در صنایع دستی واقعیت‌ها را ببینیم نه امارها را

۱۴۰۰/۰۶/۲۲ ۱۷:۱۸:۴۹

حجت اله مرادخانی معتقد است بدون تردید چالش‌ها و مسائل حوزه صنایع دستی فراوان و جدی هستند و شناخت و رفع انها به مشورت با فعالان واقعی صنایع دست و پرهیز از استناد به داده‌های جعلی نیاز دارد .



حجت اله مرادخانی پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه طی یادداشتی که در اختیار خبرگزاری موج قرار داده است ، درباره مسائل و مشکلات میراث فرهنگی و صنایع دستی سخن گفته و همچنین پیشنهادهایی برای وزارت میراث فرهنگی در دولت سیزدهم ارائه کرده است , در ادامه این یادداشت را می‌خوانید , « از جمله مبناهای مهم توسعه در دنیای امروز تاکید بر صنایع خلاق و برجسته‌سازی کالاهای فرهنگی و بهره برداری هدفمند از ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی ان است .

مقوله ای که به طوره خاصی از سوی سازمان‌های بین‌المللی مورد توجه بوده و یکی از معیارهای توسعه محسوب می‌شود , با نگاهی به امارهای رسمی و نرخ رشد اشتغال مبتنی بر صنایع فرهنگی در کشورهای در حال توسعه ، تاثیرگذاری این حوزه بیش از پیش مشخص می‌شود , در کشور ایران بخش مهمی از محصولات فرهنگی به صنایع دستی و هنرهای سنتی اختصاص دارد که پرداختن به قابلیت‌های ان از نظر تولید ثروت و ایجاد اشتغال خود مستلزم تالیف چندین جلد کتاب است .

چرا که این حوزه هم بخاطر ظرفیت‌های پیشین و بومی در ایران و هم اینکه بخش مهمی از حیات فرهنگی و اجتماعی مردم نقاط مختلف ایران است ، یک ظرفیت راهبردی برای رشد کشور محسوب می‌گردد , با این اوصاف این عرصه مهم کمتر در اولویت ساختارهای اجرایی و سیاست گذار کشور قرار داشته و بسیاری از قابلیت‌های ان و انرژی سازنده‌اش ، همچنان بی استفاده مانده است , در دولت‌های گذشته نیز نفراتی که در این عرصه سکان مدیریت را در دست می‌گرفتند یا با ان اشنا نبودند و یا صرفا برای داشتن یک پست اجرایی عالی رتبه ، ریاست سازمان وقت میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری یا وزارتخانه فعلی را بر عهده می‌گرفتند .

پس از برگزاری سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، بسیاری از فعالان این حوزه منتظر معرفی وزیر پیشنهادی برای سکانداری این وزارتخانه جوان بودند , بعد از کش و قوس‌های فراوان مهندس عزت الله ضرغامی به عنوان گزینه پیشنهادی این وزارتخانه معرفی شد , گزینه ای که نظرات مختلفی در خصوص حضورش در این وزارتخانه تخصصی مطرح شده است .

در نگاه نخست نقطه قوت ضرغامی نسبت به دیگر گزینه‌های مطرح شده ، اشنایی وی با عرصه فرهنگ و سوابق فعالیت اجرایی او در وزارت ارشاد ، سازمان صدا و سیما و همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی است , همچنین مختصات سیاسی جدی وی در سپهر سیاسی کشور می‌باشد , قابلیتی که می‌توان با اتکا به ان ، قدرت چانه زنی و لابیگری وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی را به گونه ای محسوس ارتقا بخشید .

از سوی دیگر ضرغامی چون در عرصه رسانه و فرهنگ فعالیت اجرایی زیادی داشته ، حساسیت‌های این عرصه و ویژگی ان را می‌شناسد و با استفاده از سوابق رسانه ای خود ، خواهد توانست تا جایگاه این وزارتخانه و عرصه‌های میدانی ان را در افکار عمومی جامعه پر رنگ تر سازد , با این وجود ، انتشار برنامه عزت الله ضرغامی برای مدیریت وزارتخانه میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی بیانگر این نکته است که وی و تیم مشاورانش ، اشنایی ژرفی با این سه حوزه نداشته و صرفا مبتنی بر اطلاعات روتین موجود به توصیف وضعیت این وزارتخانه پرداخته و کلیاتی را به عنوان برنامه اجرایی برای ایجاد تحول در عرصه‌های میدانی ان مطرح کرده‌اند , بی انکه از چگونگی انجام این کارها بحثی به میان بیاورند .

و یا اینکه با نگرش امایش سرزمین که اهمیت راهبردی در مدیریت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی دارد ، به تحلیل شرایط بپردازند , در خصوص وضعیت شناسی حوزه صنایع دستی در این برنامه چالش‌های مطرح شد ، چندان با واقعیت موجود متناسب و همگون نیست , چراکه برای مثال ناتوانی رقابت محصولات صنایع دستی ایران در رقابت با محصولات دیگر کشورهای تولیدکننده صنایع دستی ، صرفا به خاطر قیمت تمام شده نیست ، بلکه مسئله ای به اسم کیفیت محصولات و عدم دسترسی به مواد اولیه مرغوب و فناوری‌های جدید ، عاملی مهم تر به شمار می‌رود که مزیت رقابت را از تولیدات ایران سلب کرده است .

یا اینکه صنایع دستی ایران در شرایط فعلی به سبب نبود بسترهای مناسب برای عرضه در فضای مجازی یا حضور در رویدادهای بین‌المللی از فرصت دیده شدن محروم مانده ، در نتیجه نمی‌توان انتظار داشت که بازار‌های بین‌المللی تمایلی به این هنر صنعت اصیل ما نشان دهند , در ارتباط با عدم ضمانت اجرایی قوانین حوزه صنایع دستی و نیز ضعف بدنه کارشناسی در ستاد و استانها نیز بحثی به میان نیامده که خود چالشی اساسی است , در کنار اینها نبود سامانه‌های موثق برای ثبت اطلاعات و داده‌های صنایع دستی و عدم تولید متن‌های مرجع برای هنرمندان ، فعالان و علاقمندان به این حوزه ، از چالش‌های راهبردی این عرصه است که با وجود صحبت‌های بسیاری در خصوص لزوم ان در سال‌های اخیر ، هرگز به صورت جدی به ان پرداخته نشد .

متاسفانه در بخش وضعیت شناسی صنایع دستی در برنامه مهندس ضرغامی نیز این خلا همچنان باقی است , در جدول شماره 6 این برنامه نیز اشکالات و نقدهای جدی وجود دارد و به نظر می‌رسد نویسندگان این برنامه متاسفانه با ارجاع به داده‌ها و اطلاعات مدیریت فعلی صنایع دستی کشور ( دولت دوازدهم ) دست به نگارش و توصیف نقاط ضعف و قوت زده ، که این خطایی جدی است , چراکه بی شک در کنار مشکلات بین‌المللی کشور ، یکی از علل اصلی رکود صنایع دستی ایران مدیریت امارساز این حوزه در دولت دوازدهم بود که به جای تلاش برای حل مشکلات و موانع صنایع دستی ، صرفا به عددسازی و انجام شواف کردن ، به جای کار مشغول بودند .

در نتیجه داده‌ها و اطلاعات انها چندان وجاهت لازم برای استفاده در تدوین برنامه اجرایی وزیر جدید را ندارند , برای مثال در بخش نقاط قوت ، مطرح شده وجود 370 رشته از 460 رشته صنایع دستی جهان در ایران , حال سوالی که پیش می‌اید این است که مرجع طرح چنین ادعایی کجاست ؟ بنابر کدام کتاب یا مطالعه معتبر بین‌المللی چنین ادعایی مطرح شده است ؟ یا در بخش نقاط قابل بهبود ، موارد متعددی به صورت کلی طرح شده که برخی از انها چندان واقعی نیستند و برخی به طور جدی اشتباهند .

از جمله نبود رشته‌های دانشگاهی مرتبط با صنایع دستی است که یک اشتباه بارز به شمار می‌رود ، چراکه سالهاست در ایران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی دانشجو پذیرفته می‌شود و فارغ التحصیلان زیادی در کشور داریم , و یا گلایه از جدایی فرش دستباف از صنایع دستی نیز یکی دیگر از اقتباس‌های اشتباه و خطرناک این برنامه از تخیلات مدیریت صنایع دستی در دولت قبل است , چراکه معاونت صنایع دستی که در انجام امور روزانه خود با چالش‌های جدی روبروست ، چگونه می‌تواند برای الحاق مجموع بزرگ فرش دستباف به زیرمجموعه خود تلاش کند ؟ در قسمت فرصت‌های امید افرین صنایع دستی نیز با موارد عجیبی روبرو هستیم ، از جمله مقام اول ایران از نظر تعداد نشان اعطا شده اصالت یونسکو ؟! اول اینکه کجا چنین رتبه ای را به ایران داده است ؟ و دوم اینکه چیزی به اسم نشان اصالت یونسکو نداریم ، بلکه مهر اصالت شورای جهانی صنایع دستی است که به طور کلی مجموعه ای مستقل از یونسکو است .

این مورد نیز از دیگر اقتباس‌های این برنامه از اطلاعات بی پایه مدیریت گذشته است , در قسمت تهدیدات نیز اورده شده که ایران سی و نهمین صادرکننده صنایع دستی دنیاست در حالی که این کشور سومین تولید کننده دنیا در حوزه صنایع دستی است , این مورد که به عنوان یک تهدید جدی مطرح شده است نیز از جمله ادعاهای بی پایه و اساسی است که در دولت دوازدهم نسبت به صنایع دستی مطرح شد و به دلیل انکه بارها در رسانه‌های مختلف مطرح شد ، مورد پذیرش واقع گردیده است .

و این خود تبدیل به یک خطای محاسباتی برای برنامه ریزان و سیاستگزاران کلان فرهنگی کشور شده است , در کنار این موارد تاکید بر پیگیری و اجرای قانون حمایت از استادکاران ، هنرمندان و فعالان صنایع دستی از نقاط قوت این برنامه است ، چراکه این قانون با وجود اینکه چهارسال از زمان تصویبش گذشته ، متاسفانه همچنان خاک می‌خورد و فعالان صنایع دستی از نتایج مثبت ان محرومند , بی تردید چالش‌ها و مسائل حوزه صنایع دستی فراوان و جدی هستند و شناخت و رفع انها به مشورت با فعالان واقعی صنایع دست و پرهیز از استناد به داده‌های جعلی نیاز دارد .

مقوله ای که اگر در دولت سیزدهم و سبک مدیریت وزیر جدید میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی جایگاهی داشته باشد ، می‌توان به حل بخشی از مشکلات صنایع دستی ، حتی در کوتاه مدت امیدوار باشیم , اما اگر کسب نظر فعالان و کنشگران صنایع دستی مانند دولت‌های قبلی در حد برگزاری جلسات و انتشار اخبار و عکس یادگاری باشد ، تردیدی نیست که این هنرصنعت کهن در ورطه فراموشی و اسیب‌های بیشتری قرار خواهد گرفت ,».