رو در رو با شهرام جزایری (4)

۱۴۰۰/۰۷/۱۷ ۱۳:۵۳:۴۰


سالنامه روزنامه اعتماد - زهرا علی اکبری ، ولی خلیلی : اگر برای دهه 80، پنج اسم خبرساز را بخواهیم انتخاب کنیم بدون تردید شهرام جزایری یکی از انهاست , پیش از این مصاحبه کرده و پس از این نیز مصاحبه خواهدکرد ، اما متن پیش رو محصول هشت ساعت گفت وگو با مردی است که می‌گوید در گذشته‌اش اشتباهات بزرگ کرده و می‌خواهد در اینده کارهای بزرگ بکند , دلخوری‌ها و عصبانیت هایش در اواسط مصاحبه سبب ترک گفت و گوی طولانی وی با ما نشد .

شهرام جزایری برای اولین بار می‌گوید که چگونه به دهه چهارم زندگی‌اش رسیده است , او مدعی است یک دکترین اقتصادی دارد و در اینده می‌خواهد با اتکا به این دکترین راه‌های جدید را در اقتصاد ایران بپیماید , خلاصه گذشته‌اش این است که قصد داشته فرش دستباف را جایگزین نفت کند .

, قضاوت در مورد ادعاهای شهرام جزایری بر عهده مخاطب است , اقای جزایری هرکاری بخواهید انجام بدهید درگیر عقبه خودتان خواهیدبود .

بالاخره شما گذشته ای دارید که برای افکار عمومی مهم است , نظرتان درباره قضاوتی که مردم از شما دارند چیست ؟ از این قضاوت ناراحت نیستید ؟ شما همش سیاسی سوال می‌کنی , ببین من الان چهل سالم است اگر بخواد چهل سال از عمرم باقی مونده اگر بتونم چهل سال باقیمانده را درست مدیریت کنم می‌توانم تصویرم را انچنان که واقعیت داشته به مردم عزیز نشون بدم .

یعنی می‌خواهید در چهل سال پیش رو تصویرتان را اصلاح کنید ؟ نگفتم می‌خوام چهره‌ام را اصلاح کنم , گفتم قضاوت‌ها با عملکرد واقعی و حقیقی من اصلاح می‌شه , وقتی توی خیابان راه می‌روید کسی شما را می‌شناسد ؟ اغلب بله .

برخوردشان چطور است ؟ همیشه خوب و عالیه , قضاوت‌ها منفی نیست ؟ نمی‌گن این همان فردی است که خورد و برد ؟ من که نخوردم و نبردم , بالاخره برخی‌ها هم ممکنه براساس یک چیزهایی که شنیدند قضاوت کنند .

ولی منو که می‌بینن باهام رفتارشون خیلی محترمانه و خوبه ، اخه من هم اگر خطایی کردم تاوانش را بیش از حد و اندازش دادم , قضاتی که برای من حکم صادر کردند و انها که به پرونده من رسیدگی می‌کردند ، همیشه با من در نهایت عزت و احترام برخورد می‌کردند و می‌گفتند تو جرمی کردی و مجازاتش را هم کشیدی , حالا شما نمی‌خواهی قبول کنی که من تاوان اشتباهاتم را بیش از حد داده‌ام ؟ از من طلبکارید ؟ واقعا بعضی‌ها نمی‌خواهند بپذیرند که من بعد از زندان به جامعه برگشته‌ام ؟! اینکه درست نیست .

پس چرا سیزده سال زندان بودم , برای مجازات کاری که کردم و یا نکردم , حالا هر چه بود ، تموم شد .

اما امروز خانواده من هم در فشارن , بچه من مطمئنم از همین مصاحبه‌ها ناراحت می‌شه , میگه بگین اینها بابای منو ول کنن .

شما از این شهرتی که دارید ناراضی هستید ؟ چی بگم ؟ راضی یا ناراضی به هرحال این شهرت رو دارم دیگه از شهرت خوش تان می‌اید ؟ شما بدتون می‌اد ؟ اولویت بعضی نیست , بعضی هر کاری نمی‌کنن مشهور بشن , اولویت من هم نیست اما واقعیت منه .

اعتقاد به شهرت مثبت و منفی دارید ؟ من معتقدم هرکسی به هر صفتی که شهرت پیدا می‌کند خروجی‌اش همان است , اگر من از شهرت خوشم می‌امد در به در دنبال رسانه‌ها بودم که بیایید با من مصاحبه کنید اما این کار را نمی‌کردم و نمی‌کنم به خود شما چقدر برای این مصاحبه التماس کردم ؟!! هیچ وقت پول دادید به رسانه ای با شما مصاحبه کند ؟ می شه ؟ بالاخر پول دادید که در موردتو بنویسند ؟ نه , سوال من را جواب بدید .

می‌شه پول داد به رسانه که بیا با من مصاحبه کن , شما الان پول گرفتی ؟ چقدر گرفتی که داری با من مصاحبه می‌کنی ؟! نه من الان را نمی‌گویم ان 13 سال را می‌گویم , انقدر در این سال‌ها به من حمله شد و من سکوت کردم که همه تشنه خبر از زبان من بوده و هستند .

نیازی نبود من بخواهم رایزنی کنم , خودشون در مورد من می‌نوشتند , من توی زندان ماجراهای عجیبی داشتم .

شما در مورد قضاوت مردم صحبت می‌کنین , من وقتی زندان بودم با دو گروه از مردم رو به رو بودم , یک گروه که می‌شدند 85 نفر از من شکایت کردند .

یکی بدهکار بود و می‌گفت من بدهکارم چون این پول من رو خورده , یکی نامه داده بود که من کمک می‌خوام , یکی رفته وام گرفته ، نداره قسط بده گفته پول منو شهرام خورده .

یک عده هم که شمارشان بالای 10 تا 12 هزار نفر بود نامه می‌دادند برای من و کمک می‌خواستند , یکی می‌گفت بیکارم ، به من پول بده , یکی نامه نوشت چرا این کار را کردی .

نامه‌ها را دارید ؟ اکثرش رو دارم , چند درصد نامه‌ها در مورد حل مشکلات مالی بود ؟ حدود 90 درصد , فکر نمی‌کردند شما دیگه پولی نداشتید ؟ نه .

حتما فکر نمی‌کردند که نامه می‌نوشتند , بگذارید حالا منظورم را دقیق تر بگویم , ببینید شما تبدیل به مثل شده‌اید ، یادم هست چند سال قبل مردی میخواست در نانوایی نان نسیه ببرد .

همه می‌گفتند شهرام جزایری این همه پول برده ، این پول نون خریدن نداره ، خوب واقعا شما در مواجهه با این حرف چه می‌گویید ؟ می گم چرا این طور برخورد می‌کنید , می‌گم من یک دانش و تخصص منحصر به فرد دارم , اون هم پول ساختنه .

من اصلا به خود پول علاقه ای ندارم اما با کاری که بلدم می‌تونم خیلی‌ها رو به پول برسونم , جرم من این بود که سرعتم خیلی زیاد بود و جوان بود , حس می‌کردم با این شکل قوانین نمی‌شه کاری از پیش برد ، تلاش کردم راه‌های قانونی رو برای استفاده همه ملت عزیز میانبر کنم ، و خیلی وقت‌ها هم موفق بودم .

نه پولی از مملکت خارج کردم و نه مالی دزدیدم , بروید بررسی کنید , یک دونه وام نگرفتم که وثیقه نداشته باشه ، یک بار جعل نکردم .

من می‌خواستم ایران به جای نفت ، فرش و کالاهای غیرنفتی صادرکنه , طرح‌های بزرگی توی ذهنم بود ، می‌خواستم کارگر فرشباف پولدار بشه , می‌خواستم 50 فروشگاه ان لاین سراسر جهان راه بیندازم که همزمان فرش‌های ایرانی موجودش را بتونه برای مشتریان نمایش بده .

توی ذهنم بود مرکزش در شوراباد تهران باشه و توی همهش هرهای کشورهای بزرگ از جمله امریکا و المان و غیره و هر شهر دیگه ، وقتی مشتری مراجعه می‌کنه بتونه از طریق دوربین‌های مداربسته فرش‌های ایران و دیگر شهرها رو هم ببینه و سفارش بده , واقعا اینها کار بدیه ؟ اتفاقا اگر ناراحت نشوید می‌خواهم بگویم که کم هوشی شما خبرنگارها ریشه‌اش همین جاست , در اینکه قشر مستضعف و محروم قابل احترام هستند و هرکسی هرکمکی از دستش بر می‌اید باید انجام دهد .

بحثی نیست , اما مشکل شمایید که همان طوری که یقه من را می‌چسبید و می‌خواهید از تمام جزییات زندگی من ، حتی خصوصی‌ترین جزییات سر در بیاورید و جار بزنید و عالم و ادم را خبر کنید ، اما نمی‌روید یقه ان کسی که با شش سر عائله بعد از 50 سال زندگی نان نسیه می‌برد را بگیرید و از او بپرسید که چکار کرده که نمی‌تواند شکم بچه هایش رو سیر کنه , شما شک نکنید که اگر از کنکاش در گذشته من 100 اشتباه کشف کنید حتما از زندگی ان بنده خدا هزارتا اشتباه کشف خواهیدکرد که کجاها فرصت هایش را برباد داده و کجا درست عمل نکرده که حالا به این روز افتاده .

البته من معتقدم که بعضی‌ها که درصد کمی هم هستند بر اثر یک اتفاق بد و جبری به فقر دچار می‌شوند که هم مردم و هم دولت و هم کسانی که دست شان به دهن شان می‌رسد باید دست انها را بگیرند , اما هستند کسانی هم که از بس اشتباه می‌کنند گرفتار فقر و تنگذستی می‌شوند , من خیلی از این ادم‌ها را می‌شناسم .

حالا اینکه عده ای همه فقر و نداری مردم را گردن من می‌اندازند این دیگر کار شما رسانه هاست که روشنگری کنید و تحلیل کنید که ایا واقعیت دارد یا خیر , فکر کرده‌اید اگر فعال اقتصادی نمی‌شدید ، چکاره می‌شدید ؟ چکاره باید می‌شدم ؟ دندانپزشک , من فکر می‌کردم اگر فعال اقتصادی نمی‌شدید باید بازیگر می‌شدید .

بازیگر مستند ؟ نه ، بازیگر سینمای داستانگو چرا ؟ خوشگلم ؟! نه شما خیلی خوب بازی می‌کنید , بازیگرها نقش بازی می‌کنن , من خودم هستم .

من کاملا شفاف و صادقانه زندگی کردم , با هیچ کسی زد و بند کثیف نداشتم , اگر زندگیم باز بشه هم ابایی ندارم .

کسی اعتماد به نفس نداره که مال مردم رو دزدیده باشه , من سیزده سال توی زندان نشستم , فقط من بودم و خدا .

با وجود حجم گسترده مبادلاتم حال کسی رو هم نگرفتم , تا به حال پیش روانشناس رفتید ؟ رفتم , نگفتند شما خودشیفته هستید ؟ این جسارت شما را مدیریت می‌کنم .

بین خودشیفتگی و اعتماد به نفس باید بوردر ( فاصله ) بگذارید , خودشیفتگی غرور و تکبر میاره , حقیر می‌کنه دیگران رو .

توی سر دیگران می‌زند ، اما شهرام جزایری که حتی دست کارگر افغانی رو هم می‌بوسه و وجود نامقدس خود را محصول محبت ادم‌ها می‌دونه ، به هیچ وجه خودشیفته بهش اطلاق نمی‌شه , حالا اعتماد به نفس که مطرح می‌کنید ، افراد شاخص حرفه شما می‌گفتند ما با جان کری نشستیم و حالا با جزایری هم مصاحبه می‌کنیم , خب اینها اعتماد به نفس رو بالا نمی‌بره ؟ شما جای من بودید اعتماد به نفس نداشتید ؟ اگر شما بتونین از این مصاحبه کار بزرگی دربیارید توی شغل خودتون موقعیت خوبی ایجاد می‌شه .

در فلان روزنامه هم به شما پیشنهاد کار میدن , من دارم به شما میدون می‌دم تا از این مصاحبه موفق بیرون بیایید , دارم به شما کوپن می‌دم که موفق باشید چون به نظر من شما مصاحبه نمی‌کنید ، بازجویی می‌کنید .

بازجویی هم بالاخره یک مدل از مصاحبه است , اما حالا من یک سوال می‌کنم , چرا اینقدر از من توقع تون بالاست ؟ من هم ادمم .

من هم اشتباه می‌کنم , ادم بعضی جاها خطاهایی می‌کند که یک بچه شش ساله این کار رو نمی‌کنه , گاهی کارهای خبط و اشتباه کردم که یک ادم مونگل با ای کیوی هفتاد هم نمی‌کنه .

مردم فکر می‌کنند شهرام کراهایی می‌کند که بقیه نمی‌کنند , من در پول‌سازی توانایی‌های خاص و منحصر به فردی دارم اما مجبور شدم با جریانی نادرست مقابله کنم و اتفاقا موفق هم شدم , کدام جریان را می‌گویید ؟ همین جریانی که در مورد مفسدبودن شهرام جزایری راه افتاده بود .

همین حالا هم بعضی‌ها نسبت به من همین جسارت‌ها رو می‌کنند , من اگر مجرمم ، حبس کشیدم , نمی‌شه هم مجازات کشید و هم دوباره هرجا می‌ری با توهین مواجه بشی .

یعنی معتقدید هنوز مجازات می‌شوید ؟ پیش رویم نه اما پشت سرم شاید , به فکر رفتن از ایران نیستید ؟ اولا اینکه من جنوبی هستم و توی این کشور دنیا اومدم و ساخته شدم و از تک تک احساسات هفتاد میلیون جمعیت بهره بردم و رسیده به اینجا , اما مگر اینجا برخی برخوردها با شما تلخ نیست ؟ ادم باید حتی از دشمنش هم تشکر کنه .

دشمن تو رو می‌بینه که باهات دشمنی می‌کنه , دشمن من رو می‌بینه , من حتی دشمنانم رو هم دوست دارم که لطف می‌کنن و با من دشمنی می‌کنن .

حتما من براشون مهم هستم که اونها با من دشمنی می‌کنن , من در ضمن عاشق کشور و نظام و دینم هستم , اما بعضی‌ها می‌گویند شهرام جزایری نمی‌رود چون نمی‌تواند در جایی دیگر به این اندازه پول در بیاورد ؟ من نگفتم نمی‌رم .

ممکنه برای کار مرتب به خارج کشور سفر کنم , من ایرانی هستم و شما هم ایرانی هستید و اگر بتوانید در کشور خودتون کار کنید و زندگی نرمالی داشته باشید وضعیتتون ایده ال است , در مقطعی دچار مشکلات شدم ، ایستادم و حبس کشیدم و تا اخر هم تحمل کردم .

من الان بعد از ازادی برای اینده‌ام برنامه دارم , باید فرجه داد تا جامعه بپذیرد که شهرام جزایری برگشته به جامعه می‌خواد زندگی نرمالی داشته باشد , البته قابلیت هایی رو دارم .

جامعه ب �� ید شهرام جزایری رو به عنوان یک واقعیت بپذیرد , من هم باید با یک رفتار عاقلانه و اقدام غیرعجولانه به جامعه و همه دلسوزان نظام اثبات کنم که من سیاسی نبودم و نیستم , البته ادم‌های سیاسی یکی از محترم‌ترین اقشار جامعه هستند .

ادم‌های سیاسی زحمتکش‌ترین قشر کشور هستند , جزو شاکله اصلی جامعه هستند اما من دانش و تخصصش را ندارم و از همه مهم تر در این حوزه تجربه و علاقه ای هم ندارم , سیاست را می‌شناسم .

مثل همه مردم که روزنامه می‌خونند و اظهارنظر می‌کنند پرت و پلا , هرچقدر از این فضا دورم ، خودم را در اقتصاد ادمی می‌دانم که قابلیت داره , فکر می‌کنید 10 سال دیگر شما کجا هستید ؟ تاجرید یا کارافرین ؟ اینکه 10 سال دیگه چه می‌شود را باید برنامه راهبردی نوشت .

مثل دولتی‌ها حرف می‌زنید ؟ اخه این کارمه , بنگاه اقتصادی داشتم و برنامه راهبردی می‌نوشتم , به همه برنامه هایم هم می‌رسیدم .

دولتی‌ها فقط شعار میدن , باید بنشینم بررسی کنم , خیلی‌ها می‌گفتند تو اتش زیر خاکستری ، برو حرف بزن همه می‌فهمند تو هیچ چیزی نیستی ، ادم عوام مثل بقیه هستی .

هنوز طرح مشخصی ندارید ؟ طبعیتا شهرام جزایری‌ها دغدغه شون ایجاد شغل و رفع فقر و بیکاری و تلاش بی وقفه است , اگر یک فعال اقتصادی در و دیوار رو نگاه کنه بنگاهش به ویرانی کشیده می‌شه , می گویید شهرام جزایری‌ها .

کسی را مثل خودتون می‌شناسید ؟ از من بزرگ ترها هم در این کشور بوده و هستند که شاید اسمشون جایی مطرح نیست اما قبول دارم که نام شهرام خیلی بزرگ شده البته فقط نامش , در چه حوزه ای ؟ توی چی من را مشهور می‌دانید ؟ اگر تو فساد می‌دانید از من مفسدتر هم هست , نابغه می‌دانید از من نابغه تر هم هست ، اما خب منظورم این است که در حوزه کاری که بلدم .

پس شما خودتان را در حوزه اقتصادی توانمند می‌دانید ؟ شما چی ؟ شما نمی‌دونین ؟ اگر این طور نبود که با من مصاحبه نمی‌کردین , امثال ماها توی کشورهاشون می‌خوان کار کنن و درامد مکفی داشته باشن , من همان زمان که کار می‌کردم و در حوزه‌های مختلف اقتصادی سرمایه‌گذاری داشتم ، کار و اشتغال را در سبدی از انواع سرمایه‌گذاری ها تعریف و اجرا می‌کردم .

ما در بازرگانی و تجارت حضور فعال داشتیم و در تجارت خارجی و فضای اقتصادی بین‌المللی خیلی خوب بودیم , من تمام ریزه کاری‌ها و فنون موفق اقتصادی خارجی رو بلدم ، هم تخصص و دانش و هم تجارب خیلی خوبی در این زمینه دارم ، در بخش عمران و ساختمان کارهای بزرگی کردم ، در ایجاد و راه اندازی کارخانه‌های بزرگ تولیدی هم نمونه‌های موفقی داشتم که همین الان موجود هست و تونستیم خیل عظیمی از جوان‌های خوب ایرانی رو مشغول کار و تلاش کنیم , اما نکته مهم ، مدل اقتصادی خاصی است که من به ان اعتقاد داشته و دارم .

روش کار من ، پهن کردن سفره و مشارکت دسته جمعی و شراکت دادن همه در کار و تلاش و سود و منفعت است و خداوند به من این عشق و توان رو داده که می‌تونم همه رو جمع کنم و از قابلیت‌ها و توانشون برای اجرای کارهای بزرگ بهره مند بشم , یک بازی کاملا برد - برد , مدل این کار در قالب شرکت هیا سهامی بود و هست اما مهم این است که ساختار رفتاری بنگا اقتصادی به چه صورت باشد .

با توجه به چند سال فعالیت اقتصادی من در قالب مشارکت‌های جمعی و شخصیت‌های حقوقی سهامی ، مقیدم که تحت عنوان مشارکت‌های گروهی و حتی عمومی و به صورت بنگاه فعال بازار سرمایه ، که نقدشوندگی دارایی‌های شان بالا باشد ، باید فعالیت کرد , برای من در کل راه اندازی یک کسب و کار برای داشتن درامدی مکفی کافی است , درامد مکفی چقدر است ؟ درامد مشروع و مناسب و مکفی .

حالا بستگی دارد , موضوع بعدی این است که این فرد یعنی من ، چه نقشی می‌تونه در حوزه فعالیت خودش ایفا کنه , شما خبرنگارید .

برای جامعه خبرنگاری چکار باید بکنید ؟ خیلی‌ها دوست ندارند کاری که بلدند رو به دیگران یاد بدهند , لباسی که می‌خرند دیگران بخرند , من این طور نیستم دوست دارم بی مزد و منت چیزی که بلدم رو به همه یاد بدم .

خیلی مثل ادم مثبت‌های فیلم‌ها صحبت می‌کنید ,,.

نه این طور نیست , می‌توانید بیایید تحقیق کنید , اگر فکر می‌کنید فیلم برخورد می‌کنم بیایید ببینید .

بیشتر به خودتان فکر می‌کنید یا دیگران ؟ اگر کسی خود را خالص در اختیار جامعه قرار بده خیلی بهش منفعت می‌رسه , من کاری رو بلدم که اگر وسط راه هم من رو نخواهند کار زمین می‌خوره , خیلی هم به ادم‌ها فشار نمی‌اوردم .

یکی اینکه می‌خواهم فضای خودم رو مدیریت کنم و دوم نقشی در جامعه داشته باشم , باید رعایت کنم که کارهایم سیاسی نشه , الان خیلی از دوستان مرتب ملاقات می‌کنند و من اصلا نمی‌دانم کی هستند .

می‌پرسند چکار کنیم برای حل فلان مشکل ؟ خب من تا جایی که بلدم مشاوره می‌دم , مشاوره می‌دم چطور برای خودشون نقدینگی ایجاد کنند , بخش اصلی ماجرا منجر به خروج از بیکاری می‌شه .

کدوم وجدان بیداری می‌تونه تحمل کنه جیبش پر باشه و فامیلش بیکار باشه , واقعا برم ببینم فامیلم بیکاره ، ولی خودم خوشحال و شاد باشم ؟!! من دغدغه اصلی‌ام رفع بیکاری و فقر حاصل از بیکاری است , شاید من فقط از بی پولی دیگران رنج ببرم .

همین , بعد 13 سال زندان از سیاسی‌ها می‌ترسید ؟ نه من احتیاط می‌کنم , اما اصلا نمی‌ترسم .

فقط در ورودی جاده سیاست یک تابلوی ممنوع زده‌ام , مطمئن باشید به زودی کاری می‌کنم که عالم هستی به وجود افتخار کنه , بزرگ‌ترین بنگاه خیر و برکت را در دنیا خواهم ساخت تا فقرا و گرفتاران از وجودم بهره مند شوند .

این خواست خداونده ، همون خدایی که کشتی من رو بعد از 13 سال سختی و رنج با عزت و سلامت به این ارامگاه رسوند و از اینجا به بعد رو هم به سادگی خواهدبرد , موافقید با یک سوال کلیشه ای رادیو تلویزیونی مصاحبه را تمام کنیم ؟ بپرسید , یک کلمه می‌گویم ، شما یک کلمه یا جمله درباره‌اش بگویید : احمدی‌نژاد : قاطع ، ولی کم تجربه هاشمی رفسنجانی : دلسوز واقعی مردم و کشور محمدرضا رحیمی : دوست صمیمی جابر ابدالی مه افرید خسروی : خدا رحمتش کنه اوین : قبورالاحیا گرد و غبار اهواز : مردمش مستحقش نیستند بستنی : هپی و خوشحال می‌کنه ، من خودم را یک بستنی فروش می‌دونم .

شهرام جزایری : ( سکوت ) فساد اقتصادی : اندازه و مترش شهرام جزایری است ؛ دسی شهرام ، سانتی شهرام و کیلو شهرام ,,.

حسن روحانی : کلیدساز.