چرا پیمان ائتلاف جدید المان خبر خوبی برای ایران نیست ؟

۱۴۰۰/۰۹/۱۰ ۱۴:۲۲:۴۱

در 24 نوامبر ، سه حزب سیاسی در المان شامل برندگان انتخابات پارلمانی اخیر از حزب سوسیال دموکرات ، سبز‌ها و حزب دموکرات ازاد ( لیبرال‌ها ، به معنای اروپایی کلمه ) مذاکرات ائتلافی خود را با یک برنامه‌ی توافق شده در مورد دولت اتی به پایان رساندند .



رویداد 24 وبسایت responsible statecraft وابسته به اندیشکده « کویینسی » در امریکا نوشت : اگر طرفداران تعامل با ایران در ایالات متحده امیدوار بودند که متحدان اروپایی شان ، دولت بایدن را به سمت اقدامات جسورانه تر در این مسیر سوق دهند ، احتمالا ناامید خواهند شد , در 24 نوامبر ، سه حزب سیاسی در المان شامل برندگان انتخابات پارلمانی اخیر از حزب سوسیال دموکرات ، سبز‌ها و حزب دموکرات ازاد ( لیبرال‌ها ، به معنای اروپایی کلمه ) مذاکرات ائتلافی خود را با یک برنامه‌ی توافق شده در مورد دولت اتی به پایان رساندند , توافق نامه‌های ائتلافی در المان یک موضوع جدی است .

ان‌ها معمولا اسناد مفصلی هستند که تعهدات واضح و دقیق را منعکس می‌کنند و اعلامیه‌های مبهمی به شمار نمی‌روند , متن 177 صفحه ای جدید بخش قابل توجهی را به سیاست خارجی اختصاص می‌دهد و در داخل ان ، چند سطر به ایران مربوط است , با این حال ، این متن برای کسانی که خواستار سیاست المانی خلاق تر نسبت به مسائل مختلف از جمله خاورمیانه بودند ، دلسردکننده است .

توافقنامه ائتلاف ، خواستار احیای توافق هسته ای یا برجام به طور مناسب است ، توافقی که المان یکی از هفت طرف مذاکره کننده ان است , با این حال ، با تاکید بر تعهدات تهران برای تسهیل کامل بازرسی اژانس بین‌المللی انرژی اتمی ، ناظر هسته ای سازمان ملل ، مسئولیت را مستقیما بر دوش ایران می‌گذارد , علیرغم اینکه این ایالات متحده بود که از توافق در زمان ریاست جمهوری ترامپ در سال 2018 خارج شد و سپس تحریم‌های جدیدی وضع کرد که تهران را به زانو دراورد .

حتی در ان زمان ، ایران با جدیت به مدت 18 ماه به مفاد برجام پایبند بود ، به این امید که سه امضاکننده‌ی اروپایی ، از جمله المان ، از ان در برابر تحریم‌های یکجانبه یواشنگتن محافظت کنند و حداقل بخشی از تسهیلات اقتصادی را که طبق توافق اولیه وعده داده شده بود ، ارائه دهند , اما المان ، در کنار انگلیس و فرانسه ، دو امضاکننده‌ی اروپایی دیگر توافق ، نتوانست در کنار اظهارات سیاسی ضروری ، اما ناکافی خود به اقدام ملموسی برای دفاع از تعامل ایران با غرب ، مبادرت کند , این شکست ، یکی از عوامل مهمی بود که کفه‌ی ترازو را در تهران به نفع اصولگرا‌ها سنگین کرد و در نتیجه به هموار کردن راه برای انتخاب ابراهیم رییسی به ریاست جمهوری ایران و همراه با ان ، افزایش چالش‌ها برای احیای برجام کمک کرد .

اکراه برای تاکید بر نقش واشنگتن در بحران برجام ممکن است به منظور کسب امتیاز از دولت بایدن طراحی شده باشد ، کسی که در اروپا به عنوان پادزهری خوشایند برای سلف خود یعنی دونالد ترامپ تلقی می‌شود , علاوه بر این ، دو شریک کوچک ائتلاف در المان یعنی سبز‌ها و حزب دموکرات ازاد المان بر روی یک پلتفرم به شدت اتلانتیستی تاکید داشتند که این موضوع به وضوح در توافقنامه ائتلافی دولت اینده مورد غفلت واقع شده است , با این حال ، تا زمانی که برجام احیا نشده است ، تاثیر واقعی سیاست‌های بایدن بر ایران چندان متفاوت از کمپین « فشار حداکثری » ترامپ نبوده است .

رهبری جدید در برلین به خاطر اعتبار خود باید از واشنگتن می‌خواست که تحریم‌های اقتصادی اعمال شده توسط ترامپ را به عنوان شرط ضروری برای حفظ توافق لغو کند ، همانطور که به درستی از ایران خواست تا به پایبندی به برجام بازگردد , در عوض ، توافقنامه‌ی ائتلاف ، ایران را به دلیل اقداماتی از جمله سیاست‌های تهاجمی منطقه ای ، تهدید علیه اسراییل ، نقض حقوق بشر و حمایت از فعالیت‌های تروریستی (!) مورد انتقاد قرار می‌دهد , برخی از این انتقادات درست است .

به طور مثال ، تهدید علیه موجودیت اسراییل نه تنها غیرقابل قبول است ، بلکه به هیچ وجه موجب پیشبرد منافع ملی ایران نمی‌شود , تا زمانی که تهران از این نوع لفاظی‌ها خودداری نکند ، نمی‌تواند به طور کامل روابط خود را نه تنها با ایالات متحده ، بلکه با المان و دیگر کشور‌های اروپایی عادی کند , با این حال ، انچه اعتبار این سند را کاهش می‌دهد ، ناتوانی در اشاره به بازیگران دیگر در خاورمیانه است که سوابق مشکل‌سازی در سیاست‌های منطقه ای و حقوق بشر دارند .

در عوض ، این سند متعهد به همکاری با شرکای المانی در خلیج فارس که مشخصا از ان‌ها نام برده نشده است ، با هدف ترویج اقدامات اعتمادسازی است , در حالی که این یک هدف ستودنی است ، اما رفتار دوگانه در مقابل ایران و این شرکای نامشخص خلیج فارس ، بیشتر شبیه به سیاست مهار ایران است تا هر گونه تلاش برای دستیابی منافع واقعی در راستای ترویج تلاش‌های کاهش تنش منطقه ای , این یک جانبه بودن در هیچ کجا به اندازه اشاره ای کوتاه به یمن مشهود نیست .

در حالی که ائتلاف جدید المان متعهد می‌شود برای پایان دادن به " فاجعه انسانی " در یمن تلاش کند ، اما از ذکر این موضوع که ان فاجعه کاملا ساخته دست بشر است و نتیجه برخی بلایای طبیعی نیست ، خودداری می‌کند , در واقع ، گروه کارشناسان برجسته سازمان ملل متحد در مورد یمن ثابت کردند که اکثر تلفات انسانی و جنایات جنگی در یمن ، به ویژه از طریق حملات هوایی بی مورد توسط ائتلاف به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی بروز کرده است , واقعیات نشان می‌دهد که نقش منطقه ای ان‌ها به اندازه‌ی ایران بی ثبات کننده و تهاجمی است .

همچنین در توافقنامه دولت اینده هیچ اشاره ای به سرکوب داخلی در عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشده است , در این سند به مصر ، بحرین ، مراکش ، اذربایجان و دیگر حکومت‌های خودکامه‌ی دوست غرب نیز اشاره ای نشده است , موضع‌گیری ائتلاف جدید المان در مقابل خاورمیانه این تصور را بر جای می‌گذارد که تلاش شده است تا ایران به عنوان یک بازیگر بد در نظر گرفته شود .

البته باید دید که ایا این دیدگاه‌ها به سیاست واقعی تبدیل می‌شوند یا خیر و اینکه چطور این اتفاق می‌افتد , برخلاف بایدن در ایالات متحده ، حزب سوسیال دموکرات و رهبر ان اولاف شولتس ، که قرار است صدراعظم بعدی المان شود ، به شدت برنامه داخلی اجتماعی خود را در اولویت قرار داده است , این امر فضای بیشتری را در اختیار سبز‌ها قرار داد تا بخش سیاست خارجی توافقنامه ائتلاف را شکل دهند .

این حزب و رهبر ان ، انالنا بائربوک که قرار است وزیر امور خارجه بعدی شود ، از سیاست بین‌الملل به عنوان یک مبارزه جهانی بین دموکراسی‌ها و حکومت‌های خودکامه حمایت می‌کردند , این افراد حتی گاهی شبیه برخی نومحافظه کاران امریکایی می‌شدند , در مقابل ، حزب دموکرات ازاد المان بر دیپلماسی و مذاکره با دشمنان تاکید کرده است .

مانند بایدن ، شولتس ممکن است به زودی متوجه شود که جلوگیری از بحران‌های سیاست خارجی به رهبری قوی و مداخله‌ی شخصی نیاز دارد , سقوط نهایی برجام احتمالا در رسیدن وی به این نتیجه ، تاثیرگذار خواهد بود , به هر حال ، درست است که نقطه عزیمت برلین در روابطش با ایران با واشنگتن یکی نیست ، اما روابط دیپلماتیک ادامه خواهد داشت ، حتی اگر انتقاد‌های المان از جنبه‌های مختلف سیاست‌های ایران بیشتر شود .

در نهایت ، ممکن است تداوم بیشتری در رویکرد المان در مقابل ایران نسبت به انچه در سند ائتلاف امده است ، وجود داشته باشد ,.