ماجرای نزاع‌های خیابانی دخترانه ؛ چه باید کرد ؟ * دکتر محمدرضا رییسی - روانشناس

۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۰۳:۳۵:۲۶


fa-ir ماجرای نزاع‌های خیابانی دخترانه ؛ چه باید کرد ؟ * دکتر محمدرضا رییسی - روانشناس مشخصات منتشر شده در 27 تیر 1400 تهران - در روزهای گذشته دو رویداد تاسف بار دخترانه در 2 استان رخ داده است که ویدئوهای ان در سطحی گسترده دست به دست می‌شود , پرسش این است که چرا شاهد چنین رخدادهایی هستیم ؟ راهکار چیست ؟ در نخستین ماجرا چند دختر نوجوان در پارکی اقدام به درگیری می‌کنند و صحنه‌های زشتی از پرخاش کلامی و فیزیکی را به نمایش می‌گذارند ؛ در ادامه یکی از انها با بیرون اوردن « قمه » از لباس خود صحنه ای از خشونت عریان و حیرت اور را به نمایش می‌گذارد , در شهر دیگری ، چهار دختر جوان به دلیل انچه « شیطنتی کوچک هنگام رانندگی » نامیده شد ، شروع به فحاشی ، درگیری و مشاجره می‌کنند که در نوع خود کم نظیر است .

موضوع درگیری کلامی و فیزیکی در جامعه ما بی سابقه یا حتی کم سابقه نیست ؛ حتی قداره کشی و خشونت فیزیکی هم از سوی برخی اراذل و اوباش کم و بیش مسبوق به سابقه بوده است , همه ما احتمالا خاطره ای از درگیری‌های خیابانی پس از یک تصادف یا مشاجره ترافیکی در ذهن داریم , از سوی پزشکی قانونی نیز معمولا سالانه اماری از نزاع‌های خیابانی منتشر می‌شود که کم و بیش رو به رشد بوده است .

الف _ « برخی » تبیین‌ها و دلایل انچه رویدادهای اخیر در دو شهر مختلف را متمایز می‌کند قمه کشی از سوی یک دختر نوجوان و نزاع جمعی از سوی دختران / زنانی است که معمولا در این موارد به ارام کردن مردان و پسران می‌پردازند و سعی در خاتمه و حل وفصل مسالمت امیز پرخاشگری‌ها دارند , این دو رخداد بیش از هر چیز نشان از پایین امدن استانه تحمل و کاهش میزان بردباری یا تاب اوری است , میزان تاب اوری و تحمل پذیری افراد هر جامعه ، مرتبط است با درجه فشارهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ان جوامع .

در واقع هرچه تنگناهای زیست فردی و اجتماعی افراد گسترش باید به همان میزان از تحمل و حوصله افراد کاسته شده و پرخاشگری و خشم جایگزین ان می‌شود , ناکامی به معنای روان شناختی ان نیز مزید بر علت است و رابطه مستقیمی با میزان پرخاشگری دارد , مطابق تعاریف به عنوان یک رویداد ( اتفاق ) شرایط سدکننده ای که راه را بر فعالیت معطوف با هدف می‌بندد یا مزاحم چنین فعالیتی می‌شود .

و به عنوان یک حالت ناراحتی یا اشفتگی و یا خشم ناشی از عقیم ماندن فعالیت را ناکامی (frustration) می‌گویند , روانشناسان از « پرخاشگری » و « بی تفاوتی » به عنوان دو شیوه مقابله با ناکامی نام می‌برند , پرخاشگری می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد ؛ در نوع مستقیم ، فرد خشم خود را به منبع اصلی ناکامی ابراز می‌دارد .

برای مثال به منبع ناکامی حمله می‌کند ، فحش می‌دهد ، بر سرش فریاد می‌کشد و در نوع غیرمستقیم ، ممکن است پرخاشگری جابجا شود , به این معنا که عمل پرخاشگری بجای علت واقعی متوجه شخص یا شی بی تقصیر می‌شود , به این ترتیب یکی از پیامدهای اجتماعی و فردی ناکامی در رفتار پرخاشگرانه و عصبی مزاج متبلور می‌شود که دامنه ان ممکن است از محیط خانه تا سطح خیابان و فضای عمومی کشیده شود .

اموزش یا اموختن پرخاشگری ، موضوع مهم دیگری است که اغلب مغفول می‌ماند ؛ انسان‌ها از کودکی به بعد تا مدت‌ها مستعد اموختن روش‌ها و سلایق بوده و از سوی رسانه‌ها ، همسالان ، اطرافیان ، اعضای خانواده و کلا جامعه در معرض هجوم گزاره‌های منتهی به رفتار هستند , انچه مشاهده گران دو حادثه دخترانه را به این حد از شگفتی و کم سابقگی رسانده ، محصول غفلت از پیامدهای رفتاری جامعه و رسانه‌های مختلف در دسترس است که با انواع و اقسام پیام‌های متنی ، دیداری ، شنیداری و ,.

, همراه است , در شرایط دشوار تحریم و معضلات اقتصادی سه سال اخیر ، می‌توان ردپای فشارهای معیشتی و درامدی را به خوبی مشاهده کرد که حالا با گذشت چند ماه به لایه‌های دیگری از جامعه رسیده و دختران و نوجوانان و کم سالان را نیز دربرگرفته است .

از سوی دیگر ، فشارهای روانی و محدودیت‌های کرونایی نیز مزید بر علت شده و با کاهش مراوده‌ها ، تعطیلی ورزشگاه‌ها و مراکز اموزشی و قرنطینه‌های اجباری و انتخابی خانواده‌ها ، استانه تحمل افراد پایین امده و این وضعیت بیش از انچه گمان می‌رفت بر کودکان و نوجوانان تاثیرگذار بوده است , در کنار این موارد ، شماری از محدودیت‌های فرهنگی دیگر دامنگیر جامعه زنان و دختران کشور است که با تبلیغات رسانه‌ها ، مدام بر مطالبه ان اصرار می‌شود و در فقدان توجیه و کم کاری متولیان فرهنگی کشور در ردیف خواسته‌ها و نیازهای واقعی یا کاذب افراد انباشته شده است که رسوبات ان در قالب‌های نوین و بی سابقه نمود خواهد داشت , ب _ چند راهکار فوریتی درباره راهکارهای کوتاه مدت و بلندمدت مقابله با چنین پدیده هایی ، از منظرهای متفاوت جامعه شناختی و روان شناختی مواردی قابل بیان است ؛ اما در شرایط اضطرای تحریم و کرونا که باعث هجوم نامدارایی و رشد پرخاش‌ها شده است ، برخی راهکارهای اورژانسی در اولویت است : پیش از هرچیز انچه فقدان فاحش اموزش مهارت‌های زندگی نامیده می‌شود ، به روشنی قابل مشاهده است .

متاسفانه در جامعه ما در هیچ نهاد و هیچ دورانی ، مهارت‌های دهگانه زندگی اموزش داده نمی‌شود , مهارت‌های زندگی ، اموزه هایی ذهنی و عملی هستند که برای افزایش توانایی‌های روانی و اجتماعی افراد اموزش داده می‌شوند و فرد را قادر می‌سازد که به طور موثر با مقتضیات و کشمکش‌های زندگی رو به رو شود , بنا بر تعریف سازمان بهداشت جهانی ، مهارت‌های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر ، انجام مسئولیت‌های اجتماعی ، تصمیم‌گیری های درست ، حل تعارض‌ها و کشمکش‌ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می‌زنند .

در میان مهارت‌های دهگانه انچه به موضوع این نوشتار مربوط است به سه مهارت « کنترل استرس »، « کنترل هیجان‌های منفی » و « حل مساله » برمی‌گردد , در غفلت طولانی و تاسف بار نهادهای اموزشی برای اموختن این مهارت‌ها ، نقش رسانه‌ها بویژه رسانه ملی برای جبران این خلا بزرگ قابل توجه است , چنانچه این اموزش‌ها با هنرهای تصویری و اموزش‌های غیرمستقیم همراه شود ، تاثیرگذاری ان بیشتر خواهد بود .

فرهنگ مراجعه به روانشناس در کشور ما اگرچه در سال‌های اخیر بهبود یافته اما همچنان یک نقیصه فرهنگی مهم است ؛ تا زمانی که روانشناسی و مشاوره نوعی تابوی فرهنگی و اجتماعی محسوب شود ، نمی‌توان به کاربرد این حوزه مهم در بهداشت روان جامعه امیدوار بود , نوسازی تربیتی در محیط‌های اموزشی و خانوادگی از دیگر اقدامات فوریتی مورد نیاز کشور است ؛ در خانه و مدرسه ، حجم زیادی از منابع مادی و وقت و زمان کشور صرف مباحثی تربیتی می‌شود که علاوه بر ناکارامدی ، کاهنده روان و روح فرزندان است , توجه بیشتر به موضوع ورزش و تفریحات جمعی و فردی از نیازهای اولویت دار دیگر است که اراده ای ملی را می‌طلبد ؛ درباره دخترانی که نسبت به گذشته بیشتر مطالبه گر و توانا شده‌اند ، لازم است به صورتی جدی تر ، گسترده تر و ریشه ای تر به ورزش و تفریحات سالم انها پرداخت .

در فرایند جست وجو و اعمال راهکارها ، برخوردهای قضایی و قانونی ، اگرچه موثر بوده ، اما لازم است به عنوان اخرین گزینه در نظر باشد ,/ ایرناپلاس.