شورای عالی اموزش و پرورش از حاشیه تا متن / دانش‌اموز تحول یافته چه ویژگی دارد ؟

۱۴۰۰/۰۸/۱۹ ۱۴:۳۱:۲۰

مدارس که در صف مقدم تعلیم و تربیت قرار دارند باید از اثار برنامه‌های تحولی برخوردار شوند و خود نیز تحول را در تغییر رفتار دانش اموزان مدیریت کنند .



خبرگزاری فارس گروه تعلیم و تربیت : حسن ملکی رییس سازمان پژوهش و برنامه ریزی اموزشی در یادداشتی که به طور اختصاصی در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده ، نوشت : اولین جلسه شورای عالی اموزش و پرورش در دولت سیزدهم با حضور رییس جمهور مردمی و انقلابی حضرت ایت الله رییسی در تاریخ 29 شهریور 1400 تشکیل شد و درخصوص جایگاه و اقتدار این شورای بسیار مهم در اموزش و پرورش مباحث اساسی طرح و تبادل نظر شد , به نظر می‌رسید همه اعضای شورا و سرپرست اموزش و پرورش همگی مسرور و شادکام بودند که مهم‌ترین نهاد هدایتگر نظام تعلیم و تربیت با شاکله کامل خود تشکیل شده است , بدون تردید اگر از همان اغاز مطابق قانون روسای جمهوری مستقیما در جلسات شرکت می‌کردند و رهبری مباحث و مصوبات را به عهده می‌گرفتند خیلی از امور حل و فصل می‌شد .

شورای عالی اموزش و پرورش با رییس اصلی و قانونی خود اقتدار پیدا می‌کند نه با جلسات بدون رهبر , درست است که مقام وزارت اموزش و پرورش بدون کمک و همراهی سازمان‌های بیرون از اموزش و پرورش حل نمی‌شود اما هماهنگی‌های ملی و همراهی‌های کلان به نفع اموزش و پرورش در شورای عالی اموزش و پرورش صورت می‌گیرد , این مهم زمانی اتفاق می‌افتد که مقام رییس جمهور ، ریاست این شورا را عهده دار شود تا به تبع ان وزرای عضو شورا متعهدانه شرکت نمایند .

به علاوه نمایندگان عضو ؛ در صورت حضور و رییس اصلی شورا ، متعهدانه شرکت می‌کنند و به موقع برای حمایت‌های قانونی از مصوبات شورا اقدام لازم را به عمل می‌اورند , در هر صورت جلسه مورخ بیست ونهم شهریورماه شورای عالی اموزش و پرورش بسیار مبارک بود زیرا که با اقتدار قانونی خود تشکیل گردید , در این جلسه برخی واقعیات توصیف شد و برخی قواعد نیز به عنوان اصول و روش‌های موثر و مفید پیشنهاد گردید .

پیشرفت کشور در گروی اموزش و پرورش مطرح شد که در گذشته و در دولت‌های مختلف نوعا اموزش و پرورش در کانون توجه نبوده و به عنوان یک رسالت ملی که همه باید برای اعتلای ان بیندیشند و ایفای نقش کنند ، نگاه نکرده‌اند , یکی از علل این وضع نامطلوب این بوده است که حاصل تلاش‌ها و برنامه‌های تربیتی دیربازده است و در کوتاه مدت توجهات را به خود جلب نمی‌کند , مخصوصا اینکه به اموزش و پرورش به عنوان یک نهاد در کنار سایر نهادها نگاه کرده‌اند نه به عنوان یک امر سرمایه ای .

هنوز هم این تفکر ناقص و ناصحیح کم وبیش وجود دارد و مانع برنامه ریزی‌های ریشه ای و با گستره ملی می‌شود , تاثیر فعل و انفعالات سیاسی و چرخش‌های باندی و گروهی را نیز اضافه کنیم به پیچیدگی موضوع افزوده می‌شود , بی تردید یکی از اضلاع تعلیم و تربیت پویا ، تربیت سیاسی است و مدیران این نهاد باید سیاسیون هوشیار باشند ولی سیاسی کار و سیاست باز نباید باشند ، گاهی سیاسی کاری‌ها و بازی‌های سیاسی مانع از تدبیرهای اصیل تربیتی شده و موجبات عدم ثبات مدیریتی در اموزش و پرورش را فراهم ساخته است .

همه شاهد بودیم که در هشت سال گذشته چهار وزیر و دو سرپرست در اموزش و پرورش ظاهر شده‌اند , کاری با ماهیت افراد ندارم و بیشتر نفس این تغییرات پی درپی مورد نظر است , چرا این همه عدم ثبات ؟ دلیلش این است که با کمال تاسف سیاسی کاری در تصمیم‌گیری ها پیشگام بوده و نگذاشته وزیر کارامد انتخاب شود و یا وزیر انتخاب شده با برنامه مشخص و با ارامش لازم به فعالیت خود ادامه دهد .

نباید غفلت کرد که در مجموعه اموزش و پرورش عنصر معلم و صلاحیت‌های او مهم‌ترین نقش را در پیشرفت امور و در انسان‌سازی ایفا می‌کند , تربیت معلم را کلید اصلی توسعه در تعلیم و تربیت باید محسوب نمود و در این عرصه برنامه ریزی کرد , دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی با این قصد تاسیس شده‌اند و قرار است معلمان مورد نیاز از مسیر این دانشگاه‌ها تربیت شوند .

عملا این دو دانشگاه با وضعی که دارند قادر نیستند این ارزو را براورده کنند , اینکه معلمان در مسیر صحیح پرورش پیدا کنند , انتظار کاملا بجا و درستی است ولی اینکه ایا دانشگاه فرهنگیان با محدودیت‌های عدیده‌اش قادر به پاسخ دادن به این نیاز است محل تردید می‌باشد .

ای کاش این اتفاق می‌افتاد و این امر ممکن می‌بود ولی ایا در شرایط کنونی این خواسته بسیار مهم نظام تحقق پیدا می‌کند ؟ به نظر می‌رسد به وسعت و عمق این دانشگاه باید افزود , وسعت ؛ ناظر بر گسترش پذیرش و عمق معطوف به کیفیت تربیت و یادگیری است , در هر دو وجه باید بازنگری اساسی صورت گیرد .

شورای عالی اموزش و پرورش و منفذهای فسادزا ایا در این نهاد می‌توان نشانه هایی از فساد یافت ؟ رییس جمهور در تبلیغات انتخاباتی خود فرمودند « با فساد باید مبارزه کرد نه با مفسد », این سخن کاملا درستی است , مصادیق فساد در این نهاد کدام است ؟ هرجا مقرراتی باشد که « عدالت » را نادیده بگیرد و توازن را بهم بزند مصداقی از فساد است .

فساد در مقابل صلاح است , توازن و عدالت جلوه ای از صلاح است و ظلم و فساد نشانی از بروز و ظهور بهم ریختگی و انحراف , باید همگی مراقب باشیم .

فساد صرفا سیمای اشکار و معروف ندارد , گاهی با وضع عادی و نامریی رخنه می‌کند و به تدریج مریی و غیرعادی می‌شود ، یک سازمان یا نهادی برای یک ماموریت ویژه تاسیس شود ولی به دلیل عدم مراقبت از مسیر و طریق خود منحرف گردد ، مصداقی از فساد است , در اثر این اهمال پیامدهای منفی زیادی برای افراد و یا منافع سازمانی و در نهایت برای جامعه پدید می‌اید .

غفلت از انواع و ابعاد فساد ، زمینه ساز فسادهای گوناگون است , علاوه بر این ، مصادیق بارز و خسارت زای دیگر نیز قابل طرح است , تعارض منافع از جمله ان هاست و این مساله ممکن است در شورای عالی اموزش و پرورش نیز صدق کند .

این شورا ، تنها شورای سطح بالای رسمی و هدایتگر است , چنانچه در بین اعضای ان فردی یا افرادی باشد که مسایل و منافع شخصی انان با مصالح تعلیم و تربیت گره خورده است چگونه می‌تواند در گفت وگوها و مصوبات این شورا بی طرف قضاوت کند ؟ بر این اساس در انتخاب اعضای شورا باید دقت کرد و افراد بصیر و به دور از تمایلات و جهت‌گیری های منفعت طلبانه انتخاب نمود , چه بسا همین مساله باعث شود شورای عالی در ماموریت خود موفق نشود .

شورای عالی و تمایز وظایف در جایگاه و تمایز وظایف شورای عالی و پرورش با شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی باید بازنگری لازم صورت گیرد , ممکن است در وظایف قانونی و یا در اجرای قوانین بین این نهادها اختلاط نقش‌ها حادث شده باشد , وظیفه ای که به عهده اموزش و پرورش است نباید مخدوش شود و وظایفی که به عهده نهاد دیگری است نباید از طریق این شورا تعقیب گردد .

در سال‌های اخیر مواردی خلاف این دیده شده است , موضوعاتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی و تصویب شده است که از وظایف اموزش و پرورش به شمار می‌رود و این عدم توجه به تفاوت‌های سازمانی ابهامات و در نهایت اختلالاتی ایجاد کرده است , نمونه بارز این مساله ، تاسیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک است .

در این خصوص تجربه زیسته و بدون واسطه دارم , اینجانب که مسول یکی از بخش‌های حساس اموزش و پرورش یعنی سازمان پژوهش و برنامه ریزی اموزشی هستم در جریان مباحث اساسی این موضوع مهم قرار نمی‌گرفتم و بعدا مطلع می‌شدم که به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسید , حتی مسول سازمان پژوهش را عضو هیات امنای سازمان جدید التاسیس نیز قرار نداده بودند و بعدا با پیگیر‌های متعدد این عضویت انجام شد .

به هیچ عنوان تمایل ندارم با طرح مثال‌ها و نمونه‌های مربوط به حیطه مسولیت خودم ، هدف اصلی نگارش این مطالب تحت الشعاع قرار گیرد ولی چون عین الیقین به انها دارم نمونه ای را ذکر نمودم , نمونه‌های متعدد دیگری می‌توان ذکر کرد که نشان دهنده اختلاط وظایف است , در ارتباط با مجلس شورای اسلامی نیز باید دقیق عمل کرد .

بی تردید ، مجلس شان و جایگاه قانون‌گذاری دارد و نهاد دیگری نمی‌تواند قانون‌گذاری کند , شورای عالی اموزش و پرورش نیز برای تبدیل مصوباتش به قانون باید از مجلس استمداد کند , علت عضویت نمایندگانی از مجلس در شورا نیز همین نکته است .

حقیقتا این موضوع نیز مورد توجه لازم قرار نگرفته و به نقش و اثر نمایندگان مجلس توجه لازم نشده است , بعد اقتصادی شورای عالی اموزش و پرورش تاثیر توانایی و جایگاه اقتصادی این شورا نیز قابل انکار نمی‌باشد و بی اعتنایی به ان خسارت زا می‌باشد , مگر ممکن است اموزش و پرورش سهم ناچیزی در درامد ناخالص ملی داشته باشد ولی به موفقیت هایی نیز برسد ؟ طبق اظهار یکی از اعضای شورای عالی ، سهم اموزش و پرورش از درامد ناخالص ملی 2.

5 درصد است و این حد از سهم در مقایسه با موارد مشابه در جهان بسیار پایین می‌باشد , این کاستی و نقص در شرایطی است که ما در نظام جمهوری اسلامی ایران به حق اعتقاد داریم که تربیت انسان‌ها در راس برنامه‌های ما قرار دارد , درست است که در شرایط کنونی به دلیل مشکلات معیشتی مردم باید به این امور توجه جدی داشته باشیم ولی اصالت تعلیم و تربیت همچنان باقی است .

شورای عالی اموزش و پرورش با این اصالت کار دارد , هرگز نباید اموزش و پرورش یک دستگاه مصرف کننده تلقی شود و شان ان در تصمیمات حکمرانی کشور تقلیل پیدا کند , البته تقلیل یافته است باید در فکر جبران بود .

بخش عمده مشکلات معلمان کشور به تنگناهای اقتصادی مربوط می‌شود , انکار این واقعیت مانع فهم درست خیلی از حقایق دیگر است , معلمان سایر منزلت‌ها را از منظر بی توجهی به همین واقعیت تحلیل می‌کنند .

اعتقاد دارند که اگر ما معلمان منزلت اجتماعی داشتیم و جایگاه واقعی معلم واقعا مورد اعتنا قرار می‌گرفت این قدر از جهت اقتصادی وضع نامناسب نمی‌داشتیم , حقیقتا جای خوشحالی بسیار دارد که اقای رییس جمهور در جلسه شورای عالی اموزش و پرورش فرمودند که این مساله را برای همیشه باید حل کنیم , عدالت اموزشی ضرورتی اجتناب ناپذیر بدون شک امکانات اموزش و پرورش به طور متوازن در سطح کشور توزیع نمی‌شود و با اموزش و پرورش نیز به نحو عادلانه در سطح ملی رفتار نمی‌گردد .

این مساله یکی از مسایل « غریب » است و باید به امر « قریب » تبدیل گردد , ایا مدارس مناطق محرومی ماند سیستان و بلوچستان و خوزستان و امثال این‌ها با سایر مناطق کشور اصلا قابل مقایسه است ؟ ایا باید همیشه تکرار کنیم و شاهد باشیم که در بخش‌های قابل توجه کشور از ضروری‌ترین نیازهای اموزشی محروم هستند ولی در سایر مناطق تفاوت‌های بارزی دیده می‌شود ؟ این بی عدالتی در نظام جمهوری اسلامی ایران که اصالتا برای اجرای عدالت پدید امده است قابل توجیه نمی‌باشد , اکنون از شورای عالی اموزش و پرورش باید پرسید که شما در خصوص تحقق عدالت اموزشی چه کرده‌اید ؟ بی تردید با یک مصوبه و یا یک تصمیم نمی‌توان عدالت را برقرار کرد ولی با همت والا و استمرار در پیگیری‌ها و ارتباط موثر با کمیسیون اموزش و تحقیقات مجلس می‌توان خیلی از امور را حل کرد .

متاسفانه این نوع پیگیری‌ها روال نبوده و نیست , باید اموزش و پرورش و نهایتا دولت این موضوع مهم و سایر موارد را در قالب لایحه به مجلس ارایه دهد و برای تبدیل ان به قانون پیگیری گردد , کاهش تمرکز در اموزش و پرورش حقیقتا وقت ان است که شورای عالی اموزش و پرورش درخصوص نظام مدیریتی اموزش و پرورش از جهت توزیع قدرت بین مرکز و استان‌ها و مناطق اموزشی تدبیر مناسب و ممکن اعمال کند .

بی تردید نظام غیرمتمرکز برای اموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران مناسب نیست زیرا که مطابق فلسفه تربیتی اسلام باید جهت‌گیری واحدی بر تعلیم و تربیت کشور حاکم باشد و ایدئولوژی اسلامی در همه اجزا و عناصر ان ساری و جاری باشد , به عبارت دیگر تعلیم و تربیت رسمی کشور بر پایه یک فلسفه ان هم فلسفه تعلیم و تربیت اسلام باید اداره شود , با این رویکرد باید همه بخش‌های تعلیم و تربیت اسلام اداره شود .

با این رویکرد باید همه بخش‌های تعلیم و تربیت و در همه سطوح این تفکر را تعقیب کنند , تمرکز مطلق هم مناسب حال تعلیم و تربیت ما نیست زیرا که در این حالت نیز ازادسازی نیروی فکر و اندیشه و قابلیت‌های مدیریتی در مناطق کشور اتفاق نمی‌افتد و خیلی از نیازها و اقتضائات مختلف مناطق مورد بی توجهی یا کم توجهی قرار می‌گیرد , نباید نظام تعلیم و تربیت کشور خود را از توانایی‌های موجود در استان‌ها محروم کند و دچار انحصار مخل شود .

لذا شایسته است در شورای عالی این مساله به طور عالمانه و منطقی مورد بررسی قرار گیرد و شیوه ای تدوین گردد , جز شورای عالی اموزش و پرورش در کجا می‌توان این موضوع را حل کرد ؟ در گذشته چندبار در دستور کار قرار گرفته منتها چند عامل باعث شده که به نتیجه نرسد , یک عامل ، برخورد سیاسی و گروهی با این مساله است .

ما وقتی که یک موضوع علمی را از وضع کارشناسی و منطقی خود خارج می‌کنیم و سلیقه سیاسی خود را اعمال می‌کنیم به نتیجه نخواهیم رسید و ناامیدی و یاس بوجود خواهیم اورد , در حالی که اگر با این مساله و مسایل مشابه به صورت کارشناسی و عمیق برخورد می‌شد تاکنون حل شده بود و از اثار ان جامعه استفاده می‌کرد , عامل دوم عدم استمرار است .

خیلی از مسایل به دلیل اهمال و سستی به پایان نرسید‌اند و ناکام مانده‌اند , شناخت عالمانه نیازهای اجتماعی نسبت و رابطه اموزش و پرورش با جامعه دو طرفه است , این ظرافت اجتماعی اگر به درستی درک نشود و برای تحقق ان اقدامات اصولی صورت نگیرد نه اموزش و پرورش موفق می‌شود و نه جامعه به خواسته هایش می‌رسد .

برای تاثیر جامعه بر روی اموزش و پرورش نیازها را باید شناخت , نیازسنجی برای ان است که تعلیم و تربیت کشور پاسخ گوی خلاها و کاستی‌ها شود و تافته جدا بافته نباشد , نیازهای اجتماعی را باید عالمانه بررسی کرد و عاملانه به کاربرد تا در هیچ زمانی ما گسسته از نیازها نباشیم و دچار کاستی نشویم .

در اکثر مواقع نظر سنجی‌ها را به نام نیازسنجی طرح می‌کنند و مبنای تصمیم‌گیری ها را به صورت غیرواقعی تدوین و معرفی می‌نمایند , الگوهای نیازسنجی در منابع علمی برنامه ریزی اموزشی و درسی معرفی شده است , به علاوه اینکه نوع و سطح نیاز که در انتخاب الگو موثر است .

ما که طبق فلسفه تربیتی مقبول خودمان به نیازهای وحیانی نیز اعتبار قابل هستیم و ان‌ها را لازم الاتباع می‌دانیم از چه مدل نیازسنجی باید استفاده کنیم , نیازها صرفا اکتشافی نیستند که براساس داده‌ها و اطلاعات بر امده از واقعیت‌ها تعیین شوند , بخشی از نیازها کاملا تدوینی و پیشینی هستند و اقدامی جز متناسب‌سازی ان‌ها با سطوح تحصیلی نداریم .

اکنون نکته اساسی این است که این وجوه مهم و خاص تعلیم و تربیت را چه مرجعی جز شورای عالی می‌تواند رهبری کند ؟ ایا اکنون این نقش را ایفا می‌کند ؟ بی تردید شورا وارد این عرصه‌ها نمی‌شود و خیلی از عقب ماندگی‌ها به همین موضع انفعالی ارتباط دارد , رهبری تحول همه جانبه سند تحول بنیادین اموزش و پرورش در سال 1390 به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسید و از طریق رییس جمهور وقت برای اجرا ابلاغ گردید , در سال 1392 نیز برنامه درسی ملی به عنوان زیر نظام ان تصویب شد و ابلاغ گردید .

طی سال‌ها رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی ایران تذکر می‌دادند که چرا سند تحول در اموزش و پرورش اجرا نمی‌شود , این تاکید معظم له را همگان می‌شنیدند ولی توجه جدی نمی‌شد , طی چند سال از رویکردی به نام « همسوسازی » حرف زده شد و براساس ان تغییراتی در بعضی عناوین و محتواهای کتاب‌های درسی به عمل امد و به همین‌ها اکتفا شد .

در حالی که تحول بنیادین از طریق الگوهای عملیاتی مشخص باید پیگیری شوند و به طور منطقی ارتباط بین بنا و مبنا وضوح پیدا کند , حقیقتا به طور جدی به این ضرورت ( تدوین الگوی ربط ) عنایت نشد و به جای ان زیرنظام‌های سند تحول را تدوین نمودند به این امید که هر بخشی از اموزش و پرورش قسمتی و تعدادی از راهکارهای مندرج در سند را اجرا کنند , به نظر اینجانب شیوه تولید زیرنظام‌ها ، حرکت به سوی تجزیه سند تحول است و به نتیجه نمی‌رسد .

هریک از معاونت‌های اموزش و پرورش باید با رویکرد کل نگر و با توجه به ماهیت هر بخشی الگوی عملیاتی پیاده‌سازی سند را طراحی کنند و انها به تصویب برسانند و سپس همه فعالیت‌های تحولی خود را در قالب « الگوی ربط » خود مدیریت کنند , این پیشنهاد به طور مکرر در جلسات شورای معاونان و شورای تحول مطرح گردید ولی کسی اعتنا کرد , اکنون که در اغاز دولت سیزدهم قرار داریم جز بسته‌های تحولی و برخی اقدامات موردی و غیر منسجم اتفاقی نیفتاده است .

به علاوه اینکه بسته‌های تحولی نیز به دلیل همین نگرش تجزیه ای به سند و عدم رهبری صحیح به جایی نرسید , موارد پراکنده نیز گشایش مفیدی در اجرای سند به وجود نیاوردند زیرا که تک مضراب هایی نواخته شد و هیچگاه صدای یکپارچه و هماهنگ به گوش نرسید , تداوم تحول تا سطح مدرسه بی تردید هیچ انسان عاقلی نمی‌پذیرد که درباره تحول حرف‌ها و ایده‌های کلی و انتراعی طرح شود ولی در عمل هیچ گره و مشکلی را حل نکند .

مدارس که در صف مقدم تعلیم و تربیت قرار دارند باید از اثار برنامه‌های تحولی برخوردار شوند و خود نیز تحول را در تغییر رفتار دانش اموزان مدیریت کنند ، به عبارت دیگر لباس تحول به پیکر اموزش و پرورش پوشانده شود و مدارس نیز از این پوشش تحولی بهره مند شوند , چرا این اتفاق نیفتاد ؟ برای اینکه ما به یک وظیفه بسیار مهم خود عمل نکردیم و « مدرسه تحولی » را طبق مفاد سند تحول بنیادین به صورت همه جانبه تدوین ننمودیم , قاعدتا این نقشه تحولی مدرسه باید ادامه همان الگوهای عملیاتی پیاده‌سازی سند باشد و ارتباط خود را با ان‌ها حفظ کند .

لطفا به سوالات زیر توجه فرمایید : مدیر مدرسه تحول‌گرا کیست و چه توانایی‌ها و صلاحیت‌ها باید داشته باشد ؟ معلم تحول‌گرا کدام است و چه صلاحیت هایی باید داشته باشد تا تربیت تحولی را رهبری کند ؟ مربی پرورشی کیست و چه ویژگی هایی باید داشته باشد ؟ شورای مدرسه تحول‌گرا کدام است و چه نقشی در تحول واقعی می‌تواند داشته باشد ؟ دانش‌اموز تحول یافته کدام است و چه ویژگی هایی باید دارا باشد ؟ در نهایت مدرسه تحول‌گرا چه ساختاری دارد و برای تعلیم و تربیت دانش اموزان در تراز سند تحول چه ظرفیت و امکانی را در خود باید ایجاد نماید ؟ ممکن است سوالات اساسی دیگر نیز قابل طرح باشند که در این موارد شش گانه طرح نشوند , ان چه که در این نوشته مورد تاکید می‌باشد ضرورت طراحی نقشه مدرسه تحول گراست , معلم رهبر اصلی تحول همه شرایط و امکانات اماده باشد ولی معلم اماده و شایسته تحول نداشته باشیم به هیچ نقطه امیدبخش نخواهیم رسید .

در وضع فعلی اموزش و پرورش ، نه فهم درستی از توانمندسازی معلم وجود دارد و نه ساختار مناسب و کارامد برای این کار موجود است , مطابق مقررات اموزش‌های ضمن خدمت معلمان از طریق معاونت برنامه ریزی و نیروی انسانی وزارتخانه باید صورت گیرد که این کار به صورت هدفمند و مستمر انجام نمی‌گیرد , مقرر شده است سازمان پژوهش و برنامه ریزی اموزشی برای کتاب‌های نونگاشت ، معلمان را اموزش دهد که این هم در اجرا به دلیل ناهماهنگی‌های بین معاونت‌ها و عدم نظارت لازم به نحو صحیح و موثر انجام نمی‌شود .

لازم به ذکر است که در دو سال اخیر از جمله اقدامات بسیار نامطلوبی که در اموزش و پرورش رخ داد قطع ارتباط سازمان پژوهش و برنامه ریزی اموزشی با ادارات کل استان هاست , قبلا با وجود پست معاونت‌های پژوهشی در استان‌ها تحت نظر سازمان ، ارتباط موثر با استان‌ها امکان‌پذیر بود و امور گوناگون با انان هماهنگ می‌شد , اکنون که این ارتباط قطع است قاعدتا هیچ رویداد موثری نمی‌توان انتظار داشت .

منظور ازبیان این نقص تشکیلاتی یاداوری این نکته است که اگربنا باشد مهم‌ترین بخش اموزش و پرورش یعنی سازمان پژوهش قصد همراهی و همکاری در اماده‌سازی معلمان را داشته باشد و یا اقدام جنبی دیگری بخواهد انجام دهد امکان‌پذیر نمی‌باشد , در خصوص توانمندسازی معلم این نکته مهم را متذکر شوم که هر نوع کوتاهی در این مساله ، خسارت به تعلیم و تربیت است زیرا که هدف‌های تعلیم و تربیت با تدریس معلم و با ایفای نقش دانش اموزان تحقق می‌یابند , صرفا برنامه‌های درسی و سایر اقدامات بدون وجود معلم کارگشایی ندارند و گاهی نیز سرمایه‌ها حیف و میل می‌شوند .

لذا در این خصوص شورای عالی اموزش و پرورش باید چاره ای بیاندیشد , شورای عالی چه باید بکند ؟ در ضمن تحلیل مسائل اموزش و پرورش پیش گفته به اولویت‌های کاری شورای عالی نیز اشاراتی شد ولی در پایان چند اقدام مهم و مرتبط به هم توضیح داده می‌شود , این شورا قبل از هر چیز باید خود را با مقیاس اهداف و رسالت قانونی‌اش مورد ارزیابی قرار دهد .

به این سوال اساسی پاسخ واقع بینانه داده شود که ایا در مسیر درست و نظام مند حرکت کرده است ؟ ایا صراط وظایف خود را شناخته و منطق این راه را پیموده است ؟ اینجانب به عنوان فردی که در کنار سایر همکاران کاروان اموزش و پرورش را همراهی کرده‌ام ، نظرم منفی است , یعنی اینکه این شورای بسیار مهم در عمل دچار روزمرگی‌ها شده و به دستور جلسات موردی مشغول شده و اقدامات اساسی را تا حدود زیادی فراموش کرده است , این حقیقت وقتی اشکار می‌شود که بررسی وضع موجود و ارزیابی موقعیت فعلی به دور از هر نوع اغراض صورت پذیرد .

پس از اینکه اوضاع فعلی بررسی شد ، وضع مطلوب این شورا با عنایت به جایگاه قانونی تعیین گردد ، وضع مطلوب براساس وظایف تدوین می‌شود ولی ممکن است بنا به ضرورت‌های فرهنگی ، تربیتی و علمی نوپدید غنی‌سازی شود و اینده متعالی تر برای اموزش و پرورش ترسیم گردد , بدون تردید در تدوین وضع مطلوب باید از صاحب نظران اگاه به ضرورت‌های تربیتی روز و معتقد به اسناد تحولی اموزش و پرورش یاری گرفت و اقدامات علمی قابل دفاع به عمل اورد , پس از تعیین وضع مطلوب برنامه‌های عملیاتی مناسب در جهت حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب تهیه و پس از تصویب اجرا گردد .

این برنامه‌ها ممکن است رابطه طولی و یا رابطه عرضی با یکدیگر داشته باشند و در اولویت بندی در جایگاه‌های متفاوت قرار گیرند ولی همه ان‌ها از جهت ضرورت و تناسب قابل دفاع خواهند بود , در همین بررسی است که احتمالا بعضی طرح‌های پژوهشی نیز مطرح و پیگیری خواهد شد , شورای عالی ضمن مدیریت این مسیر سه مرحله ای و به طور موازی با ان ، بررسی جدی مسائل اساسی جامعه را در ارتباط با نظام تعلیم و تربیت کشور می‌تواند اغاز کند .

قاعدتا کمسیون‌های تخصصی کار را باید تعقیب کنند و نهایتا در شورا بررسی گردد , به عنوان نمونه مساله بسیار مهم پیری جمعیت و وظیفه اموزش و پرورش در پیشگیری از ان و مداخله در روند حرکت جمعیتی کشور موضوع کاملا اساسی و غیر قابل اغماض است , مساله عدالت اموزشی نمونه دیگری از مسائل اساسی است .

به طور واقع بینانه عدالت اموزشی در کشور اجرا نشده است , چرایی ان و چگونگی تحقق ان از طریق شورای عالی باید پیگیری و نظارت شود , بدون شک جنبه‌های اجرایی و مدیریتی این مساله از طریق معاونت‌های مربوط قابل پیگیری است لکن سیاست‌گذاری دقیق و همه جانبه وظیفه شورای عالی است نظارت مستمر به وضع اموزش و پرورش در سطح ملی و دریافت بازخوردهای لازم از واقعیتهای موجود ، وظیفه دیگر شورای عالی در شرایط حاضر است .

احتمالا گفته شود که نظارت بر عملکردها از طریق واحدهای خاص در بدنه اموزش و پرورش انجام می‌گیرد و شورا نباید وارد این امور شود , به نظر می‌رسد ازهمین طرز تلقی درباره مسائل اموزش و پرورش طی سالیان گذشته اسیب دیده‌ایم , این نوع نگاه به مسائل که از یک « ساده انگاری » ناشی می‌شود ، باعث شده است که شورای عالی خود را از متن دور کند و به حاشیه‌ها بپردازد .

منظورم از متن ، امور بی اهمیت نیستند ، بلکه گاهی مسائل مهمی نیز در دستور کار قرار می‌گیرد ولی از نظام انتخابگری هدفمند ریشه نمی‌گیرد ، بلکه مواردی است که هر کدام به طریقی روی میز دبیرکل شورای عالی قرارمی گیرد و دستور جلسات را تشکیل می‌دهد , حقیقتا وقت ان است که شورای عالی از بصیرتی که از بررسی وضع وجود و تحلیل و تدوین وضع مطلوب به دست می‌اورد به نظام ضرورت هایی دست یابد و به طرق مناسب و ممکن به بررسی ان‌ها بپردازد , از این طریق است که افق نوینی پیش روی اموزش و پرورش گشوده می‌شود .

انتهای پیام /.
سیستان و بلوچستان خوزستان ساری شورای عالی اموزش و پرورش خبرگزاری فارس گروه تعلیم و تربیت خبرگزاری فارس دولت سیزدهم اموزش و پرورش وزارت اموزش و پرورش مجموعه اموزش و پرورش دانشگاه فرهنگیان دانشگاه شهید رجایی شورای عالی و پرورش شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی شورای عالی انقلاب فرهنگی سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک سازمان پژوهش و برنامه ریزی اموزشی شورای انقلاب فرهنگی مجلس شورای اسلامی مجلس نظام جمهوری اسلامی ایران کمیسیون اموزش و تحقیقات مجلس نظام مدیریتی اموزش و پرورش اموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران شورای معاونان و شورای تحول شورای مدرسه تحول گرا سازمان پژوهش حسن ملکی حضرت ایت الله رییسی رهبری وگوها رهبر حکیم فرزانه انقلاب اسلامی ایران رییس سازمان پژوهش و برنامه ریزی اموزشی رییس جمهور مردمی و انقلابی مقام رییس جمهور رییس جمهور مسول سازمان پژوهش عضو هیات امنای سازمان جدید التاسیس معاونت برنامه ریزی و نیروی انسانی وزارتخانه دبیرکل شورای عالی اولین جلسه شورای عالی اموزش و پرورش