5 بهمن روز جمهوری است نه روز بنی صدر ! / 12 قاب از اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران

۱۴۰۰/۰۶/۲۲ ۱۹:۱۳:۱۶

به سالروز برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران چندان که باید بها داده نمی‌شود شاید چون می‌پندارند تنها به منتخب و برامده این روز - ابوالحسن بنی صدر - معطوف است ...



عصر ایران ؛ مهرداد خدیر - پنجم بهمن ماه یاداور برگزاری اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران در سال 1358 است , ( سالی که روح واقعی و متنوع انقلاب ایران در ان متجلی است و به علاقه مندان توصیه می‌کنم کتاب " حکومت 58" مجموعه تصاویر خانم مریم زندی را به مثابه البومی نفیس و گویا تهیه و ملاحظه و دست کم در شهر کتاب تورق کنند ,) با این حال سال روز برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری در کشوری با چند هزار سال تاریخ و تا قبل از مشروطه دور از حاکمان انتخابی ، مورد غفلت و بی مهری است .

چرا که برخی تصور می‌کنند تنها به منتخب و برامده ان معطوف است , حال ان که فارغ از نام و سرنوشت منتخب این انتخابات که عنوان اولین « رییس جمهوری » ایران را از ان خود کرد اهمیت پنجم بهمن 1358 در این است که تاریخ ایران را می‌توان به قبل و بعد از ان تقسیم کرد زیرا برای اولین بار در تاریخ چند هزار ساله کشور انتخاب رییس اجرایی مملکت به رای مستقیم مردم سپرده شد , کاری که پیش از ان هرگز و هرگز سابقه نداشته است .

انتخاب رییس الوزرا یا نخست وزیر با رای غیر مستقیم و از طریق مجلس شورای ملی البته بعد از انقلاب مشروطه در سال 1285 خورشیدی مسبوق است اما همین هم بعد از مشروطه مرسوم شد و پیش از مشروطه چنین نبود , در پنجم بهمن ماه 1358 خورشیدی و کمتر از یک سال پس از سرنگونی سلطنت ، ایرانیان برای نخستین بار امکان انتخاب مستقیم رییس جمهوری را پیدا کردند , در این انتخابات 67.

4 درصد واجدین شرایط شرکت کردند که هر چند نسبت به همه پرسی جمهوری اسلامی در فروردین همان سال و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی کمتر بود اما باز هم عدد قابل قبولی به لحاظ نرخ مشارکت به حساب می‌امد , در مجموع 14 میلیون و 152 هزار و 887 رای اخذ شد و ابوالحسن بنی صدر با کسب 10 میلیون و 753 هزار و 752 رای و با فاصله بسیار با دریادار سید احمد مدنی که پس از وی در جایگاه دوم ایستاد ، به عنوان نخستین رییس جمهوری ایران انتخاب شد , ( در تصویر بالا البته حسن ایت هم حضور دارد - نفر اول از سمت چپ ردیف اول - که اگرچه ابتدا نامزد شد اما چون حزب جمهوری اسلامی حاضر به حمایت از او به رغم عضویت در شورای مرکزی نشد و درون حزب هم مخالفان جدی داشت و خصوصا اب سردبیر روزنامه ارگان حزب - میر حسین موسوی - با او به یک جو نمی‌رفت ادامه نداد و کنار کشید .

جالب این که تمام کاندیداها از علاقه مندان دکتر مصدق بودند و اگر ایت باقی می‌ماند تنها مخالف مصدق در ان جمع به حساب می‌امد اگرچه در ان فضا گفتمان ضد مصدق هیچ جاذبه ای نداشت ), بعد از بنی صدر و مدنی ، حسن ابراهیم حبیبی رتبه سوم را کسب کرد در حالی که ارای این نامزد مورد حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به یک میلیون هم نرسید و پس از او به ترتیب صادق طباطبایی ، کاظم سامی کرمانی ، صادق قطب زاده و داریوش فروهر رتبه‌های چهارم تا هفتم را کسب کردند در حالی که مجموع ارای انان نیز بسیار کمتر از بنی صدر بود و ارای محمد مکری هم ناچیز , با این حال تا صحبت از پنجم بهمن می‌شود انتخاب ابوالحسن بنی صدر و اختلافات جدی او با سران حزب جمهوری اسلامی و سرنوشت و عزل او پررنگ تر از اصل برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران به نظر می‌رسد و به همین خاطر سهم این روز چندان که باید و شاید ادا نشده است .

رسانه‌های رسمی نیز برای این که ناگزیر از اشاره به فرجام کار اولین رییس جمهوری ایران نباشند از کنار ان می‌گذرند حال ان که روزی متفاوت در تمام تاریخ این سرزمین به حساب می‌اید , انتخاب یک رییس جمهوری در کشوری که با قرون متمادی با پادشاهی شناخته می‌شد , درباره ان انتخابات تاریخی 12 نکته را که پیش تر هم در همین تارنما اورده بودم و یاداوری انها خالی از لطف نیست ذیلا با افزوده‌ها و ویراستی جدید می‌اورم .

وقتی خبرنگاری از وزیر جوان ارتباطات پرسیده بود ایا در سال 76 در سن قانونی رای دادن بوده یا نه و جوانان امروز متولد پس از دوم خرداد 76 با نماد سید محمد خاتمی هستند پیداست که اکثریت جمعیت کنونی در 5 بهمن 58 یا به دنیا نیامده بود یا در سن طفولیت و نوجوانی و زیر سن رای دادن بوده‌اند و از این یاداوری‌ها به قاعده نباید احساس تکرار و ملال دست دهد که هر که نامخت از گذشت روزگار ، هیچ ناموزد ز هیچ اموزگار , 1, پرفسور میرزایی روی دیوارها با این که انتخابات ریاست جمهوری در 5 بهمن 1358 برگزار شد اما فضای جامعه از ماه‌ها قبل انتخاباتی شده بود و شاید برای نسل کنونی عجیب باشد که بشنود یا بخواند اولین فردی که نام خود را به صورت گسترده و با شعار‌نویسی روی دیوارها مطرح کرد شخصی بود به نام ابراهیم میرزایی که با عنوان پرفسور میرزایی و قهرمان ورزش‌های رزمی خود را معرفی می‌کرد .

او نه سمت اجرایی داشت و نه در میان سیاست مداران مطرح بود و نه از هیچ یک از طیف‌های ان زمان ( روحانیت ، نهضت ازادی ، ملی‌ها ، محاهدین ، چپ‌ها و دیگران ) حمایت می‌شد اما در و دیوار تهران پر از اسم او شده بود و البته چنان که قابل حدس بود نام او در میان نامزدهای نهایی اعلام نشد , درباره هویت و سرنوشت او اقوال مختلفی شنیده شده اما بعد از همان انتخابات از صحنه کنار رفت هر چند که در صحنه سیاسی از ابتدا هم حاضر نبود , از دیگر دیوار نوشته‌های زودهنگام می‌توان به تبلیغات احمد مدنی فرمانده نیروی دریایی با عنوان « رهبر : امام خمینی ، رییس جمهور دکتر مدنی » اشاره کرد .

به رغم اشتهار به تیمسار یا دریادار ترجیح می‌داد بر عنوان دکتری خود تاکید کند و از این منظر تیمسار دریادار دکتر مدنی بر همه نظامیان بعدی که با عنوان " دکتر " وارد انتخابات شدند حق تقدم دارد , 2, مخالفت امام با نامزدی روحانیون امام خمینی روحانیون را از کاندیداتوری منع کرد و بدین ترتیب مهم‌ترین گزینه حزب جمهوری اسلامی - ایت الله بهشتی - منتفی شد .

رایزنی‌های هاشمی رفسنجانی برای تجدید نظر امام هم ثمر نداد چرا که همچنان بر این موضع بودند که با توجه به تصویب اصل ولایت فقیه و حضور یک مرجع تقلید در راس نظام و ریاست دو مجتهد بر قوه قضاییه ( در ان زمان در قالب دیوان عالی و دادستانی کل کشور ) و احتمال ریاست یک روحانی بر مجلس قانون‌گذاری ضرورتی به قبول مناصب اجرایی از جانب روحانیون و ریاست جمهوری احساس نمی‌کردند , البته منع قانونی نداشت ولی نظر امام موجب انصراف روحانیون نامزد شد , ( نظری که در سومین دوره ریاست جمهوری تغییر کرد ).

گزینه بعدی حزب جمهوری اسلامی جلال الدین فارسی نیز به خاطر افشای افغان تبار بودن حذف شد , این ادعا را اول بار شیخ علی تهرانی مطرح کرد و ابتدا به حساب اختلافات او با سران حزب جمهوری اسلامی گذاشته شد اما اندک اندک جدی تر شد و حتی برخی نام واقعی و اصلی او را رحمت الله باران چشمه اعلام کردند , رهبر فقید انقلاب بر اجرای نص قانون اساسی تاکید کرد و این بار هم هاشمی رفسنجانی کوشید نظر امام را برگرداند ولی امام بر پایه قانون اساسی بر ایرانی تبار بودن رییس جمهوری تاکید ورزید .

( هم خودش متولد ایران باشد و هم پدرش , در امریکا همین که خود فرد متولد امریکا باشد کافی است و کاری به زادگاه پدر ندارند ), نقل است که هاشمی که کرسی ریاست جمهوری را با خروج بهشتی و فارسی از کف رفته می‌بیند نزد امام رفته و گفته با این حساب و اگر بهشتی و فارسی نباشند انتخاب بنی صدر قطعی است و امام هم پاسخ می‌دهد « اگر مردم رای بدهند چه اشکالی دارد ؟ شما هم کمک شان کنید ».

برای این که نظر امام را برگرداند می‌گوید ولی خوب نیست که بگویند همسر اولین رییس جمهور کشور اسلامی حجاب سفت و محکمی ندارد و فقط روسری سفیدی به سر می‌کند و از امام نقل شده که پاسخ می‌دهند : « ان حجاب مربوط به پاریس بود , در تهران البته بیشتر مراعات می‌کند , هر کسی به هر حال اشکالاتی دارد .

رفع می‌کنند , کمک شان کنید », از دیگر روحانیون سرشناس می‌توان به شیخ صادق خلخالی اشاره کرد .

چون او نیز قصد کاندیداتوری داشت اما در پی منع امام کنار رفت , همین که حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب خود را بخت کسب ریاست جمهوری می‌دانسته نشان می‌دهد که افکار عمومی در سال 1358 چندان هم با اعدام‌های خلخالی مشکل نداشته و بعدتر بود که مردم از اعدام فاصله گرفتند , جالب این که خلخالی حاضر به حمایت از حبیبی مورد نظر جامعه مدرسین نشد و از بنی صدر پشتیبانی کرد .

همین اتفاق نشان می‌دهد افکار عمومی در ان زمان با اعدام‌های خلخالی مخالف نبوده که اگر بود به چهره ای منفور بدل می‌شد حال ان که در مراسم امضای حکم بنی صدر حضور فعال دارد و با ارای بالا به مجلس اول راه یافت , ( نسل جدید ، تاریخ را باید چنان که بود بداند نه ان گونه که تلویزیون « من و تو » روایت می‌کند ), 3.

اسناد علیه مدنی افشاگری دانشجویان مسلمان پیرو خط امام علیه دریادار مدنی تنها 24 ساعت قبل از انتخابات صراحتا خلاف قانون بود اما در کاهش ارای او نقش موثری ایفا کرد و حتی موجب رد اعتبارنامه‌اش در مجلس شورای ملی ( اسلامی بعدی ) به عنوان نماینده کرمان هم شد و همان به ظاهر افشاگری سرنوشت استاندار خوزستان و وزیر دفاع دولت موقت را به کلی تغییر داد و کار او به ترک کشور و مرگ در غربت هم انجامید , هنوز بر معدود دیوارهای خانه‌های کلنگی شهر شعارهای 42 سال قبل درباره تیمسار مدنی باقی است , 4.

بازماندن مسعود رجوی شورای نگهبانی تشکیل نشده بود تا به صلاحیت کاندیداها رسیدگی کند , هیات جداگانه ای تشکیل شد که شرایط کاندیداها را با موارد قانونی انطباق می‌داد و فرم کار انها با مدل استصوابی پس از امام تفاوت داشت , حذف مسعود رجوی به این دلیل اتفاق افتاد که سازمان مجاهدین خلق اندکی قبل تر به قانون اساسی رای نداده بود و گفته شد نامزد انان طبعا نمی‌تواند در صورت پیروزی ، مجری همان قانون اساسی باشد .

نظر امام دایر بر این که کسانی که به قانون اساسی رای نداده‌اند نمی‌توانند مجری ان باشند موجب کنار رفتن رییس مجاهدین خلق از صحنه انتخابات شد , سازمانی که بعدتر و به صورت مسلحانه رویاروی نظام قرار گرفت و به منافقین شهرت یافت و خشونت بارترین اتفاقات را رقم زدند , غالب هواداران مجاهدین خلق در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکردند ولی معدودی از انان به دکتر سامی و نه بنی صدر رای دادند .

بر خلاف تصور در ان مقطع بنی صدر در میان مجاهدین پایگاهی نداشت , 5, ادعای تقلب با این که احمد مدنی مدعی تقلب در انتخابات شده بود اما فاصله ارای او با بنی صدر چنان بود که خود او هم چندان پی گیر نشد و بیشتر به راه‌یابی به مجلس اول می‌اندیشید و هر چند دو ماه بعد انتخاب شد اما اعتبارنامه‌اش رد شد .

بسیاری گمان می‌کنند مهم‌ترین قربانی افشاگری‌های دانشجویان پیرو خط امام عباس امیر انتظام بوده و احمد مدنی وزیر دفاع دولت موقت و اولین استاندار خوزستان بعد از انقلاب را از قلم می‌اندازند , 6, تنوع در خانواده امام نوه ارشد امام و فزرند مرحوم مصطفی خمینی – سید حسین خمینی – و داماد امام ایت الله اشراقی اشکارا از بنی صدر حمایت کردند و پس از عزل او اولی از گردونه کنار رفت و دومی نیز کوتاه زمانی بعد درگذشت .

جالب این که از خود خانواده رهبر انقلاب ، برادر عروس امام - صادق طباطبایی - هم خود نامزد بود و تصور می‌شد به دلیل انتساب به امام موسی صدر و امام خمینی و سیمایی بسیار جذاب که به هنرپیشه‌های مشهور سینما می‌مانست مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد ولی موفق نشد , ایت الله پسندیده برادر بزرگ رهبر فقید انقلاب هم به علاقه به نیروهای ملی شهرت داشت و به احتمال زیاد به بنی صدر رای داد , مهم تر از همه هیچ گاه مشخص نشد که شخص امام به چه کسی رای داده است .

هر چند که بنی صدر زیرکانه خبر کاندیداتوری خود را بعد از دیدار با امام اعلام کرد و این شایعه درافتاد که نظر ایشان به اوست , خاصه این که جامعه روحانیت مبارز و طیف مهدوی کنی که رقیب حزب جمهوری اسلامی بودند از بنی صدر حمایت کردند , بر این پایه می‌توان حدس زد که در خانواده امام قطعا ارا واحد نبوده و حتما بنی صدر ، طباطبایی و حبیبی نام هایی بودند که روی برگه‌ها نوشته شد .

همین نشان می‌دهد انقلاب ایران تا چه حد متکثر بوده است و از این رو باز نسل جدید را به کتاب تصویری " حکومت 58 " ارجاع می‌دهم تا تصویری متفاوت تر به نسبت انچه صدا و سیما ارایه می‌دهد مشاهده کنند , ( پیش تر به من و تو اشاره شد و این بار باید به صدا و سیما هم اشارتی شد !) 7, بازی با برگ سوخته شاه صادق قطب زاده تصور می‌کرد با تلاش برای بازگرداندن شاه از طریق رایزنی با پاناما برگ برنده را رو می‌کند و خبر بازداشت چند ساعته شاه بازی را به سود او تغییر می‌دهد .

ولی در این پروژه شکست خورد و همین به وجهه او بسیار لطمه زد تا جایی که ارای بسیار اندک او هیچ نسبتی با شهرت فراوان او نداشت , 8, روی سربرگ بیمارستان قلب مراسم امضای حکم ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر در بیمارستان قلب در نزدیکی پارک ملت برگزار شد .

ازیرا امام خمینی به خاطر عارضه قلبی از قم به تهران امده و در یان بیمارستان بستری بود , بیمارستانی که نام ان از " بیمارستان قلب ملکه مادر " به " بیمارستان قلب مهدی رضایی " تغییر یافته بود و امام حکم را روی سر برگ بیمارستان با همین نام اخیر نوشت , نام بیمارستان اما در پاییز 1360 به شهید رجایی تغییر یافت .

[ مهدی رضایی جوانی 19 ساله بود که زیر شکنجه‌های ساواک جان باخت , برادران دیگر او هم قربانی درگیری با رزیم پهلوی شدند و به همین خاطر نام میدان 25 شهریور تهران به میدان رضایی‌ها تغییر یافت , بعد از شورش در خرداد سال 60 مجاهدین چنان مورد غضب قرار گرفتند که اسامی نمادهای انان از مراکز عمومی حذف شد مگر شریف واقفی ( دانشگاه شریف )، صمدیه لباف و لبافی نژاد که رجوی و موسی خیابانی علاقه ای به انها نداشتند و قربانی درگیری‌های درون سازمانی بعد از تغییر ایدیولوژی شماری از اعضا در سال 54 شده بودند ].

9, اختلال در پوشش تلویزیونی پخش مستقیم مراسم امضا یا تنفیذ از تلویزیون با اختلال همراه بود , حال ان که بیمارستان قلب چسبیده به صدا و سیماست و دلیل فنی نمی‌توانست داشته باشد .

برخی این را عمدی دانسته و به صادق قطب زاده نسبت دادند اما سید محمد موسوی خویینی‌ها به عنوان نماینده امام و رییس شورای سرپرستی صدا و سیما مسولیت را برعهده گرفت و استعفا کرد , 10, تحلیف ، دوشادوش دبیر کل حزب رقیب اولین رییس جمهوری ایران در حالی انتخاب شده بود که کشور هنوز مجلس شورا نداشت .

به همین خاطر مراسم تحلیف در مرداد سال بعد و ماه‌ها بعداز انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد , حضور دبیر کل حزب رقیب در مقام رییس دیوان عالی کشور در کنار اولین رییس جمهوری و در مراسم تحلیف از تصاویر ناب ان سال هاست , هر چند که دکتر بهشتی منتقد بنی صدر بود ولی نه در صورت جلسات شورای انقلاب میان ان دو تقابلی می‌بینیم و نه در مجلس خبرگان قانون اساسی که عملا شهید بهشتی ان را اداره می‌کرد و بنی صدر نیز به عنوان نماینده تهران در ان عضویت داشت و چون ریاست جمهوری را هدف گرفته بود به رغم این که منتقد ولایت فقیه و سخن ور بود تحرک چندانی در خبرگان قانون اساسی از خود نشان نداد و تنها در قبال محدود شدن اختیارات رییس جمهوری در قانون اساسی بر خلاف پیش نویس ، کاریکاتوری در روزنامه او ( انقلاب اسلامی ) چاپ شد که روز بعد روزنامه اطلاعات نیز مجددا منتشر کرد .

کاریکاتور ، یک مترسک بود , با این حال از خیز خود برای ریاست جمهوری منصرف نشد و نه تنها رییس جمهوری شد که به فرماندهی کل قوا هم رسید , 11.

فهرست ناکام برای مجلس موفقیت خیره کننده بنی صدر دوستان او را دچار این تصور یا توهم کرد که در انتخابات مجلس هم می‌توانند با عنوان « دفتر هماهنگی همکاری‌های مردم با رییس جمهوری » لیست بدهند و برنده شوند و با کسب اکثریت مجلس یکی از نیروهای نزدیک به بنی صدر و چهره ای مانند علیرضا نوبری را به نخست وزیری برسانند اما انها تنها در برخی شهرها مانند اصفهان که احمد سلامتیان و دکتر غضنفر پور انتخاب شدند موفقیت کسب کردند و در کل این حزب جمهوری اسلامی بود که مجلس را برد و توانست نخست وزیر مورد نظر خود – محمد علی رجایی - را به بنی صدر تحمیل کند , بنی صدر بسیار تلاش کرد زیر بار نخست وزیر مورد نظر حزب نرود و راه‌های مختلف چون معرفی سید احمد خمینی یا مصطفی میرسلیم را امتحان کرد اما دست اخر با اکراه فراوان به محمد علی رجایی تن داد با این امید که سابقه عضویت او در نهضت ازادی ایران ( اگرچه استعفا کرده بود ) میان او و دکتر بهشتی و حزب فاصله اندازد اما رجایی هرچند عضو حزب نبود با حزب و دبیر کل - ایت الله بهشتی - کاملا هم سویی نشان داد تا جایی که در پی عزل بنی صدر کاندیدای حزب برای ریاست جمهوری شد و دومین نخست وزیر جمهوری اسلامی دومین رییس جمهوری هم شد , 12.

حسرت به خاطر بازرگان رای بالای مهندس بازرگان در انتخابات مجلس شورای ملی که بعدابه مجلس شورای اسلامی تغییر نام داد و تنها دو ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد این حسرت را در دل حامیان او گذاشت که چه بسا اگر بازرگان کاندیدای ریاست جمهوری می‌شد از ابوالحسن بنی صدر پیشی می‌گرفت , هر چند که معلوم نشد مردم صرفا به عقاید لیبرالی بنی صدر رای دادند یا طرح هایی چون وام مسکن و اقتصاد توحیدی هم موثر افتاده بود , بحث کاندیداتوری مهندس بازرگان در نهضت ازادی مطرح می‌شود اما کسانی چون عزت الله سحابی مسیر را به سمت حمایت غیر مستقیم از حبیبی سوق دادند .

در حالی که حبیبی از انها فاصله گرفته بود , تصور سحابی این بود که بازرگان به خاطر اشغال سفارت و دفاع از امیر انتظام ، محبوبیت سابق را ندارد در حالی که ارای بالا در تهران نشان داد این تلقی نادرست بود و بعدها بازرگان و نهضت ازادی به خاطر از دست دادن این فرصت خود را سرزنش می‌کردند , اگر بازرگان رییس جمهوری شده بود به احتمال زیاد به سرنوشت بنی صدر دچار نمی‌شد و جنگ نیز چه بسا ان قدر طولانی و پرخسارت نمی‌شد و تبعات سیاسی ناشی از حذف اولین رییس جمهوری نیز پدید نمی‌امد .

از میان کاندیداهای اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری و 41 سال بعد اکنون تنها همان نفر پیروز زنده است که همچنان بلوز سه دگمه می‌پوشد و در 87 سالگی همچنان اپوزیسیون جمهوری اسلامی است , بقیه همه چهره در نقاب خاک کشیده‌اند و شگفتا که سه نفر از انان با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند , یکی ( صادق قطب زاده ) تنها سه سال بعد به اتهام مشارکت در طرح کودتا با حمایت ایت الله سید کاظم شریعتمداری و با حکم محمد محمدی ری شهری در شهریور 1361 اعدام شد و دیگری کاظم سامی کرمانی در مطب روان پزشکی خود در تهران و در اول اذر 1367 با ضربات کارد به قتل رسید و سومی ( داریوش فروهر ) نیز درست 10 سال بعد از دکتر سامی همراه همسرش - پروانه فروهر / اسکندری - در خانه شان در خیابان هدایت تهران .

ان دو نیز با ضربات متعدد ، کارد اجین شدند , برخی نیز در غربت چشم از جهان بستند , اولین رییس جمهوری ایران که در اغاز جنگ فرمانده کل قوا هم بود اگر چه نتوانست دوره 4 ساله ریاست جمهوری را به پایان رساند و در نیمه راه و در 30 خرداد 1360 با رای مجلس اول به طرح عدم کفایت سیاسی برکنار شد اما 41 سال پس از انتخاب به عنوان اولین رییس جمهوری ایران و در پی 39 سال اقامت مجدد در پاریس احتمالا به رقبایی می‌اندیشد که هیچ یک دیگر اکنون در قید حیات نیستند و او هم البته به جز فروهر با هیچ یک چندان میانه ای نداشت .

جدای اینها اما 5 بهمن را نه با نام ابوالحسن بنی صدر که به نام روز جمهوریت باید شناخت , روزی که ایرانیان به یکی از نامزدهایی رای دادند که نظارت استصوابی بر انها اعمال نشده بود , هر چند که شماری از کاندیداها به دلیل نداشتن شرایط لازم کنار گذاشته شدند اما تنها چهره سیاسی محذوف را باید مسعود رجوی دانست .

هم او که رویای ناکام خود را بعدتر با خشونت پی گرفت و تاج ریاست جمهوری خود خوانده را بر سر همسر سوم خود گذاشت پس از که دختر اولین رییس جمهوری را طلاق داد , از جمع پنجم بهمنی‌ها حسن حبیبی از دیگران خوش اقبال تر بود زیرا اگرچه اولین رییس جمهوری ایران نشد اما نخستین معاون اول رییس جمهوری در ایران شد و 12 سال بر این مقام بود , عنوانی که پس از حذف نخست وزیری در بازنگری قانون اساسی در سال 1368 ایجاد شد .

--------------------------------- بیشتر بخوانید : * سرنوشت متفاوت 15 عضو شورای انقلاب * انقلاب ایران در عکس هایی که دیده نشده ؛ از انقلاب 57 تا حکومت 58 به روایت عکس‌های مریم زندی ( فیلم ).
ایران تهران پاریس پارک ملت میدان 25 شهریور تهران میدان رضایی اصفهان ایران مجلس شورای ملی ایرانیان جمهوری اسلامی مجلس خبرگان حزب جمهوری اسلامی شورای مرکزی حوزه علمیه قم قوه قضاییه دیوان عالی و دادستانی کل کشور مجلس افغان ایرانی مجلس شورای ملی اسلامی سازمان مجاهدین منافقین مجاهدین خلق پاناما بیمارستان قلب بیمارستان قلب ملکه بیمارستان قلب مهدی رضایی ساواک دانشگاه شریف شورای انقلاب مجلس خبرگان قانون اساسی خبرگان قانون اساسی مجلس شورای اسلامی اپوزیسون جمهوری اسلامی بنی صدر مهرداد خدیر ابوالحسن بنی صدر دریادار سید احمد مدنی حسن ایت میر حسین موسوی دکتر مصدق مصدق مدنی حسن ابراهیم حبیبی صادق طباطبایی کاظم سامی کرمانی صادق قطب زاده داریوش فروهر محمد مکری سید محمد خاتمی پرفسور میرزایی ابراهیم میرزایی احمد مدنی امام خمینی دکتر مدنی تیمسار دریادار تیمسار درادار دکتر مدنی ایت الله بهشتی هاشمی رفسنجانی روحانی جلال الدین فارسی شیخ علی تهرانی رهبر فقید انقلاب هاشمی بهشتی صادق خلخالی خلخالی حبیبی امام علیه دریادار مدنی مسعود رجوی دکتر سامی امام عباس امیر انتظام مصطفی خمینی سید حسین خمینی امام ایت الله اشراقی رهبر انقلاب امام صادق طباطبایی امام موسی صدر سیمایی ایت الله طباطبایی شاه صادق قطب زاده شاه مهدی رضایی پهلوی صمدیه لباف لبافی نژاد رجوی خیابانی سید محمد موسوی خویینی دکتر بهشتی شهید بهشتی علیرضا نوبری احمد سلامتیان دکتر غضنفر پور محمد علی رجایی سید احمد خمینی مصطفی میرسلیم رجایی بازرگان مهندس بازرگان عزت الله سحابی سحابی امیر انتظام ایت الله سید کاظم شریعتمداری محمد محمدی ری شهری پروانه فروهر اسکندری فروهر بعدتر بهمنی حسن حبیبی رییس جمهوری ایران رییس اجرایی مملکت رییس الوزرا نخست وزیر رییس جمهوری نخستین رییس جمهوری ایران سردبیر روزنامه ارگان حزب وزیر جوان ارتباطات فرمانده نیروی دریایی رییس جمهور ریاست جمهوری رییس جمهور کشور اسلامی نماینده کرمان استاندار خوزستان وزیر دفاع دولت رییس مجاهدین خلق رییس شورای سرپرستی صدا و سیما دبیر کل حزب رقیب اولین رییس جمهوری ایران دبیر کل حزب رقیب مقام رییس دیوان عالی کشور نماینده تهران فرماندهی کل قوا نخست وزیری دبیر کل ایت الله بهشتی دومین رییس جمهور اولین رییس جمهوری ایران فرمانده کل قوا تاج ریاست جمهوری اولین رییس جمهوری نخستین معاون اول رییس جمهوری 5 بهمن روز جمهوری انتخابات ریاست جمهوری انقلاب مشروطه سومین دوره ریاست جمهوری انقلاب انقلاب ایران روز جمهوریت