نعمت احمدی : با بازداشت برادر جهانگیری به او پیام دادند که نباید کاندیدا شود

۱۴۰۰/۰۳/۰۶ ۰۵:۱۰:۲۱


ایران پرسمان - ارمان ملی / برخی هیچگاه مشارکت حداکثری نخواسته‌اند ، باز به خاطرات اقای هاشمی رفسنجانی رجوع می‌کنم ، بعد از دوم خرداد 76 یکی از اعضا می‌گوید ما ان شور را که منجر به انتخاب اقای خاتمی شد نمی‌خواهیم و بعدا اگر شما سخنان اعضای شورای نگهبان در گذشته را مرور کنید ، وقتی که اقای احمدی‌نژاد انتخاب شد ، عین این جمله امده است که می‌گوید تازه ارامش به دست امد ! زیرا در زمان اقای خاتمی رییس جمهور ایران به هر جا که می‌رفت تن ما می‌لرزید که او چه خواهد گفت ؟ پس به دنبال کسی هستند که وقتی جایی حاضر می‌شود تن اعضا را با حرف هایش نلرزاند نعمت احمدی حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری به گفت و گو پرداخته است که می‌خوانید , با توجه به لیست منتشر شده و رد صلاحیت مجدد کاندیداهای اصلی اصلاح‌طلبان و تضاد این تصمیم با تشویق مردم به حضور حداکثری ، این مساله را چگونه ارزیابی می‌کنید ؟ این درست است که قانون گفته است روسای سه قوه برای کاندیداتوری نیازی به استعفا ندارند ولی در عمل دچار نوعی پارادوکس می‌شویم و ان این است که به عنوان مثال رییس قوه قضاییه ای که منصوب مقام معظم رهبری است و به تشخیص ایشان مدیر و مدبر و اگاه به امور قضایی است ، شورای نگهبان چگونه می‌تواند او را رد صلاحیت کند ؟ در مورد رییس قوه قضاییه تحصیل حاصل است ، چون نصب رهبری بالاتر از اظهارنظر شورای نگهبان است و شورای نگهبانی که منصوب رهبری است نمی‌تواند شرایطی را که رهبری احراز کرده‌اند و بر مبنای ان رییس قوه قضاییه را منصوب کرده‌اند رد کند ، خداوند در قران می‌فرمایند ما شما را از اقوام و شعب مختلف افریده‌ایم ، حال سوال این است که ایا این هفت نفر که نام انها اعلام شده است این شعبات مختلف و نحله‌های فکری که در کشور داریم را نمایندگی می‌کنند یا خیر ؟ به عقیده بنده خیر , برای این موضوع مصداق هم دارید .

به عنوان مثال مردم هرگز دل خوشی از اقای همتی ندارند ، زیرا ایشان از روزی که در بانک مرکزی حضور پیدا کردند کاری با ارز کردند که امروز نمی‌توانیم درک کنیم تاثیر ان اقدامات چه بلایی به سر جامعه اورده است ، اگر قرار باشد یک صندلی برای وضع فعلی اقتصاد داشته باشیم ، و برای ان متهمی را جست و جو کنیم من به شخصه به عنوان یک تولید کننده ، همانطور که در گذشته اقای سیف بود ، امروز هم اقای همتی را معرفی می‌کنم زیرا اعمال ایشان بود که طی دو سال اخیر اقتصاد را به این جایگاه کشانید ، پس وی نمی‌تواند جناح اصلاح‌طلب را نمایندگی کند ، همچنین اقای مهرعلیزاده هم در ادوار گذشته انتخابات دوره ای بوده است که کمتر از دو میلیون رای داشته است و امروز هم سقف هوادار ایشان در همین حد است تازه در ان زمان اصلاح‌طلبان انگیزه ای برای شرکت در انتخابات داشته‌اند , مردم چه واکنشی به نسبت به ردصلاحیت‌ها نشان خواهند داد ؟ انسدادی که امروز با اعلام اسامی کاندیداها به وجود اورده است تا حدودی دست مردم را نیز در گزینش و انتخاب بست ، البته برخی کاندیداها هم یکسری اشتباهات استراتژیک انجام دادند ، به عنوان مثال اقای لاریجانی در موقع ثبت نام می‌رود و از مراجع قم کسب تکلیف می‌کند ، در مورد اقای جهانگیری هم از نشانه بازداشت برادر وی در محدوده زمانی یکی دو هفته مانده به ثبت نام مشخص بود که این پیغامی برای اوست و نباید شرکت کند ، اگر خاطرات اقای هاشمی رفسنجانی را تورقی کنیم به نقل از یکی از اعضای شورای نگهبان می‌گوید ، بعد از انتخابات دوره هفتم در دوم خرداد 76 امدند و شور انتخاباتی به راه انداختند که اقبال عمومی ای راجع به انتخابات شکل گرفت و ان حماسه خلق شده که این عضو شورا می‌گوید ما این شور را نمی‌خواستیم و ارامشی که در دوره قبل بود کنترل شده تر و بهتر بود ، زیرا بر این باورند که مشروعیت مشروعیت است و همین که نصف به علاوه یک شرکت کنندگان به هرکس رای دهند او رییس جمهور است ، این نصف به علاوه یک می‌خواهد نمایانگر 80 درصد واجدین شرایط باشد یا 10 درصد ، فرقی نمی‌کند برخی بر این باورند که با کاهش این درصد به مشروعیت انتخابات خدشه ای وارد نمی‌شود ، ولی ایا نظر مردم و فضای بین‌المللی هم به همین شکل است ؟ نگرانی من هم از همین به بعد است , هدف از این رویه تصمیم‌گیری چه بوده است ؟ با این شیوه ای که در پیش گرفته شد برخی به هدف خود یعنی مشارکت حداقلی مردم به انتخاب فردی مورد نظر می‌انجامد ، ولی ایا این تصمیم پاسخگوی سوالات جامعه است ؟ ایا این تصمیم پاسخگوی جایگاه ما در سطح جهانی است ؟ ایا پاسخگوی این هست که ما امروز در وین در حال مذاکره با چهار کشور هستیم و کشور پنجم هم در حاشیه است و منتظر تغییر و تحولات در جامعه سیاسی ماست ؟ با توجه به اینکه افتخار ما همیشه به مشارکت حداکثری مردم بوده است ، این رویکرد چگونه توجیه می‌شود ؟ همانطور که قبلا نیز اشاره کردم برخی هیچگاه مشارکت حداکثری نخواسته‌اند ، باز به خاطرات اقای هاشمی رفسنجانی رجوع می‌کنم ، بعد از دوم خرداد 76 یکی از اعضا می‌گوید ما ان شور را که منجر به انتخاب اقای خاتمی شد نمی‌خواهیم و بعدا اگر شما سخنان اعضای شورای نگهبان در گذشته را مرور کنید ، وقتی که اقای احمدی‌نژاد انتخاب شد ، عین این جمله امده است که می‌گوید تازه ارامش به دست امد ! زیرا در زمان اقای خاتمی رییس جمهور ایران به هر جا که می‌رفت تن ما می‌لرزید که او چه خواهد گفت ؟ پس به دنبال کسی هستند که وقتی جایی حاضر می‌شود تن اعضا را با حرف هایش نلرزاند یعنی از قبل بدانند که او چه می‌خواهد بگوید ؟ هرچند از نظر ریاضی و قانون انچه اقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان می‌گوید درست است ، وقتی که نصف به علاوه یک شرکت کنندگان در انتخابات به فردی رای دادند او منتخب است ، اما ایا این شخص منتخب ، مشروعیت دارد یا ندارد ؟ ایا فرد منتخب ، نماینده اکثریت جامعه هست یا نیست ؟ اعضای شورای نگهبان همواره به این مقوله تاکید داشته‌اند که نگاهشان به بحث احراز صلاحیت‌ها اساسا نگاه تخصصی وکارشناسی است و نگاه سیاسی ندارند .

به عقیده من برعکس است ، ما یک تایید صلاحیت داریم یک احراز صلاحیت ، در تایید صلاحیت برحسب قانون اساسی اصل بر برائت است ، هر کس در رزومه استعلامی از مراجع چهار گانه نقطه سیاهی نداشت ، این شخص باید تایید شود چون اصل بر برائت است ، اما با توسعه نظارت استصوابی به احراز صلاحیت رسیده است که معلوم نیست این احراز صلاحیت دقیقا برچه مبنایی است ؟ قانون که چیزی در این رابطه نگفته ولی شورای نگهبان در این باره می‌گوید موازین من ، ولی به راستی این موازین چیست ؟ یکی از اعضای شورای نگهبان به صراحت می‌گوید پاکدست باشد و معصیت نداشته باشد یعنی دارای عصمت باشد و گناه نکند ، برخی در احراز صلاحیت به دنبال این فاکتورها هستند ، در حقیقت یک فرد مسجدی ، قابل و به دور از گناه را برای این پست حساس مدنظر دارند ، به عنوان مثال ایده ال در تمام ادوار گذشته اقای جلیلی بوده است ، اقای جلیلی هم چه دبیر شورای عالی امنیت ملی و چه عضو تیم مذاکره کننده هسته ای می‌رفتند در جلسات و ساعت‌ها تاریخ اسلام می‌گفتند که یکبار وندی شرمن به کنایه در این باره گفته بود در هنگام مناظرات در دوره اقای جلیلی ما کل تاریخ اسلام را یاد گرفتیم , به عقیده بسیاری از کارشناسان با انتشار این لیست ، حضور مردم پرشور نخواهد بود ، اساسا شما چقدر با این نظر موافق هستید ؟ موافقم ، با این رویکرد حالا فردی دارد انتخاب می‌شود که مورد قبول یک نهاد است ، سال هاست که با تکیه بر موازین مورد نظر عقب‌نشینی کرده است ، وقتی دبیر شورای نگهبان سخن از عصمت و بی گناهی کاندیدا می‌زند دیگر موارد کمی به کنار می‌رود , باتوجه به مبهم بودن دلایل رد صلاحیت‌ها ایا بازنگری ای در قانون اساسی لازم نیست ؟ قانون اساسی ابهام ندارد ، بلکه تفسیر ان ابهام دارد ، سال هاست به کرات می‌گویم کاش قانون اساسی ادله رد صلاحیت اکثر کاندیداها چه خبرگان ، چه مجلس یا ریاست جمهوری را بیان می‌کردند تا مردم بدانند این رد صلاحیت‌ها بر چه مبنایی رخ داده است ، این در مورد رد مصوبات مجلس هم صدق می‌کند که می‌گویند یا مخالف قانون اساسی یا مخالف شرع است ، تا ان به مثابه یک مدرسه حقوق عمل کند تا جوانی که می‌خواهد فردا وارد عرصه سیاست شود و قصد دارد به پست‌های بالایی دست بیابد بداند بر چه موازینی باید حرکت کند ؟ ما امروز حقیقتا نمی‌توانیم درک کنیم چه می‌خواهد ؟ چگونه در دوره گذشته اقای جهانگیری تایید صلاحیت می‌شود ولی امروز رد صلاحیت می‌شود ؟ مصداق و مطلبی هم موجود نیست که طی این مدت اقای جهانگیری چه خلافی مرتکب شده است ، یا اقای پزشکیان دوسال قبل برای نمایندگی مجلس تایید صلاحیت می‌شود و تا نایب رییسی مجلس نیز پیش می‌رود ولی الان رد صلاحیت می‌شود ، یا اقای لاریجانی با سابقه دبیری شورای عالی امنیت ملی ، ریاست صدا و سیما ، وزارت ارشاد ، سه دوره ریاست مجلس شورای اسلامی کشور و امروز نیز در یکی از مهمترین وقایع تاریخی کشور یعنی امضای قرارداد 25 ساله با کشور چین نماینده مستقیم رهبری است ، یعنی سیاست‌های کلان کشور که بر اساس اصل دهم قانون اساسی بر عهده مقام معظم رهبری است در موضوع قرار داد چین به اقای لاریجانی تنفیذ شده است و حالا چنین شخصیتی تایید صلاحیت نمی‌شود ؟! چگونه می‌توان چنین چیزی را تعبیر و تفسیر کرد ؟.