ایا توافق موقت به نفع ایران است ؟

۱۴۰۰/۰۹/۰۹ ۰۷:۴۱:۰۸


بزرگنمایی : ایرانیان جهان - خبرانلاین / متن پیش رو در خبرانلاین منتشر شده و بازنشر ان در اخرین خبر به معنای تاییدش نیست مشروح گفتگوی زهره نوروزپور با رضا نصری کارشناس حقوق بین‌الملل را می‌خوانید : بالاخره مذاکرات احیای برجام اغاز شد و در استانه این مذاکره رابرت مالی ایران را تهدید گرده است او گفته است : « چنانچه ایران از فرصت مذاکرات به عنوان پوششی برای تسریع برنامه هسته ای خود استفاده کند ، ناگزیر خواهیم شد پاسخی بدهیم که ترجیح مان نیست , در این صورت کسی نباید از افزایش فشار بر ایران متعجب شود » این به چه معناست ؟ نماینده امریکا به چه چیز اشاره کرده و از ایران چه می‌خواهد ؟ این موضع رابرت مالی به نوعی انعکاسی از فضایی است که از هفته‌ها پیش در صحنه سیاست داخلی امریکا در حال شکل‌گیری است , در واقع ، از چند هفته قبل از اغاز مذاکرات تا کنون , لابی‌ها و رسانه‌های حامی اسراییل و جریان‌های تندرو در واشنگتن این " تحلیل " را به صورت سیستماتیک و گسترده ترویج می‌کنند که ایران قصد دارد با وقت کشی و خریدن زمان برنامه هسته ای خود را تا استانه قابلیت تولید سلاح پیش ببرد و سپس به انچه « اخاذی هسته ای » نامیده‌اند مبادرت کند ! در کنار این هراس افکنی ، علت اصلی پیشرفت برنامه هسته ای ایران و نزدیک شدن ان به قابلیت‌های نظامی ( به زعم ان‌ها ) را نیز ضعف بایدن در برخورد با ایران و تلاش او برای مصالحه عنوان کرده‌اند .

یعنی به بیان ساده تر ، حرف ان‌ها این است که « دیپلماسی » و کوتاه امدن بایدن در برابر تهران عامل اصلی توسعه برنامه هسته ای بوده است و به شدت فشار می‌اورد تعاملی با ایران صورت نگیرد , اگر نگاهی به مقالات مخالفان برجام در امریکا بیندازیم - یا اگر به اظهارات مکرر اشخاص تاثیرگذاری مانند « دنیس راس » مراجعه کنیم - به وضوح خواهیم دید چگونه از تضعیف « توان بازدارندگی » امریکا بر اثر سازش دولت بایدن با ایران و خطرات امنیتی و پرستیژی ناشی از ان گلایه می‌کنند , هدف ان‌ها این است که با نامساعد ساختن بستر سیاسی ، دولت بایدن را به سمت اتخاذ سیاست‌های رادیکال تر هدایت و ایران را به سمت ترک میز مذاکره سوق دهند تا فرصت پیدا کنند از طریق قانون‌گذاری در کنگره و تصویب طرح هایی از قبیل maximum pressure act عملا امکان هر نوع توافق را از این دولت و دولت‌های بعدی امریکا سلب کنند .

قوانینی که ان‌ها مد نظر دارند قرار است از یک سو شرایطی بعضا غیرقابل تحقق برای لغو تحریم‌ها تعریف کند و از سوی دیگر سیاست « فشار حداکثری » را با چفت و بست‌های قانونی - به عنوان تنها سیاست ممکن در برابر ایران در نظام حقوقی امریکا تثبیت نماید , معتقدم اظهارات رابرت مالی را باید در چنین بستری تحلیل و بررسی کرد , او حتی به ابن نکته اشاره کرده که گام برداشتن مسیر تشدید فشار سیاست دلخواه دولت بایدن نیست .

اینکه راست می‌گوید یا نه جای بررسی دارد , اما این احتمال را هم نباید بعید دانست که در عمل راب مالی این سیگنال را فرستاده که رفته رفته عرصه سیاست داخلی دارد بر او و فرصت دیپلماسی تنگ می‌شود , چه پیشنهادی به تیم دیپلماسی دولت سیزدهم برای موفقیت در این مذاکره را دارید ؟ ایا می‌توان راهکار موثری را دراین برهه متصور بود ؟ تیم مذاکره کننده متشکل از افراد کاردان و حرفه ایست و نیاز چندانی به توصیه ندارد ؛ و لازم است همه کمک کنند افکار عمومی به هیات اعزامی ایران کاملا اعتماد کند .

مخاطب پیشنهادات ، توصیه‌ها و نصایح باید کسانی باشند که در داخل کشور تلاش می‌کنند تیم مذاکره کننده را به سمت تشدید تنش با طرف غربی و اتخاذ مواضع تند سوق دهند , اما اگر بنا به اظهار نظر باشد ، اولین پیشنهاد این است که تیم مذاکره کننده از همان ابتدا فضای مطلوب جریان تندروی واشنگتن و تل اویو را بشکند و از مواضعی که به افراطیون مجال تبلیغ ، ایران هراسی و امنیتی‌سازی می‌دهد پرهیز کند , یعنی باید فضایی ایجاد کند که مخالفان توافق در واشنگتن نتوانند به کارشکنی‌های خود مشروعیت ببخشند .

در این راستا ، معتقدم اقای دکتر باقری با تشکیل یک هیات بزرگ و متشکل از کارشناسان متعدد ، ورود بسیار هوشمندانه ای به وین داشت و با این کار از ابتدا عزم و جدیت ایران در حل وفصل بحران را به نمایش گذاشت , دوم اینکه به نظر لازم است تیم مذاکره کننده بحث « تضمین » را - که یکی از گره‌های کور مذاکرات است - به تدریج از مقوله « تضمین حقوقی » به سمت مقوله اخذ « تضمین از طریق ایجاد پیوندهای اقتصادی » سوق دهد , همان طور که پیش تر مطرح شده ، « تضمین حقوقی » به مفهومی که مثلا در حقوق قراردادها در دادگاه‌های داخلی فهم می‌شود ، در عرصه بین‌الملل وجود ندارد و حتی اگر میسر بود در حد یک فورمالیته غیرقابل وصول باقی می‌ماند .

حال اینکه تضمین اقتصادی فی نفسه متکی بر پیوندهای ارگانیک ، چندلایه و محکمی است که فسخ ان برای طرف مقابل هزینه ساز خواهد بود , تیم مذاکره کننده باید نقشه راهی طراحی و ارائه کند که محصول ان ایجاد این پیوندها باشد , در هفته گذشته ، رابرت مالی چندین بار به تمایل کشورهای حاشیه خلیج فارس به برقراری رابطه اقتصادی با ایران در صورت احیای برجام اشاره کرده است .

معتقدم لازم است تیم مذاکره کننده به صورت دقیق‌تری این موضوع را با او - که دولت متبوع‌اش باید به این کشورها چراغ سبز و معافیت هایی در این راستا بدهد - بررسی کند , درگیر کردن منافع اقتصادی و سرمایه کشورهای خلیج فارس می‌تواند خود تضمین خوبی برای تداوم لغو تحریم‌ها باشد و لازم است بررسی شود در این زمینه چه تعهداتی می‌شود از طرف مقابل دریافت کرد , چرا دریافت تضمین « حقوقی » میسر نیست ؟ به این دلیل که در نظام حقوق بین‌الملل ، ضامن قراردادهای بین‌المللی بعضا « شورای امنیت » است که در مورد امریکا در عمل هیچ قدرتی ندارد .

نظام حقوق داخلی امریکا نیز به رییس جمهور این کشور این اختیار را نمی‌دهد تا جانشین خود را به صورت الزام اوری در حوزه اختیاراتش محدود کند , در واقع ، رییس جمهور کنونی امریکا نه می‌تواند از طریق کنگره خروج از برجام را برای جانشین خود « جرم انگاری » کند تا او از ترس جریمه و زندان از برجام خارج نشود ؛ نه می‌تواند برای منع جانشین‌اش در این راستا فرمان اجرایی الزام اوری (executive order) صادر کند که با فرمان اجرایی رییس جمهور بعدی قابل فسخ نباشد ؛ و نه می‌تواند قانون اساسی امریکا را برای سلب اختیار رییس جمهور در خروج یکجانبه از قراردادهای بین‌المللی اصلاح نماید ! در هر حال ، تضمین حقوقی خارج از این مکانیسم‌ها نیست ! اگر بر فرض محال هم تمام این کارها را هم توانست انجام دهد ، باز قادر نخواهد بود رییس جمهور بعدی را از توسل به اصل « مصلحت ملی » برای خروج از یک توافق بین‌المللی - (act of state یا raison d"état) - که یک حق عالی حاکمیتی است ، محروم سازد , در واقع ، اگر توافق حاصله در وین و برجام به تصویب 2/3 مجلس سنای امریکا هم برسد ، باز رییس جمهور بعدی هیچ منعی برای خروج از ان نخواهد داشت .

کمااینکه ترامپ نیز برای خروج از برجام و معاهدات مصوب مجلس سنا خود را درگیر متون این قراردادها نساخت و برای توجیه تصمیم خود غالبا به اصل « مصلحت ملی » متوسل شد , اما در ایران ، ارجاع ترامپ به اصل « مصلحت ملی » را نادیده گرفتند تا اقدام ترامپ را ناشی از ضعف متن برجام بخوانند , همین انتقاد مغرضانه از برجام و تکرار چندین ساله ان نیز باعث شد عده ای باور کنند دلیل خروج امریکا این بود که برجام نتوانسته بود تضمین الزام اور « حقوقی » دریافت کند ! ماجرای این دوستان ماجرای کسی است که برای مردم ازاری شایعه می‌کند در فلان خانه‌اش نذری می‌دهند ؛ بعد خودش یک ساعت بعد قابلمه ای در دست می‌گیرد و ته صفی که برای‌اش تشکیل شده به انتظار می‌ایستد ! این دوستان هم انقدر در این سه سال برای ازار روحانی و ظریف از « تضمین حقوقی » سخن گفتند که الان ناچار خود در صف ان ایستاده‌اند ! با شرایط فعلی که برخی به این مذاکرات ناامید هستند ، بازگشت مکانیسم ماشه چقدر محتمل است ؟ فعلا که امریکا عضو برجام نیست و نمی‌تواند از سازوکار حل اختلاف مندرج در ان استفاده کند .

اما در صورت تداوم انسداد در مذاکرات ، می‌تواند یکی از دولت‌های غربی عضو برجام را مجاب کند تا به این مکانیسم متوسل شود , اینکه چقدر توسل ان‌ها به این سازوکار محتمل است بستگی به این دارد که فضای حاکم بر روابط طرفین بعد از دور اول و دوم مذاکرات به چه کیفیتی باشد , اگر منطق تشدید تنش (escalation) حاکم شود ، طبیعتا طرف مقابل نیز از تمام ابزار خود استفاده خواهد کرد .

اما اگر فضای سارنده‌تری غالب شود و همگی چشم‌انداز روشن‌تری نسبت به نتیجه مذاکرات داشته باشند ، طبیعتا توسل به اهرم‌های جدید موضوعیتی نخواهد داشت , چقدر می‌توان امیدوار به این مذاکره بود ؟ ایا می‌توان پیشبینی کرد که در این شرایط اقتصادی کشور ، مذاکرات در وین سوپاپی برای تنفس ایرانیان شود ؟ معتقدم باید مسئله رفع تحریم‌ها را جدی گرفت و با نگاهی مثبت و رویکردی عملگرایانه - با یک هدف‌گذاری کلان و چشم اندازی برای توسعه بلندمدت ایران - در جهت ان گام‌ها برداشت , بسیاری از کشورها مسائل بسیار پیچیده‌تری را حتی پس از سال‌ها جنگ و کشتار از طریق مذاکره حل وفصل کرده‌اند .

دلیلی ندارد احیای یک قرارداد را - که مورد پشتیبانی اغلب کشورهای جهان و مورد حمایت همه نیروهای معتدل است - غیرممکن تصور کنیم , فقط لازم است هدفی کلان و نگاهی جامع تر و دوراندیشانه به سیاست خارجی داشته باشیم و حل این مسئله را در راستای تحقق مقاصد بلندمدت برای نسل اینده تعریف کنیم , عده ای به اشتباه تصور می‌کنند دیگر از امریکا و شورای امنیت کار بیشتری برنمی‌اید ، دیگر چیزی نمانده تحریم کنند و عملا فشارهای اقتصادی را پشت سر گذاشته‌ایم ! با این تحلیل - اگر مبنای سیاستگذاری قرار گیرد - به شدت مخالفم .

اول ؛ این تحلیل عنصر « پرستیژ » و لوازم رقابت و توسعه را در دنیای مدرن نادیده می‌گیرد ؛ دوم ؛ جنبه « روانی » تحریم برای مردم و فضای کسب وکار و اثار اجتماعی ان را محاسبه نمی‌کند ؛ سوم ؛ با تمرکز بیش از حد بر اقتصاد ، موانع « حقوقی » را در بسط روابط بین‌الملل - حتی با نزدیک‌ترین همسایگان - دست کم می‌گیرد ؛ چهارم ؛ بروز بحران‌ها و هزینه‌های سرسام اور پیش بینی نشده و خارج از سازمان - مانند کرونا و زلزله - را نادیده می‌گیرد ؛ و پنجم ؛ تاثیر فزاینده فشار اقتصادی - ولو فشار کوچک اما مستمر - را لحاظ نمی‌کند , معتقدم حتی اگر طرف مقابل نتواند بر فشارهای اقتصادی کنونی بیافزاید ( که می‌تواند )، تداوم همین فشارهای کنونی خود به صورت فزاینده ای به اقتصاد و جامعه کشور اسیب خواهد رساند , شاید بشود یک وزنه نیم کیلوگرمی را یک ساعت ، دو ساعت یا چهار ساعت سر دست نگه داشت ؛ اما اگر بخواهید یک روز یا دو روز ان را بی وقفه در ان حالت حفظ کنید ، همان وزنه نیم کیلویی به اندازه صدها کیلوگرم به دست و بازو و استخوان‌های تان فشار خواهد اورد .

پس باید به رفع تحریم به مثابه یک حق اساسی و یک پروژه ملی نگاه کرد و در جهت ان تلاش کرد , امروزه بعضی از شرکت‌های خصوصی در دنیا سالانه ده‌ها میلیارد دلار درامد دارند , نباید در وضعیتی بمانیم که یک ملت 83 میلیونی برای حل بحران کرونا به دنبال دریافت 5 میلیارد دلار وام از صندوق بین‌المللی پول باشد .

حق مردم ایران بیش از این حرف هاست , امریکا بار دیگر هم موضع با دوره ریاست اوباما گزینه‌ها را روی میز اورده , این تهدید چه معنایی دارد ؟ ایا قرار است فصل هفتم منشور ( بازگشت خودکار تحریم‌ها ) بازگردد و حمله نظامی به ایران عملی شود ؟ یا اینکه بحث بر سر همکاری ایران و اژانس است ؟ شما پشت پرده بازگشت گزینه‌ها بر روی میز را چه طور تحلیل می‌کنید ؟ اینکه امریکا بخواهد راسا به ایران حمله نظامی کند بسیار دور از ذهن است .

گمان نمی‌کنم شرایط داخلی امریکا به دولت بایدن اجازه چنین ماجراجویی هایی را بدهد , او تازه از افغانستان خلاص شده و تمرکز کشورش را به سمت دریای چین و انعقاد و پیمان‌های نظامی در ان منطقه معطوف کرده است , تشکیل پیمان جدید « اوکاس » با بریتانیا و استرالیا - که در قضیه فروش زیردریایی‌های هسته ای به استرالیا نمایان شد - نشانه ای از این چرخش رو به شرق دور است .

بعید است مجددا دولت بایدن خود را در کارزاری به مراتب سنگین تر درگیر منطقه غرب اسیا کند , اما حمله اسراییل به تاسیسات ایران محتمل تر است , اسراییل چه در صورت توافق موقت ، چه در صورت احیای برجام و چه در صورت عدم توافق در وین این گزینه را مد نظر دارد ؛ و از الان هم لابی‌های حامی ان در واشنگتن برایش زمینه‌سازی می‌کنند .

ان‌ها حتی علنا از تشدید حملات سایبری اسراییل علیه ایران حمایت می‌کنند و بر تداوم ان اصرار می‌ورزند , یک نمونه‌اش هم تقلای مارک دوبویتز - رییس بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (fdd) - است که علنا در واکنش به خبر پیشنهاد « توافق موقت »، خواستار مداخله سازمان‌های امنیتی iaf، موساد و یگان 8200 اسراییل شده است , برخی از کارشناسان معتقدند ایران و امریکا مجبور به توافق هستند .

چشم‌انداز شما از مذاکرات احیای برجام چیست ؟ چقدر امیدوار باشیم ؟ با توجه به مواضع پیشین تیم مذاکره کننده هسته ای ایا می‌توان امیدوار بود ؟ معتقدم ایران و امریکا دو قدرت مهم هستند که در نهایت - مانند تمام کانون‌های قدرت - مجبور به تعامل ، تقسیم قلمرو ، مرزبندی حوزه نفوذ و نوعی رقابت مدیریت شده - یا نوعی دتانت (détente) - خواهند شد , همانطور که چین و امریکا در حین رقابت‌های شدید راهبردی ، نظامی و سایبری ، اولین شرکای تجاری یکدیگر نیز هستند ، ایران و امریکا هم در نهایت مجبور خواهند شد انتخاب کنند در کدام زمینه‌ها همکاری ، در کدام زمینه‌ها رقابت و در کدام حوزه با یکدیگر خصومت خواهند ورزید ! این منطق تاریخ و روابط بین‌الملل است , ایا توافق موقت ایده خوبی است و چه کارایی دارد ؟ توافق موقت فی نفسه خوب یا بد نیست .

برای سنجش ان یابد دید محتوای پیشنهاد چیست , اگر توافق موقت منافع اقتصادی ایران را تا حدود زیادی تامین کند و فرایند احیای برجام را در هفته‌های بعد تسهیل نماید ، گزینه ایست که می‌شود در موردش تامل کرد , لابی اسراییل در واشنگتن ظاهرا بسیار نگران این پیشنهاد است .

معتقد است این توافق دست ایران را برای پیشبرد برنامه هسته ای باز می‌گذارد ، ضمن اینکه منفعت اقتصادی نیز برای ایران در بر دارد , ان‌ها تصور می‌کنند قرارداد « کم در ازای کم »‌ی است که محدودیت‌های فنی‌اش برای ایران کم تر از برجام است ، اما منافع اقتصادی‌اش برای ایران کفایت می‌کند , اگر چنین باشد ، لازم است تیم مذاکره کننده بر سر مولفه‌های ان گفت وگو کند .

.