اسیب شناسی فرار مغزها

۱۴۰۰/۰۹/۰۳ ۰۲:۱۲:۰۶


مجله ی 155 - بی بهره اخبار ایران ( اقتصاد سیاسی ) تاریخ انتشار : شنبه 30 ابان 1394 2015-11-20t18:34:33z چرا غرب به سرزمین رویایی برخی جوانان ایرانی تبدیل شده است ؟ اسیب شناسی فرار مغزها توسعه اقتصادی عبارت است از رشد مداوم اقتصادی یک جامعه و بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه ، که ناشی از دگرگونی و تحول در بنیان‌های اقتصادی ، اجتماعی ، علمی و فرهنگی جامعه است و از دستیابی به غایات مطلوب نوسازی اقتصادی فراهم می‌اید انصار امینی / پژوهشگر ارشد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل مهاجرت نخبگان در سال‌های اخیر به عنوان معضلی برای جامعه ایرانی معرفی شده است , بر اساس مطالعاتی که صورت گرفته است و امارهایی که موجود است بسیاری از ایرانیان مهاجر ، قصد برگشت به وطن را ندارند , بر اساس براوردی که واشنگتن دی سی سال 2012 اعلام کرد 89 درصد ایرانیان دانشجوی دکترا پس از فارغ التحصیلی در امریکا ماندگار شده‌اند .

این مهم بالاترین امار بین کشورهای مختلف را در کنار چین نصیب ایران کرده است (motevalli, 2014), این مساله وقتی اهمیت می‌یابد که براساس امار سال 2011 بیش از 5600 ایرانی هرساله برای تحصیل به امریکا عزیمت می‌کنند (motevalli, 2014)، همچنین منابع از بالا رفتن مهاجرت نخبگان در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد (1392-1384) خبر می‌دهند , یعنی زمانی که سخنرانی‌های رادیکال توسط وی همراه با تحریم‌های ایران روند افزایشی گرفت .

این بحث می‌تواند دلیلی ضمنی برای ارتباط توسعه سیاسی - اقتصادی و فرار نخبگان باشد , چنان که در دولت‌های هفتم و هشتم در زمان اصلاحات به دلیل رویکرد متساهل دولت ، امار فرار نخبگان پایین امد , در سال 2006، محمود احمدی‌نژاد با سیاست‌های جدید اقدام به بازنشسته‌سازی اجباری بسیاری از استادان و هیات علمی دانشگاه‌ها و جایگزینی انها کرد .

برخی کارشناسان ، سیاست‌های او را از عوامل مستقیم افزایش فرار مغزها دانسته‌اند ( مازنی ، 1393), مساله فرار نخبگان در سال‌های اخیر به بحرانی برای اقتصاد نیز تبدیل شده است انچنان که فرجی دانا در اماری از خسارتی حدود 150 میلیارد دلاری خبر داد , که از خروج این افراد از کشور بر ایران وارد می‌اید ( عنایتی ، 1392).

فرار مغزها بر رشد اقتصادی اثر منفی دارد , زیرا فرار مغزها با کاهش سرمایه انسانی از اثر مثبت این سرمایه بر رشد اقتصادی می‌کاهد , امروزه سرمایه انسانی ، یکی از پیش زمینه‌های توسعه همه جانبه بوده و کاهش ان در کوتاه مدت بر تولید سرانه اثر منفی مستقیم داشته و در میان مدت و بلندمدت به طور جدی توانایی کشور مبدا را در دستیابی به فناوری‌های نوین و نواوری‌ها متاثر می‌سازد .

دلایل مهاجرت نخبگان از ایران و مساله توسعه فضای باز که زمینه فعالیت‌های ازادانه سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی را مساعد می‌کند از جمله مهم‌ترین و اساسی‌ترین ویژگی‌های کشورهای توسعه یافته دنیا به حساب می‌اید , در فضایی که توسعه سیاسی حداقلی وجود داشته باشد ، میزان تولید فکری در پایین‌ترین سطح قرار می‌گیرد , در چنین فضای دست و پاگیری نخبگان ادامه کار را دشوار می‌دانند ، این امر باعث می‌شود که انان به فکر چاره ای برای پیدا کردن محیط دلخواه فکری و عملی بیفتند ، این در حالی است که اغوش کشورهای دیگر دنیا به روی انان باز است .

باز بودن دایره نخبگان و اینکه افراد مختلف با گرایش‌های مختلف بتوانند در ساختار قدرت نقش ایفا کنند ، یکی از پارامترهای توسعه یافتگی سیاسی در هر کشوری است ( بشیریه ؛ 1378؛ 69), بنابراین ما باید رابطه ای دوسویه را برای مهاجرت نخبگان در نظر بگیریم , از طرفی نخبگان از جوامع توسعه نیافته به خاطر کمبود امکانات و شرایط دلخواه ایشان در کشور مبدا ؛ به توسعه یافته نقل مکان می‌کنند و از طرف دیگر با رفتن خود روند توسعه یافتگی در کشورشان را به تعویق می‌اندازند .

از جانب دیگر اگر بخواهیم به این موضوع نظر کنیم طبقه متوسط سنتی همان طور که در سال‌های اخیر قدرت سیاسی را در اختیار گرفته و از برتری صنعتی - اقتصادی نسبت به بخش خصوصی برخوردار است حلقه ای را تشکیل داده است که به راحتی ورود افراد جدید را پذیرا نیست , این مشکل در بوروکراسی متزلزلی که در ایران وجود دارد باعث بی میلی نخبگان برای ارتقای موقعیت فکری و جایگاه منزلتی خود شده است , و از طرفی گاه رابطه محوری بر ضابطه و قانون برتری گرفته است .

از طرف دیگر هم نداشتن برنامه ای مدون ، برای جذب نخبگان جدید در امور اقتصادی - سیاسی و فرهنگی ، و ضعف ارتباط وزارتخانه‌ها با یکدیگر در خصوص جذب و به کارگیری نخبگان ، ضعف این دیوانسالاری را عیان تر می‌کند , در دولت‌های توسعه یافته با بوروکراسی کارامد ، نخبه بودن به عنوان یک امتیاز نگریسته می‌شود که می‌تواند چرخه پیشرفت یک کشور را سرعت بیشتری ببخشد , براین اساس برخی از اندیشمندان ایرانی ساختار دولتی ایران را مدرن نمی‌دانند « اعتقاد دارم فرایند ایجاد دولت مدرن در ایران هنوز کامل نشده است » ( حجاریان ، 1386).

نباید از یاد برد غیر از بوروکراسی ضعیف ، یکی از اصلی‌ترین دلایل مدرن نبودن دولت ما ضعف تولید و صنعت و وابستگی به نفت است , این در حالی است که سرمایه انسانی متخصصی که سالانه به کشورهای توسعه یافته مهاجرت می‌کنند ، می‌توانند صنعت و اقتصاد ما را دگرگون کنند و ان را جایگزین اقتصاد نفتی سازند , ساده لوحی است اگر انتظار داشته باشیم بدون برداشتن موانع ساختاری مثل محیط سیاسی و اقتصادی ناپایدار ، سیاست‌های کلان اقتصادی نامناسب و دولت محور ، فقدان ثبات ، دیوان سالاری ناکارامد ، بتوان صدها میلیارد سرمایه ایرانیان را به سوی سازندگی کشور جذب کرد .

گفتیم از ویژگی‌های دولت توسعه‌گرا خودگردانی متکی به جامعه ، مذاکرات مداوم در خصوص اهداف و خط مشی‌ها از طریق نهادها و تشکل‌های مدنی ، عهده داری سرپرستی تحول صنعتی جامعه ، دیوانسالاری کارامد ، شایسته سالاری قوی فعال در حوزه فعالیت‌های زیربنایی و اقتصادی و ,,.

است , دولت توسعه‌گرا به جامعه اتکا دارد و محصول محیط اجتماعی خویش است به گونه ای که دولت و گروه‌های اجتماعی دارای پروژه مشترکی برای ایجاد تحول هستند , گره زدن امور علمی و اموزشی به مسائل سیاسی و تصفیه حساب‌های جناحی از دیگر مسائل مبتلا به در ایران در خصوص نخبگان است .

و با جریاناتی که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده است « باعث فرار نخبگان دیگر هم می‌شویم , به عنوان مثال برای استخدام یک نخبه از او سوال می‌شود که در سال 88 به چه کسی رای داده ای » ( عارف ، 1392) و این خود یکی از عوامل دفع افراد نخبه از کشور است , مسائل سیاسی تا انجا بر فرار نخبگان تاثیر داشته است که محمود علوی ، وزیر اطلاعات ایران گفت : « هر شخصی که خلافی نداشته باشد ، تضمین می‌دهیم مشکلی نخواهد داشت .

» او با اشاره به ناارامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 ایران افزود : « ترس بی مورد کسانی که در حوادث 88 خلافی مرتکب نشدند را حل می‌کنیم » ( بی نا ؛ بی تا ), هم در این سال یعنی 1388 بود که صندوق بین‌المللی پول « در گزارش سال 2009 خود ، ایران را به لحاظ مهاجرت نخبگان ، در میان 91 کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته جهان ، دارای مقام نخست معرفی کرد , بر اساس این گزارش سالانه بین 150 تا 180 هزار نفر از ایرانیان تحصیل کرده برای خروج از ایران اقدام می‌کنند » ( محمدرضا یزدان پناه ، 1389).

فرار مغزها و توسعه اقتصادی توسعه اقتصادی عبارت است از رشد مداوم اقتصادی یک جامعه و بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه ، که ناشی از دگرگونی و تحول در بنیان‌های اقتصادی ، اجتماعی ، علمی و فرهنگی جامعه است و از دستیابی به غایات مطلوب نوسازی اقتصادی فراهم می‌اید ( ورجاوند ، 1368: 84), به نظر می‌رسد ، بودجه ناچیز تحقیقات در کشور ما یکی از علل فرار مغزهاست و راه‌های مقابله با ان حفظ نیروی انسانی تحصیلکرده ، بهبود شرایط اقتصادی ، ایجاد امکانات و تسهیلات ویژه برای قشر تحصیلکرده است , این نکته می‌تواند تلنگری در این خصوص باشد که فرار مغزها مهم‌ترین عامل تفاوت و نابرابری میان کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است .

اختصاص بودجه مناسب و ایجاد امکانات برای احداث فضای تحقیقی و پژوهشی می‌تواند پدیده فرار مغزها را کاهش دهد , « برخی از دانشگاه‌های امریکا و کانادا ماهانه سه هزار دلار به عنوان کمک هزینه به دانشجوهای مقاطع تحصیلات عالیه پرداخت می‌کنند , ایا در ایران چنین فرصتی را به شما می‌دهند ؟ تازه این فقط یک حقوق اغازی برای شروع کار است (motevalli, 2014).

دیگر عامل اقتصادی ، معضل بیکاری در ایران است , در زمینه ارتباط نیروی انسانی اموزش دیده با توسعه ، کمتر پژوهشگری است که ارتباطی ندیده باشد , نیروی انسانی ماهر ، با تخصص و توان خود است که می‌تواند رشد و پویش را در یک کشور دنبال کند .

به عنوان مثال می‌توان به نرخ بیکاری در بین تحصیلکردگان و فارغ التحصیلان دانشگاهی ایران اشاره کرد ,» به گزارش افکارنیوز ، جدیدترین تحلیل و گزارش وزارت کار درباره بیکاری حاکی از ان است که نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در فاصله 25 سال 1365 تا 1390 به 5 /2 برابر رسیده است , در حال حاضر نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی 3 /15 درصد است که این نرخ در سال 65 به میزان 2 /6 درصد بود » ( بی نا ؛ 1393).

بنابراین رسیدن به منزلت اجتماعی و ارامش که ایده ال جوانان تحصیلکرده و نخبه است با بسته بودن راه داخل ، نقبی به خارج باز می‌کند , با این تفاسیر نظام اقتصادی قابلیت جذب این خیل عظیم تحصیلکرده را ندارد , باید توجه کرد اگر ما بخواهیم غربالگری از این جمعیت صورت بدهیم به این نتیجه می‌رسیم که نخبگان مهاجر در میان همین تحصیلکردگان قرار دارند که امیدی به بهتر شدن اوضاع خود با توجه به وضعیت جامعه نمی‌بینند .

وقتی مشاغل حساس را در اختیار غیرمتخصصان قرار می‌دهیم نخبگان هم دلسرد و ناامید می‌شوند و سبب فرار مغزها از کشور می‌شود ( امیر احمدیان ، 1393),.