در تاکسی‌های ایرانی چه می‌گذرد ؟

۱۴۰۰/۰۳/۰۷ ۱۲:۰۲:۱۱


در تاکسی‌های ایرانی چه می‌گذرد ؟ بزرگنمایی : اریا بانو - پشت لبم هنوز سبز نشده بود که کلاس داستان‌نویسی می‌رفتم , استاد گفت : با ادم‌ها بجوشید ، قصه هایشان را بشنوید ، سرمایه‌های شما هستند در شخصیت پردازی و دیالوگ ، همین جمله کافی بود که بروم گاراژ هرندی و به رضا بگویم می‌خواهم با تو سفر بیایم , روزنامه جام جم : پشت لبم هنوز سبز نشده بود که کلاس داستان‌نویسی می‌رفتم .

استاد گفت : با ادم‌ها بجوشید ، قصه هایشان را بشنوید ، سرمایه‌های شما هستند در شخصیت پردازی و دیالوگ ، همین جمله کافی بود که بروم گاراژ هرندی و به رضا بگویم می‌خواهم با تو سفر بیایم , رضا بچه هیات مان بود و شوفر اتوبوس , چه بهتر از 302 بنز سرخ و چه بهتر از خط بندرعباس .

,, یک ماهی ، هفته ای دوبار با رضا می‌رفتم بندر و طول مسیر را صدقه جمع می‌کردم و به مسافر‌ها اب می‌دادم و سر ایست بازرسی‌ها ، پرده‌های عنابی اتوبوس را جمع و مسافر‌ها را بیدار می‌کردم که وقتی افسر وارد اتوبوس می‌شود ، کسی خواب نباشد .

الهی به امید توزلزله که شد امدم تهران , مجرد بودم ، دانشجو و از شما چه پنهان که غریبه نیستید ، شبیه 90 درصد دانشجو‌های ایران ، شپش توی جیب هایم افتاب مهتاب بالانس می‌زد , یک وقت هایی توی پول شهریه که هیچ ، چای بین کلاس‌ها هم می‌ماندم .

یک روز حسین رفیقم که هرکجا هست خدایا به سلامت دارش دید دمغم ,,.

پرسید چه مرگته و عرض کردم پول , بی پولم , لبی گزید و فکری کرد و گفت گواهینامه داری ؟ داشتم .

گفت : اوکی , پس فردایش بعد از کلاس گفت برویم دم خانه شان , مادرش امد پایین .

یک کیف مدارک و یک سوییچ داد به من , ماشین مامانش بود , زن ، مهربان و مادرانه گفت شب‌ها با ماشین مسافرکشی کن .

باک پر تحویل بگیر ، باک پر تحویل بده , درصد هم نمی‌خواهم و این زیست سه ماهه من بود در دنیای جذاب راننده تاکسی بودن , یک وقتی حالا یادم بندازید قصه‌های ان سه ماه را هم برایتان بنویسم .

این مقدمه طولانی را نوشتم که بگویم خودم این شغل شریف را دوست دارم و تجربه‌اش کرده‌ام و اگر شوخی با شاغلان این صنف می‌کنم صرفا برای این است که لبخندی به لب هموطنانمان بنشانیم , فرض می‌کنیم شما یک تاکسی سمند زرد خریده‌اید و قرار است در خیابان‌های تهران رانندگی کنید , این شغل هم مثل بقیه شغل‌ها ، یک لم هایی دارد که به اختصار عرض می‌کنم .

حامد عسکری شاعر و نویسنده ای که صفحه اینستاگرامش اندازه ورزشگاه ازادی تماشاچی دارد پهلوانان نمی‌میرند اگر خطی هستید و توی ایستگاه توقف دارید تا پر شوید ، باید چندکار را حتما انجام بدهید , لنگ از دستتان نیفتد ، از لذت مشکی کردن لاستیک با نوشابه سیاه غافل نشوید ، گردن همکارانتان را بگیرید و روی گل گیر جلو یا عقب خمش کنید , بیابان‌ها و حومه توی راه چند تا برج و ساختمان شیک و نو ، چندتا میدان تره بار و چند بیمارستان را نشان کنید ، صحبت گرانی و ترافیک و شلوغی که شد به تناسب یکی شان را نشان بدهید و بگویید این برج رو می‌بینی .

,, زمان ما هزارمترش رو قسطی می‌دادن 50 هزارتومن .

,,، ولی گردنم بشکنه ، پولم داشتم ، رفتم ترکیه کنسرت ابرام تاتلیس .

فقط یک نکته ای که این جا وجود دارد این است که حواست را جمع کنی هر بار که این خاطره را تعریف می‌کنی به روح و روان خودت اسیب نرسد , یاد ان اشتباهی که کردی نیفتی و دوباره در خودت فرو نروی , بی خیال باش .

گذشته‌ها گذشته , فقط این خاطره را هر بار برای مسافر‌ها تعریف کن و از کنارش بگذر , کارخانه دار باش روسری ، پیچ ، ناخنگیر ، لاستیک یا زه یخچال مهم نیست .

مهم این است کارخانه دار باشی ,, دقت کن .

,, تو این جایگاهت نبوده و نیست ، تو یک کارخانه داشتی ، یک بی شرفی پیدا شده جنس‌ها را برده و چک‌ها به نام تو بوده ، خدا رحم کرده قبول کرده و تو الان بیرونی .

,, این قسمت را بر اساس دیده و شنیده هایت می‌توانی به سمت درام یا عشقی عاطفی ببری .

فقط همیشه حواست به این باشد که ماجرا باید باورپذیر باشد , اگر وقتش را داری یک دو کتاب عناصر داستان بخوان و اگر وقتش را نداری هم مهم نیست ، حواست باشد می‌توانی هر قدر که می‌خواهی و لازم می‌بینی به خاطره‌ات اب و تاب بدهی فقط از چارچوب باورپذیری بیرون نزد , کار خودشونه شما مجبورید به روز باشید .

اسامی مسولان کشور و نهاد‌ها را باید حفظ باشید ، خیلی بعید و محال ممکن است دو مسافر را در دو روز یک جا سوار کنید , همان برج‌ها و ساختمان‌ها را هر روز به نام یکی از ان‌ها یا بچه هایشان بکنید و اگر مسافری سوالی تخصصی تر پرسید لب بگزید و بگویید دیگه بقیه شو صلاح نیست بدونی , من هم شنیده ام این می‌گن یا می‌گفت را که بگذاری قبل از هرجمله ای می‌ترکانی .

از عهده تو هم خارج شده : دقت کنید , همین پیش پای شما مسافرم می‌گفت ، یه چوپون یه معدن طلا پیدا کرده اطراف سنندج 24 عیار ,.

, می‌گفت 24 ساعت نشده پسر وزیر با پرواز رفته اونجا چک کشیده وگفته مال من , اگر مسافرت گفت : نه بابا ! فوری بگو توی گوشیش فیلمشم داشت .

از زردقناری به کلیه واحد ها تو از همه خبر‌ها باید خبر داشته باشی , از واکسن کرونا ، از ماسک‌های مسموم ، از کارگاه همبرگر با گوشت خر تا فروش جرینگی بخش زیادی از ایران به چین ، تو باید خبر داشته باشی در جزایر چهارگانه ایران چه خبر است ، فلذا از فجازی غافل مباش , مدام اخبار را از هر کانال و منبعی که هست چک کن .

مهم نیست چقدر ان منبع موثق باشد , تو که مسول صحیح یا غلط بودن خبر نیستی , می‌توانی خبر را با ذکر منبع بازگو کنی و کسی هم خرده نخواهد گرفت .

رجوع به سنت ها از روی لوکیشن رفتن ، افت لاتی دارد , اسم قدیم خیابان‌ها را حفظ کنید , قیمت لاستیک ، روغن ، شمع و واسکازین زمان‌های قدیم را به قرون حفظ باشید و این جمله از زبانتان نیفتد ، 20 سال پیش همین راه مسیر رو می‌اومدم بیس پینزار .

فردین هنوز نمرده توی رزومه‌ات برگرداندن یک کیف پر از دلار و طلا و سکه و یورو را به صاحبش داشته باش , در ادامه خاطر نشان کن اون گاو بوده به تو انعام و شیرینی نداده و با این جمله تا شب مخ مسافرت را خونی کن : جان من ، مهندس تو بودی برمی‌گرداندی ؟ تو کار بزرگی کرده ای , بگذار همه این کار بزرگ را بدانند .

حتی اگر احسان علیخانی تو را به برنامه‌اش دعوت نکرد و رضوانی در بیست و سی از تو گزارش نگرفت ، تو خودت خودت را معرفی کن و بگذار به گوش همه مسولان و بعضی اختلاسگران برسد که تو چه انسان شریفی هستی , بلکه کمی به خودشان بیایند , رزق حلال شوخی بس است دیگر ، زبان روزه .

,, توی سرما ، توی گرما ، کم زحمت ما را نکشیده‌اند ، پولش را گرفته‌اند ؟ تو خودت مخت می‌کشد روزی 10 ساعت کلاچ دنده کنی ؟ با مردم دمخورند ، خوش اخلاقند اکثرا و امین جان و مال و ناموس مردمند ، خوب‌های صنفشان اینقدری هستند که بدهایشان به چشم نیایند .

هر بار این در رو محکم نبند نرو برای تو تاکسی ، تاکسی است , برای او دفتر کارش است , محل کسب رزقش است .

عقب نشسته ای و توی سوراخ‌های بینی‌ات دنبال میدان میعانات نفتی هستی , روکش بدبخت گناهی نکرده ، توی ماشینشان می‌نشینی نوکر پدرت نیستند که وردار بگذارت کنند , بنده خدا جای پدرت را دارد قبل از بپیچ چپت یک لطفا بگذار .

کرایه‌ات را از قبل حاضر کن , دستور ناشتا نده , سر 500 تومن پول خرد نداشتن ، خودت را خون ننداز .

پیاده هم که می‌شوی در را یواش ببند و از رانندگی خوبش تشکر کن , عرضم تمام گرانی ، کرونا ، انتخابات ، خاموشی برق و این اواخر گرما و گرما ، استانه تحملمان را خیلی پایین اورده ، شکننده شده‌ایم و زود جوش می‌اوریم ,.

, همدیگر را بلد باشیم و مراعات حال هم را بکنیم راه دوری نمی‌رود , جان به جانمان کنند ایرانی هستیم و دلمان برای هم ضعف می‌رود .

جمعه 7 خرداد 1400 - 11:22:15 11 بازدید اریا بانو لینک کوتاه : https://www,banounews,ir/fa/news/595967/ نظرات شما ارسال دیدگاه خطا : درج دیدگاه در کادر مربوطه الزامی میباشد ! خطا : درج کد امنیتی الزامی میباشد ! مخاطبان عزیز به اطلاع می‌رساند : از این پس با‌های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می‌توانید از امکان جستجوی ان عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز ارشیو این پایگاه بهره مند شوید .

این امکان برای اولین بار در پایگاه‌های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای اریا برای مخاطبان عزیز ارائه می‌شود , امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد , سایر مطالب مشخصات فنی تلویزیون سری 8 ایکس ویژن و هر انچه که باید بدانید + ویدیو گزارش تصویری بازدید ایت الله رییسی از کارخانه امرسان لیست قیمت سماور برقی در روز یکشنبه 9 خرداد 1400 + مشخصات قیمت تلویزیون هوشمند ریلمی شیائومی قبل از عرضه فاش شد ساعت هوشمند huawei watch 3 با سیستم عامل اختصاصی harmonyos به زودی معرفی می‌شود روایت باران کوثری از سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش + عکس اولین عکس بازیگر جدید سریال دودکش 2 در پشت صحنه گلاره عباسی ، بهرنگ علوی و سایر هنرمندان در جشنواره جهانی فیلم فجر + تصاویر از حکایت " شهربانو " تا سفر هوایی به ایران و فیلم مسعود کیمیایی + تصاویر پرویز پرستویی و " افسانه بناسان ، غول چراغ جادو " + تصاویر تحلیل جامع چراغپور از خوب و بدهای قانون منع ورود خارجی ها وکیل سوشا مکانی : مهلت باشگاه پرسپولیس رو به پایان است برنامه تیم ملی فوتسال تا جام جهانی مشخص شد تمرینات اختصاصی شهریار مغانلو مهاجم پرسپولیس استیلی : بحرین و عراق در اندازه‌ی فوتبال ایران نیستند ناراحتی مدیرعامل استقلال از تصمیم اسکوچیچ تیم ملی و دو اتفاق عجیب در 24 ساعت قهرمان اروپا تنها یک بار باخت ؛ ان هم با سوپرگل طارمی ملی پوشان پرسپولیس چالش جدید گل محمدی بعد از بازداشت خلیل زاده ؛ احتمال اضافه شدن یک عضو به هیات مدیره استقلال مرفاوی : حاشیه همیشه چاشنی بازی بحرین است سفر وزیر ورزش به کیش و حضور در اردوی تیم ملی فوتبال علی نژاد : استعفایی از عضو هیات مدیره استقلال ندیدم فاطمی : امیدوارم همکاری خورشیدی با باقری موفقیت امیز باشد نامه استقلال در سازمان لیگ بایگانی شد ؟ سیتی هشتمین تازه وارد شکست خورده در فینال لیگ قهرمانان داستان 3 مربی قهرمان اروپا / وقتی شکست پل پیروزی می‌شود کواچیچ ؛ 10 دقیقه ، 4 قهرمانی در لیگ قهرمانان لبخندی که زیبایی فوتبال بود موافقت اسیا با برگزاری مسابقات بوکس در ایران همه راست پاها به تیم ملی دعوت شدند غیر از پرسپولیسی پرحاشیه ! فولادی‌ها جریمه مالی شدند بهترین و بدترین بازیکنان فینال لیگ قهرمانان اروپا چه کسانی بودند ؟ اعلام داوران هفته 27 لیگ یک رییس فدراسیون ، برنامه فوتبال 120 را نمی‌بیند ؟ گزینه‌های جانشینی زیدان در رئال مادرید / این مرد خوشبخت کیست ؟ استوری عجیب مهدی عبدیان ؛ گاهی باید رها کرد و رفت مسابقات بیس بال کاپ غرب اسیا مهرماه به میزبانی ایران برگزار می‌شود باشگاه پرسپولیس با دو شکایت اتفاقات اصفهان را پیگیری می‌کند یونتوس به دنبال معاوضه رونالدو با پوگبا ! استعفای اعضای هیات مدیره باشگاه استقلال عزیزی خادم : خلق ثروت یک شبه اتفاق نمی‌افتد گزتپه به دنبال مدافع استقلالی لیگ ملت‌های والیبال | دو تغییر اضطراری در تیم ملی ایران مقایسه درامد چلسی از فتح لیگ قهرمانان اروپا و پاداش بالقوه سوپرلیگ عزیزی خادم : الان زمان صحبت در مورد اختلاف با وزارت ورزش نیست تایید کمک 52 میلیاردی سازمان برنامه و بودجه به فدراسیون صحبت‌های قاضی زاده نماینده مجلس درباره دلیل حضور در جزیره کیش و اردوی تیم ملی محمد کشاورز جانشین وحید شمسایی شد سیلوا : در پاریس همیشه سپر بلا بودم.