طعنه ربیعی به احمدی‌نژاد : دیگی که برای من نمی‌جوشد ، کله سگ بجوشد !

۱۴۰۰/۰۹/۰۴ ۲۳:۵۷:۲۷


به گزارش « پارسینه »، علی ربیعی ، سخنگوی دولت ، در یادداشتی که « پایگاه اطلاع‌رسانی دولت » منتشر کرده است ، ضمن گزارشی متفاوت از جمعه کاری خود ، وعده داد که به دنبال برنامه‌های بانک مرکزی ، قیمت ارز و طلا کاهش پیدا کند , ربیعی همچنین نسبت به شورش روانی که علیه زندگی با پروتکل‌های بهداشتی شکل گرفته ، ابراز نگرانی کرد , سخنگوی دولت در این یادداشت می‌نویسد : در دلتنگی غروب جمعه ، خبرهای بد زیادی می‌خوانم .

این هم انگار از خاصیت سخنگویی است که تمام اخبار بد دنیا بر سرت اوار می‌شود , بدتر از همه ، لمس رنج مردم در اثر فشارهای اقتصادی است , هم رنج دیدن رنج را داری و هم باید حملات گروه‌های سیاسی مخالف را ببینی ، بشنوی و بخوانی و هم نتوانی در مورد علت‌ها به روشنی سخنی بگویی .

مدت‌ها است که جمعه هایم را به خواندن پایان نامه‌ها و کارهای مطالعاتی - تحقیقاتی‌ام اختصاص داده‌ام , مشغول تالیف کتاب « ارتباطات شفاهی در ایران امروز از دهه شصت به بعد » هستم که چند ترم ، سنگ قبر نوشته ، کنده کاری و یادداشت‌های روی صندلی‌ها و نیمکت‌ها و دیوارهای کلاسی ، گرافیت‌های روی دیوارها ، کنده کاری‌های روی درختان و اماکن عمومی و … با همکاری دانشجویان کارشناسی‌ام ، جمع اوری شده است و فرصت جمع وجور کردن و طبقه بندی انها را نداشتم , انگار دچار « سندروم بی حوصلگی جمعه‌ها » شده‌ام .

بی اختیار غروب هر جمعه ، جمعه‌های شاملو را همنوا با « فرهاد » زمزمه می‌کنم , اما این جمعه ، تولد حضرت رضا (ع) است , امام رضا (ع) برای ما ایرانی‌ها فقط یک امام معصوم نیست ، ما از کودکی با او زیسته‌ایم .

ان طور که مادرم می‌گفت با نذر امام رضا (ع) به دنیا امدم و اولین سفر کودکی را با قطار به پابوس امام رضا (ع) رفتم , چقدر با امام رضا (ع) بحران‌های زندگی‌ام را زیسته‌ام و این شاید حکایت همه ما ایرانی هاست که از کودکی تا موفقیت خواهی و غم‌زدایی همواره امام رضا (ع) را به همراه داشته‌ایم , در اخرین باری که به حرم امام عزیز رفتم ، نماز و زیارت با حال و هوای خوب حرم ، چه لذت شیرین و ارامش بخشی برایم به همراه داشت .

در همان حال ، با خود فکر می‌کردم میلیون‌ها انسان مشتاقی که در این حرم حضور می‌یابند در دل هایشان تنها نیاز است و بر لب هایشان دعای خیر , شاید اینجا ، تنها مکانی است که هیچ کس در طلب شر برای دیگری نیست و همه غرق در ارزوهای خوب و دعای خیر هستند , چقدر امام رضا (ع) با زندگی همه ما ایرانی‌ها درهم امیخته است : از شادی‌های کودکی تا اضطراب‌های بزرگ شدن و راز و نیازهای ما … در این حال و هوا ، کارتابلم را ورق می‌زنم .

در دلتنگی غروب جمعه ، خبرهای بد زیادی می‌خوانم , این هم انگار از خاصیت سخنگویی است که تمام اخبار بد دنیا بر سرت اوار می‌شود , بدتر از همه ، لمس رنج مردم در اثر فشارهای اقتصادی است .

هم رنج دیدن رنج را داری و هم باید حملات گروه‌های سیاسی مخالف را ببینی ، بشنوی و بخوانی و هم نتوانی در مورد علت‌ها به روشنی سخنی بگویی , سیاست هایی که در مسیرهای اجتناب‌ناپذیر باید طی شود و چه بی انصافند انها که می‌دانند دست‌های بسته و نبودن ارز و حفظ مصالح را , ما برای بزرگ کردن اقتصاد ، سالانه به 70 میلیارد دلار و برای گذران امور کشور به 40 میلیارد دلار برای تامین نهاده‌های کشاورزی برای عرضه مرغ ارزان در کشور تا تامین لوازم خانگی و .

,, نیاز داریم و امروز با هزار سختی در صمت ، بانک مرکزی ، نفت و نیرو و … ایستاده‌ایم تا کشور بچرخد و تیر تحریم گران به سنگ بخورد و بدین گونه جامعه تاب اور شود تا افق هایی جدید گشوده شوند .

من فکر می‌کنم در این میان مردم ، به خصوص دو دهکی که بیشترین فشار متوجه انهاست حق دارند هرچه می‌خواهند بگویند و درد را فریاد کنند اما انهایی که برای رسیدن به اهداف 1400 فریاد می‌کشند را نمی‌فهمم , در این بی حوصلگی و فشار اقتصادی بر مردم گزارش جلسه ای در مورد « فضای مجازی » را می‌خوانم که چه تلاشی برای محدود کردن همین یک اب باریکه دلخوشی ، تفریح و شغل میلیونی برای مردم انجام می‌شود , فکر می‌کنم تلگرام که محدود شد ، چه کسانی در تلگرام باقی ماندند و چه کسانی بیرون رفتند و این شبکه اجتماعی دو دستی تقدیم کسانی شد که بخاطرشان محدود شد .

قانون ماهواره هم که در پیش روی ماست ، قانونی که عملا دیگر قادر به اصلاح ان نیستیم و به دست خود بخش اعظمی از جامعه را به رفتار غیرقانونی سوق داده‌ایم , خواندن گزارش « فضای مجازی » تمام نشده ، در صفحه بعدی کارتابلم ، به موضع‌گیری یکی ازمقامات سیاسی پیشین کشور در خصوص « برنامه راهبردی ایران و چین » می‌رسم , انگار نه انگار میلیاردها دلار پول ما را در کشورهای خارجی بی سر و صاحب رها کرده‌اند .

یک روز علیه غرب می‌شورند و تنها راه نجات را کار با جهان منهای غرب می‌دانند و روز دیگر ! دیگی که برای من نمی‌جوشد ، کله … بجوشد ! در صفحه دیگر گزارش دکتر ظریف در هیات دولت را بار دیگر مطالعه می‌کنم تا مطلبی برای سخنگویی استخراج کنم , تلاش امریکا برای گرفتن قطعنامه علیه ما در شورای امنیت ناکام مانده است , با استمزاجی که انجام داده متوجه شده که به قطعنامه رای نخواهند داد .

9 نفرازاعضا تمایلی به صدور قطعنامه نداشتند و چین و روسیه هم قطعا ان را وتو می‌کردند , پمپئو بعد از صحبت خود جلسه مجازی را ترک کرده و دیگران علیه او موضع گرفته‌اند , وضعیت به گونه ای بود که امریکا حق پاسخگویی نگرفته است .

نیویورک تایمز نوشته این شکست امریکا بوده است , خوشبختانه اروپایی‌ها هم علیه « اسنپ بک » ( بازگشت اتوماتیک تحریم‌ها ) صحبت کرده‌اند , حتی مواضعی علیه تحریم‌های یکجانبه امریکا اتخاذ شده است .

اتفاقا من با چند نفراز کارشناسان خارجی که صحبت می‌کردم گفتند ظریف بسیار محکم ، مستدل و حقوقی سخن گفته است , مرور می‌کنم ما از سال 94 از گیروگور پرتگاهی شورای امنیت خارج شدیم , قطعنامه 1929 در سال 90 بدترین قطعنامه در تاریخ علیه ایران بوده است .

از زمان تشکیل سازمان ملل چنین قطعنامه ای علیه ایران صادر نشده بود , ما از سال 94 تا امروز به سلامت عبور کرده‌ایم , من فکر می‌کنم این بزرگترین منفعت ملی ماست که اجازه ندهیم امریکا ما را در دام شورای امنیت وارد کند .

فارغ از اینکه دراین دولت بوده‌ام منصفانه بین خود و خدا که نگاه می‌کنم ، دولت و ظریف در فهم مسائل خارجی و در قبال مردم ، جامعه و فردای ایران متعهدانه عمل کرده‌اند , هر وقت در حوزه سیاست خارجی می‌اندیشم داغ شهادت سلیمانی هم در دلم تازه می‌شود , در صفحات بعدی اخرین گزارش ستاد ملی مبارزه با کرونا از میزان شیوع و مرگ و میر را می‌بینم .

احساس می‌کنم مردم خسته شده‌اند , یک جور شورش روحی - روانی علیه سبک زندگی با پروتکل بهداشتی شکل گرفته است , خود من در همین چند روز چند کارت عروسی دریافت کرده‌ام .

چقدر سخت و دشوار است هم به مردم بباورانیم که ابتلا و مرگ در همین نزدیکی ماست ، اقتصاد را تعطیل نکنیم که فشار تعطیلی اقتصادی بیش از 20 میلیون نفر را به دام فقر وحشتناک سقوط می‌دهد ، هم باید کاری کنیم که کادر سلامت خسته نشوند , گزارش‌های اقتصادی و تلاش برای حفظ نشاط در بورس را می‌بینم و یکی دو گزارش خوب که از تامین ارز و تلاش صادقانه همتی و همکارانش خبر می‌دهد و می‌دانم این روند به ثمر خواهد نشست و به زودی منحنی ارز و سکه هم سر به زیر خواهد شد , از دیدن کارتابلم خسته شدم .

تلویزیون روی شبکه نمایش روشن بود ، صدای اذان موذن زاده اردبیلی می‌اید ، چقدر این صدا را دوست دارم , گویی این صدا به ادم می‌گوید برخیز که وقت نماز است ,.