بازارهای جهانی و ناکارامدی تحلیل ها

۱۴۰۰/۰۶/۲۴ ۱۲:۵۸:۵۲

بورس تهران روز گذشته نیز شاهد افت 99/ 0 شاخص کل بود . همین امر سبب شد تا افول ناامیدانه نماگر اصلی این بازار که از ابتدای هفته اغاز شده بود همچنان تداوم یابد .



به گزارش اقتصادانلاین به نقل از دنیای اقتصاد ؛ اینطور که به نظر می‌اید با توجه به پیش کشیده شدن دوباره بحث مداخله در قیمت‌ها با کاهش قیمت سیمان و زمزمه لزوم ارزان بودن محصولات فولادی ، بازار سهام این بار نه در سراشیبی شناسایی سود ، بلکه در کاهش قیمتی مبتنی بر دیدگاه ژرف تر استوار است , اینطور که به نظر می‌اید این روزها بورس در شرایطی قرار گرفته که حتی افزایش قیمت دلار هم نمی‌تواند بازارها را نجات دهد و در صورتی که قرار باشد تا طرح ساخت یک میلیون واحد مسکن از طریق کاهش قیمت دستوری مواد اولیه باشد ، سود بسیاری از شرکت‌های بورسی در معرض تهدید قرار خواهد گرفت , این مساله از انجا ناشی می‌شود که برخلاف قیمت‌های جهانی مقاصد سیاست گذار لزوما حساب و کتاب مشخصی ندارد و یک چرخش قلم انها می‌تواند ، یک شرکت سودده را به کل به نقطه زیان برساند .

از کرونا تا بازار چند روزی است که بازارهای جهانی مجددا با رونق مواجه شده‌اند و پس از انکه گفت وگوی تلفنی جو بایدن با شی جینگ پینگ رییس جمهوری چین انجام شده بر مدار صعود حرکت می‌کنند , معاملات هفته جاری نیز در این بازارها در شرایطی اغاز شد که اگرچه در ان برخی از کامودیتی‌ها با کاهش قیمت مواجه شدیم ، با این حال کاهش قیمت یاد شده را نمی‌شد چندان به پای یک رکود ادامه دار گذشت , در حالی که شیوع و گسترش بیماری کرونا از اواخر سال 2019 و دقیقا در جایی که تازه چند ماه از جنگ تجاری میان دونالد ترامپ و چین گذشته بود ، اغاز شد و حال و روز اقتصاد جهانی را اشفته کرد ، در ماه‌های اخیر و به طور مشخص پس از ساخت واکسن برای این بیماری متغیرهای اقتصادی در بیشتر کشورهای دنیا رو به بهبود گذاشت و کاهش محدودیت‌های کرونایی توانست اقتصاد جهان را در مسیر صعود قرار دهد .

با این وجود در طول این مدت نه تنها سایه کرونا از سر اقتصاد جهان کم نشده ، بلکه بازگشتن به دوره انتشار گسترده پول یا به عبارتی تخصصی تر ، رشد پایه پولی بسیاری از کشورها را در معرض بروز تورم قرار داد , یکی از این اقتصادها ، اقتصاد ایالات متحده است که به دلیل مواجهه با عواقب منفی شیوع بیماری کوید -19 مجبور به انتشار هزاران میلیارد دلار شد تا بلکه بتواند از افزایش لجام گسیخته بیکاری جلوگیری کند و جلوی نارضایتی‌های اجتماعی گسترده را بگیرد , دلیل دیگر این مساله این بود که افزایش بیکاری می‌توانست به شکلی محسوس تقاضای کل در ایالات متحده را کاهش و این کشور را مجددا با رکودی سنگین مواجه کند .

پس طبیعی بود که در این شرایط دولت‌ها اعطای تورم پایین را به لقایش ببخشند تا بتوانند با مشکل مهم‌تری نظیر رکود و افت قابل توجه شاخص‌های اجتماعی ، برخوردی معقول داشته باشند , این کشورها مخصوصا امریکا پس از اتخاذ این سیاست‌ها که تقریبا تا زمان شروع واکسیناسیون همگانی تداوم داشت ، در نهایت مجبور شدند تا برای انکه از بار سنگین عواقب چاپ پول بکاهند , این مساله با اعمال سیاست‌های پولی انقباضی نظیر افزایش نرخ بهره که ان هم از طریق انجام عملیات بازار باز صورت می‌گرفت ، انجام شد .

این در حالی است که به گفته کارشناسان افزایش چند برابری حجم پایه پولی در نهایت بدون عقوبت نخواهد ماند و می‌توان انتظار داشت که رسیدن این عدد به 8 تریلیون دلار در نهایت موج تورمی را برای ارزشگذاری کالاها بر مبنای دلار ایجاد کند , بروز چنین وضعیتی می‌تواند دو حالت کلی را برای تقاضا در بازارهای جهانی در پی داشته باشد , با توجه به اینکه دلیل اصلی همه تحولات یاد شده شیوع بیماری کرونا و تبعات منفی ان بر اقتصاد جهانی بود .

باید به این نکته دقت داشت که با توجه به عدم رغبت فدرال رزرو و سایر بانک‌های مرکزی به تداوم سیاست‌های حمایتی ، هر نوع خبر منفی در خصوص بیماری کرونا به خصوص راجع به سویه‌های جدید ان که می‌تواند مقاومت بیشتری در برابر واکسن ساخته شده داشته باشد ، به دقت مورد توجه بازارهای جهانی قرار می‌گیرد , این مساله در صورت وخیم تر شدن اوضاع می‌تواند اثر کاهشی بر تقاضای کامودیتی‌ها داشته باشد , با در نظر گرفتن این امر که بازار تولید واکسن از صرفه بالایی برای سرمایه‌گذاری تحقیقی برخوردار است نمی‌توان انتظار داشت که وضعیت کرونا در میان مدت به همین شکل باقی بماند .

با توجه به این مساله که بسیاری از کشورها رشد اقتصادی منفی را در سال‌های یادشده داشته‌اند ، می‌توان انتظار داشت که در ماه‌ها و سال‌های پیش رو برای جبران این وضعیت شاهد افزایش تقاضا در بسیاری از کالاها باشیم ؛ عاملی که به تنهایی می‌تواند قیمت‌ها را افزایش دهد و به نفع بورس تهران باشد , نکته دیگری که در این میان رخ داده این است که انتظار افزایش تورم نیز عاملی است که به صورت اسمی قیمت کالاها را بالا برده و با توجه به اینکه بهای بسیاری از انها در اقتصاد امروز جهان با دلار سنجیده می‌شود ، می‌تواند سوددهی بسیاری از شرکت‌ها را افزایش دهد , دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان می‌گویند حتی در صورت کاهش ریسک در اقتصاد جهانی که می‌تواند به طور طبیعی به کاهش قیمت دارایی‌های امن نظیر طلا منجر شود ، همچنان گذر از سقف تاریخی 2070 دلار برای اونس طلا نیز امری محتمل است .

تمامی این حرف‌ها ان هم در مواجهه با بورس تهران امر جدیدی به نظر نمی‌رسد , برای سال‌ها رونق تورمی بازار سرمایه هیچ راهی پیش روی سرمایه گذاران باقی نگذاشته بود به جز انکه با محاسبه سود ارزی بسیاری از شرکت‌ها به دنبال تخمین این مساله باشند که با افزایش قیمت دلاری تولیدات و همچنین تغییرات قیمت ارز چه برسر سود سهامی که خریداری کرده‌اند می‌اید , به موازات این مساله نیز انچه که همواره توانسته تحلیل‌ها و دیدگاه‌های انها را به یکباره تغییر دهد و در بسیاری از موارد تشنج ایجاد کند ، مساله دخالت در قیمت‌گذاری و بروز نوسانات دستوری در ان بوده است .

همان طور که در گزارش‌های قبلی به این مساله اشاره شد قیمت‌گذاری دستوری چه زمانی که بر روی مساله فولاد جنجال افرین بود و چه حالا که در صنایعی نظیر خودرو و اخیرا در سیمان مشکل ساز شده است ، می‌تواند ضمن رویگردانی مردم از بازار سرمایه به بروز رکودهای سنگین در این بازار منجر شود , تجربه تاریخی بورس تهران اگرچه در ماه‌های گذشته رکود سنگین ناشی از افزایش قیمت‌ها در سال 99 را پشت سر گذاشته اما حداقل از سوی بسیاری از فعالان با تجربه این خاطره تلخ را نیز به یاد دارد که در سال 92 یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری رکود چند ساله بازار سهام افزایش یکباره نرخ خوراک پتروشیمی‌ها بود که ان هم به شکل دستوری تغییر کرد , تمامی اینها در حالی اتفاق افتاد که هم در ماه‌های اخیر و هم در میانه رونق منتهی به سال 92 بسیاری از سهامداران تحلیل‌های بسیار مثبتی بر روی درامدزایی شرکت‌های بورسی و فرابورسی به ویژه کامودیتی محورها داشتند و همین امر سبب شده بود تا تقاضا با حجمی قابل توجه به سمت بازار یاد شده سرازیر شود .

بر این اساس ناگفته پیداست که هر قدر هم که در چنین فضایی شرکت‌ها برای افزایش درامد و سوددهی خود تلاش کنند یا در بازارهای جهانی بخت با انها یار باشد ، در نهایت ان شکل که کامیابی یا عدم کامیابی انها را مشخص می‌کند چرخش قلم سیاستگذار و دیدگاه‌های او در مورد ساز و کار بازار است , در گزارش‌های پیشین نیز به این مساله اشاره شد که در روزها و هفته‌های اخیر تمایل دولت جدید به ایجاد ساخت یک میلیون واحد مسکن می‌تواند اثار تورمی داشته باشد و در شرایطی که فروض مداخله در نظام بازارها قیمت‌ها را نیز افزایش می‌دهد ، تاثیری متفاوت از رشد قیمت ارز بر سود‌دهی سهام بگذارد ، چرا که برخلاف افزایش قیمت دلار که به منزله کاهش ارزش پول ملی است و می‌تواند صرفا سود اسمی سهام را روی صورت‌های مالی افزایش دهد ، قیمت‌گذاری دستوری حتی توانایی این را دارد که اثر رشد قیمت در بازارهای جهانی را کاهش داده یا حتی از بین ببرد و در نهایت در شرایطی که تورم و تمامی عوامل شکل دهنده به ان با شدت و حدت به قوت خود باقی هستند ، دست سهامداران را که برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به این بازار می‌ایند در پوست گردو بگذارد , برجام شدن برای رییسی اقتصاد ایران در حالی این روزها به نیمه دوم سال 1400 می‌رسد که بنابر بسیاری از محاسبه‌ها کسری بودجه عملیاتی از 400 هزار میلیارد تومان فراتر رفته و نسبت به سال‌های گذشته افزایشی غیرمعمول را شاهد بوده است .

تمامی اینها در حالی مطرح می‌شود که طرح یک میلیون واحدی مسکن در دولت فعلی بسیاری را به یاد طرح مسکن مهر و شیوه تامین مالی ان انداخته و به نظرمی رسد این توانایی را دارد که به سبب ان تجربه تلخ عاملی برای انتظارات تورمی باشد , این در حالی است که دولت فعلی ادعا دارد که طرح یاد شده اثر تورمی نخواهد داشت و با توجه به سخنرانی هایی که در مجلس و همچنین از سوی وزیر راه و شهرسازی شده به نظر می‌اید که این دولت در پی تامین مصالح ارزان برای طرح خود باشد , حال باید صبر کرد و دید که ایا این همه پافشاری بر طرح یاد شده می‌تواند ان را به مساله حیثیتی به مانند برجام در دولت حسن روحانی تبدیل کند یا می‌توان با تعقل بیشتر از سد این خطر بالقوه گذر کرد .

در صورتی که این امر محقق نشود شکی نیست که با اظهارنظرهایی درباره سیمان 25 هزار تومانی و کاهش قیمت فولاد حتی در صورتی که با رشد نرخ دلار سوداوری شرکت‌ها افزایش پیدا کند ، نمی‌توان امیدی به این داشت که روند صعودی بازار سهام مجددا تقویت شود و به مسیر دو ماه گذشته خود ادامه دهد , دقیقا به همین دلیل بود که در روزهای گذشته نیز شاهد افت قیمت‌ها در بورس بوده‌ایم , شاخص این بازار در حالی که تا همین چندی قبل میانه کانال یک میلیون و 550 هزار واحد رسیده بود ، حالا در مسیر نزولی قرار گرفته است .

در همین چارچوب روز گذشته شاخص بورس تهران به میزان 14 هزار و 700 واحد دیگر افت کرد تا عقبگرد 99/ 0 درصدی میانگین وزنی قیمت‌ها در این روز نماگر یاد شده را به محدوده یک میلیون و 475 هزار واحد برساند , در این روز 436 میلیارد تومان دیگر توسط سرمایه گذاران حقیقی از بازار یاد شده خارج شد تا گواهی بر این باشد که سرمایه زیرک تر از ان است که در بازاری با ریسک‌های غیرمنتظره و نامعلوم باقی بماند , این مساله در کنار ثبت ارزش 4 هزار و 984 میلیارد تومانی معاملات خرد حکایت از ان دارد که نگاه سرمایه گذاران در روزهای گذشته و همزمان با اغاز هفته جاری که مقارن با پافشاری بر کاهش قیمت سیمان بود ، تغییر کرده و احتمالا سرمایه گذاران خرد این روزها بیشتر از گذشته به درک این واقعیت رسیده‌اند که به مانند قبل وجود انتظارات تورمی نمی‌تواند به تنهایی انها را از زیان وارده در روزهای اخیر رها کند .

صحت این مساله را از انجا می‌توان دریافت که با توجه به درجا زدن بازار طی دو هفته اخیر دیگر نمی‌توان به اسانی قبل فروش این روزها را به حساب نقد کردن سهام و شناسایی سود از سوی برخی از ذی نفعان بازار تلقی کرد , همچنین افت این روزهای بازار و حتی سقوط بیش از 40 هزار واحدی دماسنج بورس در روز یکشنبه را نمی‌توان صرفا ناشی از مذاکره با رییس اژانس بین‌المللی انرژی اتمی که اثر روانی کاهشی بر قیمت دلار دارد ، دانست , هنوز دقیقا مشخص نشده که ایا دولت سیزدهم درنظر دارد که راه را برای ارامش بازارها هموار و به طور قطعی تامین مصالح ارزان انچنان که در این گزارش امد را برای ساخت یک میلیون مسکن نفی کند یا خیر ، اما برایند این ماجرا هرچه که باشد بدون شک می‌توان گفت که بازارها نمی‌توانند در شرایط تشویش و نگرانی به شکلی صحیح عمل کنند و تداوم این وضعیت می‌تواند به سایر بازارها نیز لطمه وارد کند .

.