وین برای مذاکره یا نتیجه ؟

۱۴۰۰/۰۸/۱۹ ۱۳:۱۲:۰۳

« مذاکرات وین » در دولت جدید جمهوری اسلامی چه وجهی پیدا می‌کند ؟ ایا به نتیجه ای منجر خواهد شد ؟ چشم‌انداز مذاکرات چیست ؟



به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس ، سعدالله زارعی در روزنامه کیهان نوشت : « مذاکرات وین » در دولت جدید جمهوری اسلامی چه وجهی پیدا می‌کند ؟ ایا به نتیجه ای منجر خواهد شد ؟ چشم‌انداز مذاکرات چیست ؟ مذاکرات وین حدود شش ماه پیش یعنی 17 فروردین ماه گذشته با این داعیه که امریکا می‌خواهد به برجام برگردد و به تعهدات خود عمل کند شروع گردید و طرف‌های اروپایی به خصوص فرانسه اصرار داشتند که ایران به مذاکرات وین بپیوندد , بر اثر پافشاری ایران مذاکرات وین بدون حضور مستقیم امریکا شکل گرفت و حدود دو ماه پس از روی کار امدن « جو بایدن » شروع شد و شش دور به درازا کشید و در نهایت عمر دولتی که به این مذاکرات و قول و قرارهای طرف اروپایی دل بسته بود ، به سرانجام رسید ولی مذاکرات نتیجه ملموسی دربر نداشت و حتی به عمق بی اعتمادی ملت ایران به طرف غربی هم افزود ، تا جایی که نتایج دو نظرسنجی اخیر که یکی توسط « گالوپ » و دیگری توسط « پیو » ( با همکاری ایران پل ) در ایران صورت گرفت ، نشان داد حداقل 76 درصد ایرانیان به نتیجه مذاکرات هسته ای خوش بین نیستند , در خصوص این موضوع نکاتی وجود دارد : 1 بنای مذاکرات وین از استحکام چندانی برخوردار نبود ؛ چرا که مذاکره برای بازگشت طرفی که از توافق امضا شده‌اش ، خارج گردیده است ، معنای درستی ندارد .

وقتی برای بازگشت طرف خارج شده از توافق ، مذاکره صورت می‌گیرد ، به این معناست که طرفی که در قرارداد باقی مانده امادگی دارد تا برای جلب نظر طرف مقابل امتیازاتی بدهد و به عبارت دیگر از بخشی از حقوق پذیرفته شده خود که از سوی طرف مقابل امضا شده ، عقب بنشیند , به هر ترتیب شش دور مذاکرات موسوم به 1+4 سپری شده و بررسی روند مذاکرات طی حدود دو ماه بیانگر ان است که طرف امریکایی هر بار خواسته ای بر خواسته‌های قبلی خود افزوده است , در ان زمان استدلال وزارت امور خارجه ایران برای شرکت در مذاکرات این بود که « نظر قطعی دولت بایدن این است که برجام را احیا و به تعهدات خود عمل کند .

اما از انجا که « ابرقدرت » است ، نمی‌تواند به صورت علنی تغییر سیاست در قبال دشمن خود را بپذیرد و لذا ایران باید به بایدن کمک کند تا از این مشکل شکلی عبور نماید » اما کاملا مشخص بود که این یک حیلت و برای به دام انداختن جمهوری اسلامی است , همان موقع بعضی از متخصصین و اهل فن به خصوص با نگاه به دو سال مذاکره بی نتیجه سال‌های 1397 و 1398 با اروپا ، جمهوری اسلامی را از تن دادن به مذاکراتی که موضوع ان نه رفع تحریم‌ها بلکه صرفا بازگرداندن امریکا به برجام باشد ، پرهیز دادند , در این بین با پافشاری دولت ، رهبر معظم انقلاب اسلامی تحت شرایطی و با لحاظ کردن چند خط قرمز با مذاکره در قالب 1+4 ( یعنی بدون امریکا ) موافقت فرمودند و در حین مذاکرات که امریکایی‌ها نیت خود از مذاکرات را علنی و عملی کردند ، نکته‌های جدیدی که حاکی از تشدید بی اعتمادی ایران به این روند بود ، مطرح فرمودند .

2 از نظر امریکایی‌ها از اوباما تا بایدن توافق برجام در کنار موهبت‌های فراوانی که برای واشنگتن به ارمغان اورده است ، دو عیب بزرگ دارد ؛ یکی اینکه کل برجام محدود به دوره ای خاص است و پس از ان ایران به روز قبل از برجام برمی‌گردد , در حالی که برای غرب تحریم دوباره برنامه هسته ای ایران به این اسانی‌ها نخواهد بود و دوم اینکه مسئله هسته ای مسئله اصلی غرب با ایران نیست و اگرچه در توافق برجام ردپایی از پیگیری مسائل اصلی منطقه ای و نظامی وجود دارد اما به اندازه بحث هسته ای عملیاتی نیست و این در حالی است که ایران به دلیل قرار دادن برنامه هسته ای بازگشت‌پذیر خود در یک توافق نامه بین‌المللی ، می‌تواند درباره فهرستی از مشکلات اقتصادی و ,.

, خود با قدرت‌های مختلف منهای امریکا وارد مذاکره شده و به حل و فصل انها بپردازد , بر این اساس اوباما و جان کری در زمان پذیرش برجام در حالی که می‌دانستند به یک دستاورد طلایی علیه ایران دست یافته‌اند ، اعلام کردند که این یک توافق حداقلی و ناتمام درباره مسائل فی مابین امریکا و ایران است و دونالد ترامپ هم ضمن انکه ان را « بدترین توافق » خواند ، دو سال پس از روی کار امدن از برجام خارج گردید .

الان ذهنیت بایدن درباره توافق هسته ای با ایران همان ذهنیت اوباما و ترامپ است ؛ یعنی ان را ناکافی و در موضوعی غیراصلی به حساب می‌اورد و لذا بر مبنای تغییر برجام تلاش می‌کند , 3 در جریان مذاکرات دو ماهه 1+4 امریکا عنصر غایب ولی در واقع اداره کننده طرف‌های مقابل ایران بود و باید گفت مذاکرات وین عملا به مذاکرات امریکا و ایران تبدیل گردید ، تحریم هایی که برجام ظاهرا برای رفع انها به تصویب رسیده بود و اساسا فلسفه مذاکرات مابین سال‌های 1392 تا 1395 بین ایران و 1+5 جز این نبود ، برای اغوای ایران به سه دسته تقسیم شدند تحریم‌های سبز ، زرد و قرمز , تحریم‌های سبز یعنی تحریم هایی که مربوط به دوره ترامپ و در خصوص موضوعات مرتبط با پرونده هسته ای بود ، به تعلیق درمی امدند .

البته در این میان هیچ تضمینی هم وجود نداشت که همین دسته از تحریم‌ها هم دوباره برنگردند و یا با نامی دیگر بازسازی نشوند ! تحریم‌های زرد ؛ ان دسته از تحریم هایی بودند که با دادن امتیاز از سوی ایران قابلیت توقف ( یعنی تعلیق و نه رفع ) داشتند و تحریم‌های قرمز که علی رغم انکه در برجام متوقف شده‌اند مثل تحریم‌های پتروشیمی ، به هیچ وجه متوقف نخواهند شد , امریکایی‌ها حتی در مورد تحریم‌های سبز هم خدعه مضاعف کرده و چندین مورد تحریمی سبز را به گونه و با عنوان دیگر در تحریم‌های زرد اورده‌اند , در یک جمع بندی می‌توانیم بگوییم در مذاکرات 17 فروردین تا 22 خرداد ماه گذشته ، هیچ نشانه و خبری از اینکه امریکا یا اروپا قصد دارند رویه خود در قبال ایران را اصلاح کرده و به حقوق ایران اعتراف نمایند ، دیده نمی‌شود .

4 برای جمهوری اسلامی مذاکره موضوعیت خود را دارد ؛ چرا که می‌تواند یکی از ابزارهای تامین منافع ملی باشد , مذاکره در پاره ای از مواقع نمی‌تواند سبب بهبود شرایط شود اما می‌تواند از وخامت بیشتر شرایط کم کند و یا مذاکره در پاره ای از موارد نه به قصد بهبود شرایط و نه به قصد پیشگیری از وخامت بیشتر وضعیت بلکه برای انکه حربه تبلیغاتی از دست دشمن گرفته شود ، صورت می‌گیرد , این سه نوع مذاکره در همه جا از جمله در جمهوری اسلامی سابقه داشته است .

یکی از این موارد مذاکره ایران با رژیم صدام در نیویورک ، برای اجرایی کردن قطعنامه 598 بود , ایران در ان شرایط نه به بهبود وضعیت بین ایران و عراق و نه به کاهش وخامت روابط با رژیم صدام حسین امید داشت , مذاکره صورت می‌گرفت برای انکه حریف با به دست گرفتن حربه تبلیغاتی ، اذهان را به انحراف نکشاند و ایران مسئول جنگ و بی اعتقاد به اتش بسی که پذیرفته است ، دیده نشود .

با روندی که مشاهده می‌شود و با نگاه به تجربه دو سال مذاکره با کشورهای عضو 1+4 که با هدف احیای برجام و نزدیک به دو ماه مذاکره با این گروه که برای اجرای تعهدات امریکا صورت گرفت ، ایران در این مذاکرات طبعا نمی‌تواند امید چندانی به رفع تحریم‌ها و یا امید چندانی به کاستن از خصومت امریکا ، انگلیس و فرانسه علیه خود داشته باشد و به همین دلیل هم دولت اقای رییسی رسما اعلام کرده است که اقتصاد کشور را به برجام و مذاکرات ان گره نمی‌زند , با این حال ، ایران قطعا موضع مذاکراتی خود را حفظ می‌کند تا حربه تبلیغاتی را از دشمن بگیرد , 5 در این میان باید بدانیم که گروه 1+4 یک گروه متوازن نیست .

فرانسه ، انگلیس ، المان ، روسیه و چین در مواجهه با جمهوری اسلامی چه از حیث توانمندی و چه از حیث سطح و نوع مواجهه با ایران در وضع برابری قرار ندارند , روسیه و چین به عنوان دو عضو قدرتمند و پیشرو شورای امنیت در موضع خصومت با ایران نیستند ، در حالی که فرانسه و انگلیس در وضعیت دشمنی با ایران قرار داشته و المان هم که عضو شورای امنیت نیست و مداخله دادن ان در مذاکرات با ایران ، از ابتدا محل بحث بوده است موضعی نزدیک تر به دو کشور اروپایی دارد , همان طور که می‌دانیم نه شورای امنیت و نه گروه 1+4 یا 1+5، بدون همراه کردن چین و روسیه قادر به تصمیم‌گیری علیه ایران نیستند ؛ بنابراین ما در بحث هسته ای باید دو سیاست جداگانه تبیینی و تحکیمی را در مواجهه با این دو دسته در پیش بگیریم .

ما نباید بگذاریم چین و روسیه در شورای امنیت یا در گروه 1+4 منفعل شده و احیانا مورد سوءاستفاده گروه غربی قرار گیرند , این موضوع علاوه بر اقدامات دیپلماتیک نیازمند یک سازوکار مستمر اجرایی هم می‌باشد , 6 ما نباید در مذاکرات پیش رو سیاست تعجیلی را در پیش بگیریم .

چرا که تعجیل اولین علامت ما در امادگی برای دادن امتیازات تازه می‌باشد که با منافع ملی کشور سازگاری ندارد , از سوی دیگر تجربه دولت روحانی ثابت کرد سیاست تعجیلی ایران جواب نمی‌دهد ؛ چرا که دلیل توقف در پرونده هسته ای ، تاخیر ایران نیست ؛ بلکه عدم تمایل واقعی طرف‌های دیگر به اجرای تعهدات خود می‌باشد , برجام اگرچه عملا وجود خارجی ندارد ولی از انجا که ما هنوز ان را رد نکرده درون برجام تلقی می‌شویم .

تعجیل در ورود برای کسی که اصلا خارج نشده معنای درستی ندارد , امریکا از اول از برجام خارج شده و به عبارت دقیق تر اصلا به ان وارد نشده است , در زمان اوباما خروج امریکا از برجام غیررسمی بود .

در دوره ترامپ و بایدن خروج امریکا رسمی و اعلامی شد , بنابراین اگر جای نگرانی و در نتیجه ، تعجیل باشد ، این امریکاست که باید نگران بوده و تعجیل نماید ، نه ایران , انتهای پیام /.