تشکیل دوباره وزارت جهادسازندگی جز خسارت ، نتیجه ای ندارد / اردوهای عمران ملی را بپا کنید

۱۴۰۰/۰۷/۱۲ ۰۶:۴۸:۴۲

شرق نوشت : اقای رییسی در معرفی کابینه به مجلس و همچنین در جریان سفر اخیرش به یاسوج ، از احیای مجدد جهاد سازندگی سخن گفته است .



این در حالی است که بخش کشاورزی ، از زمان اداره کل فلاحت (1309) تا سال 79 که اخرین ادغام در این بخش صورت گرفت ، حداقل 10 بار دچار قبض و بسط شده است ! ( حتی در اواخر دهه 40 این وزارتخانه به چهار وزارت تقسیم شده بود !), با تولد نهاد انقلابی جهاد سازندگی بعد از انقلاب و تماس این نهاد با روستاییان و کشاورزان ، به تدریج درصدد انجام خدمات کشاورزی نیز برامد ؛ اما چون وظایفی در این زمینه بر عهده شان نبود ، کم کم به صورت عرضی ، بخشی از وظایف وزارت کشاورزی به این نهاد محول شد ( گندم دیم ، تامین علوفه و مراتع عشایری و ,.

,)؛ اما چون این کار نیز با مشکلات زیادی همراه بود ؛ بنابراین در سال 66 به سوی انحلال وزارت کشاورزی رفتند ؛ ولی خوشبختانه مجلس موافقت نکرد , اما پیگیری موضوع تا سال 79 ادامه یافت تا نهایتا در دی ماه 79 هر دو وزارت منحل و وزارت جدیدی به نام جهاد کشاورزی تشکیل شد .

ای کاش رییس جمهور دلایل ادغام دو وزارت جهاد سازندگی و کشاورزی را مطالعه و سپس از احیای جهاد سازندگی سخن می‌گفت ! از دلایل اصلی ادغام ؛ تفکیک وظیفه عرضی بین این دو دستگاه بود که باعث اصطکاک و سایش منابع انسانی و هدررفتن منابع مالی درخورتوجه می‌شد , این دو وزارتخانه در حالی مدعی تولی‌گری بخش کشاورزی بودند که هیچ کدام وظایف کامل را در اختیار نداشتند , با ادغام این دو وزارتخانه ، جهاد کشاورزی عملا کل وظایف بخش کشاورزی را برعهده گرفت و در منابع مالی و انسانی صرفه جویی درخورتوجهی صورت گرفت .

ضمن اینکه دو نیروی موازی و گاهی متقابل نیز هم جهت شده و راندمان کار افزایش یافت , انچه اقای رییسی به دنبالش است ، وظایف عمران و توسعه روستایی است ؛ وظایفی که یک سال پس از ادغام ، از وزارت جهاد کشاورزی منتزع و به وزارت راه و ترابری ، نیرو ، مسکن و شهرسازی و ,.

, واگذار شد , به عبارت دیگر الان وزارت جهاد کشاورزی ، صرفا وظایف بخش کشاورزی و صنایع وابسته به ان را برعهده دارد و هیچ یک از وظایف جهاد سابق را عهده دار نیست .

کلمه جهاد هم که باقی مانده ، شاید به خاطر ملاحظاتی غیر از مسائل فنی است ! اگر رییس محترم دولت می‌خواهد جهاد سازندگی را احیا کند ، باید مجددا وظایف مذکور را از وزارتخانه‌های فوق منتزع کند که البته با عوارضی همراه خواهد بود ! زیرا با انجام این کار احتمال تحریک تعصبات بخشی در دستگاه‌های دیگر و بالطبع لطمه خوردن شان وجود دارد , جهاد سازندگی در سال 58 برای عمران و ابادانی روستاها ( به جای وزارت تعاون و امور روستاها ) ایجاد و با موفقیت‌های خوبی نیز همراه بود , به طوری که براساس امارها اکثر روستاها از نعمت اب و برق و بهداشت برخوردار شدند .

اینک جای سوال است که این جهاد سازندگی جدید می‌خواهد چه کار کند ؟ اگر هدف ، اشتغال نیروهایی موسوم به جهادی‌های جدید است که ان امری علی حده است ! اما اگر هدف از تشکیل مجدد جهاد سازندگی ، جلوگیری از مهاجرت روستاییان یا بازگشت انها از شهر است ؛ به ضرس قاطع می‌توان گفت « این امر میسر نیست » زیرا انچه باعث مهاجرت روستاییان از روستا به شهرها شده بود ، فقدان درامد کافی بود , درامدی که با ساختن جاده و حمام و مدرسه حاصل نمی‌شود , برعکس اگر به بخش کشاورزی عموما و وزارت کشاورزی خصوصا توجه شود ، به نحوی که انها بتوانند درامد روستاییان را افزایش دهند ، طبیعی است که انها هم از روستاها نخواهند رفت ( و حتی برمی‌گردند ) و جاده و حمام و مدرسه و .

,, را نیز خودشان می‌سازند .

با عنایت به مراتب فوق و نظر به وضعیت بودجه ای دولت ناشی از تحریم‌ها ، احیای جهاد سازندگی به صلاح نبوده و حتی ممکن است باعث تعارضات جدید و مع الاسف دور و تسلسل شود ! البته اگر هدف استفاده از نیروی جوانی دانشجویان و طلاب در ارائه خدمت به روستاییان باشد ، می‌توان از طرح اردوهای عمران ملی در اوقات فراغت این نیروها و به ویژه در سه ماهه تابستان ، استفاده کرده و هیچ ضرورتی به تاسیس وزارتخانه ای جدید با هزینه‌های سربار نیست ! بنده به عنوان کسی که پروژه ادغام را در بزرگ‌ترین و درعین حال حساس‌ترین استان کشور با 30 شهرستان و منطقه با موفقیت و بدون هیچ تنشی اجرا کردم ، تجربه‌ام را از سر صدق و صفا تقدیم کردم , من انچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم / تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال , 23302.