سونامی بدهی در انتظار ایران ؛

۱۴۰۰/۰۴/۲۹ ۱۳:۴۲:۱۱


به گزارش الفباخبر ، دولت روحانی به ارامی اوضاع اقتصاد ایران را به لبه پرتگاه کشاند حتی بسیاری از اقتصاددانان از بزرگ‌ترین بحران کشور یعنی بحران بدهی بی خبر بودند , بحران بدهی معضل جدید ایران در ابتدا دو مولفه مهم یعنی منابع و بدهی را بررسی می‌کنیم : تقریبا هر چیزی ، از نفت ، خاک ، اب ، هوا ، نیروی کار ، مس ، مدرسه‌ها ، کارخانه‌ها ، دانش انباشته شده در ذهن مدیران و کارگران گرفته تا سپرده‌های مردم در بانک‌ها و درامد دولت ، عضو منابعی محسوب می‌شود که یک اقتصاد می‌تواند با استفاده از انها یا تبدیل کردن انها به کالایی ارزشمندتر ، رشد کند , با این تعریف ، منظور از بدهی هم می‌تواند تا حدی روشن شود : بدهی ( همان طور که ممکن است شما به دوست خود بدهکار شوید )، یعنی خرج کردن چیزی که ندارید .

با این همه ، وقتی به جای افراد از کشورها و اقتصادهای ملی صحبت می‌کنیم ، بدهی در واقع می‌تواند هم بدهی دولت به بانک مرکزی را شامل شود ، بدهی دولت به نهادهای داخلی ( مانند بانک‌های خصوصی و پیمانکاران ) و نیز بدهی دولت به کشورهای دیگر یا نهادهای بین‌المللی ( مانند صندوق بین‌المللی پول ) و بدهی اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی ( مانند شرکت‌ها و بازرگانان ) به اشخاص حقیقی و حقوقی خارجی , انچه که نگران کننده به نظر می‌رسد ، حجم بالای بدهی دولت ایران به نهادهای داخلی است و ایران از قضا یکی از کمترین میزان بدهی خارجی را در میان کشورهای مختلف دارد , از طرفی ، بخشی از بدهی هم وجود دارد که محاسبه ان بسیار دشوار است و ان هم بدهی به نسل‌های بعدی است .

دولت روحانی سلطان پیش خوری در منابع بارزترین نمونه بدهی دولت‌های ایرانی ( اعم از اصلاح‌طلب و اصول‌گرا )، ایجاد تورم ناشی از بروز کسری بودجه دولت است , اما این اتفاق چگونه رخ می‌دهد ؟ به زبان ساده ، کسری بودجه زمانی رخ می‌دهد که دولت بیش از درامدهایش هزینه می‌کند و به همین دلیل ، در واقع ، منابع مالی « کم می‌اورد », اما دولت به چه کسی بدهکار می‌شود ؟ دولت برای تامین مخارجی که ما به ازایی در منابع در دسترس دولت ندارند ، ناچار دست به دامن بانک مرکزی می‌شود .

حالا اگر بانک مرکزی ذخایری ( عمدتا دلاری یا در قالب طلا ) داشته باشد ، می‌تواند معادل ان پول خلق کند و در اختیار دولت بگذارد , دولت به تک تک مردم بدهکار است اگر بانک مرکزی منابعی در اختیار نداشته باشد ، پولی که خلق می‌شود ( یا به عبارت ساده چاپ می‌شود )، بدون پشتوانه خواهد بود , پول بدون پشتوانه هم یعنی تورم .

بنابراین ، صرف همین نکته که ایران از دهه 1350 به این سو ، یعنی برای نیم قرن گذشته درگیر نرخ‌های تورم دو رقمی بوده ( تجربه ای که تقریبا هیچ کشور دیگری در جهان نداشته است ) یعنی دولت‌های ایرانی دائما در حال ایجاد بدهی بوده‌اند , ریال ایران هم دقیقا به همین دلیل دائما ارزش خود را از دست داده است , تخمین‌ها حاکی از ان هستند که حجم کسری بودجه دولت تنها در سال جاری ، حدود 500 هزار میلیارد تومان است .

این یعنی دولت روی کاغذ باید حدود 500 هزار میلیارد تومان هزینه کند ، در حالی که چنین منابعی در اختیار ندارد , یکی از راه هایی که دولت می‌تواند این میزان منابع را تامین کند ، استفاده از بستر « بازار سرمایه » یا همان بورس است ، یعنی دقیقا همان کاری که دولت روحانی در سال 1399 انجام داد و سرمایه‌های ریز و درشت ایرانی‌ها را جذب کرد , دولت روحانی به بازنشسته‌ها هم رحم نکرد یک مورد بسیار نگران کننده دیگر از ایجاد بدهی ، خالی کردن صندوق‌های بازنشستگی است ، بحرانی که می‌تواند تا دهه‌ها ادامه پیدا کند .

اما ماجرا چیست ؟ بر اساس گفته‌ها و شنیده‌ها ، تقریبا 17 صندوق بازنشستگی در کشور ورشکسته شده‌اند و این یعنی پرداخت حقوق و دستمزد بازنشستگان ، در دهه‌های بعدی برای دولت‌ها یک بحران جدی و اساسی است , اتفاقی که افتاده این است که دولت‌ها ( یا مدیریت خود صندوق‌های بازنشستگی ) با منابع مالی که در اختیار انها بوده و در واقع متعلق به بازنشستگان بوده است ، طرح هایی اجرا کرده‌اند که بازگشت و بازدهی مالی نداشته است , بی مسئولیتی دولت روحانی در خرج‌های بی حساب و کتاب این موضوع ، تا زمانی که تعداد افرادی که کار می‌کنند ، بالاتر از تعداد افرادی باشد که حقوق بازنشستگی می‌گیرند ، قابل چشم پوشی است .

اما اکنون که ایران در معرض پیر شدن جمعیت قرار گرفته و تعداد بازنشستگان حقوق بگیر از صندوق‌های بازنشستگی رو به افزایش است ، مثل نوک کوه یخ ، بیرون زده است , در این موضوع اما عددها بی نهایت بزرگ هستند و بحران هم به همین میزان عمیق است , به طور نمونه ، تخمین زده می‌شود که دولت تنها حدود 350 هزار میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهی داشته باشد .

دولت منابع مالی مورد نیاز برای بازپرداخت بدهی خود را ندارد و سازمان تامین اجتماعی ، روی کاغذ ورشکسته شده است , نمونه دیگری از بدهی هم وجود دارد که دولت‌های ایرانی ، به وحشتناک‌ترین شکل ممکن مرتکب ان شده‌اند و ان هم بدهی به پیمانکاران بخش خصوصی و بانک‌ها است , موضوع از این قرار است که دولت‌ها در ایران ، همواره برای اجرای پروژه‌های مد نظرشان ، به منابع بانک‌ها نیز چشم طمع داشتند .

نمونه‌ها نیز صریح است : دولت محمود احمدی‌نژاد برای اجرای طرح « مسکن مهر »، به بانک هایی هم چون « بانک مسکن » فشار اورد تا منابع مالی مورد نیاز برای اجرای این طرح را تامین کنند , نتیجه ، تزریق حدود 45 هزار میلیارد تومان منابع مالی برای اجرای این طرح بود ، ان هم زمانی که کل حجم نقدینگی در اقتصاد ایران ، تنها حدود 90 هزار میلیارد تومان بود , حجم کل نقدینگی در اقتصاد ایران اکنون مدتی است که از 3600 هزار میلیارد تومان ( یعنی حدود 3600 تریلیون تومان ) عبور کرده و در مقام مقایسه ، طرح « مسکن مهر » اگر امروز اجرا می‌شد ، باید حدود 1800 هزار میلیارد تومان (1800 تریلیون تومان ) منابع از بانک‌ها دریافت می‌کرد ! بدهی به پیمانکاران هم در واقع مشابه همین حالت را دارد .

دولت از پیمانکاران می‌خواهد طرح هایی را اجرا کنند ، در حالی که پولی ندارد که دستمزد انها را بدهد , نمونه‌های بزرگ هم مربوط به نهادهای نظامی هستند : به عنوان مثال ، دولت تنها 50 هزار میلیارد تومان به « قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء » بدهی دارد , ظاهرا این بدهی قرار است با واگذاری برخی شرکت‌های دولتی به قرارگاه خاتم الانبیاء تسویه شود .

سردار سعید محمد ( نامزد انتخابات ریاست جمهوری 1400 و فرمانده پیشین قرارگاه خاتم الانبیاء ) چند ماه پیش با اعلام اینکه برای سال 1400 پیشنهاد داده‌ایم که دولت به جای مطالبات قرارگاه ، دارایی هایش را به قرارگاه واگذار کند ، گفت : « قرار بر این شد که قرارگاه فهرستی را به دولت اعلام کند و بگوید که به کدام اموال دولت نیاز دارد ,» بدهی نهایی دولت روحانی بیابان‌سازی از ایران اما بدهی‌های ایجاد شده برای نسل‌های اتی ، نمونه‌های ترسناک‌تری هم دارند , به عنوان مثال ، اعطای ده‌ها هزار مجوز حفر چاه به تقریبا تمامی متقاضیان ، تنها در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد ، موجب شده وضعیت سفره‌های اب زیرزمینی در کشور خط قرمز را رد کند .

چرا دولت به همه مردم بدهکار است ؟ خشک شدن سفره‌های اب زیرزمینی ، یعنی نسل اینده ایرانی‌ها دیگر قادر به کشاورزی نیستند , ایران بنا بر برخی براوردهای مقایسه ای ، با حدود 100 درصد استفاده از منابع اب تجدیدناپذیر ، نامتعادل‌ترین وضعیت ابی در جهان را دارد و از این منظر ، تنها وضعیت مصر از ایران بدتر است , این یعنی ما ان قدر از اب‌های زیرزمینی مان برای کشاورزی و مصرف شهری استفاده کرده‌ایم که مجبوریم سال به سال چاه‌های عمیق‌تری حفر کنیم ، تا انجا که دیگر ابی برای مصرف نماند .

معضل فرسایش خاک هم به همین ترتیب برای نسل‌های بعدی ایجاد بدهی کرده است ، ان هم به قیمت توسعه ای نامتوازن برای امروز ؛ خاک ایران به دلیل فرسایش ، با سرعتی باورنکردنی در حال شور شدن است و ایران در میان 5 کشور با بدترین وضعیت از این منظر قرار دارد ,.