فواد ایزدی ، تحلیلگر اصولگرا : روس‌ها می‌گویند ایرانی‌ها به سرداران خود رحم نمی‌کنند ، انوقت به روسیه رحم کنند ؟ / باید زمانیکه ترامپ از برجام خارج شد ما هم اعلام میکردیم خارج می‌شویم ، اما الان نه / پیروزی طیف شبیه به اصواگراها در انتخابات مورد پسند امریکایی‌ها نیست ؛ این طیف نسبت به مجموعه فعلی در قدرت ، حرف شنوی بیشتری از رهبری دارند

۱۴۰۰/۰۳/۰۴ ۰۱:۳۵:۰۶


کد خبر : 322046 تاریخ انتشار : 03 خرداد 1400 - 21:22 با روی کار امدن بایدن و چرخش غرب و امریکا از رویکرد ترامپ نسبت به ایران ، دور جدید مذاکرات برجامی در وین اغاز شد , پس از چندین دور مذاکره ، منابع خبری از توافق اولیه بین ایران و 4+1 خبر می‌دهند , با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و تاثیر ان بر روند انتخابات با فواد ایزدی عضو هیات علمی دانشگاه تهران و کارشناس ارشد مسائل امریکا به گفتگو پرداختیم .

باتوجه به مذاکرات جاری در وین و نوع برخورد امریکایی‌ها و خوش بینی هایی که در داخل به مذاکرات وجود دارد ، ارزیابی شما از این مذاکرات و اخرین وضعیت موجود در وین چیست ؟ همچنین در کنار این مسئله ، این سوال مطرح می‌شود که امریکایی‌ها در استانه انتخابات ، چه فکری در مورد ایران در سرشان است و چه بحثی را دنبال می‌کنند ؟ ایا قصد دادن امتیاز خاصی به ایران از سوی امریکا وجود دارد ؟ فواد ایزدی : بسم الله الرحمن الرحیم ، در ابتدا باید عرض کنم که امریکایی‌ها در ارتباط با مذاکرات وین ، شفاف صحبت می‌کنند , حتی به نظرم شفاف تر از تیم مذاکره کننده خودمان , زمانیکه امریکایی‌ها از محل مذاکرات به واشنگتن برمیگردند ، معمولا اقای راب مالی که مسئول پرونده ایران است ، در مصاحبه با خبرنگاران بدون ذکر نام و با عنوان مقام ارشد توضیحاتی در ارتباط با مذاکرات هسته ای را ارائه میدهد .

از این سخنان پیداست که امریکایی‌ها در حال حاضر بحث شان در ارتباط با تحریم‌ها ، تعلیق تحریم‌ها است نه لغو , اقای راب مالی گفته است که ما لغو تحریم هارا قبول نداریم ، ما تنها بعضی از تحریم هارا تعلیق میکنیم ، انهم تعلیق تحریم هایی که خودشان ( امریکایی‌ها ) تشخیص میدهند , بر اساس بند 29 برجام ، امریکا نباید تحریمی انجام دهد که در تجارت بین‌المللی ایران اخلال ایجاد کند .

پس قاعدتا دولت بایدن برای بازگشت به برجام باید همه تحریم‌های ترامپ را لغو کند , اما ایا قصد انجام این کار را دارند ؟ خیر و قاعدتا با این وضعیت مقامات ایرانی نباید در این باره زیاد مثبت صحبت کنند ، اما در عمل شاهد ان هستیم که مقامات ما در این زمینه بسیار مثبت صحبت می‌کنند و باید از اینها پرسید چرا زمانیکه امریکایی‌ها نه لغو تحریم‌ها و نه حتی راستی ازمایی را قبول دارند ، درباره مذاکرات به این شکل خوش بینانه صحبت می‌شود ؟ اگر متن سخنان راب مالی را خوانده باشید ، می‌بینید که امریکایی‌ها در ابتدا گفته‌اند که ایرانیها اصلا بحث راستی ازمایی را با ما مطرح نکرده‌اند و اخیرا هم حتی گفته‌اند که راستی ازمایی از سوی ایران را قبول ندارند , در پیشرفت مذاکرات ، اگر ملاک مذاکره ، سیاست داخلی کشور باشد ، مشکلات جدی به همراه خواهد داشت .

در حال حاضر دولت با یک ادبیات مثبت در این باره صحبت میکند و جدا از ان ، کارهای غیر حرفه ای در این زمینه از سوی دولت صورت میگیرد , به عنوان مثال ، روزنامه ایران تیتر زده است که 95 درصد تحریم‌ها مشکلاتشان برطرف شده است , در اینجا از واژه « لغو » استفاده نمیشود ، زیرا لغو تحریم در کار نیست ، حتی از واژه « تعلیق » هم استفاده نمی‌شود زیرا مشخص می‌شود که اوضاع کنونی در روند مذاکرات زیاد جالب نیست و به همین خاطر از کلمه ای استفاده می‌شود که نه راست است و نه دروغ .

سوالی که مطرح است این است که چرا اینگونه درصد دادن از تحریم‌ها خوب نیست ؟ زیرا وزن تحریم‌ها مهم است نه عدد انها , تاثیر تحریم‌ها با یکدیگریکسان نیست ، به فرض اگر 95 درصد تحریم‌ها برطرف شود اما در سوی دیگر چند تحریم اصلی که تاثیر‌گذاری بالایی دارند باقی بماند ، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است و این حرفی است که خوده مقامات امریکایی نیز می‌گویند , در میان امریکایی‌ها نسبت به نوع سیاست اتخاذ شده در قبال ایران اختلاف نظر وجود دارد .

عده ای به دولت بایدن اعتراض دارند که شما با برداشتن تحریم‌ها اهرم فشار خود را از دست میدهید ، اما در مقابل مقامات دولت بایدن میگویند که اینگونه نیست و ما تحریم‌های لازم را نگه میداریم , همچنین در کنار مذاکرات ، بحث تبادل زندانیان در قبال ازاد شدن بخشی از پول‌های بلوکه شده ایران مطرح است که در این موضوع وضعیت بهتر است و ممکن است در مدت پیش رو این اتفاق رخ دهد , سوالی که باید به ان پاسخ داد این است که چرا امریکایی‌ها این سیاست فعلی را در پیش گرفتند ؟ به چه دلیل سیاست ترامپ کنار گذاشته شد ؟ با وجود اینکه این مسئله برای امریکا کسر شان بود و الان شاهد هستیم که انها در جلسات رسمی 1+4 حضور ندارند و در یک هتل دیگری اقامت دارند که این مسئله برای وجهه امریکا در دنیا خوب نیست .

خب در اینجا چهار نکته قابل توجه است , اول اینکه برجام برای امریکا توافق خوبی بوده و هست , زیرا تنها راه محدود کردن توانمندی‌های هسته ای ایران برجام است و این اعتقاد دولت بایدن است .

البته راه‌های دیگری هم هست ، مانند ترور دانشمندان و خرابکاری در تاسیسات هسته ای توسط رژیم صهیونیستی که میتواند روند توسعه صنعت هسته ای ایران را کاهش دهد ، اما نمیتواند ان را متوقف کند , حتی بمباران کردن سایتی شبیه فردو نیز امکان‌پذیر نمی‌باشد ، اما برای محدود کردن و گرفتن توانمندی‌های هسته ای ایران در بلند مدت ، تنها به چیزی به نام برجام نیاز است و به دلیل اینکه دولت امریکا نسبت به توانمندی ایران دغدغه دارد ، متوجه شده است که گرفتن این اهرم قدرت از ایران ، با برجام شدنی است , دوم اصطلاحی است که مدام تکرار میکنند ، امریکایی‌ها مدام می‌گویند ما یک توافق طولانی تر و قوی تر می‌خواهیم .

یعنی امریکایی‌ها میگویند یک برنامه هم برای اصلاح خوده برجام دارند , میگویند توافق طولانی تر و قوی تر ، خب این به چه معناست ؟ طولانی تر یعنی بعضی از محدودیت‌های ذکر شده در متن برجام باید افزایش پیدا کند , قوی تر به چه معناست ؟ یعنی برجام جدید ، جدا از موضوع هسته ای ، موضوع صنعت دفاعی و حضور منطقه ای و .

,, را شامل شود زیرا باور دموکرات‌ها این است که با فشار حداکثری نمیتوان جمهوری اسلامی را سرنگون کرد ، باید اول اهرم‌های قدرت از ایران گرفته شود و بعد اقدام به سرنگونی کرد .

برجام یک سیستم ریل‌گذاری است برای مدیریت ایران ؛ یعنی امریکایی‌ها میگویند شما به برجام برمیگردید و در این مسیری که برای شما تعریف کرده‌ایم حرکت میکنید و در این میان ممکن است انها گشایش هایی هم برای ایران ایجاد کنند ، اما ایران را تهدید می‌کنند که اگر شما در موضوع منطقه و یا موشکی فلان امتیاز را ندهید ، ما به حالت قبلی بازخواهیم گشت , حتی بعضی از مقامات سابق امریکا میگویند که شما باید زمان مشخص کنید و اعلام کنیدکه گشایش‌ها ایجاد می‌شود ، اما برای مثال در طول مدت یکسال اینده در منطقه یا موضوع صنعت موشکی این اتفاقات و یا تغییرات مورد نظر ما باید رخ داده باشد , در واقع امریکا برجام دو و سه میخواهد .

منتها نه به روش ترامپ , شیوه انها بر خلاف دولت ترامپ که برای انجام مذاکرات پیش شرط هایی مشخص کرده بود ، شیوه مذاکره بدون پیش شرط و حتی دادن بعضی از امتیازات است , دموکرات‌ها به دولت ترامپ انتقاد می‌کردند که بر خلاف اقدام او در خروج یک طرفه از توافق ، ما ایران را تهدید به خروج از برجام میکردیم و امتیاز میگرفتیم ، اما شما با این کار نه تنها امتیازی نگرفته‌اید ، بلکه بخشی از امتیازات برجامی را هم از دست دادید .

سوم ایجاد انسجام علیه ایران است زیرا اگر انسجام نباشد موارد اول و دوم دچار چالش می‌شوند , این حرفی است که یکی از مقامات امریکا در مصاحبه با روزنامه تایمز اسراییل گفته بود , این مقام در مصاحبه خود گفته بود که ما نیاز داریم به انسجام سال 2013 بازگردیم تا بتوانیم برجام 2015 را بدست اوریم و این مسئله شامل چین و روسیه هم میباشد .

یعنی این دو کشور نیزباید همراه شوند , در حال حاضر این انسجام ازبین رفته است , این انسجام باید بازگردد تا در مذاکرات متنی تهیه شود که امریکا و اروپا با ان متن موافق باشند و بتوانند با ان روسیه و چین را با خود همراه کنند تا هدفی که به دنبال ان هستند ، حاصل شود .

منتها اگر انها به روسیه و چین بگویند که بیایید در واشنگتن باهم صحبت کنیم ، چین و روس‌ها این کار را نمیکنند ولی اگر بگویند بیایید در وین ، ذیل مذاکرات هسته ای با یکدیگر صحبت کنیم ، این مسئله شدنی است , به عقیده من ، چهارمین دلیلی که میتوان برای توضیح اینکه چرا امریکایی‌ها این سیاست فعلی را در مقابل ایران در پیش گرفته‌اند مطرح کرد ، بحث انتخابات ایران است , امریکایی‌ها به انتخابات ایران نگاه جدی دارند و در این میان ابزار‌های سیاسی ، اقتصادی و اطلاعاتی برای انجام اقدامات خود دارند و میخواهند در روند انتخابات ایران تاثیر گذار باشند .

امریکا میخواهد اشخاصی در انتخابات رای بیاورند که با انها هماهنگ تر باشند و بیشتر به انها امتیاز دهند و فراتر از نگاه ریاست جمهور ، یک نگاه به بحث رهبری و جانشینی دارند که صحبت درباره این مسئله برای ما سخت است اما برای انها اسان , باور انها این است که رهبری در هشت سال اینده تغییر خواهد کرد و باتوجه به قدرت و تاثیر قوه مجریه در ایران ، اگر افراد حاضر در این مجموعه هماهنگ تر باشند ، میتواند در انتخاب رهبری نیز تاثیر گذار باشد , طیف دموکرات‌ها میگویند که ما " لییرال اینتر نشنالیسم " هستیم ، ما جهانگراهای لیبرال هستیم .

این طیف باورشان این است که لیبرالیسم چیز خوبیست و باید در همه جای دنیا فراگیر شود ، چرا که با لیبرالیسم تحقق دموکراسی راحت تر است و دموکراسی‌ها با یکدیگر جنگ نمیکنند ( نظریه صلح دموکراتیک ) و به دلیل اینکه ما اشخاص صلح طلب و مخالف جنگ هستیم ، اگر لیبرالیسم را در همه جا گسترش دهیم دیگر بحث جنگ مطرح نخواهد بود , البته این ادعای انها در کنار حمایت عملی و تمام قد امریکا از جنگ‌ها ، حکومت‌های مستبد و دیکتاتورهای متحدشان در سرتاسر دنیاست , اعتقاد این طیف از دموکرات‌ها این است که در منطقه خاورمیانه ، ظرفیت ایران برای لیبرال شدن بالاست .

در نهایت امریکایی‌ها میتوانند با استفاده از فرصت مذاکرات وین و یا تبادل زندانیها و ازاد کردن مقداری از پول‌های بلوکه شده ایران به میزان 7 میلیارد دلار ، بر انتخابات ایران تاثیر گذار باشند , از سوی دیگر نیز عده ای در داخل خواهند گفت که ما زبان دنیارا بلدیم و توانستیم این گشایش هارا ایجاد کنیم و باید دوباره به قدرت برگردیم تا بتوانیم این روند گشایش را ادامه دهیم , نشانه‌های این امر را نیز در روزهای اخیر شاهد بودیم که در داخل میگویند سیاست خارجه یک مسئله تخصصی است که فقط ما بلدیم و به نظرم در اینجا ، طرف مقابل نیز همراه است و چون در حال حاضر وضعیت واقعی مذاکرات خوب نیست ، برای اینکه امریکایی‌ها تا قبل از انتخابات بتوانند یک حرکتی انجام داده باشند ، این ایده مطرح میشود که به شکل ظاهری ، دستیابی به یک موفقیت و توافق را در ظاهر به رسانه‌ها نشان دهیم ، اما در عمل نه تحریمی لغو میشود و نه راستی ازمایی مطرح است .

در حال حاضر براورد امریکایی‌ها این است که یک رییس جمهور اصولگرا در راس ریاست جمهوری ایران قرار خواهد گرفت ، سوالی که مطرح می‌شود این است که در صورت تحقق ریاست جمهوری یک شخص انقلابی ، امریکایی‌ها چه در طرحی در برخورد با این وضعیت اندیشیده‌اند ؟ به عقیده من در این مدت زمان مانده به انتخابات ، امریکایی‌ها از تمام ابزار‌های ممکن استفاده خواهند کرد تا مجموعه افرادی که راحت تر امتیاز میدهند در راس قدرت باقی بمانند ، چون رای اوردن طیف دیگری شبیه به اصواگراها در ایران مورد پسند امریکایی‌ها نیست ، زیرا این طیف نسبت به مجموعه فعلی در قدرت ، حرف شنوی بیشتری از رهبری دارند , مصداق ان ممکن است ازادی 7 میلیارد دلار از دارایی‌های ایران در هفته‌های اینده به عنوان فرایند تبادل زندانی‌ها باشد و شما دیده‌اید که بعضی از مقامات وزارت خارجه ، مباحث مربوط به انتخابات داخلی ایران را در سفر‌های خارجی مطرح میکنند یا ممکن است یک توافق ظاهری و نمایشی را ایجاد کنند که به خصوص در ایام نزدیک شدن به انتخابات میتواند موثر باشد , یک جریانی در ایران است که این ذهنیت را دارد که میتوان مشکلات با امریکا را حل کرد و در دولت اقای هاشمی ، خاتمی ، روحانی و اواخر دولت احمدی‌نژاد سعی خود را در انجام این کار کرده است و نظر این جریان این است که این تیپ افرادی که الان در قدرت هستند ، در قدرت بمانند و امریکا نیز به این مسئله کمک خواهد کرد و ابزار هایی هم دارند که اگر جا داشته باشد استفاده می‌کنند مانند بحث تبادل زندانیها .

اگر هم افراد مورد انتظار امریکا روی کار نیامدند و یک جریان اصولگرایی مانند دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد حاکم شد ، اتفاق خاصی قرار نیست رخ دهد و امریکا مدیریت خود را در برخورد با چنین دولتی نیز خواهد داشت ، امریکایی‌ها براوردشان این است که وضعیت سخت تر خواهد شد ، اما در نهایت مشکلی نیست , ایا ممکن است با احتمال رای اوردن یک شخص اصولگرا و حاکم شدن جریان انقلابی ، در طرف مقابل یک جنگ روانی مبنی بر این مسئله صورت بگیرد که در صورت به بن بست خوردن مذاکرات ، جنگ صورت خواهد گرفت ؟ امریکایی‌ها میخواهند جریان مورد نظرشان رای بیاورد و در این جهت ابزار تبلیغاتی مورد نیاز را هم دارد و ممکن است یک روزنامه ای هم این مسئله را منتشر کند و بگوید در صورت روی کار امدن یک دولت تندرو در ایران و به بن بست خوردن مذاکرات ، ما یک قدم به جنگ نزدیک خواهیم شد , این ابزار تبلیغاتی است که انها استفاده میکنند و با رسانه‌های داخلی در ایران نیزیک پاس کاری در این رابطه صورت میدهند که این چیز جدیدی نیست و قبلا هم تجربه شده است .

چه از بیرون به داخل و چه از داخل به بیرون , اینکه ما بگوییم اگر یک دولت منتسب به جریان انقلابی در ایران روی کار بیاید ، دیگر در پی برجام پلاس و برجام‌های دیگر نخواهد بود ، چقدر میتواند درست باشد ؟ چرا که ما در دوران دولت فعلی نیز شاهد بودیم که ساز و کار لازم برای شکل‌گیری برجام پلاس نیز نتوانست شکل بگیرد , اینکه ما بگوییم اگر یک شخص اصواگرا رییس جمهور شود دیگر دنبال برجام یک و دو نخواهد رفت ، من مطمئن نیستم اینگونه باشم .

امیدوارم که اینگونه باشد ولی اطمینان ندارم , درحال حاضر در میان جریان اصولگرایی افرادی هستند که ظرفیت تا برجام 10 راهم دارند , به هر حال امریکایی‌ها در ذهن خود مسیری را برای ایران مشخص کردند و برای رسیدن به این مسیر ابزار‌های مختلفی نیز طراحی کرده‌اند .

در اینجا هوشمندی طرف ایرانی مهم است که این طراحی و ابزار طرف مقابل را تشخیص دهد و برای خود یک طرح دفاعی و هجومی ترسیم کند که این مسئله را در مذاکرات برجام ندیدیم , حتی افراد درگیر در برجام نیزیک خوش بینی بالایی به بقاء برجام داشتند و باور نداشتند که امریکا بعد از اوباما ممکن است از برجام خارج شود , تصورشان این بود که حساب و کتاب دنیا بیشتر از این حرفا است و در واقع انها دچار یک اشتباه تحلیلی شدند که در نهایت کشور ضررش را هم دید .

طراحی ما در مقابل طراحی دشمن اشتباه بود , حالا اینکه بگوییم فقط اصلاح‌طلبان چنین طراحی اشتباهی میکنند ؟ خیر ، ممکن است اصولگرایان نیز دچار چنین طراحی اشتباهی شوند مسئله ای که هست ، این است که سرنوشت برجام باید در دولت اینده مشخص شود ، در دولت اینده بحث برجام چگونه خواهد بود ؟ اگر افراد پیگیر برجام در قدرت بمانند ، به این مسیری که برایشان طراحی شده است ، یعنی برجام با تفسیر امریکایی‌ها بازمیگردند و سپس سراغ بحث‌های منطقه ای و موشکی خواهند رفت , به چه دلیل ؟ چون این تیپ افراد باور زیادی به سیاست منطقه ای کشور ندارند و بعضی از انها این سیاست کشور را " سیاست تپه ای " مینامند ، یعنی میگویندیه عده در بیابان میروند این تپه را میگیرند ، ان تپه را میگیرند که چه .

اما در طیف اصولگرا شما جریان‌های متعددی دارید , به عنوان مثال اقای عراقچی از افراد تیم مذاکره کننده ، در سال 92 از سوی یکی از چهره‌های اصولگرایی حاضر در انتخابات ، پیشنهاد وزارت امور خارجه را دریافت کرده بود , اینکه وزیر امور خارجه در یک دولت اصولگرا چه کسی باشد اهمیت دارد .

در کشور ما یک غربگرایی وجود دارد که یک معضل جناحی نیست ، بلکه یک معضل فکری و فرهنگی است که از دویصت و سیصد سال پیش شکل گرفته است , برای مثال چینی‌ها دنبال یو ان دیجیتالی هستند و قصد دارند یک سیستم موازی ارتباطات مالی در جهان ایجاد شود ، انهم با استفاده از یو ان و سرمایه‌گذاری زیادی نیز در این زمینه انجام داده‌اند که این مسئله یو ان مجازی نیز به درد ما میخورد , تقریبا در سی سال گذشته الویت سیاست خارجه ایجاد ارتباط با غرب بوده است که تابه الان شکست خورده است و جواب نداده است ، پس بهتر است یک راه جایگزین به جای ارتباط با غرب در نظر گرفته شود در واقع مشکل میان ایران و امریکا با این شرایط فعلی ، هیچوقت بهبود نخواهد داشت .

جایگزین ان همکاری با کشور‌های همسایه و شرق است , ایران باید دنبال طراحی روش‌های دور زدن وضعیت موجود برود , در حال حاضر دولت معتقد است که سازمان دور زدن تحریم‌ها دیگر کهنه شده و نمیتوان با ان مسیر ادامه داد .

این خود دولت بود که بخاطره ذوق زدگی ، تمام مسیر هارا بهم زد ، یعنی در وجود بخش عمده ای از مشکلات ، خودشان مقصر هستند , دولت مسیر‌های دور زدن تحریم را که طول کشیده بود تا به بلوغ برسد ، خراب کرد و الان شما باید از صفر شروع به طراحی کنید ، چرا ؟ چون مسیر‌های جایگزین به کار نمی‌اید , روش‌های خنثی‌سازی تحریم و بی اثر کردن تحریم باید دنبال شود که یکی از روش‌های ان ، دور زدن تحریم است .

با توجه به وقایع اخیر در رابطه میان اسراییل و دولت بایدن ، ایا واقعا برجام باعث اختلاف میان رژیم صهیونیستی و امریکا شده است ؟ ایا اقدامات اسراییل بر علیه ایران ، با همکاری امریکا است یا به صورت مستقل صورت میگیرد ؟ اتفاقاتی که در امریکا بر علیه اسراییل رخ می‌دهد بی سابقه است در امریکا درباره سیاست اتخاذ شده در مقابل ایران اختلاف است , دو گروه اصلی هستند ، یک گروه بخشی از لابی‌های اسراییلی است که افرادی شبیه نتانیاهو بر ان تاثیر دارند و اکثریت کنگره امریکا در این گروه هستند , این گروه معتقد هستند سیاست امریکا در مقابل ایران باید سیاست فشار حداکثری باشد و هروقت مذاکره ای باشد این گروه مخالفت میکنند و با کوچک‌ترین گشایش‌ها برای ایران مخالف هستند .

گروه دیگر میگویند که این روش در چهل سال گذشته عملی نبوده است ، گرچه این گروه هم دنبال سرنگونی ایران هستند ، اما در ابتدا با روش محدود کردن ایران و گرفتن اهرم‌های قدرت و سپس سرنگون کردن حکومت ایران , اینها دشمنان هوشمند‌تری هستند و نباید فکر کنیم اینها از گروه اول بهتر هستند , هر دو گروه یک هدف را دنبال میکنند ، اما تاکتیک متفاوتی دارند .

باید بدانید که اکثر افراد امریکایی حاضر در مذاکرات یهودی و صهیونیست هستند , در حال حاضر رابطه اسراییل و امریکا یک رابطه همکاری کامل است و امریکایی‌ها و غربی‌ها در مذاکرات ژست این مسئله را دارند که شما یا امتیازاتی را که ما میخواهیم میدهید و یا اینکه اسراییلی هارا میفرستیم تا چیز هایی را که ندادید منفجر کنند که البته اتفاقاتی که در فلسطین افتاد به نفع مذاکرات تمام شد ، زیرا انها میگفتند اسراییل می‌اید و کارش را انجام میدهد و هزینه ای هم نمیدهد ، اما با این جنگ اخیر مشخص شد که اسراییل هزینه خواهد داد و هزینه ان هم کم نیست , در جریان این جنگ فقط سازمان ملل سه مرتبه قصد صادر کردن بیانیه برقراری اتش بس را داشت ، انهم بدون اینکه اسراییل مورد توبیخ واقع شود .

در حمایت امریکا از اسراییل هیج شکی نیست اما بین بایدن و نتانیاهو اختلاف نظر نسبت به نحوه برخورد با ایران وجود دارد و درست هم نخواهد شد ، اما این به بدین معنی نیست که امریکا دیگر به اسراییل سرویس نخواهد داد و از ظرفیت اسراییل برای ضربه زدن به ایران استفاده نخواهد کرد , در حال حاضر اتفاقی در امریکا در جریان است و ان این است که برای اولین بار چهار یا پنج نماینده کنکره امریکا به صراحت از اسراییل انتقاد می‌کنند , عده بیشتری در داخل کنکره انتقاد دارند ، اما فعلا به دلیل احتیاط بیان نمی‌کنند .

این مسئله را ما در امریکا قبلا نداشتیم , در حال حاضر در امریکا نسل دوم و سوم اعراب و مسلمانانی هستند که مانند پدران مهاجرشان ، افراد محتاطی نیستند و تظاهرات گسترده در امریکا که بر علیه رژیم صهیونیستی صورت گرفت ، توسط این اشخاص مدیریت شد و یا کمپین‌های فعال ضد اسراییلی در امریکا که توسط این افراد مدیریت می‌شود , یک نگاه ضد اسراییلی در امریکا در حال رشد است و جریان چپ حزب دموکرات در حال متاثر شدن از این گفتمان است و نتیجه ان این است که این حزب چپ دموکرات در حال فشار بر روی بایدن صهیونیست است ، فشاری که قبلا نبوده است .

قبلا اعتراض نسبت به سیاست امریکا بود ، اما درونی نبود , این مسئله به تدریج منجر خواهد شد که امریکا میزان دفاع خود از اسراییل را کاهش دهد , ممکن است در دولت بایدن این اتفاق رخ ندهد ، اما به تدریج اتفاق خواهد افتاد و زمانیکه دفاع از اسراییل کم شود ، اتفاق خوبی خواهد افتاد ، زیرا تا این زمان در عقبه اسراییل ، حمابت امریکا بوده است اما در ان موقع اسراییل مجبور است که احتیاط بیشتری انجام دهد و ضعیف تر خواهد شد ، تحقق این مسئله تدریجی است و یک شبه اتفاق نخواهد افتاد ، از این رو براورده 25 ساله از نابودی اسراییل به دلایل متعدد یک براورده صحیح است .

اگر یک دولت انقلابی بر سر کار بیاید ، چقدر احتمال دارد که وارد فضای برجام‌های دو و سه شود ؟ قاعدتا نباید وارد این فضا شوند اما بستگی به افرادی دارد که بر سرکار قرار خواهند گرفت , ما امید داریم که اگر دولت انقلابی روی کار بیاید ، ادبیات عبور از غرب را استفاده کنند ، یعنی بگویند اولویت ما دیگر حل مسئله با امریکا نیست و سی سال است که از این امر نتیجه نگرفته‌ایم , امید داریم دولت اصولگرایی اگر بر سر کار امد ، در بحث برجام لغو تحریم‌ها و راستی ازمایی را پیگیری کند و کشور را معطل توافق‌های نیم بند نگذارد ، چرا که توافقات نیم بند در دراز مدت بیشتر به کشور ضریه خواهد زد .

سبک دموکرات‌ها این است که یک چیز کمی به شما میدهند و چند برابر ان را از شما پس میگیرند , این براورد دولت است که کشور در چهار سال اخیر 250 میلیارد دلار کشور خسارت دیده است ، حالا ذیل برجام ما چقدر منفعت کردیم ؟ مشخص نیست و هرکس یک ملبغی را ذکر کرد , یعنی بعد از برجام اینها در عمل و به روش‌های متعدد ، چند برابر به ما ضربه زدند .

در حال حاضر فروش نفت ما کمتر از قبل از دوران برجام است و از سوی دیگر تحریم‌های ما نسبت به قبل از دوران برجام بیشتر است و از سوی دیگر ، سالها است که کشور معطل برجام بوده است , کشور را نباید معطل نتیجه مذاکرات نگه داشت , نامزد اصولگرا باید نسبت به معطل ماندن ظرفیت داخلی کشور اعتراض کند نه نسبت به مذاکرات .

بعد از این مسئله باید راه‌های جایگزین دنبال شود ، یعنی سالها مذاکرات صورت گرفته است اما نتیجه مطلوبی حاصل نشده است ، پس باید ظرفیت‌های داخلی افزایش پیدا کند و همکاری با همسایگان و کشورهایی که قصد دارند با ایران همکاری کنند مورد توجه قرار بگیرد , باید به کشورهای دیگر توجه شود , این سیاست خارجی صحیح است .

چرا مدام ما مورد تحریم قرار میگیرم ؟ چون اثر ان جواب میدهد و کشور را شرطی میکند و نخبگان کشور را درگیر خود میکند , شک نکنید تندرو‌ترین افراد در امریکا اگر متوجه شوند که تحریم کردن ، شما را در ان زمینه قوی تر میکند و مشکلتان را رفع میکند ، دیگر شمارا تحریم نمی‌کنند , ایا دولت انقلابی می‌تواند از برجام عبور کند ؟ الان نه ، باید زمانیکه ترامپ از برجام خارج شد ما هم اعلام میکردیم در صورت خروج شما ، ایران هم از برجام خارج خواهد شد ، اما الان جای این اقدام نیست و به نفع ایران هم نیست .

بعضی‌ها معتقد هستند که رییس جمهور امریکا به تنهایی توانایی لغو تحریم هارا ندارد و مسیر لغو تحریم‌ها از مسیر کنگره عبور کند ، سوال این است که ما قانون کنگره را باید چکار کنیم ؟ ایا فرمان اجرایی قابلیت لغو تحریم‌های کنگره را دارد ؟ این مسئله در واقع به خود انها مربوط می‌شود و مربوط به مسئله داخلی انهاست و مشکل ما نیست ، این دقیقا همان حرفی است که خودشان برای ما استفاده میکنن ، یعنی وقتی در مذاکرات ما میگوییم که مجلس ما فلان مصوبه را تصویب کرده است ، انها میگویند این مشکل خودتان است , مواضع روسیه و چین در مذاکرات وین را چگونه ارزیابی میکند ؟ روسیه و چین مانند دیگر کشور‌ها دنبال منافع خود هستند , انها بحث میکنند که چه چیزی به نفع کشور است و همان را دنبال می‌کنند .

مثلا چین منافعی دارد که گاهی اوقات با منافع ما همسو می‌شود که این به نفع ما است , دلیل اینکه میگویم باید نگاه به شرق افزایش یابد این است که در تجربه چهل سال اخیر نشان داده شده است که منافع ما با کشورهای شرق ، بیشتر بر روی هم می‌افتد تا کشور‌های غربی , نزدیک به چهل سال است که سعی میکنیم با کشور‌های غربی کار کنیم اما تا الان نتوانسته‌ایم .

باید از نظر فکری و ذهنی خودمان را از نگاه به غرب رها کنیم , روسیه و چین سابقه همسو شدن با طرف مقابل را در گذشته داشته‌اند ، هنر دیپلماسی ما باید این باشد که جلوی تکرار این اتفاق را بگیرد ولی این هنر وجود ندارد ، یعنی وقتی ما دورهم میشینیم ، به وزیر خارجه روسیه بد و بیراه میگوییم , با این وضعیت چرا باید انتظار داشته باشیم که روس‌ها به ما اعتماد کنند ؟ انها خواهند گفت که ایرانی‌ها به سرداران خود رحم نمی‌کنند ، انوقت به روسیه رحم کنند ؟ ایا سیاست امنیتی دولت بایدن در منطقه در قبال ایران ، بعد از انتخابات ریاست جمهوری دچار تغییر خواهد شد ؟ طرفداران حضور نظامی امریکا در این منطقه زیاد نیستند .

خیلی‌ها معتقدند که در 20 سال گذشته ، جنگ عراق و افغانستان به امریکا بسیار ضربه زده است که بسیاری از دموکرات‌ها و بعضی از جمهوری خواهان به این مسئله باور دارند , دلیل بی رغبتی امریکا به حضور این است که تماما از این حضور نظامی ضرر نصیبشان شده است و در عوض هم منفعتی نداشته است , اما برای کاهش حضور نظامی باید یک راه ابرومندانه پیدا کنند که هنوز نتوانسته‌اند راهی پیدا کنند .

از سوی دیگر لابی‌های اسراییلی علاقمند به حضور امریکایی‌ها هستند ، به این دلیل که اگر امریکایی‌ها از منطقه بروند ، عقبه حمایتی اسراییل ضعیف می‌شود و انها از این مسئله خوششان نمی‌اید , میتوان گفت از سوی دولت بایدن ، علاقه واقعی برای حضور نیست و از سوی دیگر راه حل برون رفت نیز با توجه به فشار‌های موجود ، در درسترس نیست , روند خروج نظامی امریکا الان هم کمتر می‌شود ، چرا که اینها انتقادشان به ترامپ این بود که تو در حال رها کردن همه چیز و خروج سریع هستی .

درحال حاضر با اینکه امریکاییها گفته‌اند میخواهیم از افغانستان خارج شویم ، ولی چند ماه دیگر حضورشان را تمدید کرده‌اند ,.
روسیه وین واشنگتن فردو ایران امریکا خاورمیانه فلسطین اسراییل افغانستان روس ایرانی اصواگراها امریکایی امریکا ایران ایران اخلال دولت بایدن ایرانیها رژیم صهیونیستی دولت امریکا جمهوری اسلامی دولت ترامپ چین روسیه اروپا قوه مجریه اینتر وین وزارت خارجه دولت اقای هاشمی دولت احمدی نژاد اصولگرایی اصولگرا اصولگرایان وزارت امور خارجه دولت اصولگرا چینی اسراییل اسراییلی کنگره امریکا یهودی صهیونیست سازمان ملل اعراب حزب دموکرات دموکرات دولت اصولگرایی مجلس عراق افغانستان امریکاییها فواد ایزدی ترامپ رهبری بایدن بسم الله الرحمن الرحیم اقای راب راب خاتمی روحانی احمدی نژاد اوباما اقای عراقچی نتانیاهو تحلیلگر اصولگرا عضو هیات علمی دانشگاه تهران کارشناس ارشد مسائل امریکا مسئول پرونده ایران ریاست جمهور رییس جمهور اصولگرا ریاست جمهوری ایران ریاست جمهوری رییس جمهور وزیر امور خارجه نماینده کنکره امریکا رییس جمهور امریکا وزیر خارجه روسیه انتخابات ریاست جمهوری