لحظه بحرانی گفت وگو چطور در شبکه‌های اجتماعی بهتر گفت و گو کنیم ؟

۱۴۰۰/۰۴/۲۹ ۲۰:۰۱:۴۵


نباید از مخالفت با دیگران بترسیم یا بپرهیزیم ؛ باید روش درست مخالفت کردن را بیاموزیم در دنیای حیوانات ، وقتی تعارض منافعی پیش می‌اید ، دو راه حل بیشتر وجود ندارد : جنگ یا گریز , خیلی وقت‌ها در رویارویی‌های انسانی هم از همین قاعده پیروی می‌کنیم , مثلا وقتی در محیط کار موضوعی پیش می‌اید که شدیدا با ان مخالفیم ، یا باید بحث وجدلی پرحرارت را به جان بخریم که ممکن است باعث عصبانیت و کدورت شود ، یا باید حرفمان را بخوریم و برای حفظ همکاری و روحیه تیمی سکوت کنیم .

اما محققانی که مدت‌ها درباره جدل‌های انسانی مطالعه کرده‌اند ، معتقدند راه‌های دیگری هم وجود دارد , در سال 2010، مجله تایم مارک زاکربرگ را چهره سال نامید و ماموریت فیس بوک را این دانست که « توده‌های هیاهوگر را رام کرده و دنیای تنها ، ضداجتماع و سراسر بی نظمی را به دنیایی صمیمی تبدیل کند », در طول اولین دهه استفاده گسترده از اینترنت ، نظر رایج این بود : مردم هر چه بیشتر بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند ، مهربان تر و فهیم تر می‌شوند و در نتیجه ، دنیا هم در صلح و هماهنگی بیشتری خواهد بود .

در سال 2021، ان نگاه به شکل دردناکی ساده لوحانه به نظر می‌رسد , هیاهوگران انلاین روز و شب با یکدیگر نزاع می‌کنند و برخی از ان‌ها در دنیای واقعی مرتکب خشونت می‌شوند , اینترنت انسان‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند ، اما لزوما همدلی به وجود نمی‌اورد .

اینترنت در بدترین حالت می‌تواند به دستگاه عظیم تولید بیزاری متقابل شباهت پیدا کند , فناوری حداقل تا اندازه ای مسئول دنیایی است که در ان مخالفت‌های مسموم کننده همه جا به چشم می‌خورد ؛ دنیایی که مدام به دیگران توهین می‌کنیم و از ان‌ها توهین می‌شنویم ، بیش از همیشه حرف می‌زنیم و کمتر از همیشه گوش می‌دهیم , پل گراهام ، کارافرین سیلیکون ولی ، معتقد است اینترنت محیطی است که طوری طراحی شده است که به مخالفت دامن می‌زند .

پلتفرم‌های رسانه ای دیجیتال ذاتا تعاملی هستند ، و خب ، مردم نیز اهل مجادله‌اند , همان طور که گراهام می‌گوید « موافقت کردن کمتر از مخالفت کردن مردم را به هیجان می‌اورد », وقتی خوانندگان با مقاله یا پستی مخالفند ، بیشتر احتمال دارد نظرشان را درج کنند و به هنگام مخالفت هم مطالب بیشتری برای گفتن دارند ( برای گفتن « موافقم » روش‌های بسیاری وجود دارد ).

علاوه براین ، مردم وقتی مخالفت می‌کنند برانگیخته تر می‌شوند که معمولا به معنای عصبانی شدن است , وسوسه کننده است فیسبوک و توییتر را سرزنش کنیم که ما را به چنین ادم هایی بدل کرده‌اند ؛ اما سرزنش کردن ان‌ها نادیده گرفتن اهمیت تغییر گسترده و عمیقی است که در رفتار نوع بشر رخ داده است ؛ رفتاری که دهه‌ها و حتی قرن‌ها در حال شکل‌گیری بوده است , از منظر اجتماعی ، و نیز الکترونیکی ، کانال‌های یک سویه کمتر از گذشته وجود دارند .

ما رو به روی یکدیگر می‌ایستیم و کلامی را بی پاسخ نمی‌گذاریم , اگر بیش ازپیش مخالفت می‌کنیم ، علت ان است که دنیای مدرن از ما می‌خواهد نظرمان را با صدای بلند اعلام کنیم , انسان شناس امریکایی ، ادوارد تی .

هال ، بین دو نوع فرهنگ ارتباطی تمیز قائل می‌شود : زمینه قوی 1 و زمینه ضعیف 2, در فرهنگ زمینه ضعیف ، ارتباطات صریح و مستقیم‌اند , انچه افراد بر زبان می‌اوردند بیانگر افکار و احساساتشان تلقی می‌شود .

ضرورتی ندارد به زمینه – چه کسی و در چه موقعیتی سخن می‌گوید - توجه کنید تا پیام را دریابید , فرهنگ زمینه قوی ، فرهنگی است که در ان کمتر کلامی را صریح بیان می‌کنیم و قسمت اعظم پیام را به صورت ضمنی انتقال می‌دهیم , معنای هر پیام نه در معانی کلمات ، بلکه در زمینه بیان ان‌ها نهفته است ؛ در این فرهنگ ، ارتباط غیرمستقیم و پیچیده و مبهم است .

بیشتر ما ، هر کجای دنیا که هستیم ، همچنان که به شهر‌ها هجوم می‌اوریم ، با غریبه‌ها معامله می‌کنیم و با تلفن‌های همراهمان حرف می‌زنیم ، بیش از پیش با اتکا به فرهنگ زمینه ضعیف زندگی می‌کنیم , کشورهای مختلف ، هنوز فرهنگ‌های ارتباطی متفاوتی دارند ؛ اما تقریبا همه ان‌ها در معرض تاثیر عوامل جهانی مشابهی هستند : تجارت ، شهر‌سازی و فناوری , این سه عامل سنت‌ها را از میان برده‌اند ، سلسله مراتب را طولانی تر کرده‌اند و دامنه مواجهه با دیگران را افزایش داده‌اند .

ما هرگز برای چنین وضعیتی اماده نبودیم , ما انسان‌ها قسمت اعظم حیاتمان به عنوان نوع بشر را بر اساس سبک ارتباطی زمینه قوی زندگی کرده ا یم , نیاکانمان در سکونتگاه‌ها و قبیله هایشان با سنت‌های مشترک و مجموعه ای از اصول ثابت زندگی می‌کردند .

امروزه ، مدام با افرادی مواجه می‌شویم که ارزش‌ها و سنت هایشان با ما فرق دارد , هم زمان ، از منظر رفتاری ، بیش از همیشه تساوی خواه شده‌ایم , به هر جا نگاه کنید ، تعاملاتی می‌بینید که در ان همه افراد یا سهمی برابر دارند یا طالب سهم برابرند .

همه انتظار دارند صدایشان شنیده شود و این انتظار بیشتر و بیشتر هم می‌شود , در این دنیای پرتنوع و زمخت و گستاخ ، قوانین ضمنی دنیای گذشته که تعیین می‌کرد کدام سخن را می‌توانیم بگوییم و کدام را نه ، اسان تر و منعطف تر شده‌اند ، حتی در برخی موارد در حال از بین رفتن‌اند , وقتی دیگر زمینه چندانی وجود ندارد تا با تکیه بر ان تصمیم بگیریم ، تعداد مسائلی که بر سر ان‌ها « توافق عمومی » داریم ، به سرعت رو به کاهش است .

به ویژگی هایی توجه کنید که زمینه ارتباطی ضعیف را تعریف می‌کند ( حداقل حالت اغراق شده ان ): وراجی‌های بی پایان ، بحث‌های مکرر و افرادی که همیشه تلاش می‌کنند به شما بگویند که چه در سر دارند , این توصیف برایتان اشنا نیست ؟ همانطور که ایان مک داف ، متخصص حل تعارض ، می‌گوید « دنیای اینترنت تا اندازه زیادی به دنیایی شباهت دارد که فرهنگ ارتباطی ان ضعیف است », اگر ما انسان‌ها موجوداتی صرفا عقلانی بودیم ، پیش از انکه پاسخ‌های از پیش اماده مان را شلیک کنیم ، مودبانه به نظر مخالف گوش می‌دادیم .

در دنیای واقعی ، مخالفت سیلابی از سیگنال‌های شیمیایی را به مغزمان روانه می‌کند و تمرکز بر موضوع بحث را دشوار می‌سازد , سیگنال‌ها به ما می‌گویند این حمله به من است , جمله « با تو مخالفم » به « از تو خوشم نمی‌اید » تبدیل می‌شود .

به جای انکه ذهنمان را برای فهم دیدگاه دیگران اماده کنیم ، بر روی دفاع از خودمان تمرکز می‌کنیم , والتر برافورد کنون ، از زیست شناسان دانشگاه هاروارد ، برای نخستین بار در سال 1915 متوجه شد حیوانات در پاسخ به خطر از دو روش ساده استفاده می‌کنند : جنگیدن یا گریختن , انسان‌ها نیز همین گونه پاسخ می‌دهند .

مخالفت یا وسوسه مان می‌کند پرخاشگر شویم و فرد مقابل را با تمام قوا و با خشونت به باد انتقاد بگیریم یا وادارمان می‌کند عقب‌نشینی کنیم و برای انکه از تعارض پیش‌گیری کنیم ، نظرمان را بیان نکنیم , این پاسخ‌ها که به رفتارهای نیاکانمان شباهت دارد ، همچنان در زمینه‌های ضعیف امروزی به رفتارمان جهت می‌دهد : ما یا به بحث‌های کلی و بی سرانجام کشیده می‌شویم یا هر انچه از دستمان براید انجام می‌دهیم تا اساسا از بحث کردن بپرهیزیم , هر دو پاسخ ناکارامدند .

لازم نیست برای یافتن پاسخ‌های پرخاشگرانه به نظر مخالف ، راه دوری بروید : کافی است به محتوای شبکه‌های اجتماعی که در ان عضوید توجه کنید یا بخش نظرات سایت‌های مورد علاقه تان را بخوانید , می‌گویند اینترنت فضایی ایجاد کرده است که به « اتاق پژواک » می‌ماند ، فضایی که افراد صرفا با نظراتی مواجه می‌شوند که از قبل با ان موافقند ؛ اما شواهد دقیقا خلاف ان را نشان می‌دهد , پژوهش‌ها حاکی از انند که کاربران شبکه‌های اجتماعی در قیاس با افرادی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کنند ، اخبار مورد نیازشان را از منابع متنوع‌تری تامین می‌کنند .

به احتمال زیاد در توییتر با نظراتی مواجه می‌شوید که مضطربتان می‌کنند ؛ و این امر بسیار بیشتر از زمانی رخ می‌دهد که روزنامه تنها منبع تامین خبر شما باشد ؛ اینترنت به جای ایجاد حباب‌ها ، در حال از بین بردن این حباب‌ها و تولید خصومت ، ترس و خشم است , یک دلیل انکه گفت و گو‌های انلاین تا این اندازه پرخشونت‌اند ان است که اساسا به همین منظور طراحی شده‌اند , پژوهش‌ها نشان می‌دهند محتوایی که خواننده را به خشم می‌اورد بیشتر احتمال اشتراک‌گذاری دارد .

کاربرانی که پیام‌های خشونت امیز پست می‌کنند ، لایک و ریتوییت بیشتری دریافت می‌کنند و پلتفرم هایی که این پیام‌ها در ان‌ها پست می‌شود توجهی را دریافت می‌کنند که کاربران به تبلیغ کننده‌ها می‌فروشند , بنابراین ، پلتفرم‌های انلاین به شما انگیزه می‌دهند تا در هر بحثی افراطی‌ترین پاسخ هایتان را ارسال کنید , خرده اختلاف‌ها ، تعمق و فهم متقابل نه فقط در این جرو بحث‌های شدید نادیده گرفته می‌شوند ، بلکه لاجرم قربانی این گونه منازعات می‌شوند .

اما اگر از انچه گفتم نتیجه بگیرید که بیش از اندازه با یکدیگر بحث می‌کنیم ، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اید , براشفتگی‌های توخالی که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم در واقع نشان می‌دهد نمی‌دانیم چگونه درست و همراه با تامل مخالفت کنیم : جنگیدن پوششی است برای فرار کردن , اغلب می‌گویند برای مقابله با تهدید‌های اگزیستانسیالیستی ای که انسان‌ها با ان‌ها مواجه می‌شوند ، باید تفاوت هایمان را کنار بگذاریم ؛ اما وقتی همه با یکدیگر موافقیم ، یا تظاهر می‌کنیم که موافقیم ، پیشرفت کردن دشوارتر می‌شود .

مخالفت نوعی تفکر است ، شاید بهترین شیوه ای است که در اختیار ماست و برای حفظ سلامت سرمایه‌گذاری های مشترک ، از ازدواج گرفته تا تجارت و دموکراسی ، حیاتی است , می‌توانیم از مخالفت کردن استفاده کنیم تا افکار مبهم را به اندیشه‌های عملیاتی ، نقاط ضعف را به درون بینی ، و بی اعتمادی را به همدلی تبدیل کنیم , به جای انکه بر تفاوت هایمان چشم بببندیم ، باید ان‌ها را در کار دخیل کنیم .

برای انجام این کار باید بر احساس همه گیر شرم از مخالفت غلبه کنیم , درست مخالفت کردن دشوار است و برای بسیاری از ما اضطراب اور ؛ اما اگر یاد بگیریم درست مخالفت کردن یک مهارت است و نه امری که به صورت طبیعی اتفاق می‌افتد ، رفته رفته راحت تر مخالفت می‌کنیم , باور دارم باید از افرادی که برای امرار معاش موقعیت‌های اختلاف برانگیز و پرتعارض را مدیریت می‌کنند ، چیزهای زیادی بیاموزیم ؛ افرادی که شغلشان اقتضا می‌کند اطلاعات ، بینش و ارتباطات انسانی را حتی از دل خصمانه‌ترین مواجهه‌ها بیرون بکشند .

در بازی‌های المپیک 1972 در المان غربی ، گروهی از مبارزان فلسطینی 11 ورزشکار اسراییلی را گروگان گرفتند , ا ن‌ها درخواستشان را مطرح کردند و مقامات با ان مخالفت کردند , پلیس مونیخ به روی ان‌ها اتش گشود .

22 نفر از جمله همه گروگان‌ها کشته شدند , به دنبال این واقعه که کشتارجمعی مونیخ نام گرفت ، متولیان اجرای قانون در سراسر دنیا دریافتند با مسئله ای اضطراری رو به رو هستند : افسران پلیسی که با گروگان گیر‌ها مذاکره می‌کردند دستورالعملی نداشتند تا با تبعیت از ان خشونت را به حداقل برسانند یا از ان بپرهیزند , مراکز پلیس دریافتند باید مهارت‌های مذاکره را بیاموزند .

امروزه در موقعیت‌های فراوانی از متخصصان مذاکره با گروگان گیر‌ها استفاده می‌کنند , این افراد متخصصان و افسران اموزش دیده ای هستند که شاید مسئولیت‌های دیگری نیز بر عهده داشته باشند , بهترین مذاکره کنندگان ان هایی نیستند که فقط به روش‌های مذاکره تسلط دارند ؛ ان‌ها به اهمیت پدیده ای واقف‌اند که اروین گافمن جامعه شناس « تلاش برای حفظ تصویر اجتماعی »3 می‌نامد .

به تعبیر گافمن ، « تصویر اجتماعی » تصویری است که فرد تمایل دارد در تعامل اجتماعی ایجاد کند , تلاش می‌کنیم در هر تعاملی تصویر مناسبی از خودمان نشان دهیم : تصویری که تمایل دارید در مصاحبه کاری به رییس احتمالی تان نشان دهید ، غیر از تصویری است که سعی می‌کنید در قراری عاشقانه از خودتان به نمایش بگذارید , این تلاش ، تلاش برای حفظ تصویر اجتماعی است .

در برخورد با افرادی که به خوبی می‌شناسیم و به ان‌ها اعتماد داریم ، چندان نگران تصویرمان نیستیم ؛ اما در برخورد با ان‌ها که نمی‌شناسیم - به ویژه وقتی تا اندازه ای بر ما قدرت دارند - همه تلاشمان را می‌کنیم تا تصویر اجتماعی مان را حفظ کنیم , وقتی کسی تلاش می‌کند تصویر دلخواه خود را به نمایش بگذارد ، اما تاثیر مورد نظر را به دست نمی‌اورد ، احساس بدی خواهد داشت , اگر تلاش کنید مقتدر به نظر برسید و کسی احترام چندانی برایتان قائل نشود ، شرمسار و خجالت زده می‌شوید و حتی احساس می‌کنید تحقیر شده‌اید .

ممکن است در برخی موارد دست به خشونت بزنید تا حالتان خوش شود , ان‌ها که در هنر مخالفت کردن تبحر دارند ، فقط به تصویری که از خود به نمایش می‌گذارند ، فکر نمی‌کنند ؛ ان‌ها به راحتی تصویری را تشخیص می‌دهند که فرد مقابل هم می‌خواهد از خود به نمایش بگذارد , یکی از قدرتمند‌ترین مهارت‌های اجتماعی اعتبار دادن به دیگران است ؛ یعنی بتوانیم تصویری را تایید کنیم که فرد دوست دارد در میان مردم از خود به نمایش بگذارد .

در هر گفت و گویی ، وقتی فرد مقابل احساس می‌کند تصویر اجتماعی مد نظرش را پذیرفته‌اید و تایید کرده‌اید ، بسیار راحت تر با شما ارتباط برقرار می‌کند و احتمالا به انچه باید بگویید بیشتر گوش می‌دهد , هیچ کس بهتر از کسانی که با گروگان گیرها مذاکره می‌کنند ، به اهمیت این امر واقف نیستند , گروگان‌گیری ها را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد .

در گروگان‌گیری های « ابزاری » تعاملات ، به طور طبیعی ، نسبتا عقلانی‌اند , گروگان گیر درخواست‌های خود را صراحتا بیان می‌کند و فرایند چانه زنی اغاز می‌شود , در گروگان‌گیری های « ابرازی » گروگان گیر تمایل دارد به دنیا و به ان‌ها که در خانه هایشان هستند چیزی بگوید .

این‌ها عموما افرادی هستند که تکانشی رفتار می‌کنند ؛ برای مثال پدری که دخترش را می‌رباید چون حق سرپرستی‌اش را از او گرفته‌اند ، یا مردی که شریک عاطفی‌اش را حبس کرده و به مرگ تهدید می‌کند , در اکثر موارد ، مذاکره کنندگان با افرادی سروکار دارند که خودشان را گروگان می‌گیرند ؛ مانند فردی که تهدید می‌کند از ساختمانی بلند پایین می‌پرد , گروگان گیرهای ابرازی عموما به لحاظ عاطفی در لبه پرتگاه قرار دارند ؛ ان‌ها خشمگین و اندوهگین‌اند ، عمیقا احساس ناامنی می‌کنند و مستعد ارتکاب اعمال پیش بینی ناپذیرند .

به مذاکره کنندگان اموزش می‌دهند قبل از شروع مذاکره ، گروگان گیر را ارام کنند , ویلیام داناهیو ، استاد ارتباطات دانشگاه میشیگان ، چندین دهه را به مطالعه گفت وگو هایی سپری کرده است که سرشار از تعارض بودند ؛ گفت و گوهایی موفق و گاهی هم ناموفق ، گفت و گو با تروریست‌ها ، دزدان دریایی و ان‌ها که در استانه خودکشی بودند , با او که صحبت می‌کردم ، جزء اصلی تصویر اجتماعی را این گونه تعریف می‌کرد : فرد چه قدر احساس قدرت می‌کند .

گروگان گیرهای ابرازی دوست دارند دیگران به نوعی اهمیتشان را تایید کنند ، یعنی جایگاهشان را به رسمیت بشناسند , داناهیو و همکارش ، پل تیلور از دانشگاه لنکستر ، از عبارت « در موضع ضعف » استفاده کردند تا فرد یا جناحی را توصیف کنند که در هر نوع مذاکره ای درباره جایگاه تقریبی خود بیشترین احساس ناامنی را دارد , افراد یا جناح هایی که در موضع ضعف قرار دارند ، به احتمال زیاد برای دست یافتن به فضای مشترک یا رسیدن به راه حل ، بیش از دیگران پرخاشگرانه رفتار می‌کنند و رقابتی می‌شوند .

در سال 1974، اسپانیا و ایالات متحده با یکدیگر وارد مذاکره شدند تا درباره برخی پایگاه‌های ارتش امریکا در خاک اسپانیا گفت و گو کنند , دانیل دراکمن ، دانشمند علوم سیاسی ، بررسی کرد مذاکره کنندگان امریکایی و اسپانیایی ، در چه موقعیت هایی از دو تاکتیک « سخت » و « نرم » استفاده کرده‌اند , او متوجه شد هم مذاکره کنندگان اسپانیایی و هم مذاکره کنندگان امریکایی سه بار از تهدید و اتهام زنی استفاده کرده‌اند .

اسپانیایی‌ها ، که در موضع ضعف قرار داشتند ، پرخاشگرانه تلاش می‌کردند استقلال خود را اعلام کنند , وقتی گروگان گیر احساس می‌کند فرد مقابل بر او تسلط یافته است ، به احتمال زیاد دست به خشونت می‌زند , به گفته داناهیو « اینجا همانجایی است که کلمات شکست می‌خورند .

گروگان گیر در عمل می‌گوید : ’ برایم احترام قائل نشدی و من ناچارم با کنترل فیزیکی تو احترامم را دوباره به دست بیاورم ‘», ادم‌ها هر چه در توان دارند انجام می‌دهند تا با مغلوب شدنشان مواجه نشوند ، حتی اگر به قیمت اسیب زدن به خودشان تمام شود , جناح هایی که در موضع ضعف قرار دارند اغلب ناجوانمردانه بازی می‌کنند ، ان‌ها از زوایایی به طرف مقابل حمله می‌کنند که انتظار ان نمی‌رود ؛ زوایایی که به سختی می‌توان در دفاع از ان موفق شد .

این افراد ، به جای انکه به دنبال راه حلی باشند که برای طرفین مذاکره مناسب است ، هر نوعی مذاکره ای را یک بازی برد - باخت می‌بینند که یکی از طرفین حتما بازنده و دیگری در ان حتما برنده است ؛ ان‌ها به جای انکه به محتوا توجه کنند ، به فرد مقابل حمله می‌برند تا جایگاه خود را اثبات کنند , در مقابل ، برخی با این ذهنیت وارد مذاکره می‌شوند که پیروزی از ان ان هاست ، چون در موقعیت بالاتری قرار دارند یا خود را در چنین موقعیتی تصور می‌کنند , همین است که احتمالا در مذاکره راحت ترند و به گزینه‌های بیشتری فکر می‌کنند ، به محتوای مذاکره توجه دارند و به دنبال راه حل برد - برد هستند .

این افراد بیشتر وجهه خود را به خطر می‌اندازند و دست به کارهایی می‌زنند که ممکن است در موقعیت‌های دیگر بزدلانه به نظر برسد , ان‌ها گفت گو را دوستانه و مسالمت امیز پیش می‌برند و از انجا که از مخدوش شدن تصویر اجتماعی شان نمی‌ترسند ، می‌توانند به طرف مقابل کمک کنند , به همین دلیل است که تایید و به رسمیت شناختن وجهه و اعتبار فرد مقابل تا این اندازه مهم است .

به نفع مذاکره کننده است که فرد مقابل تا حد امکان ، احساس امنیت کند , مذاکره کنندگان متبحر همواره تلاش می‌کنند فرد مقابل را در وضعیتی قرار دهند که خود می‌خواهند , ان‌ها می‌دانند وقتی خود در موضع قدرت قرار دارند ، هوشمندانه ان است که شکاف بین طرفین را کم کنند .

هرگاه در گفت و گویی تعادل قدرت برقرار نباشد ، انکه قدرتمند تر است به امور مهم تر - به محتوای گفت و گو و موضوع بحث - توجه دارد ؛ در مقابل ، فردی که در موضع ضعف قرار دارد ، بیشتر به روابط توجه می‌کند , به این مثال‌ها توجه کنید : پدر می‌گوید : « چرا اینقدر دیر برگشتی ؟» دختر نوجوان با خود فکر می‌کند « داری مثل یک بچه با من رفتار می‌کنی », پزشک می‌گوید : « مشکلی ندارید ».

بیمار با خود فکر می‌کند « به من اهمیت نمی‌دهی », سیاست مدار می‌گوید : « شرایط اقتصادی قدرتمند تر از همیشه در حال رشد است », کسانی که به او رای داده‌اند با خود فکر می‌کنند « بس کن .

ما را احمق فرض کرده ای », گفت و گو‌ها اغلب بدین دلیل ناکارامد شده و از موضوع اصلی منحرف می‌شوند که یکی از طرفین احساس می‌کند اعتباری را که شایسته ان است دریافت نمی‌کند , این امر به خوبی توضیح می‌دهد چرا در شبکه‌های اجتماعی بد خلقی به پدیده ای فراگیر تبدیل شده است ؛ پدیده ای که گاه به رقابت برای به دست اوردن جایگاه شبیه می‌شود .

انچه در این رقابت رد و بدل می‌شود ، توجه است , در مقام نظر ، همه می‌توانند در توییتر ، فیسبوک و اینستاگرام فالوئر‌های جدید داشته باشند و دیگران لایک و ریتوییتشان کنند ؛ اما به جز سلبریتی‌ها افراد دیگر به ندرت می‌توانند به راحتی فالوئر جمع کنند ؛ البته موارد استثنا نیز وجود دارد , کاربرانی که فریب به دست اوردن جایگاهی درخور توجه را خورده‌اند ، از اینکه نمی‌توانند چنین جایگاهی را به دست اورند ، خشمگین می‌شوند .

ظاهر امر ان است که شبکه‌های اجتماعی به همه فرصت برابر می‌دهد تا شنیده شوند ، ولی حقیقت ان است که این شبکه‌ها به گونه ای طراحی شده‌اند که حجم عظیمی از توجهات را نصیب اقلیتی محدود می‌کنند و اکثریت افراد سهم اندکی از این توجهات دارند , این شبکه‌ها فریب کارانه رفتار می‌کنند , تا این جا درباره یک جنبه از مفهوم تصویر اجتماعی صحبت کردیم : جایگاه .

مفهوم تصویر اجتماعی جنبه متمایز دیگری هم دارد که با مفهوم جایگاه ارتباط تنگاتنگی دارد , در بحث از جنبه دوم ، دیگر بدین موضوع نمی‌پردازیم که فرد خود را در موضع قدرت می‌بیند یا ضعف ، بلکه به تعریف افراد از خودشان توجه می‌کنیم , الیزا سوبو ، استاد انسان شناسی دانشگاه ایالت سن دیگو ، با والدینی مصاحبه کرد که از تزریق واکسن امتناع می‌کردند .

علت چیست که بسیاری از این افراد که از قضا باهوش‌اند و تحصیلات عالی دارند ، این توصیه پزشکی را که پشتوانه علمی نیز دارد ، نادیده می‌گیرند ؟ سوبو نتیجه می‌گیرد مخالفت این افراد با واکسن صرفا یک باور نیست ؛ بلکه نوعی « خود ابرازگری » است , این کار بیش از انکه پرهیز از معالجه باشد ، وارد کردن خود در خیل مخالفان است , این کار مانند ان است که « برای ورود به جمع خلافکاران باید نشان گروه را روی بدنتان خالکوبی کنید ، یا برای انکه متاهل شناخته شوید حلقه ازدواج به دست کنید ، یا یک باره همه قسمت‌های یک سریال پرطرفدار را پشت سرهم تماشا کنید ».

امتناع بیشتر از انکه نشان دهد « فرد چه کسی نیست و با که مخالف است » نشان می‌دهد « فرد چه کسی هست و با که هم ذات پنداری می‌کند », به گفته سوبو ان‌ها که واکسن می‌زنند هم به نوعی خودابرازگری می‌کنند : اگر نشان دهیم مانند اکثر افراد با تزریق واکسن موافقیم ، به نوعی نشان می‌دهیم چه کسی هستیم , همین است که بحث و نزاع بین دو طرف به سرعت به نزاع بر سر هویت تبدیل می‌شود .

به گفته ویلیام داناهیو ، عموما نزاع بر سر هویت است که حاضران در گفت و گو را به تعارض‌های مخرب می‌کشاند , او می‌گوید «[ نزاع بر سر هویت را ] در گروگان‌گیری ها ، در سیاست و در دعوای بین همسران دیده‌ام , [ وقتی به شما می‌گویند ] این شمایید که هیچ چیز نمی‌دانید ، این شمایید که مشکل دارید ، این شمایید که بی عاطفه‌اید ، احساس می‌کنید دیگری دارد به کیستی تان حمله می‌کند و بنابراین در دفاع از خودتان وارد عمل می‌شوید و تلافی می‌کنید .

اینجاست که نزاع بالا می‌گیرد », اغلب اوقات هویت و کیستی مان با نظرمان گره می‌خورد که ضرورتا امر ناپسندی نیست ؛ اما وقتی تلاش می‌کنیم دیگران را به انجام کاری مجبور کنیم که نمی‌خواهند انجام دهند ، باید از این موضوع اگاه باشیم ؛ حال چه این کار رای دادن به کاندیدای مورد نظرمان باشد ، چه ترک کردن سیگار یا سازگار شدن با مهارت‌های جدید کاری , هدفمان باید این باشد که بین هویت فرد و نظر یا عملش تفکیک قائل شویم ، یعنی فشار اهرم هویت را کمتر کنیم .

ان‌ها که در مخالفت کردن با دیگران مهارت دارند ، راهی می‌یابند تا فرد مقابل درک کند می‌تواند خودش باشد اما نظر یا عملش متفاوت [ از ما ] باشد , یکی از روش‌های رسیدن به این هدف ان است که مخالفت و گفت و گو را به دور از مخاطب انجام دهید , در 1994، به دنبال تیراندازی به مرکز سقط جنین در بوستون ، لارا چیسن در حرکتی انسان دوستانه از شش نفر از فعالان حوزه سقط جنین ، درخواست کرد به دور از مخاطب عام با یکدیگر گفت و گو کنند تا شاید به فهمی مشترک دست یابند .

این کار دشوار و حتی دردناک بود , این شش زن که سه تن موافق حق حیات جنین و سه تن موافق حق انتخاب مادر بودند ، چندین سال به دور از مخاطب با یکدیگر ملاقات کردند , ان‌ها در ابتدا بر مواضع خویش اصرار داشتند و هیچ یک از ان‌ها در موضوعات اساسی تغییر نظر نداد ؛ اما با گذر زمان که به درک و شناخت بیشتری از یکدیگر دست یافتند ، متوجه شدند می‌توانند با محدودیت‌های کمتر و به روش‌های واقع بینانه‌تری فکر ، گفت و گو و مذاکره کنند .

مردم هرچه برای حفظ وجهه خود در برابر رقبایشان زیر فشار کمتری باشند ، احساس می‌کنند انعطاف بیشتری دارند , از همین اصل می‌توان برای حل تعارضات در محیط‌های کاری سود جست , در جمع همکاران ، افراد احتمالا به تصویری که دوست دارند از ان‌ها دیده شود بیشتر توجه می‌کنند تا به یافتن راه حل درست مسئله .

اگر برایم مهم باشد دیگران مرا باکفایت ببینند ، احتمالا با هر چالشی در کارم پرخاشگرانه روبه رو می‌شوم , اگر بخواهم دیگران مرا فردی خوب بدانند که روحیه همکاری دارد ، احتمالا از بیان مخالفتم که به شدت به ان معتقدم سرباز می‌زنم و مخالفتم را انقدر صریح بیان نمی‌کنم که همه متوجه شوند , به همین دلیل است که وقتی در بحث‌های کاری ، گفت و گو به مشکل برمی‌خورد ، طرفین اغلب پیشنهاد می‌دهند « فعلا از ان صرف نظر کنیم تا بعد شخصا درباره ان گفت و گو کنیم ».

معنای ظریف تر این عبارت این است : « اجازه بده این گفت و گوی ذاتا دشوار را جایی ادامه دهیم که وجهه و اعتبارمان کمتر در معرض خطر باشد », به تعویق انداختن مشاجره کارساز است ؛ اما باید به ان به عنوان گزینه ای نگاه کرد که در درجه دوم اهمیت قرار داد ؛ بدین معنا که از مزایای گفت و گوی ازاد چشم پوشی می‌کنیم تا افراد کمتری در مسئله ای که با ان درگیریم ، موشکافانه نظر کنند , بهترین راه برای کاستن از فشار اهرم هویت ایجاد فضایی در محیط کار است که افراد احساس نکنند مجبورند از تصویر اجتماعی خود محافظت کنند ؛ فضایی که تنوع ارا را به رسمیت می‌شناسد ، اشتباهات و خطاها را بعید نمی‌داند ، با اصول رفتاری اشناست و همه اطمینان خاطر دارند دیگران به هدف جمعی اهمیت می‌دهند .

در چنین فضایی است که می‌توانید واقعا حرف دلتان را بیان کنید , با این حال ، در بیشتر منازعات ، تصویر اجتماعی افراد به نوعی در خطر است , خارج شدن از تیررس مخاطبان فشار اهرم هویت را کم می‌کند ، اما راه دیگر ان است که تصویر فرد را به رسمیت بشناسیم ، یعنی تصویر ایدئال او از خودش را تایید کنیم .

وقتی نشانم می‌دهید باورم دارید و تصویری را به رسمیت می‌شناسید که می‌خواهم از خودم به نمایش بگذارم ، اسان تر می‌توانم جایگاهم را بازبینی کنم , اگر خودتان بزرگ منشانه رفتار کنید ، می‌توانید از منازعه شخصیت‌زدایی کنید , گاهی اوقات انجام این کار به اسانی تعریف کردن از فرد مقابل است ، ان هم درست زمانی که بیش از همیشه احساس اسیب پذیری می‌کند .

جاناتان وندر ، افسر سابق پلیس ، هم بنیانگذار سازمانی به نام پلیس است و به افسران پلیس اموزش می‌دهد چگونه از شرایط تنش‌زدایی کنند , او در کتابی که درباره برقراری نظم و امنیت نوشته است ، می‌گوید دستگیری فی نفسه مظنون را تحقیر می‌کند , وی معتقد است افسران پلیس به هنگام دستگیری متهمان باید به گونه ای رفتار کنند که فرد دستگیر شده احساس خوشایند‌تری به خود داشته باشد .

وی از دستگیری فردی به نام کوین می‌گوید که پلیس احتمال می‌داد عامل یک حمله وحشیانه باشد : « من و همکارم هر کداممان یکی از دست‌های کوین را گرفته بودیم و به او گفتیم بازداشت است , شروع کرد به تقلا کردن و کاملا اماده زد وخورد بود , با توجه به قد و قامت بزرگ کوین و سابقه خشونت‌ورزی اش ، نمی‌خواستیم وارد زد وخورد شویم که نتیجه ای جز زخمی شدن او و خودمان نداشت .

به او گفتم ’ ببین ، تو گنده تر از انی که بتوانیم با تو دعوا کنیم ‘», وندر می‌نویسد : « افسران می‌توانند با تایید کرامت مظنون ، به ویژه در جمع ، از وقوع زد و خورد احتمالی جلوگیری کنند », به نفع افسر پلیس است که کاری کند که مظنون دستگیرشده ، حس خوبی داشته باشد ، یا حداقل احساسات ناخوشایند کمتری تجربه کند .

عقل سلیم این گونه حکم می‌کند یا حداقل باید این گونه حکم دهد , جالب ان است که مردم اغلب مرتکب خطایی می‌شوند که خطای سلطه گر نام دارد : مردم وقتی به قدرت می‌رسند ، تلاش می‌کنند منافع خودشان را تامین کنند و هویت دیگران را جریحه دار می‌کنند , شاید این کار رضایتی گذرا نصیبشان کند ، اما فرد مقابل را به دشمنی بدل می‌کند که نمی‌خواهند .

زخم خورده‌ها خطرناکند , در ممفیس ، زمانی که در جلسات اموزشی سازمان پولیس حضور داشتم ، مدرس دوره به افسران حاضر در کلاس می‌گفت به چشم خود مامورینی را دیده است که پس از دستگیری مظنون ، ان‌ها را در مقابل دوستان یا خانواده شان کتک زده‌اند , وی می‌گفت این کار نه تنها اشتباه بلکه احمقانه است : تحقیر کردن کسی که دستبند به دست دارد « ممکن است همکارانتان را به کشتن دهد ».

زمزمه ترسناکی اتاق را فراگرفت , مظنونینی که تحقیر شده‌اند ، هرگز رنج ان لحظه را فراموش نمی‌کنند و برخی از ان‌ها سال‌ها بعد ، از پلیس‌ها ، هر پلیسی ، به شدت انتقام می‌گیرند , تحقیر کردن دامان تحقیر کننده و افرادی را که با او در ارتباطند ، می‌گیرد .

ویلیام زارتمن و یوهانس اوریک ، دو دانشمند علوم سیاسی در پژوهشی ده بحران دپیلماتیک بین‌المللی را بررسی کردند , ان‌ها نشان دادند وقتی کشورهای قوی تر اعمال قدرت می‌کنند ، کشورهای ضعیف موقتا به این اعمال قدرت تن می‌دهند ، اما به دنبال روش هایی هستند تا بعدها تلافی کنند , سیاست مدار امریکایی ، الکساندریا اوکاسیو کورتز ، نشانمان می‌دهد چگونه با کسی که به شدت مخالفیم ، گفت و گو کنیم .

لازم نیست حتما به لحاظ سیاسی با او هم نظر باشیم تا بر توصیه‌اش صحه بگذاریم : « یکی از بهترین نصایحی که مشاور و مربی‌ام به من یاد داد این است : ’ همواره به افراد فرصت طلایی عقب‌نشینی بده ,‘ یعنی در گفت و گو با ادم‌ها به اندازه کافی شفقت به خرج بده ؛ به ان‌ها فرصت کافی بده فکرشان را تغییر دهند تا بتوانند وجهه خود را حفظ کنند , واقعا مهم است بتوانید این کار را انجام دهید ؛ چون اگر برای مثال بگویید ’ حرفت نشان می‌دهد نژادپرست هستی !‘ فرد مقابل را وادار می‌کنید بگوید ’ نه ، نیستم ‘ و فرصت طلایی عقب‌نشینی از دست خواهد رفت .

تنها راهی که برای فرد می‌ماند ان است که با سرعت به نظر مخالف حمله کند », وقتی با کسی بحث می‌کنیم ، باید به این فکر کنیم او چگونه می‌تواند هم زمان هم ذهنش را تغییر دهد و هم تصویر اجتماعی خود را حفظ کند یا حتی ارتقا ببخشد , اغلب ، انجام این کار حین منازعه دشوار است .

در لحظه منازعه نظر فرد بیش از قبل و بعد منازعه با هویتش گره می‌خورد ( نویسنده ای به نام راشل کاسک بحث و گفت و گو را « لحظه ای بحرانی » می‌داند که « فرد [ در ان لحظه ] خود را تعریف می‌کند »), با این حال ، اگر به طرف مقابل نشان دهیم به او گوش می‌دهیم و به دیدگاهش احترام می‌گذاریم ، احتمال این که فرد بعدا تغییر موضع دهد ، افزایش می‌یابد , اگر و هر زمان که فرد مقابل تغییر موضع داد ، نباید سرزنشش کنیم که از ابتدا با ما موافق نبوده است .

جالب است بدانیم در بحث هایی که دو سر بحث کاملا با یکدیگر مخالفند ، سرزنش کردن طرف مقابل به کرات اتفاق می‌افتد , سرزنش کردن سبب می‌شود فرد مقابل به سختی نظرش را تغییر دهد , به خاطر داشته باشیم ، ان‌ها که نظرشان را تغییر می‌دهند به چیزی دست می‌یابند که ما به ان دست نمی‌یابیم : تغییر ذهن .

اطلاعات کتاب شناختی : leslie, ian, conflicted: how productive disagreements lead to better outcomes, harper business, 2021 پی نوشت‌ها : • این مطلب را ایان لزلی نوشته و در تاریخ 16 فوریه 2021 با عنوان «how to have better arguments online» در وب سایت گاردین منتشر شده است .

و برای نخستین بار با عنوان « چطور در شبکه‌های اجتماعی بهتر گفت و گو کنیم ؟» در نوزدهمین شماره فصلنامه ترجمان علوم انسانی با ترجمه فاطمه زلیکانی منتشر شده است , وب سایت ترجمان ان را در تاریخ 26 تیر 1400 با همان عنوان منتشر کرده است , •• ایان لزلی (ian leslie) نویسنده و روزنامه‌نگاری است که درباره الگوهای رفتاری انسان‌ها می‌نویسد .

دروغ گویان مادرزاد : چرا نمی‌توانیم بدون فریب کاری زندگی کنیم و متعارض : چرا بحث‌ها از هم جدایمان کرده است و چطور می‌توانند ما را به هم پیوند دهند ؟ از کتاب‌های اوست , ••• این مطلب برشی است از کتاب متعارض : چرا بحث‌ها از هم جدایمان کرده است و چطور می‌توانند ما را به هم پیوند دهند ؟ •••• انتشارات ترجمان علوم انسانی ترجمه فارسی این کتاب را به زودی منتشر خواهد کرد , ••••• انچه خواندید در شماره 19 فصلنامه ترجمان منتشر شده است .

برای خواندن مطالبی مشابه می‌توانید شماره نوزدهم فصلنامه ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ترجمان به نشانی www,tarjomaan,shop بخرید .

همچنین برای بهره مندی از تخفیف و مزایای دیگر و حمایت از ما می‌توانید اشتراک فصلنامه ترجمان را با تخفیف از فروشگاه اینترنتی ترجمان خریداری کنید , [1] high context [2] low context [3] face-work عضویت در کانال تلگرام خبربان منبع : الف کلیدواژه : شبکه‌های اجتماعی موضع ضعف قرار مذاکره کنندگان گروگان‌گیری ها تصویر اجتماعی گفت و گو کنیم فرد مقابل مخالفت کردن مذاکره کنند جای انکه نشان می‌دهد قرار دارند گروگان گیر توجه کنید طرف مقابل برای حفظ انسان‌ها پاسخ‌ها بحث‌ها چه کسی راه حل درخواست حذف خبر : « خبربان » یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به طور اتوماتیک از وبسایت www,alef.

ir دریافت کرده است ، لذا منبع این خبر ، وبسایت « الف » بوده و سایت « خبربان » مسئولیتی در قبال محتوای ان ندارد , چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید ، کد 32574420 را به همراه موضوع به شماره 100010022100 پیامک فرمایید , لطفا در صورتی که در مورد این خبر ، نظر یا سئوالی دارید ، با منبع خبر ( اینجا ) ارتباط برقرار نمایید .

با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 1382/10/17 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت « خبربان » مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی ، صوتی و تصویر است ، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر ، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است , وضعیت پرداخت حقوق‌ها در تعطیلات 6 روزه فهرست مشاغل مجاز به فعالیت در تعطیلات 6 روزه تهران و البرز قیمت دام زنده در عید قربان 1400 چقدر است ؟ خیز رقیب استقلال برای شکار 170 میلیارد تومانی سقوط سنگین بیت کوین / نابود شدن 90 میلیارد دلار سرمایه افراد خبر بعدی : گفت وگو با منبری نجومی بگیر !/ سنتی که خرابش کردیم به گزارش فارس ، هرساله در استانه فرارسیدن عزاداری ماه محرم حرف‌ها و حدیث‌های بسیاری از ماجرای پاکت‌های میلیونی بعضی از مداحان و منبری‌ها به گوش می‌رسد , افرادی که برای حضور در یک مجلس ، رقم‌های انچنانی مطالبه می‌کنند .

سنتی که خرابش کردیم صله گرفتن سنتی است که از زمان اهل بیت (ع) رواج داشته است و هرزمان شعرا برای ائمه اطهار (ع) شعری می‌سرودند و یا از مصیبت‌های کربلا می‌خواندند اهل بیت (ع) از انان با صله ای تقدیر می‌کردند , کمیت به محضر امام باقر (ع) مشرف شد و برای ایشان شعری از مصیبت‌های کربلا خواند , حضرت به ایشان فرمود زمانی نزد ما امده ای که وضع مناسبی نداردیم .

در ان زمان اموال حضرت مصادر شده بود , ایشان به خانواده و نزدیکان خود فرمود هرچه از طلا و زیور‌الات دارید به کمیت دهید , در روایت دیگری از امام رضا (ع) داریم که به دعبل خزاعی چند سکه بابت شعرخوانی می‌دهد .

دعبل می‌گوید : من برای سکه گرفتن شعر نخواندم , ایشان می‌فرماید : این هدیه من به توست , بنابراین رسم صله گرفتن برای روضه خوانی و مداحی اهل بیت (ع) از گذشته وجود داشته است اما انچه این روزها ازار دهنده شده است ، تعیین کردن و مطالبه کردن اعدادی نامتعارف است .

قیمت روی امام حسین می‌گذارید !! محمدحسین پویانفر چندی پیش در سالروز وفات سیدجواد ذاکر مداح اهل بیت (ع) با نقل خاطره ای از این مداح اظهارداشت : سیدجواد یک خصلت داشت و ان هم این بود که سر امام حسین (ع) قیمت نمی‌گذاشت و ایشان نمی‌فروخت , او نان کسی را نخورد , برخی قبل از اینکه به جلسه بیایند پاکت شان را می‌گیرند .

وی افزود : فردی از من پرسید در جلسه پاکت می‌گیری ؟ گفتم اره می‌گیرم , گفت : چقدر می‌گیری ؟ گفتم : قیمت روی امام حسین (ع) بگذار تا من بفروشم , سیدجواد ذاکر بزرگترین خصلتش این بود که خودش نفروخت و ماندگار شد .

ما را در قبر خودمان می‌گذارند اما مشخص می‌شود که از سر صدق کاری می‌کنیم یا نه , ماجرای پاکت نجومی یک منبری چندی پیش هم حجت‌الاسلام عارف پیردهقان از منبری‌های جوان شهر تهران خاطره ای از یک پاکت نجومی در فضای مجازی منتشر کرد و نوشت : « روضه رو که خوندم داشتم از مسجد میرفتم بیرون ، دیدم پشت سرم راه افتاده و صدام میکنه ,.

, + حاج اقا ,.

, _ جونم بابا جان ؟! + من خادم همین مسجدم ؛ خونمون اون اتاقه که تو حیاط مسجده ( اشاره کرد به یه اتاق کنار حیاط مسجد ) _ بله در خدمتم ! کمکی ازم بر میاد ؟ ( اول فکر کردم کمک نقدی میخواد ) + حاج اقا من خانومم زمین گیره نمیتونه بیاد بشینه تو مجلس روضه ؛ میشه تشریف بیارید یه چند خط براش روضه بخونید ؟! ( موی بدنم بلند شد !!! انگار مغزم سوت کشید ) جلو جلو رفت ، درو باز کرد و یه چادر کشید رو سر خانومش ,.

, یه پیر زن رو ویلچر تو یه اطاق کوچیک ! پیرزن تا منو دید گل از گلش شکفت ,.

, نمی‌تونست حرف بزنه ولی با چشماش کلی ازم استقبال کرد , روضه رو شروع کردم دیدم انگار پیر زن داره جون میده ، دلم نیومد بیشتر گریشو ببینم .

,, خودمم حالم خراب شده بود و میخواستم داد بزنم .

روضه رو تموم کردم گوشه چادرشو بوسیدم , اومدم بیام بیرون دیدم پیرمرد یه پاکت گذاشت تو جیبم ؛ قبول نکردم زد زیر گریه , گفت به این روضه که خوندی اگه قبول نکنی شکایت میکنم به حضرت زهرا .

پاکتو داد دستمم بوسید گفت : « کمه ولی امام حسین زیادش می‌کنه » اسکناس‌ها را در کفنم خواهم گذاشت حجت‌الاسلام پیردهقان در گفت وگو با خبرگزاری فارس اظهارداشت : این خاطره برای زمان دوری نیست در همین ایام شهادت امام جواد (ع) در یکی از مساجد منطقه 16 تهران رخ داده است , اولین بار بود که به این مسجد برای روضه می‌رفتم , از بدو ورود دیدم این خادم به من لطف دارد و در پایان جلسه هم این اتفاق رخ داد .

وی افزود : این خادم در پاکت دو اسکناس 10 هزار تومانی قرار داده بود هم خودش به زبان گفت و هم برروی ان نوشته بود که کم است اما امام حسین زیادش می‌کند , معتقدم این نجومی‌ترین پاکتی است که گرفتم و بنا دارم این دو اسکناس نگه دارم و وصیت کنم در کفن من قرار دهند , کدام صله برکت دارد ؟ پیردهقان با اشاره به اینکه صله گرفتن از گذشته رواج داشته است ، گفت : از زمان اهل بیت (ع) نیز این بزرگواران به شاعران و روضه خوان‌ها صله می‌دادند اما متاسفانه این رسم این روزها کمی منحرف شده است و برخی از دوستان مداح و منبری ان را به حاشیه برده‌اند و از ان حال نورانی و معنوی‌اش خارج شده است .

این سخنران جوان با اشاره به اینکه بارها برایم ثابت شده و شنیده‌ام که این صله‌ها برکت دارد ، گفت : صله برکت دارد اما نه انکه تعیین کنیم به جلسه می‌ایم و این مقدار می‌گیرم , من این خاطره را بیان کردم تا پویشی شود تا صاحبان مجالس در استانه محرم از دعوت افرادی که رقم تعیین می‌کنند ، پرهیز کنند که الحمدلله استقبال شد , اگر پاکت را تعیین کردی ، انتظاری در قیامت نداشته باش وی با بیان اینکه شاید بسیاری خواب را حجت شرعی نداند ، گفت : پدر حاج محمدرضا طاهری مداح اهل بیت (ع) در خواب امام حسین (ع) را دیده بود و ایشان گفته بود افرادی که در دنیا پاکت تعیین می‌کنند و از این راه امرار معاش می‌کنند در روز قیامت از ما انتظاری نداشته باشند زیرا با ان‌ها حساب شده است .

پیردهقان افزود : در روایت داریم ملعون است کسی که به واسطه اهل بیت (ع) امرار معاش کند و درامدش از این راه باشد , متاسفانه این روزها اعداد غیرقابل باوری از سوی برخی مداحان و منبری‌ها برای یک جلسه یکی دوساعته مطالبه می‌شود , برای پول روضه نخوانیم این سخنران مذهبی با اشاره به اینکه پدرم مداح بود و از 6 سالگی میکروفن به دستم داد و در مجالس روضه خواندم و از سال 90 به حوزه علمیه رفتم و 5 سالی است که معمم شده‌ام ، گفت : در خانواده ای با همین و حال و هوا بزرگ شده‌ام و با زندگی این چنینی غریبه نیستم .

عقیده‌ام این است که باید به اهل بیت (ع) اعتماد کرد و نباید منبع درامد خود را این نوکری قرار دهیم , باید به اهل بیت (ع) اعتماد کنیم و برای پول روضه نخوانیم , وی ادامه داد : در روایت داریم روزی پیامبر (ص) وارد خانه می‌شود و از همسر خود تقاضای غذا می‌کند .

همسر ایشان می‌گوید غذایی در خانه نداریم , ایشان عبایش را برمی‌دارد تا بیرون رود , همسرش سوال می‌کند کجا می‌رود ؟ ایشان می‌فرماید : به زیارت حسن و حسین (ع) می‌روم و با دیدار ان‌ها گرسنگی‌ام برطرف می‌شود .

امام حسین (ع) فردی است که پیامبر (ص) با نگاه به چهره‌اش گرسنگی‌اش رفع می‌شود ، ان وقت ایشان نمی‌تواند ما را اداره کند ؟ قدیمی‌ها چگونه پاکت می‌گرفتند ؟ پیردهقان تصریح کرد : مداحان و منبری‌های گذشته در خصوص صله گرفتن بسیار دقیق بودند , از مرحوم کافی داریم که می‌گفتند وقتی در مجلسی پاکت می‌گرفتن به عدد ان توجه نمی‌کردم تا موجب شود دفعه بعد به ان مجلس بروم یا نه , از سیدمهدی قوام هم نقل شده است که بعد از دهه محرم و فاطمیه پاکت دریافتی خود را به منطقه لاله زار که در ان زمان محل حضور زنان بدکاره بود می‌برد و به ان‌ها می‌داد تا حداقل یک شب از کار دست بکشند .

با این کار او زنی توبه کرده بود , ماجرای پاکت گرفتن از امام رضا مرحوم حاج رضا انصاریان هم در این خصوص خاطره ای جالب داشت و می‌گفت : « در شب ولادت حضرت صدیقه طاهره ( س ) جلسه ای بود در مشهد که بانی ان جلسه نیتش این بود که دویست ، سیصد نفر از سادات را دعوت کند , از من هم برای مداحی در ان جلسه دعوت شد .

بعد از جلسه ، مردم می‌گفتند : « اون قمی از همه بهتر خواند », مجلس که تمام شد به بانی مجلس به شوخی گفتم : « اقای فلانی ! ما می‌خواهیم بریم ، پاکت ما را بده !» او هم با زبان شیرین مشهدی گفت : « برو اقا ! اگر می‌خواستم پاکت بدم که شما رو دعوت نمی‌کردم !» در بین راه به حضرت زهرا ( س ) عرض کردم : « بی بی جان ! ما برای پول می‌خوانیم و برای ریا ، شما کمک کنید که این خواندن ما فقط برای شما باشد ,» حال عجیبی پیدا کردم و با همان حال وارد منزل شدم .

در عالم خواب دیدم که از « بست بالا » به حرم امام رضا (ع) مشرف شدم ؛ ناگهان دیدم وجود مقدس حضرت رضا از « ایوان طلا » خارج شدند , تمام صحن نور بود , داخل صحن شدم .

مثل اینکه من هم جزو کسانی بودم که باید خدمت حضرت رضا (ع) عرض سلام می‌کردم ؛ جلو رفتم و سلام عرض کردم , جواب فرمودند : « تو بودی که پاکت می‌خواستی ؟!» عرض کردم : « بله یابن رسول الله » فرمودند : « دامنت را بگیر » و سپس از دو دست مبارکشان ، مثل یک ابشار ، سکه سرازیر شد ! و بعد هم فرمودند : « هرچه می‌خواهید ، ما هستیم », نمی توانم وصف کنم که چطور از خواب بیدار شدم ! وقتی از خواب بیدار شدم ، صدای مناجات و پیشخوانی اذان را از حرم شنیدم .

وضو گرفتم و با همان حال به حرم حضرت رضا (ع) مشرف شدم , همان نقطه را که در خواب دیده بودم ، بوسیدم و صورتم را متبرک کردم و به حضرت رضا (ع) عرض کردم : « اقا جان من را عفو کنید ، من نفهمیدم که این حرف‌ها را زدم !» بسیاری از مدیران هیات‌ها ، عزاداران ، مداحان و منبر‌ی های بعد از انتشار این خاطره حجت‌الاسلام پیردهقان با بازنشر این خاطره از اتفاقات رخ داده در این خصوص برای خود نقل خاطره کردند که متاسفانه برخی از مداحان و منبری‌ها برای حضور در جلسات هیات چه اعداد باورنکردنی را مطالبه کردند , رقم هایی که 50 درصد ان را پیش از حضور در جلسه و 50 درصد را بعد جلسه دریافت می‌کنند .

ان چه به این افراد باید گفت این است که اجر و پاداش کار عظیم خود را چندرغاز دنیایی عوض نکنید تا در ان دنیا شرمنده اهل بیت (ع) نباشید ,.
المان غربی اسپانیا ایالات متحده بوستون ممفیس کشور ایران تهران البرز کربلا شهر تهران منطقه 16 تهران منطقه لاله زار مشهد حرم امام رضا ع ایوان طلا حرم حضرت رضا ع فیس بوک امریکایی دانشگاه هاروارد فلسطینی اسراییلی پلیس مونیخ مونیخ دانشگاه لنکستر ارتش امریکا اسپانیایی استقلال سازمان پولیس انتشارات ترجمان علوم انسانی فروشگاه اینترنتی ترجمان فارس مجلس خبرگزاری فارس مشهدی پل گراهام گراهام والتر برافورد اروین ویلیام داناهیو داناهیو همکارش پل تیلور دانیل دراکمن الیزا سوبو سن دیگو لارا چیسن ظریف جاناتان وندر وندر ویلیام زارتمن یوهانس اوریک الکساندریا اوکاسیو کورتز راشل کاسک ایان لزلی فاطمه زلیکانی ایان لزلی ian leslie ائمه اطهار ع امام باقر ع امام رضا ع دعبل خزاعی دعبل امام حسین محمدحسین پویانفر سیدجواد امام حسین ع سیدجواد ذاکر حجت الاسلام عارف حجت الاسلام پیردهقان امام جواد ع حاج محمدرضا طاهری ملعون پیامبر ص حسن حسین ع سیدمهدی قوام امام رضا مرحوم حاج رضا انصاریان حضرت صدیقه طاهره س قمی حضرت زهرا س حضرت رضا حضرت رضا ع یابن رسول الله حجت الاسلام استاد ارتباطات دانشگاه میشیگان استاد انسان شناسی دانشگاه ایالت افسر سابق پلیس بازی های المپیک 1972 عید قربان 1400 ماه محرم سالروز وفات سیدجواد ذاکر مداح اهل بیت ع محرم دهه محرم فاطمیه