گزینه سومی هم باشد , کسانی که ترجیح می‌دهند به سرعت نظر ندهند و این تردید را به مثابه تلنگری به ذهن خود می‌دانند تا هر خبری و هر ادعایی راباور نکنند خاصه در این روزگار که تشخیص راست و ناراست در شبه رسانه‌ها و قپفضای مجازی دشوار شده است .

تردید در انچه نقل شده کاری بود که احمد شاملو می‌خواست با داستان فریدون و ضحاک شاهنامه انجام دهد و سنت را نقد کند و گمان می‌کرد اگر سراغ فردوسی و ملیت برود کم خطرتر است اما هزینه سنگینی به خاطر ان پرداخت , خوش بختانه بر سر رفتن یا نرفتن به کره ماه تعصب خاصی در میان ایرانیان مشاهده نمی‌شود و دغدغه‌های مهم‌تری دارند !.