تحقیق در ادیان برای اکثر مردم ممکن نیست

۱۴۰۰/۰۸/۱۹ ۱۰:۲۶:۰۲


شفقنا - نشست نقد کتاب « تعارض دعاوی ادیان » نوشته « عبدالرحیم سلیمانی » با حضور نویسنده و جمعی از استادان حوزه و دانشگاه در دانشگاه مفید قم برگزار شد , به گزارش خبرنگار شفقنا ، در این نشست دکتر حمیدرضا شریعتمداری دبیر نشست ، کتاب تعارض دعاوی ادیان را جامع‌ترین و منصفانه‌ترین اثری دانست که به کثرت گرایی در عرصه ادیان پرداخته است , او گفت : این اثر هم نگاه بیرونی و هم نگاه درون دینی داشته است و هم جنبه توصیفی دارد و هم نظریه پردازی است .

استاد دانشگاه ادیان و مذاهب در معرفی این کتاب گفت : این کتاب 15 فصل دارد و با مقدمه مرکز مطالعات قرانی دانشگاه مفید منتشر شده است , در فصل اول به واقعیت تکثر در ادیان پرداخته شده و گفته شده که بین دعاوی ادیان ناسازگاری وجود دارد , در فصل دوم نحوه مواجهه را بیان کرده‌اند و در فصل سوم انحصارگرایی مسیحیت بیان شده است .

او ادامه داد : در فصل چهارم پلانتینگا را به عنوان مدافع انحصارگرایی مسیحی مطرح کرده و از این فصل به بعد هر دیدگاهی که بیان می‌شود ، مورد نقد قرار می‌گیرد , در فصل پنجم دیدگاه به ظاهر کثریت گرایانه رودلف اوتو را مطرح می‌کند , در فصل ششم رویکرد دیگری به کثرت گرایی سنت گرایان دارد .

در فصل هفتم تکثرگرایی مبتنی بر استقراء جان هیک را بیان می‌کند , شریعتمداری اضافه کرد : در فصل نهم کثرت گرایی از منظر دکتر سروش مطرح و 10 دلیلی را که می‌تواند منجر به کثرت گرایی شود بیان می‌کند و در فصل هشتم شمول گرایی مسیحیت کاتولیک بررسی می‌شود , او گفت : در فصل بعد انحصارگرایی اسلامی در میان اندیشمندان مسلمان بیان و به دیدگاه ایت الله جوادی و سبحانی اشاره می‌شود .

در فصل یازدهم مفاهیمی مانند « مستضعفان » و « مرجون لامر الله » را مورد بررسی قرار می‌دهد و در فصلهای بعدی ، نویسنده اسلام فطری را به عنوان یک مبنای جهان شمول که می‌تواند شامل پیروان همه ادیان بشود مطرح می‌کند و در فصل پانزدهم دعاوی ادیان از منظر قران دنبال و گفته می‌شود که نمی‌توان انحصار گرایی را از اسلام استنباط کرد , تحقیق در ادیان برای اکثر مردم ممکن نیست در ادامه این نشست دکتر سلیمانی در توضیح اثر خود گفت : تلاش کرده‌ام هم گزارش بدهم ، هم نقد و هم نظریه پردازی کنم اما بخش نظریه پردازی برگرفته از مرحوم شهید مطهری است که می‌گوید نظریه اسلام فطری قابل دفاع است , ایشان نجات را نه به اسلام ظاهری بلکه به اسلام فطری می‌داند و معتقد است انچه انسان را رستگار می‌کند اسلام فطری و حق پرستی است .

اگر انسان در پی حقیقت باشد ولی به دلایلی به اسلام ظاهری نرسیده باشد همین اسلام فطری باعث رستگاری او می‌شود , این نظریه شمول گرایانه است و حق را در اسلام می‌داند اما امکان نجات را برای سایر ادیان هم می‌بیند , او اضافه کرد : تلاش کردم وضعیت ادیان و دینداری‌ها را بیان کنم .

از امام خمینی ، شهید مطهری ، امام محمد غزالی و دکتر سروش نقل کرده‌ام که دینداری‌ها موروثی است و دینداری‌ها از تحقیق برنخاسته است , متدینان از کودکی دین خود را پذیرفته‌اند و در ذهنشان حک می‌شود , استاد دانشگاه مفید بیان کرد : در فصل اول گفته‌ام که تحقیق برای 999 در هزار انسان‌ها ممکن نیست .

اکثر مردم دغدغه‌های زندگی دارند و تحقیق در متون پیچیده ادیان برایشان ممکن نیست و خدا هم چیزی را که ممکن نیست برای انسان نمی‌خواهد , اگر کسی شانس اورد و دین حق را شناخت توفیقی است که به ان دست یافته و اگر نشد همین که اسلام فطری را بپذیرد دارای رستگاری است , او ادامه داد : در سنتهای دینی اگر بخواهیم دقیق بشویم معمولا سنتهای دینی انحصارگرای افراطی هستند اما من انحصارگرایی افراطی اسلامی را نیاوردم .

انها می‌گویند تنها مستضعفان از عذاب در امان هستند و مستضعف هم کسی است که اصلا اسمی از اسلام به گوش او نخورده است , مثل یک زن اسکیمو که هیچ چیزی نشنیده است , اما حضرات ایات جوادی و سبحانی انحصارگرای معتدلند .

سلیمانی عنوان کرد : در فصل پایانی در شش بند تلاش کرده‌ام که بگویم قران انحصارگرایی را رد می‌کند و شمول گرایی را می‌پذیرد , موضع قران همان چیزی است که مرحوم مطهری می‌فرمایند , دکتر « محمدرضا مصطفی پور » که در مجامع علمی به عنوان شارح نظریات ایت الله العظمی جوادی املی شناخته می‌شود ، اولین شخصیتی بود که به نقد کتاب تعارض دعاوی ادیان پرداخت .

او به تفاوت بحث « دین » و « دینداری » اشاره کرد و گفت : دین به معنای مجموعه اموزه‌های وحیانی است که از طریق کتاب در اختیار ما قرار گرفته است ؛ اما دینداری با دین متفاوت است و این دینداری به دلایل اجتماعی و غیراجتماعی در افراد و جوامع متفاوت است , مصطفی پور ادامه داد : در دین واحد هم نمی‌توانیم بگوییم همه انسانها به یک روش عمل می‌کنند چون یکی عالم و یکی جاهل است , این مساله نشان می‌دهد که باید بین دین و دینداری تفکیک کنیم .

دینداری به شرایط مختلف اجتماعی و غیره مرتبط است و اکثر علما هم قبول دارند که همه انسانها قدرت تحقیق ندارند و قران هم می‌گوید یک عده یاد بگیرند و به دیگران بیاموزند , او ابراز داشت : مساله دوم اینکه ما با دین حق کار داریم , ما دین حق را دینی می‌دانیم که ریشه الهی داشته باشد و از طریق وحی به ما رسیده باشد و اگر دینی ریشه الهی نداشته باشد ما ان را به عنوان دین حق نمی‌پذیریم .

قران ادیان را به حق و باطل توصیف می‌کند , درباره کافران می‌گوید شما دین دارید اما با دین ما متفاوت است : « لکم دینکم و لی دین » مصطفی پور ادامه داد : مساله سومی که باز به عنوان اساس بحث باید به ان توجه داشت این است که بحث شمول گرایی با واقعیت قران منطبق نیست , این کتاب ، این بحث را به شکلی تفسیر می‌کند که شاید بگویید می‌خواهد حرف ما را بزند .

قران می‌گوید دین حق واحد است و « ان الدین عند الله الاسلام », اسلام یک معنای عام دارد و معنای عام ان این است که همه انبیاء خودشان و مردم را به اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر خدا دعوت می‌کنند , لذا معتقدم ، دین واحد است و اینکه چرا در قالب ادیان مختلف در اختیار بشر قرار گرفته و علت برانگیخته شدن پیامبران متعدد چیست یک بحث دیگری است که درباره ان افراد مختلف بحث کرده‌اند تا اینکه به اسلام به معنای دین خاص می‌رسیم .

قران می‌گوید همه انبیاء مصدق پیامبران قبل از خود و مبشر پیامبران بعدی هستند , باید توجه داشته باشیم که ایا در دین حق ، تکثر معنا دارد یا نه ؟ برداشت ما این است که قران قائل به وحدت است , او گفت : اگر تغییری در اموزه‌های وحیانی دیده می‌شود به اصلاح اموزه‌های پیشین بر نمی‌گردد ، بلکه به نیازهای جامعه بر می‌گردد .

عده ای در اینجا در صدد پاسخگویی به این سوال برامده‌اند که اسلام چطور می‌تواند از این به بعد به نیازها پاسخ بدهد , این پژوهشگر حوزه دین عنوان کرد : پس دین بر اساس اموزه‌های وحیانی واحد است , حضرت ایت الله جوادی در جلد ششم تسنیم ، این بحث را از همین زاویه اورده است .

در انجا امده که دین امر واحدی است و ما نه شمول گراییم نه تکثرگرا بلکه وحدت‌گرا می‌شویم , او گفت : اما درباره دینداری واقعیت این است که تکثر داریم و این تکثر به موقعیت‌های اجتماعی و جغرافیایی بر می‌گردد , مصطفی پور ذکر کرد : نکته دیگر اینکه ما یک بحث حجت و یک بحث حقانیت داریم .

ما در برابر خدا برای نجات نیاز به حجت داریم و این حجت می‌تواند مطابق با حق باشد یا نباشد , ما معتقدیم فقیه اگر با تحقیق به نتیجه ای رسید برای خودش و مقلدینش حجت است و ممکن است حق نباشد , لذا این دو مبحث را نباید خلط کرد .

کثرت ادیان مثبت است دکتر ابوالقاسم فنایی استاد دانشگاه مفید قم در نقد کتاب تعارض دعاوی ادیان گفت : کتاب ایشان قلم روانی دارد و دقیق جمع بندی شده است و از بهترین کتاب‌های فارسی است که من اخیرا خوانده‌ام , ضوابط نقد در ان مراعات شده است ولی از حیث نظریه پردازی کتاب نقص‌های جدی دارد , او ابراز کرد : عدم تفکیک دو نوع کثرت گرایی در باب صدق و نجات ابهاماتی را ایجاد کرده است .

در اینجا شش دیدگاه متفاوت داریم : انحصارگرایی ، شمول گرایی و کثرت گرایی در باب صدق و هر سه این‌ها در باب نجات , کتاب اگر بخواهد به صورت جامع به این مباحث بپردازد باید این مباحث را به صورت مستقل بررسی کند , عدم تفکیک این دو کثرت گرایی ( صدق و نجات ) در بسیاری از مباحث کتاب خودش را نشان می‌دهد .

این استاد دانشگاه گفت : ما در دنیایی با ادیان متعدد زندگی می‌کنیم و هرکدام طرفدارانی دارند ، همه هم خودشان را حق می‌دانند و دیگران را اهل شقاوت می‌دانند , ما این کثرت ادیان را چطور باید تبیین کنیم و نسبت ان را با اموزه‌های خودمان چطور بسنجیم ؟ او بیان داشت : می‌توانیم ادله‌های درون دینی و برون دینی بگذاریم که این کثرت مثبت است و حکمتی در ان وجود داشته است که خود خدا هم نمی‌خواهد این کثرت از بین برود , علت برون دینی همان چیزی است که ملاصدرا می‌گوید که اگر در طبیعت تضاد نباشد زمینه فیض الهی از بین می‌رود .

این تضاد فقط در طبیعت نیست و در ادیان هم هست , فنایی گفت : در قران هم در ایات متعدد خداوند به پیامبر می‌گوید چرا بیهوده تلاش می‌کنی که همه مردم به دین تو گرایش پیدا کنند و ما خودمان این را نخواستیم , یعنی تو برخلاف اراده و مشیت الهی درخواست داری .

او اظهار داشت : از ترکیب این مقدمه و حکمت الهی می‌فهمیم این کثرت خواست خداست , این کثرت چیست ؟ چیزی که من می‌توانم بگویم این است که یکی از راههای شناخت ، مقایسه است , اگر دینی نباشد که شما دین خودتان را با ان دین مقایسه کنید یک منبع مناسب شناخت را از دست می‌دهید .

این استاد دانشگاه مفید گفت : این کثرت را اگر از منظر کلامی بخواهیم بررسی کنیم باید ببینیم خود ان دین در این باره چه می‌گوید , پرسشی که در اینجا مطرح شده پرسش درجه اول نیست بلکه پرسش درجه دوم است , پرسش با ماهیت کلامی نیست بلکه فلسفی است .

ما باید بیرون از ادیان بایستیم و پاسخی برای ان پرسش پیدا کنیم , او ادامه داد : حرف دومی که مطرح شده و ساختار کتاب را به مجموعه مقالات نزدیک کرده این است که در این کتاب ماهیت این پرسش درست تشخیص داده نشده ؛ لذا وقتی می‌خواهند در این باره صحبت کنند گاهی سراغ مفسران دینی می‌روند و گاهی به سراغ متون دینی و گاهی به سراغ پیروان ادیان , اگر به سراغ هرکدام از این منابع برویم شواهدی را به نفع سه نظریه ( انحصار ، کثرت و شمول ) پیدا می‌کنیم .

اینکه خود دین درباره این شش دیدگاه چه می‌گوید و اینکه مفسران و پیروان ادیان چه می‌گویند در کتاب مراعات نشده است , فنایی عنوان کرد : خلط دیگر بین شمول گرایی و انحصارگرایی معتدل است , در چندجا دیدگاه انحصارگرایان معتدل را بیان کرده و گفته انها معتقدند پیروان ادیان به جاهلان مقصر و قاصر تقسیم می‌شوند و جاهلان قاصر عذاب نمی‌شوند و به بهشت هم نمی‌روند درحالی که این یک نوع شمول گرایی هم هست .

اگر ان تفکیک اول را درست انجام می‌دادیم این ابهام هم برطرف می‌شد , از لحاظ منطقی می‌توان در باب صدق انحصارگرا بود و در باب نجات تکثرگرا , او اضافه کرد : ایشان از نظریه ای که اسم ان را شمول گرایی گذاشته‌اند دفاع می‌کنند و می‌گویند دین حق فقط اسلام است و نجات شامل دیگران هم می‌شود .

شمول به معنای تخصصی کلمه و عام ان خلط شده است , اگر کسی بگوید دین اسلام صد در صد حق است و در سایر ادیان هم حق وجود دارد ، این همان حرفی است که مولانا می‌زند که « نام احمد نام جمله انبیاء است / چون که صد امد نود هم پیش ماست », اما شمولگرایی که در این بحث مطرح است با دیدگاه کتاب تفاوت دارد و یکی نیست .

به دو معنا می‌شود گفت یک دین حق است ؛ یکی به این معنا که منشاء الهی دارد و یکی اینکه محتوای ان مطابق با واقع است , در انحصارگرایی و کثرت گرایی و شمول گرایی بحث بر سر معنای دوم کلمه است , او در ادامه گفت : داشتن اعتقادات حق چه اهمیتی در نجات دارد ؟ کسانی که انحصارگرا هستند می‌گویند نجات انسان منحصر به داشتن دیدگاه حق است و این دیدگاه از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست .

شهید مطهری هم در این مساله دچار مشکل است و نمی‌تواند ان را بپذیرد , می‌بیند یک عده هستند که این دین حق را ندارند و نمی‌توان گفت اهل نجات نیستند , لذا قائل به اسلام فطری و ظاهری می‌شوند .

به نظرم نجات دائر مدار اخلاق است , اگر کسی با صداقت در زندگی ضوابط اخلاق باور و رفتار را رعایت کند به بالاترین درجه نجات می‌رسد و اخلاق معیار داوری خداوند متعال است , از قران هم می‌توان برای این ادعا شاهد اورد .

ایمان در قران ، داشتن مجموعه ای از باورها نیست ، بلکه عملی است در برابر مواجه شدن با حقیقت , بنابراین ، معیار ایمان در قران به اخلاق باور برمی‌گردد و عمل صالح هم به اخلاق در رفتار , پس در هر حال معیار نجات ، اخلاقی است .

دکتر سلیمانی در دفاع از نوشته خود گفت : جان هیک درست حرف زده ولی وقتی وارد فرهنگ ما شده ، بین تکثرگرایی در نجات و صدق خلط شده است , جان هیک به وضوح تمام حرف زده لذا خلط هایی که به من و جان هیک نسبت داده شده وارد نیست , جان هیک می‌گوید یک کسی می‌گوید دین من حق است یعنی انچه را مطابق واقع است بیان می‌کند و نظام ان ، نظام حق است .

و یک کسی می‌گوید دین من حق است یعنی گزاره‌های ان حق است و همین دین هم تنها راه نجات است , اسم این حرف را انحصارگرا می‌گذارد , نقطه مقابل چنین نظریه ای این است که کسی بگوید ادیان متعددی حق هستند یعنی بیش از یک حق وجود دارد و راه نجات هم متعدد است که اسم اینها را تکثرگرا می‌گذارد .

صورت سوم این است که دین من حق است ولی ممکن است کسانی دیگر هم نجات یابند که این‌ها شمول‌گرا می‌شوند , در ابتدا همان چیزی را که جان هیک گفته را تبیین کردم و من هم بر اساس همان اصطلاح پیش رفتم , او در پاسخ به این اشکال که در کتاب تعارض دعاوی ادیان بین شمولگرایی و انحصارگرایی معتدل خلط شده گفت : هیچ خلطی هم بین شمولگرایی و انحصارگرای معتدل پیش نیامده است .

انحصارگرای معتدل راه نجاتی را برای دیگران قائل است , دکتر سلیمانی در پاسخ به نقد دیگر دکتر فنایی گفت : سوال اصلی یک سوال و سوال برون دینی است اما پاسخها را در درون دین و برون دین داده‌اند لذا کتاب تبدیل به مجموعه مقالات نشده است , جلسه با پرسش‌های حاضران از نویسنده و ناقدان به پایان رسید .

انتهای پیام fa,shafaqna,com شفقنا در شبکه‌های اجتماعی : توییتر | اینستاگرام | تلگرام.