ترک تحصیل یک میلیونی و پیامد‌های اجتماعی و روانی ان

۱۴۰۰/۰۹/۲۱ ۱۳:۵۸:۰۰


روزنامه اطلاعات در مطلبی با عنوان « ترک تحصیل یک میلیونی و پیامد‌های اجتماعی و روانی ان » به قلم دکتر محمدرضا رییسی این گونه اورده است : خبر ترک تحصیل نزدیک به یک میلیون دانش‌اموز (970 هزار نفر ) را اگر به شمار بازماندگان از تحصیل از همان دوره ابتدایی اضافه کنیم ، با چشم اندازی مواجه می‌شویم که در اینده ای نزدیک به سوی جامعه گشوده خواهد شد و پیامد‌های ان از سطوح اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی خواهد گذشت و بیشترین اسیب را به بدنه نحیف « فرهنگ و روان » فرد و جامعه وارد خواهد کرد , نخستین پیامد ترک تحصیل دانش اموزان ، کاستن از میزان سواد و معلومات ان‌ها و کل جامعه است ؛ سطح کمی و کیفی اموزش در مدارس کشور را هرچه قدر هم که پایین تصور کنیم ، بدون تردید یک دانش‌اموز سال اخر دبیرستان از همه جهات ، معلومات بیشتری نسبت به همکلاسی پیشین خود دارد که در دوره یا پایه‌های گذشته ، از تحصیل بازمانده است , ضرورت توجه به اسیب‌های اجتماعی ترک تحصیل روشن است دانش اموزی که پیش از اتمام مدرسه از محیط درس خارج شده ، حتی اگر روزی قصد ادامه تحصیل در مقاطع دانشگاهی را داشته باشد ، ناگزیر است پله‌های پایین تر را دوباره طی کند و چه بسا در کوران تدوام مشکلات قبلی منجر به ترک تحصیل ، از پیگیری اهداف تحصیلی اینده خود منصرف شود .

بررسی‌ها نشان می‌دهد بیشتر کسانی که در میانه دوران مدرسه ، تحصیل را رها می‌کنند ، هرگز به مشاغل تخصصی تر ( دانشگاهی یا فنی و حرفه ای ) نمی‌رسند و از این منظر نیز اسیب قابل توجهی به بهره وری نیروی کار در کشور وارد خواهد شد , اسیب به بعد پرورشی دانش‌اموز ، وجه دیگری از اسیب‌های متعدد ترک تحصیل است که اگر بزرگتر از زیان اموزشی نباشد ، به طور قطع کمتر از ان نیست ؛ برخلاف برخی تصور‌ها که « پرورش » را تنها در معیار‌های تربیتی و فرهنگی - سیاسی مدارس کشور می‌دانند ، بخش مهمی از خمیرمایه و تکوین شخصیت ، هویت ، طرز فکر و شاکله اصلی شخصیت افراد در دوران کودکی تا نوجوانی در مدرسه شکل می‌گیرد و غفلت از ان به گونه ای خطرناک است که بی تردید اثار متعدد تربیتی ، اجتماعی ، فرهنگی و روانی به همراه خواهد داشت , دانش اموزی که وارد مدرسه می‌شود ، طرز ارتباط با همسالان ، معلمان ، دانش اموزان بزرگتر ، روش همفکری ، هم کلامی ، هم احساسی و در یک کلمه « هم زیستی » را فرامی گیرد و تمرین می‌کند ؛ در کنار ان از محتوای دروس تاریخی ، دینی ، اجتماعی و جغرافیایی مطلع می‌شود و می‌تواند براوردی نزدیک به واقعیت از اوضاع فردی و اجتماعی خود و دیگران به دست اورد و در هجوم محتوا‌های عمدتا رسانه ای هویت زدا و اسیب زا ( اینترنت و ماهواره ) تاب اوری بیشتری داشته باشد ؛ از طرفی تمرین اداب و مناسک دینی ، مذهبی ، سیاسی و ملی و هم گروهی در فعالیت‌های ورزشی یا هنری و یا رقابت‌های علمی می‌تواند به کشف استعداد‌های نهفته او کمک کند و فرایند شکل‌گیری شخصیت و رشد درون مایه‌های او را تسهیل کند .

می دانیم دانش اموزان برخی از اطلاعات و تجربه‌های یگانه مانند ورود یا گذر از دنیای بلوغ جسمی و عاطفی را در مدرسه کسب می‌کنند و در یک نگاه کلی می‌توان گفت ، این محیط « استاندارد شده »، از محیط‌های کاری بیرون ، به طور قطع امن تر و بهداشتی تر است ؛ مگر انکه تصور کنیم کارفرما ، اقابالاسر و همکار دانش اموزی که ( به قصد شغل یا ازدواج ) اقدام به ترک تحصیل می‌کند ، سطح سواد یا بینش بالاتری نسبت به مربیان و معلمان کشور دارد و می‌تواند همچون معلمی دلسوز به اینده او حساس باشد ! اسیب به « سرمایه اجتماعی » کشور ، ضرر دیگر ترک تحصیل هاست ؛ دو شاخص مهم سرمایه اجتماعی یعنی « تعلق به جامعه » ( کشور ) و « اعتماد »، به طور مستقیم در جریان ترک مدرسه کاهش خواهند یافت و در تسلسلی طولانی ، همچنان تا سال‌ها ادامه خواهند یافت ؛ از دانش‌اموز سابق به خانواده پدری ، از او به خانواده شخصی ، فرزندان ، همسر و نسل‌های بعدی و …, در بعد روان شناختی ، اما ماجرا فراتر است ؛ نخست انکه دانش اموزی که ناگزیر به ترک دوستان و مدرسه است ، با یک احساس خشم و یا نفرت به جامعه خواهد نگریست ؛ جامعه ای که او و خانواده‌اش را همراهی نکرد و در یک بی عدالتی اشکار ، فرصت شیرین محصل بودن را از او گرفت ؛ این وجه از پیامد‌های ترک تحصیل در برخی از مجرمان عادی یا خطرناک مشترک است که همواره در دورانی از زندگی خود با بی عدالتی یا فقر یا بی سرپرستی یا بدسرپرستی مواجه بوده‌اند و انتقام ان را ( به زعم خود ) بعد‌ها از جامعه گرفته‌اند , دانش اموزی که تحصیل را کنار گذاشته است ، هر روز با هم کلاسی‌های سابق خود در کوچه و خیابان مواجه شده و نوعی از کمبود عزت نفس یا اعتماد به نفس ، خودبدپنداری یا خودمقصرپنداری یا حتی کینه نسبت به خانواده خود مواجه خواهد شد که پیامد منفی ان قابل تصور است .

از طرفی تفاوت دو محیط مدرسه و جامعه ( بعد از ترک مدرسه ) گاهی انقدر زیاد است که ممکن است منتهی به اسیب بزرگ روانی ( تروما ) شده و به دلیل فقر اگاهی یا مالی هرگز درمان نشود ؛ روشن است که چنین تغییر بزرگی می‌تواند علاوه بر شخص ( دانش‌اموز سابق ) گریبان دوستان ، خانواده و دیگر مرتبطان با او را هم بگیرد , پیامد‌های روان شناختی ترک تحصیل افتادن در دام روابط احساسی و حتی جنسی غیرشرعی ، غیرعرفی و غیربهداشتی و پیامد‌های روان شناختی ان خطر دیگری است که در کمین ترک تحصیل هاست و دود ان مستقیم و غیرمستقیم به چشم جامعه خواهد رفت ؛ محیط‌های بیرون از مدرسه به دلیل فقدان مشاور مدرسه ، معلم اگاه یا مربی و مدیر مدرسه ( که ناگزیر یا معتقد به استاندارد‌های عرفی و مذهبی جامعه هستند ) الزاما راهنمایان دلسوزی را در مسیر کودک و نوجوان قرار نمی‌دهند و او ناگزیر است پاسخ کنجکاوی‌های خود را از افرادی جویا شود که لزوما دانا یا دلسوز نیستند ؛ همین طور است افتادن در دام‌های اعتیاد ، بزهکاری ، فعالیت‌های غیرقانونی ، قاچاق و …, این موارد البته به معنای تصویرگری بهشت برین برای مدارس کشور نیست ؛ اما به جرات می‌توان ادعا کرد که متوسط سطح اموزشی ، تربیتی ، فرهنگی و بینشی موجود در فضای مدارس ایران از متوسط سطح مشاغل کارگری یا کارمندی که دانش اموزان بعد از ترک مدرسه وارد ان می‌شوند ، بالاتر است و این محیط‌ها هیچ ترجیحی بر مدارس ندارند .

بر این فهرست می‌توان همچنان موارد دیگری را افزود ؛ شاید که فکری عاجل برای مقابله با ترک تحصیل یا حتی بازگرداندن صد‌ها هزار نفر از دانش اموزان سابق به مدارس کرد ؛ مقصر کرونا باشد یا شرایط اقتصادی یا فقر فرهنگی و اقتصادی خانوادها ، باید فکری عاجل کرد و اقدامی زودهنگام ؛ یادمان باشد این اسیب‌ها به افراد ترک تحصیلی محدود نخواهد ماند و دیر یا زود دامان کل جامعه را خواهد گرفت ,.