طعنه روزنامه شرق به کتمان اموال و دارایی‌های رییس مجلس / چرا افراد بانفوذ کتمان حقیقت می‌کنند ؟

۱۴۰۰/۰۴/۲۸ ۱۰:۰۵:۳۱


افتاب نیوز : محمدتقی نقدعلی ، طراح طرح ممنوعیت خروج مسئولان از کشور بعد از اتمام دوره مسئولیت می‌گوید پرکردن سامانه ثبت اموال از مهم‌ترین محورهای این طرح بوده و در صورت بروز تخلف در اموال مسئولان ، قوه قضاییه خارج از نوبت به ان رسیدگی می‌کند , این تکرار در قانون‌گذاری در حالی رخ می‌دهد که قانون فعلی برای الزام مسئولان برای ثبت دارایی‌ها هم به طور جدی اجرایی نشد و هرگز هم مشخص نشد چه تعداد گزارش واقعی از دارایی خود ارائه دادند , این قانون از همان ابتدا به دلیل عدم کارشناسی دقیق در نحوه اجرا محکوم به تبدیل شدن به قانونی متروک بود که در همین مسیر تاکنون حرکت کرده است .

حتی راهکاری برای راستی ازمایی اطلاعات ثبت شده ارائه نشد و ضمانت اجراها در حد سخن باقی ماند , هرچند حساب کشی از مسئولان با پایان دوره تصدی امر مطلوبی است اما هنوز مشخص نیست ارائه گزارش نادرست از دارایی‌ها چگونه ارزیابی خواهد شد ؛ به خصوص که ما در گذشته تجربه نامزدی کسی را در انتخابات ریاست جمهوری داشتیم که زمان ارائه دارایی‌های خود به مردم چنان سخن گفت که از یک کارگر ساده دارایی کمتری داشت در حالی که هم اکنون پرونده تخلفات او در زمان مسئولیت سابقش بارها قرائت شده ان ادعاها برای مردم ثابت شده است , وقتی در چنین شرایطی افراد بانفوذ کتمان می‌کنند ، از مدیران میانی و معمولی انتظار زیادی نمی‌توان داشت ؛ به خصوص که حمایت از حقیقت ضمانت اجرای قوی ای ندارد و قانون‌گذاری های بی نتیجه هدردادن وقت و پول بیت المال است مگر اینکه به طریقی اقدام شود که امکان دورزدن قانون وجود نداشته باشد که تاکنون در این گونه موارد شاهد چنین ضمانت اجراهایی نبوده‌ایم و فقط به قوانین متروک کشور اضافه می‌شود .

منبع : روزنامه شرق عضویت در کانال تلگرام خبربان منبع : افتاب کلیدواژه : دارایی مسئولان قالیباف درخواست حذف خبر : « خبربان » یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به طور اتوماتیک از وبسایت aftabnews,ir دریافت کرده است ، لذا منبع این خبر ، وبسایت « افتاب » بوده و سایت « خبربان » مسئولیتی در قبال محتوای ان ندارد , چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید ، کد 32566186 را به همراه موضوع به شماره 100010022100 پیامک فرمایید .

لطفا در صورتی که در مورد این خبر ، نظر یا سئوالی دارید ، با منبع خبر ( اینجا ) ارتباط برقرار نمایید , با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 1382/10/17 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت « خبربان » مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی ، صوتی و تصویر است ، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر ، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است , نرخ مصوب انواع نان با گندم یارانه ای تعیین شد تهران برای روزهای اینده تعطیل می‌شود ؟ وقوع زمین لرزه‌های شدید در استان فارس / استان فارس صبح امروز چندین بار لرزید 30 هزار وام مسکن روستایی پرداخت می‌شود + جزییات مجوز تردد بین شهری توسط فرمانداری تهران صادر نمی‌شود خبر بعدی : اختلاف در حل اختلاف ! خبرگزاری فارس - مجتبی سلطانی : ساعت 8 صبح است که می‌رسم جلو اداره دارایی ، خیابان امام ، قم .

نخستین روز هفته است و من امیدوار به اغاز هفته ای خوب , روی در نوشته است ورود بدون ماسک ممنوع , چقدر خوب است که مسئولان این جا حواسشان به الوده کننده‌های محیط هست .

طبقه دوم انتهای سالن لیست بلند بالایی روی دیوار است که نام اشخاص حقیقی و حقوقی ای که نسبت به مالیات خود درخواست تجدید نظر کرده و حالا قرار است در هیئت‌های حل اختلاف به ان‌ها رسیدگی شود در ان نوشته شده است , اسم خیریه خودمان را پیدا می‌کنم , کنارش با خودکار نوشته است 2.

به سراغ شعبه 2 حل اختلاف مستقر در دارایی می‌روم , یک اقا با موهای جوگندمی تنها در اتاق نشسته است , بعد از سلام علیک می‌پرسد مربوط به کدام پرونده هستم و عنوانم چیست .

نام موسسه خیریه را می‌گویم و خودم را مدیرعامل معرفی می‌کنم , تعارف می‌کند بنشینم , پرونده‌ها را زیر و رو می‌کند تا به پرونده ما برسد .

ورق می‌زند نگاه می‌کند و از داخل ان ستون‌ها و ردیف‌های جدول اظهارنامه سال 97 به کلمه پیمانکار گیر می‌دهد و عددی که در مقابل ان نوشته است , – اینجا نوشته است شما پیمانکاری کرده‌اید توضیح بدهید , ذهنم می‌رود سمت پیمانکاری پل و اتوبان و ساختمان .

هرچه فکر می‌کنم یادم نمی‌اید که در ان سال و حتی سال‌های بعد ، موسسه غیر از صدقاتی که مردم به حساب ریخته‌اند و ما به نیازمندان داده‌ایم درامد دیگری داشته باشد , ان لحظه این هم به ذهنم نمی‌رسد که کلمه پیمانکار در ان ردیف و ستون فقط یک عنوان است و هرچه روبروی ان نوشته شده کل درامد صدقات ماست , توضیح می‌دهم که این اظهار نامه را خانمی که در شرکت‌ها اظهار نامه می‌نویسد برایمان نوشته است ان هم فی سبیل الله .

گفتگویمان ادامه می‌یابد , ایشان همچنان مصر است که باید مالیات را بدهید , از او سوال می‌کنم طبق پرونده ای که مقابل اوست ، مبلغ مالیات متعلقه چقدر است .

کنایه ای می‌زند که چطور رقم مالیات را نمی‌دانی ؟ با خودم می‌گویم این که مدیرعامل عدد دقیق مالیات 97 موسسه‌اش را بداند یا نه یک موضوع داخلی است و قاعدتا ربطی به سیر روند حل اختلاف ندارد , عدد مالیات را می‌گوید , بخشی از حرف هایش را که قبلا در حوزه رسیدگی کننده به پرونده گفته‌اند قبول دارم .

مثلا ناظر نظری روی پرونده مان ندارد و دفاتر و اسناد را هم در موعد مقرر تحویل نداده‌ایم , اما امیدوار بودم این جا درکمان کنند که ما عده ای هستیم که ریالی حقوق و دستمزد نمی‌گیریم و فقط واسطه‌ایم تا کمک‌های مردم را به نیازمندان واقعی برسانیم , اقای جوگند می‌رو به من می‌گوید روی کاغذی نامه ای بنویس و مشخص کن به چه چیزی اعتراض داری .

از او کاغذ می‌خواهم می‌گوید نداریم , خارج می‌شوم از اتاق دیگری از خانم محترمی کاغذ می‌گیرم و اعتراضم را می‌نویسم و مهر می‌کنم , به اتاق شعبه که بر می‌گردم اقای دیگری هم پشت میز نشسته است .

من می‌گویم این وجوهی که ما در حساب داشته‌ایم صدقات مردم است و وجوه تبرعی به شمار می‌رود که طبق قانون مشمول مالیات نمی‌شود , اقای جوگندمی می‌گوید از مرجع نامه بیاور که تایید کند اینها وجوه تبرعی هستند , می‌گویم من برای این اعداد سراغ مرجع نمی‌روم .

طعنه ای می‌زند که حالا یک موسسه که کل گردش مالی‌اش فلان مقدار است ,,.

, نمی‌دانم اخر جمله‌اش را نمی‌گوید یا من نمی‌شنوم , یاد گوسفندهایی می‌افتم که ان سال ذبح کردیم و گوشتش را به خلق الله دادیم .

و ان همه غذایی که در طول سال بین مردم تقسیم کردیم و حالا در این ردیف‌ها و ستون‌ها نیست که این اقا بابتش از ما مطالبه مالیات کند , خدا را شکر می‌کنم که خیرین پول را مستقیم به حساب قصاب و اشپز می‌ریزند و ما فقط وظیفه توزیع داریم وگرنه الان قصه ان‌ها را هم داشتیم , حرف و سخن بین من و ان اقا طول می‌کشد .

منطق مشترکی در گفتگو نداریم , ان قدر که من خسته و عصبانی جایی از کاغذی را که فکر می‌کنم صورتجلسه هیئت باشد و او نشان می‌دهد با این جمله پر می‌کنم : این جانب هیچ گونه اعتراضی ندارم , و ان را مهر می‌کنم .

همان ضرب المثل قدیمی که می‌گوید اصلا خر ما از کره گی دم نداشت , دفتر و اسناد را بر می‌دارم و از اتاق شعبه 2 حل اختلاف خارج می‌شوم , پشت سر همان اقای دومی که در اتاق نشسته بود و حالا می‌رود انگار برای تجدید وضو .

در راه فکر می‌کنم که هیئت حل اختلاف یعنی چند نفر , اما من که با یک نفر طرف بودم نه یک هیئت , تازه من اختلافم با دارایی بوده و این اقا هم از خود دارایی بود .

یعنی قاضی و طرف دعوی یکی بود , نمی توانم این موضوع را هضم کنم , زنگ می‌زنم به یکی از دوستان که از کارمندان دارایی است .

می‌گوید هیئت حل اختلاف شامل سه نفر است , یک نفر که از طرف دارایی است ، یک نفر از طرف اصناف و یک نفر هم قاضی , او هم مثل من تعجب می‌کند که چرا بدون حضور سه نفر و رسمیت یافتن هیئت ان اقا پرونده را مطرح و از من امضا گرفته است .

چون اصلا هیئتی هنوز تشکیل نشده بوده است , و چرا همان اقای جوگندمی که انقدر دم از قانون می‌زد ، نگفت که بیرون باش تا بقیه بیایند و نگفت که من یک نفرم و من هیئت نیستم , و چرا ان اقایی که از وسط گفتگو امد و در سکوت کامل بود به او نگفت که صبرکن تا هیئت رسمیت پیدا کند .

ان موقع قصد نداشتم این‌ها را بنویسم و جایی منتشر کنم چون فکر می‌کردم بهتر است خطای یک کارمند دارایی را پای انهایی نگذارم که می‌دانم صادقانه کار می‌کنند و حاضرم پشت سرشان نماز بخوانم , و هیئت‌های حل اختلاف را که مربوط به دستگاه قضا هستند خراب نکنم حداقل به احترام قوه قضاییه که حالا چند روزی است یکی از شاگردان مرحوم پدرم سکان ان را به دست گرفته است , اما از خطای ان اقا هم نمی‌توانستم بگذرم که از عدم اطلاع من سوء استفاده کرد .

استخاره کردم ایه ای بلند بود که وسط کلماتش « الامرون بالمعروف والناهون عن المنکر » مرا بر ان داشت تا این‌ها را بنویسم به این امید که بی سلیقگی یک کارمند پای دارایی و دستگاه قضا نوشته نشود , من هم که حالا امیدی به حل اختلاف ندارم ، امیدوارم ان مالیات را تقیسط کنند تا از حقوق کارمندی خودم که بابت کارم در اداره ای دیگر می‌گیرم ان را پرداخت کنم , چون بودجه موسسه هرچه هست صدقه است و صدقه را نمی‌شود به دارایی داد .

فقط یادم باشد از همسر و بچه هایم برای کم کردن این مبلغ از زندگی شان حلالیت طلب کنم , از اداره دارایی خارج می‌شوم , از همان دری که روی ان نوشته شده ورود بدون ماسک ممنوع .

چقدر خوب است که مسئولان این جا حواسشان به الوده کننده‌های محیط هست , انتهای پیام /2258.