تاملی بر نزاع منجر به قتل در کهگیلویه ؛ مقصر اصلی فرد است یا اجتماع ؟/ تاکید « رییسی » بر تخصصی کردن امر قضاوت

۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۰۰:۴۶:۵۳

به نظر می‌رسد اگر به دنبال مقصر اصلی این حوادث هستم باید از محدوده تنگ جرایم فردی بالاتر رویم و به دنبال مقصران اجتماعی این حوادث بگردیم . در کنار خانواده و مدرسه و نهاد مذهبی ، به نظر می‌رسد مدیریت سیاسی شهرستان و استان و دستگاه‌های امنیتی و قضایی نمی‌توانند نقش بارز خود را در بروز این ناهنجاری‌ها مخفی نمایند .



کبنا ؛ خوشه‌های خشم /( تاملاتی در خصوص نزاع‌های منجر به قتل در کهگیلویه بزرگ ) تنها چیزی که به ان می‌پرداختند ، نابودی ( نزاع ) و شورش بود ، در حالی که دلایل ( نزاع ) و شورش ادامه پیدا می‌کردند , ( از کتاب خوشه‌های خشم جان اشتاین بک ) در طی این سال‌های حزن الود که کرونا و تحریم و تورم ، سامان زندگی اجتماعی مردم عزیز ما را هدف قرار داده است و بیکاری مثل کرم ، بنیان‌های خانواده را سست می‌کند ، فقر ، نداری و انتظارات بسیار بالا ، تعادل و کنترل زندگی را از دست والدین خارج نموده است و همچنین در مواردی با عمومیت کمتر ، اعتیاد ، مصرف مواد الکلی ، خودکشی و حاشیه‌نشینی نیز مهندسی اجتماعی را برای مدیریت بهینه جامعه به زحمت زیاد انداخته است , با این اوضاع واحوال ، وضع کهگیلویه بزرگ یعنی یکی از محروم‌ترین مناطق ایران ، بیشتر به شعر انوری شبیه شده است که : هر بلای که از اسمان اید گرچه بر دیگران روا باشد ، بر زمین نارسیده می‌پرسد خانه انوری کجا باشد .

ظاهرا نمای امنیت این خانه انوری هم باید تخریب شود چون چند صباحی است که خبرهای نزاع و پرخاشگری و قتل و دیگرکشی ، فریز شدن درجه دماسنج امنیت جامعه ما را برای دنیا مخابره می‌نماید , این پرخاشگری ، دعوا و قتل کاری کرده که عنوان کنیم به همان تب‌ها راضی هستیم مرگمان را نفرست , بگذارید دردهایمان همان دردهای فقر و نداری و عقب ماندگی و تصادفات وحشتناک و بیکاری و کرونا و .

,, باشد که سال هاست با ان‌ها همدم و همراهیم .

چرام که یکی از اضلاع مربع چهاربنیچه ، گهواره تمدن و هندوستان استان ، و یکی از منابع معنویت و تدین و فرهنگ شناخته می‌شد ، به فاصله کوتاهی برای دو بار در اتش تضاد و خشونت ناشی از پرخاشگری و نزاع می‌سوزد ، روستای فرهنگی و یکی از کانون‌های مذهبی استان و شهرستان ، طولیان به عنوان جدیدترین کانون نزاع و خشونت ، اخبار و کلیپ‌های خشونت امیز و قتل را به دنیا مخابره می‌نماید و حتما فردا جای دیگر ,,.

کدام جامعه را سراغ دارید که جوانانش دعوا نکنند و یا دنبال تصادف توهین نکنند و حتی چاقوکشی نکنند ؟ این خشونت‌های طبیعی همانی است که « فروم » معتقد است همه دارند : انسان دارای نوعی از پرخاشگری بالقوه و ذاتی است که این خشونت برای حفظ زیست ، دفاعی ضروری است , برای وقوع خشونت و نزاع غیرطبیعی باید میان حداقل سه عامل ، تقارن زمانی و مکانی وجود داشته باشد , این سه عامل عبارت‌اند از وجود پرخاشگری احتمالی تحریک شده ، وجود انگیزه‌های خشونت ، و فقدان محافظ کارامد برای جلوگیری از خشونت .

ما در مورد دو عامل اولی بحثی نداریم چون در هر جامعه ای این دو عامل وجود دارد , علاوه بر این مدیران ما باید بدانند که فرهنگ دیونیزی سالهاست که در جامعه عشیره ای ما ریشه دوانده است , فردگرایی و همزاد ان خشونت ، توسط دستگاه‌های غیررسمی فرهنگ به صورت مرتب ترویج می‌شود .

مسئله غیرت یا همان عصبیت ابن خلدونی نیز تا عمق وجود روح روان همه مردم حتی متفکران و متخصصان هم ریشه دوانده است , روحیه عشیره ای و عصبیت کاملا به هم گره خورده است ، تقاص‌های خانوادگی ، طرف داری‌های قومی ، ( هی بله ) کردن‌های سنتی ، ککاگری‌های کور و ,.

, هنوز در عصر پست مدرن و با ابزار مدرنیته اعمال می‌شود , پس مسئله اصلی این است که اگر در این بستر فرهنگی جوانی جاهلی کرد و خواسته یا ناخواسته اتش نزاعی را روشن کرد کدام ترموستات جامعه باید فعال شود تا فن‌های جامعه را به حرکت وا دارد و مانع داغ شدن جامعه گردد .

اینجاست که یک راست باید سراغ عامل سوم را بگیریم که تحت عنوان محافظ یا کنترل اجتماعی شناخته می‌شود ، تمامی تفاوت جوامع در همین عامل نهفته است ، جوامعی که دارای دستگاه‌های کنترل اجتماعی قوی‌تری باشند کمتر دچار عیوب و مسائل ساختاری و دل درد اور می‌گردند , کنترل اجتماعی به مکانیسم هایی اطلاق می‌شود که جامعه برای واداشتن اعضایش به سازگاری و جلوگیری از ناسازگاری به کار می‌برد ، انواع کنترلی که در این تعاریف مشخص است عبارت است از : کنترل غیررسمی ، شکلی از کنترل اجتماعی است که در عرصه رویارویی اجتماعی اعضای جامعه در خانواده ، مدرسه ، محل کار و ,.

, تحقق می‌یابد و کنترل رسمی که توسط دادگاه‌ها و پلیس و ,.

, اعمال می‌شود , تاکید می‌کنیم دعوا طبیعی است ولی جوان درگیر دعوا به واسطه عوامل محیط اجتماعی ، به انحراف عمیق و قتل کشیده می‌شود ، وقتی مکانیزم‌های کنترلی ضعیف باشد گویند هنجارشکنی بسیار راحت تر اتفاق می‌افتد .

جوان عصبانی به منزل می‌رود ، مسلسل مسلح شده ، در گوشه از منزل بدون قفل امنیتی را بر می‌دارد و یا از زیر صندلی ماشینش بلافاصله چماق و قمه را برمیدارد و تمامی دق دلش را از طریق شلیک به مغز و قلب و ضربه به جوارح طرف‌های دعوا خالی می‌کند , دکمه کنترل این فرد ، ضامن مسلسل خطرناک نیست ، بلکه اژانس‌های اجتماعی می‌باشند که باید در طول تاریخ تکامل این جوان ، عمل می‌کردند و او را در برابر بروز خشونت‌های خونین واکسینه می‌کردند , یکی از این اژانس‌ها خانواده است که از نظر ذهنی و اجتماعی و مذهبی و فرهنگی ، سرمایه ای را به این جوان جاهل تقدیم نکرده بود .

بر اساس تحقیقات روان شناسان اجتماعی ، تنها به دست خانواده هایی می‌توان تفنگ داد که ارزش‌های عالیه انسانی و کرامت انسان در ان جا نهادینه شده باشد , تحقیقات لئونارد برکویتز در مورد پرخاشگری نشان داده است که حتی مشاهده‌الات و ابزار پرخاشگری می‌تواند در شخص مشاهده کننده حالت پرخاشگری را برانگیزد , ( فخرایی , 1388) این تحقیقات به نگارش درامد تا ما از انها بهره بریم و جامعه را عالمانه مدیریت کنیم .

ایا برای مدیریت اجتماعی ما هیچوقت مسئله مسلح بودن اکثر خانواده مساله بوده است ، اگر بوده است جز سکوت چه کارهایی انجام داده است ؟ مدرسه و نظام اموزشی ، به جای اینکه به جوانان ، درس زندگی و اداب اجتماعی بیاموزد ، قصد دارد از او فیثاغورثی بسازد ریاضی دان ، شاعری بسازد شاهنامه خوان ، مترجمی بسازد زبان دان و انیشتینی بسازد فیزیک دان , اموزش وپرورش ما سال هاست که راه‌های اموزش مهارت‌های زندگی از جمله کنترل خشم را فراموش نموده است , در این معادله ، ضعف شدید بنیان‌ها و گرایش‌های مذهبی نیز از عوامل معناداری در بروز پرخاشگری و نزاع و قتل می‌باشد ، نمره منفی نهاد روحانیت و مذهب در ظهور این پدیده‌ها نباید از نظرها مخفی بماند .

اگر روحانیت در حیات اجتماعی و فرهنگی مردم غایب و کم کار نبودند ، بی شک اموزه‌های خداترسی و ترویج سبک زندگی اسلامی می‌توانست و می‌تواند سد بسیار محکم یا به قول باند ورا ، خود مهار‌گری بسیار توانایی برای کنترل رفتارهای هیجانی و خشونت زای مردم باشد ,( نورمحمدیان , 1395) روحانیت باید به این مهم برسد که درست است که سیاست ما عین دیانت ماست ولی سیاست روبنا و دین زیر بناست , یعنی اگر اموزه‌های دینی و اخلاق اسلامی تضعیف شود ، صحبت از سیاست دینی یک طبل میان تهی است .

جامعه روحانیت باید در کنار سیاست‌ورزی بی حاصل و ورود به باندبازی‌های دنیوی ، به جد به دنبال ترویج ایین و اصول و فروع و احکام دین و سبک زندگی اسلامی باشد , « نوربرت الیاس » جامعه شناس المانی ، چنین معتقد است که متدین بودن را می‌توان تا حد قابل قبولی با مفهوم « تقوا » منطبق دانست که در ادیان الهی نسبت به ان تاکید بسیار شده است , نتیجه اینکه متدین بودن و تقوا داشتن عامل مهمی در رعایت حقوق ، مدارا و پرهیز از رفتار خشونت امیز با دیگران است .

واقعیت نیز چنین است که شخص هنگامی از روش‌های خشونت گرایانه استفاده می‌کند که نتوانسته باشد دیگران را تحمل کند و در مواجه شدن با دیگران برای رعایت و تحمل دیگری ، ترمزهای درونش عمل نکنند , در شهرستان کهگیلویه سال‌ها بسیاری از روحانیون خوش نامی زندگی می‌کرده‌اند که تمام هم وغم خود را در حل وفصل این نزاع‌ها صرف می‌کردند , در صدر انها مرحوم حجت‌الاسلام تقوی و پرهیز و .

,,.

, بودند که با مرگ این نسل ، جامعه ما جایگزینی برای انها پیدا ننموده است , اما بحث اصلی به کنترل رسمی برمی‌گردد که مبتنی بر عنصر حقوقی و قانونی کنترل اجتماعی است .

مجریان قانون ، کج روان اجتماعی و مجرمان را دستگیر می‌کنند و برای مجازات به دادگاه‌ها می‌فرستند , این امر بر اساس این فرضیه نه چندان محکم استوار است که افراد از ترس گرفتار شدن در دست قانون و افتادن به زندان و یا اعمال سایر مجازات ¬‌ها از سوی قانون مرتکب جرم و جنایت نمی‌شوند , درصورتی که واقعیت این است که زندان و دادگاه لازم هست ولی کافی نیست .

به نظر می‌رسد اگر به دنبال مقصر اصلی این حوادث هستم باید از محدوده تنگ جرایم فردی بالاتر رویم و به دنبال مقصران اجتماعی این حوادث بگردیم , در کنار خانواده و مدرسه و نهاد مذهبی ، به نظر می‌رسد مدیریت سیاسی شهرستان و استان و دستگاه‌های امنیتی و قضایی نمی‌توانند نقش بارز خود را در بروز این ناهنجاری‌ها مخفی نمایند , از جمله دلایل ما برای این کم کاری‌های بخش رسمی و دولتی کنترل اجتماعی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود .

1, وفور سلاح‌های فردی و نداشتن استراتژی مدیریت جامعه مسلح 2, ناتوانی در پیش بینی بروز احتمالی نزاع‌های اجتماعی 3.

تلاش نکردن در راستای شناسایی تضادهای مخفی و اتش‌های زیر خاکستر 4, حذف ریش سفیدان و نیروهای اجتماعی موثر در تصمیم‌گیری های مدیریت دولتی 5, نارس بودن و ناتوانی سیستم شوراهای روستایی و شهری در اعمال کنترل جامعه 6.

عمیق نبودن مدیریت‌های استان به نحوی که صرفا به دنبال حل مشکلات مالی و فنی هستند و رفتن به سمت مدیریت اجتماعی و فرهنگی را امری بیهوده می‌دانند و به عبارتی در نمرات ارزیابی انها هیچ تاثیری ندارد , می دانیم این قصه هم تمام می‌شود ، فردا قاتل را محاکمه و مجازات می‌کنند ولی تو را به خدا قسم ، این امر که داستان بیکاری ، تورم ، تولید مرغ ، پایین امدن قیمت دلار ، عمران و ابادی و توسعه و ,.

, نیست که به بهانه‌های تحریم و کمبود منابع مالی نمی‌توانید حل کنید ، این قصه مملکت داری است که در فیش حقوقی شما سال هاست از حق مدیریت ان استفاده می‌نمایید ، حداقل قبول کنید که قاتل اصلی اقای ایکس نیست ؟ راستی دیه این مقتولان را با چه نرخی محاسبه می‌نمایید ؟ من اگر به جای قاضی این پرونده‌ها بودم ، در کنار تجسس در خصوص عوامل قریب قتل مثل نوع گلوله ، نوع تفنگ ، قاتل ، افراد درگیر و مقتول و کالبدشکافی جنازه‌های بی گناهان ، دستور می‌دادم ضریب تقصیر عوامل بعیدی مثل مدیریت کلان استان و شهرستان را در حوزه سیاست و امنیت و فرهنگ و مذهب و حتی دستگاه‌های قضا را هم در معادله می‌اوردم , صد البته منظور من مدیران عصر خاص و دولت خاص نیست بلکه منظور برایند مدیریت در دولت‌های مختلف من جمله عصر حاضر می‌باشد .

ایت الله رییسی رییس وقت قضا ، در جمع کارکنان دادگستری گیلان دررابطه با تخصصی کردن امر قضاوت گفت : تخصصی کردن امر قضا ، کار درستی ست و ما نیز دنبال تخصصی تر کردن دادگاه‌ها هستیم ، قاضی باید نسبت به همه مسائل مسلط باشد , اگر همین جمله را ملاک بگیریم پس نزاع اجتماعی یک پدیده کاملا تخصصی در حوزه روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی است , لطفا به همه ابعاد تخصصی پدیده ورود کنید تا سهم شرکت هر فرد ، و موسسه و نهاد را در بروز و وقوع این پدیده معین شود .

-------------------------------------------------- سید نورمحمد حسینی سوق / تیرماه 1400.