رییسی با ماجراهای قفقاز چه خواهد کرد ؟

۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۰۰:۴۴:۰۸

یک عامل تحریک کننده برای تهران در حوزه قفقاز ، گسترش فعالیت‌های اطلاعاتی غرب و رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی این کشور است . برخی از تحلیلگران ظاهرا طرفدار جمهوری اذربایجان در اندیشکده‌های واشنگتن به اقدامات تحریک امیزی در این ارتباط روی اورده‌اند .



به گزارش جهان نیوز ، وبسایت responsible statecraft وابسته به اندیشکده « کویینسی » در امریکا درباره نگاه جمهوری اذربایجان و ارمنستان به رییس جمهور جدید ایران نوشت : مانند بقیه همسایگان ایران ، ارمنستان و جمهوری اذربایجان نیز در تلاشند تا درک کنند که چگونه ابراهیم رییسی ، رییس جمهور اصولگرا در این کشور ممکن است جهت‌گیری تهران را نسبت به منطقه تغییر دهد , در ادامه این مطلب امده است : جمهوری اذربایجان ، ادامه سیاست‌های دولت معتدل حسن روحانی را که در حال خروج از قدرت است ، ترجیح می‌دهد , الهام علی اف ، رییس جمهوری این کشور در پیام تبریک خود به رییسی که در انتخابات 19 ژوئن پیروز شد و قرار است در ماه اگوست روی کار بیاید ، همکاری استراتژیک بین دو کشور را تمجید کرد .

علی اف به طور قابل توجهی تاکید کرد که برقراری مجدد کامل مرزهای ایران و اذربایجان که در نتیجه جنگ 2020 مشخص شد ، فرصت‌های جدیدی را برای همکاری منطقه ای ایجاد می‌کند , برخی از تحلیلگران در باکو ، اظهارات علی اف را به عنوان دعوت از ایران برای تبدیل شدن به یک سهامدار در نظم جدید پس از جنگ در قفقاز جنوبی تفسیر کردند , در واقع ، علی رغم برخی ادعاهای مشکوک و ستیزه جویان امریکایی ضد ایران ، تهران به هیچ وجه تلاش جنگی باکو را خنثی نکرد و در واقع به طور مداوم از تمامیت ارضی اذربایجان حمایت به عمل اورد .

در مقابل ، ارمنستان با شرایط بسیار اسیب‌زایی روبرو است چراکه یک شکست دردناک در جنگ علیه اذربایجان را طی سال گذشته تجربه کرد , در واقع ارمنستان هنوز نتوانسته یک استراتژی منسجم سیاست خارجی متناسب با واقعیت‌های جدید ایجاد کند , طبق معمول ، روسیه در میان قدرتهای خارجی بیشترین توجه را از سوی ایروان به خود جلب کرده است .

برخی از تحلیل گران ارمنی ، به ویژه انهایی که موافق اوپوزیسیون هستند ، اکنون به اتحاد مسکو ، ایروان و تهران برای مقابله با اتحاد باکو و انکارا امیدوارند , نیکول پاشینیان ، نخست وزیری که مجددا انتخاب شده است ، با یک وظیفه تمدید و تقویت شده در پارلمان ، به نظر می‌رسد بیشتر تلاش دارد به توافق صلح با اذربایجان دست یابد نه اینکه با کمک روسیه و ایران به دنبال ایجاد تعادل در روابط با اذربایجان و ترکیه باشد , این شرایط ممکن است برای تهران خوب باشد .

در حال حاضر مهمترین اولویت رییسی رسیدگی به وضعیت ناخوشایند اقتصادی ایران است , در این راستا ، وی برای تمرکز بر چالش‌های داخلی چندگانه خود به ثبات در مرزهای کشورش نیاز دارد , در ایران این اتفاق نظر به چشم می‌خورد که خاورمیانه و خلیج فارس عرصه هایی هستند که ایران در انها از منافع حیاتی امنیت ملی برخوردار است ، اما قفقاز جنوبی چنین نیست .

علاوه بر این ، افغانستان به خاطر عقب‌نشینی سریع نیروهای امریکایی به سرعت در حال ظهور به عنوان یک منبع تهدید دیگری برای ایران است , این مناطق فارغ از اینکه چه کسی کرسی ریاست جمهوری ایران را به دست می‌گیرد ، همچنان در اولویت تهران هستند , اگر تهدیدات ترکیه و اذربایجان بیشتر درک شوند ، ممکن است حضور نسبتا اندک ایران در قفقاز جنوبی تغییر کند و تهران نقش موثرتری در این منطقه برعهده بگیرد .

گفتنی است ، ایران اتحاد ترکیه با اذربایجان و رشد جاه طلبی‌ها در اسیای میانه را برخلاف منافع ملی خود می‌داند , در همین ارتباط باید توجه داشت که مشارکت نظامی ترکیه در این منطقه باعث افزایش حضور ناتو در اطراف مرزهای ایران می‌شود , همچنین نگرانی تهران از احساسات جدایی طلبانه نیز مطرح است .

رجب طیب اردوغان ، رییس جمهور ترکیه در ماه دسامبر با طرح هایش در استانهای شمالی ایران که محل زندگی بسیاری از اذربایجانی‌ها است ، به این نگرانی دامن زد , اگرچه باکو رسما خواستار جدایی اذربایجان ایران نشده است ، اما از محققان و پژوهشگران ضد ایرانی در واشنگتن حمایت می‌کند , تهران همچنین نگران اجرای ماده ای از توافق اتش بس با حمایت روسیه است که یک کریدور زمینی مستقیم بین سرزمین اصلی اذربایجان در نخجوان و ترکیه از طریق خاک ارمنستان ایجاد کرده و ایران را دور می‌زند .

مجتبی ذوالنوری ، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در ماه مه مخالفت شدید ایران را با هرگونه تغییر در مرزهای شناخته شده بین‌المللی در قفقاز جنوبی اعلام کرد , گفتنی است ، این موضع بر اثر نگرانی از دست دادن احتمالی مرزهای ایران با ارمنستان مطرح شد , این اظهارات ، واکنش فی الفور یک وب سایت برجسته طرفدار رژیم صهیونیستی در اذربایجان را به همراه داشت که ایران را به خیانت و زدن خنجر از پشت به این کشور متهم کرد .

چنین حوادثی تنش‌های اساسی در روابط باکو و تهران را برملا کرده است , یک عامل تحریک کننده دیگر برای تهران ، گسترش فعالیت‌های اطلاعاتی غرب و اسراییل در مرزهای شمالی این کشور است , برخی از تحلیلگران ظاهرا طرفدار اذربایجان در اندیشکده‌های واشنگتن به اقدامات تحریک امیزی در این ارتباط روی اورده‌اند .

والتر راسل مید ، یک محقق باسابقه محافظه کار ، اشکارا در روزنامه وال استریت ژورنال درخواست کرد که از جدایی‌طلبان به عنوان منبع جمع اوری اطلاعات برای دشمنان ایران استفاده شود , این روندها تمامی دولت‌ها در ایران را با هر ایدئولوژی وادار می‌کند که توانایی بازدارندگی خود را در قفقاز جنوبی افزایش دهند , از سوی دیگر ، باید دقت داشت که محافظه کاری رییسی و نزدیکی‌اش با نهادهای قدرت هماهنگی بیشتر بین زمینه‌های دیپلماتیک و امنیتی و امنیت بیشتر روابط را تضمین می‌کند .

چنین چرخشی چیز جدیدی نخواهد بود , در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد از سال 2005 تا 2013 به عنوان یک تندرو ، روابط ایران و اذربایجان متشنج بود , گرچه ممکن است ریاست جمهوری رییسی بسیار متفاوت از دوره احمدی‌نژاد باشد ، اما پتانسیل افزایش تنش همچنان وجود دارد .

باکو البته می‌تواند از چنین تنش هایی سود ببرد , مقامات اذربایجان در صورت لزوم ، ارزش ژئوپلیتیکی این کشور را به عنوان یکی از متحدان امریکا و اسراییل در برابر تهدید ایران تقویت می‌کنند , اذربایجان به لحاظ داخلی نیز می‌تواند از این شرایط بهره برداری کند ، به طوری که با وجود یک رییس جمهور اصولگرا در ایران ، باکو راحت تر می‌تواند به سرکوب داخلی به عنوان اقدامی ضروری علیه افراط گرایان مورد حمایت ایران بپردازد .

این تاکتیکی است که مدتها توسط باکو برای خفه کردن مخالفان مورد توجه بوده است , تغییرات قانونی که اخیرا تصویب شده‌اند ، دامنه فعالیتهای مذهبی مستقل در کشور را محدود می‌کند , گفتنی است ، این مصوبات به عقیده بسیاری ، شیعیان را در اذربایجان هدف قرار می‌دهد و زمینه ایجاد محدودیت‌های بیشتر را در اینده فراهم می‌کند .

اگرچه رییسی یک اصولگرا است اما شواهدی وجود دارد که گواهی می‌دهد احتمال دارد درگیری‌ها از کنترل خارج نشوند , مثلا وی از گفتگوهای وین برای بازگرداندن توافق هسته ای بین ایران و قدرتهای جهانی حمایت کرده است ، اما همچنین بدبینی خود را نسبت به تعمیق روابط با غرب به ویژه ایالات متحده تکرار می‌کند , گفتنی است ، رابطه ناکارامد ایران با غرب ، وابستگی اقتصادی تهران را به بازیگران منطقه ای از جمله ترکیه و اذربایجان افزایش می‌دهد .

در مورد ترکیه ، تهران انگیزه‌های بیشتری برای مهار دارد , در واقع ، روابط ایران با انکارا شبیه یک صفحه شطرنج پیچیده است ، در حالی که قفقاز جنوبی چنین پیچیدگی ای ندارد , به طور مثال ، همزمان با عقب‌نشینی اسلام سیاسی ، کمرنگ شدن گفتمان ضد غربی و افزایش ناسیونالیسم راست گرای محافظه کار در ترکیه ، تهران پیش بینی می‌کند که هر فردی بعد از اردوغان روی کار بیاید ، ممکن است خصومت بیشتری با ایران داشته باشد .

در پایان باید تصریح کرد که احتمالا طی سالهای اینده در قفقاز جنوبی شاهد افزایش اختلافات بین ترکیه و اذربایجان از یک طرف و ایران از سوی دیگر خواهیم بود , این اتفاق در دوران هر رییس جمهوری در ایران ممکن بود اتفاق بیفتد لیکن انتخاب رییسی اصولگرا منجر به رویکرد سخت گیرانه و امنیتی تهران نسبت به منطقه می‌شود , در عین حال ، پیش بینی می‌شود که منافع اقتصادی ، به ویژه اگر روابط ایران با غرب همچنان راکد باشد ، خطرات یک رویارویی همه جانبه را کاهش دهد .

.